میشه با هم حرف بزنیم؟!!!!!!!!!

در اين بخش ميتوانيد درباره موضوعاتي كه در انجمن براي آنها بخشي وجود ندارد به بحث و گفتگو بپردازيد

مدیران انجمن: MASTER, MOHAMMAD_ASEMOONI, رونین, Shahbaz, شوراي نظارت

ارسال پست
Captain I
Captain I
پست: 527
تاریخ عضویت: یک‌شنبه 10 مهر 1390, 7:31 pm
سپاس‌های ارسالی: 1884 بار
سپاس‌های دریافتی: 2112 بار

میشه با هم حرف بزنیم؟!!!!!!!!!

پست توسط آزیتا »

 به نام خداوند بود و نبود 



سلام

میشه با هم حرف بزنیم؟!!!!!!!!

[External Link Removed for Guests]
     كه بودم فكر مي كردم مادرم خيلي چيزها رو مي دونه .
 
  
       كه بودم فكر مي كردم پدرم از همة پدرها باهوشتر.
 
  
     كه شدم ، گفتم مادرم همه چيز رو هم نمي دونه.
 
  
     كه شدم با خودم گفتم ! اون موقع ها كه پدرم بچه بود همه چيز با حالا كاملاً فرق  
 .
 
  
    كه شدم گفتم ! خب طبيعيه ، مادرم هيچي در اين مورد نمي دونه ....
 
  
     كه بودم گفتم : زياد حرف هاي پدرمو تحويل نگيرم اون خيلي اُمله .
 
  
     كه شدم ديدم مادرم خيلي نصيحت مي كنه گفتم باز اون گوش مفتي گير اُورده .
 
  
         كه شدم . واي خداي من باز گير داده به رفتار و گفتار و لباس پوشيدنم همين طور  
  
  به آدم گير مي ده عجب روزگاريه .
 
  
     كه بودم پناه بر خدا مامانم به طرز مأيوس كننده اي از رده خارجه
 
  
       كه شدم ديدم كه بايد ازش بپرسم، زيرا پدر چيزهاي كمي درباره اين موضوع مي  
  
  زياد با اين قضيه سروكار داشته . 
 
 
     بودم به خودم گفتم بد نيست از مادر بپرسم نظرش درباره اين موضوع چيه هرچي  
  
  چند تا پيراهن از ما بيشتر پاره كرده و خيلي تجربه داره.
 
  
     كه شدم مونده بودم پدر و مادرم چطوري از پس اين همه كار بر ميومدن؟ چقدر  
  
 ، چقدر تجربه دارن .

 
  ساله كه شدم ... [FONT=Tahoma _yuid=yui_3_1_1_2_1331526098906170] حاضر بودم همه چيز رو بدم كه اونا برگردن تا من بتونم باهاشون  
[FONT=Tahoma _yuid=yui_3_1_1_2_1331526098906170] 
[FONT=Tahoma _yuid=yui_3_1_1_2_1331526098906170]دربارة همه چيز حرف بزنم !
 

[FONT=Tahoma _yuid=yui_3_1_1_2_1331526098906170]اما افسوس كه قدرشونو ندونستم ......    چيزها مي شد ازشون ياد گرفت!  

حالا اگه اون هست و تو هم هستی یه خورده ...... 
تصویرتصویرتصویرتصویر

{آزیتا(دریا)} تصویر
[COLOR=#548dd4]   کسی شد شمع , آبش می   

 هر که شد تصویر ,قابش می کنند 

 هر که با افسانه پردازان نشست 

 با فسون خویش, خوابش می کنند 



برای عضویت در انجمن اهدای عضو به لینک زیر مراجعه  

[External Link Removed for Guests]

[FONT=System]دریا سرنوشتم را به یاد آور .............


   به جان نمی رسد تا به تو بر فشانمش
 

 برکه توان نهاد دل , تا ز تو واستانمش

قوت شرح عشق تو , نیست زبان خامه را

گرد در امید تو , چند به سر دوانمش ؟
 
 
 
تصویر DARYA تصویر
Captain
Captain
پست: 2755
تاریخ عضویت: چهارشنبه 18 بهمن 1385, 12:46 pm
محل اقامت: شیراز
سپاس‌های ارسالی: 22364 بار
سپاس‌های دریافتی: 5559 بار

Re: میشه با هم حرف بزنیم؟!!!!!!!!!

پست توسط Present »

این بابایی که این مطلبو نوشته برای کسایی نوشته که از نعمت پدر و مادر تا سن 40 الی 45 برخوردار هستند کسانی مثل ما که تو سن 22 سالگی پدرمون رو از دست دادیم باید چه کار کنیم ؟ بقیه چرخه رو تکمیل کنیم.
پروانه نیستم که به یک شعله جان دهم / شمعم که سوزم و دودی نیاورم

گــــــــــــــــاهی تــــــــــــــاوان شیــــــــــر بودن قـــفس اســـت ...
امــــــــا شـــــغال هــــا در شـــــهــــر آزاد مـــــیگـــــــردنــــــــــد ... !

به زودی تعمیرکار لب تاپ می شم :-)
Captain I
Captain I
پست: 527
تاریخ عضویت: یک‌شنبه 10 مهر 1390, 7:31 pm
سپاس‌های ارسالی: 1884 بار
سپاس‌های دریافتی: 2112 بار

Re: میشه با هم حرف بزنیم؟!!!!!!!!!

پست توسط آزیتا »

به نام خداوند بود و نبود

سلامpresent عزیز

خداوند رحمت کند پدر گرامیتون ذا

خودتون تو امضاتون زدید

(نعمتت بار خدایا ز عدد بیرون است شکر انعام تو هرگز نکند شکر گذار)

خدایی که دادنش نعمته و گرفتنش هم نعمت

پس بر داده و گرفته و نداده و از این به بعد نیز نعمت هایی که به صورت بسیار فراوان و درست می خواد بهمون بده

شکر میکنیم

تموم اونچه رو که میدونی به پای بچه هات بریز عزیز

مراقب خودتون باشید

آرزوی سعادت و سلامت و خوشبختی برای تموم جوونا دارم

{آزیتا(دریا)}
[COLOR=#548dd4]   کسی شد شمع , آبش می   

 هر که شد تصویر ,قابش می کنند 

 هر که با افسانه پردازان نشست 

 با فسون خویش, خوابش می کنند 



برای عضویت در انجمن اهدای عضو به لینک زیر مراجعه  

[External Link Removed for Guests]

[FONT=System]دریا سرنوشتم را به یاد آور .............


   به جان نمی رسد تا به تو بر فشانمش
 

 برکه توان نهاد دل , تا ز تو واستانمش

قوت شرح عشق تو , نیست زبان خامه را

گرد در امید تو , چند به سر دوانمش ؟
 
 
 
تصویر DARYA تصویر
ارسال پست

بازگشت به “ساير گفتگوها”