قصه پرغصه فوتبال ايرانى

در اين بخش ميتوانيد درباره كليه مسائل ورزشي به بحث بپردازيد

مدیر انجمن: شوراي نظارت

ارسال پست
Old Moderator
Old Moderator
نمایه کاربر
پست: 763
تاریخ عضویت: دوشنبه 8 خرداد 1385, 10:52 pm
محل اقامت: مشهد
سپاس‌های دریافتی: 196 بار
تماس:

قصه پرغصه فوتبال ايرانى

پست توسط sohrab_poet »

از كجا شروع كنيم؟ از كدام مشكل فوتبال ايرانى بگوييم؟ از اينكه بعد از سپرى شدن ۶ سال از شروع به اصطلاح ليگ حرفه اى فقط ۳ باشگاه ايرانى آنهم از صدقه سر پول بى بازگشت دولتى صاحب ورزشگاه اختصاصى هستند و در آنجا هم نمى توانند ميزبان مسابقاتى با بيش از ۱۰هزار تماشاگر باشند؟ از اينكه فوتبال ايرانى در قرن بيست و يكم هنوز نمى تواند يك صدم خرج خود را در بياورد و اگر پول دولت نباشد بايد در آن را تخته كرد؟ از اينكه در فوتبال صد در صد مصرفى ما فقط قيمت ها است كه رشد كرده و بقيه موارد حتى جنبه هاى معنوى همچون غيرت، تعصب و اخلاق هم تبديل به واژه هاى ويترينى و غيركاربردى (به جز در موقع حرف زدن) شده اند؟ از اينكه هنوز يك اساسنامه و آيين نامه اجرايى بدون مشكل در فوتبالمان نداريم و بايد اول اتفاقى بيفتد و بعد به فكر بيفتيم كه فلان ماده قانونى آيين نامه ما اشكال دارد؟ از اينكه سازندگى در فوتبال ايرانى به پايين ترين سطح خود رسيده است؟ از اينكه با برچيده شدن زمين هاى خاكى حالا مدارس خوش آب و رنگ ولى بى كيفيت فوتبال جاى آنها را گرفته اند و از درون آنها اگر هم محصولى خارج شود بيشتر از بازى به فكر تيپ و ژل و مد موى خود است؟ از اينكه حرف در فوتبال ايرانى شده است باد هوا و راحت تر از سركشيدن يك ليوان آب حرف ها تكذيب شده و قول ها فراموش مى شوند؟ از فوتبالى كه روز به روز كيفيت فنى آن پايين تر آمده و ورزشگاه هايش خلوت تر از قبل مى شود؟
فوتبال امروز يك صنعت عظيم در جهان محسوب مى شود كه گردش پول در آن بعد از بخش انرژى و غذا بيشترين سهم را در اقتصاد جهانى دارد. بيشترين تبليغات صنايع در آن صورت مى گيرد. بالاترين درآمدهاى ممكن در همين دنياى توپ گرد حاصل مى شود ولى ما كجاى كار هستيم؟
باور كنيم ، محروميت و تعليق در مقابل مشكلاتى كه داريم اصلاً خطر محسوب نمى شود. فكر مى كنيد اگر از حضور در مجامع جهانى محروم شويم چه اتفاقى مى افتد؟ كدام سهم عمده خود از درآمدهاى جهانى فوتبال را از دست مى دهيم؟
فوتبالى كه با ورزشگاه هاى عهد عتيق خود ساده ترين امكانات رفاهى براى تماشاگران و نياز اوليه خبرنگاران را ندارد برود در دنيا كه چه بگويد؟ رنگ و لعاب به ستون هاى پوسيده زدن كه هنر محسوب نمى شود. براى ۲ بازى در عرض ۴ روز در ۲ كشور دور از هم نمى توانيم يك برنامه ريزى صحيح انجام دهيم و ملى پوشانمان را مثل ماركوپولو به محل برگزارى بازيها مى فرستيم كه چه بشود؟ نوجوانانمان را نمى توانيم از كشور غريبه با يك پرواز به مملكت خودمان بياوريم و تعدادى از آنها چند روز در كشور ثالث سرگردان مى شوند و آن وقت در مقابل خطر تعليق فوتبالمان فرياد وا مصيبتا سر مى دهيم!
در قرن بيست و يكم توانايى تأمين نور براى برگزارى بازيها را نداريم . ۲ گل سر سبد فوتبال ايرانى كه عشق اكثريت قريب به اتفاق تماشاگران ما را به همراه دارند آن قدر با مشكلات مالى و مديريتى سر و كله زده اند كه جز يك نام و اندامى نحيف هيچ چيز از آنها باقى نمانده است و آن وقت شعار خروج از فوتبال دو قطبى را سرمى دهيم! خيلى وقت است كه از دو قطبى بودن خارج شده ايم ولى به جاى تلاش براى ايجاد قطب هاى جديد همان دو قطب استقلال و پرسپوليس را به مرز نابودى رسانده ايم! به چه چيز اين فوتبال دلخوش باشيم
تصویر
ارسال پست

بازگشت به “انجمن ورزش”