بازداشت سیدحسن نصرالله در تهران

در اين بخش ميتوانيد درباره موضوعاتي كه در انجمن براي آنها بخشي وجود ندارد به بحث و گفتگو بپردازيد

مدیران انجمن: MASTER, MOHAMMAD_ASEMOONI, رونین, Shahbaz, شوراي نظارت

ارسال پست
Mega Poster
Mega Poster
نمایه کاربر
پست: 827
تاریخ عضویت: پنج‌شنبه 29 اردیبهشت 1390, 12:54 am
محل اقامت: جبهه ی جنگ
سپاس‌های ارسالی: 3906 بار
سپاس‌های دریافتی: 2334 بار

بازداشت سیدحسن نصرالله در تهران

پست توسط mojtabba »

به گزارش خبرنگار وبلاگستان مشرق ،حمید داودآبادی در وبلاگ خود [External Link Removed for Guests]، می گوید : وقتی از او درباره‌ی این که طی دوران مبارزاتش بازداشت شده یا نه، سوال کردم ، با این پاسخ جالب روبه‌رو شدم :


تصویر


"ممکن است بسيار عادي بنمايد اگر بگويم که من در شرايط سختي از عراق فرار کردم. در "نبرد اقليم التفّاح" هم در محاصره قرار گرفته‌ام، اما در هيچ جايي بازداشت نشده‌ام، جز يک‌جا که اگر بگويم شگفت‌زده مي‌شويد؛ ايران! آن هم بعد از پيروزي انقلاب و در جمهوري اسلامي!
ماجرا از اين قرار بود که در سال 1361 تصميم گرفتم به قم بروم. بدون خانواده و به‌تنهايي راه افتادم. در هواپيما چندنفر لبناني بوديم. در ميان ما لبناني‌ها، يکي بود که ريشش را تراشيده بود و با دختر غيرمحجبه‌اي همراه بود. آن‌زمان در ايران موضوع حجاب مطرح نبود. وارد فرودگاه مهرآباد که شدم، مسئول امنيتي فرودگاه که براي بازرسي ما ايستاده بود، گردن بند طلا به گردنش بود و ريشش را هم تراشيده بود. کساني که بي‌حجاب بودند يا ريش‌شان را تراشيده بودند، به‌سادگي رد شدند؛ اما من را که با لباس روحاني بودم و چندنفر ديگر که ريش داشتند، در کناري نگه‌داشتند و اجازه‌ي رفتن ندادند. به همين ترتيب تا نيمه‌شب در فرودگاه معطّل شديم.
نيمه‌شب، ماشيني آمد و ما را به بازداشتگاهي برد. بازداشتگاه ما، ساختماني مصادره‌اي بود که اتاق‌هاي کوچکي داشت. ما را داخل يکي از اين اتاق‌ها حبس کردند. دو روز در آن‌جا در بازداشت بودم! شخصي آمد و چندساعت از من بازجويي کرد:
ـ تو کي هستي؟
ـ در ايران قصد انجام چه کاري داري؟
ـ با چه کسي رابطه داري؟
و درباره‌ي لبنان نيز بازجويي را شروع کرد و ...
بعد از گذشت دو روز از بازداشتم که زير نظر "اطلاعات نخست‌وزيري ايران" بود، بازجو به‌سادگي از من عذرخواهي کرد و آزاد شدم!
آن دو روز خيلي به من سخت گذشت. گاهي به اين فکر مي‌کنم که در تمام عمرم در زندان يا بازداشت نبوده‌ام، اما در جمهوري اسلامي بازداشت شده‌ام. اين براي من خيلي دردناک بود و من اصلا انتظار وقوع آن را نداشتم."

تصویر تصویر تصویر تصویر تصویر تصویر
در اخر الزمان که مجال نظاره نیست - جز راه پاک علی راه و چاره نیست
باید سر عدویه سید علی را برید و گفت - در کار خیر حاجت هیچ استخاره نیست

ما همان نسل جوانیم که ثابت کردیم - در ره عشق جگر دار تر از 100 مردی
هر زمان شور خمینی به سر افتد مارا - دور سید علی خامنه ای می گردیم

امیرا تو میری و فر مان دهی - سر بی سران را تو سامان دههی
عصای تو ام اژدها کن مرا - به اذن ولایت رها کن مرا
رها کن مرا تا خروشان شوم - بلا بر سر دین فروشان شوم
و پ س
ارسال پست

بازگشت به “ساير گفتگوها”