محمد خاکپور: دوست دارم با استيلي مربيگري كنم

در اين بخش ميتوانيد درباره كليه مسائل ورزشي به بحث بپردازيد

مدیر انجمن: شوراي نظارت

ارسال پست
Novice Poster
Novice Poster
نمایه کاربر
پست: 92
تاریخ عضویت: دوشنبه 2 بهمن 1385, 10:32 pm
سپاس‌های دریافتی: 2 بار

محمد خاکپور: دوست دارم با استيلي مربيگري كنم

پست توسط cri$tiano.pb »

زماني به دو قلوهاي فوتبال ايران شهرت داشتند. از بازي در دوران دبيرستان گرفته تا حضور در راه‌آهن، شاهين، پاس و بهمن. حتي بعد از آن كه نامشان به عنوان نخستين لژيونرهاي ايراني در فوتبال سنگاپور مطرح شد، با يكديگر هم‌بازي بوده و در مستطيل سبز كنار يكديگر به چشم مي‌خوردند، اما جام جهاني 98 فرانسه آخرين حضور مشترك دو ملي‌پوش توانمند ايراني در ميدان بزرگ و رسمي بود. از آن پس بود كه با سفر محمد خاكپور به آمريكا اين همزيستي ورزشي به اتمام رسيد و حميد استيلي نيز وارد دوران جديدي از زندگي ورزشي خود شد. مدافع راست تيم ملي با انجام آخرين ديدار ملي خود در سال 2000 مقابل مكزيك با انجام 58 بازي ملي از فوتبال ملي خداحافظي كرد تا فصل جديدي از دوران ورزشي خود را آغاز كند. خاكپور كه تجربه‌ جديدش در فوتبال ايران با دوره‌اي كوتاه و ناموفق در فولاد همراه شد، بار ديگر به آمريكا بازمي‌گردد تا با تمركز بيشتري باشگاه تحت مديريتش را هدايت كند. با اين حال او علاقه‌اش به كار در ايران را كتمان نكرده و از بازگشت به ايران در صورت دريافت پيشنهادي خوب خبر مي‌دهد. گفت‌وگو با محمد خاكپور را در زير مي‌خوانيد:

* آيا بازي‌هاي تيم ملي در چند ماه اخير را پيگيري كرده‌ايد؟
- حتي زماني كه در آمريكا بودم نتايج تيم ملي را پيگيري كرده و بسياري از مسابقات اين تيم را تماشا مي‌كردم. در چند ماه گذشته و پس از اين كه به ايران آمدم فرصت بيشتري پيدا كرده و تعدادي از مسابقات را نيز از نزديك تماشا كردم. در اين ميان آنچه بيش از هر چيز توجه‌ام را به خود جلب كرد گسترده‌تر شدن دايره انتخاب بازيكنان و دعوت امير قلعه‌نويي از بازيكنان جوان و آماده ليگ بود. اين تفكر بسيار خوب و روشني بود كه پس از اعمال تغييرات در كادر فني و حضور مربيان ايراني بر روي نيمكت تيم ملي حكمفرما شد. پس از آن بود كه بسياري از بازيكناني كه در زمان حضور برانكو فرصت پوشيدن پيراهن تيم ملي را پيدا نكرده و پشت درب‌هاي تيم ملي مانده بودند به اردوها دعوت شدند. قلعه‌نويي با اين طرز تفكر دست به كار جديدي زده و در اقدامي جالب و ستودني ليست سياه را از فوتبال ايران پاك كرد.

* آيا شما منكر توانايي‌هاي مربيان خارجي مي‌شويد؟
- به هيچ عنوان قصد انجام چنين كاري را نداشته و ندارم. من توانايي‌ها و قابليت‌هاي مربيان خارجي را زير سوال نمي‌برم. به هر حال بسياري از اين مربيان از دانش و علم روز فوتبال بهره‌مند بوده و ارتباط نزديكي با مباحث آموزش و تئوريك دارند. كافي است نگاهي به پيشرفت فوتبال در نقاط مختلف جهان مانند اروپا و آمريكاي جنوبي بياندازيم تا به اين موضوع پي ببريم. مربيان مطرح و بزرگ دنيا كار خود را به صورت اصولي و زيربنايي بلد هستند و هر كدام سبك خاص خود را اجرا و پياده مي‌كنند. اما متاسفانه مسوولان ورزشي و فوتبال ما به دنبال قشر ديگري از مربيان خارجي رفته‌اند. مربياني كه در طول اين چند سال اخير وارد ايران شده‌اند اكثرا از مربيان درجه دوم و سوم اروپا و جهان بوده و كارنامه چندان درخشاني نداشته‌اند. انتقاد من بيشتر از اين دسته مربيان است كه تاثير زيادي بر پيشرفت فوتبال ايران نداشته و حضور يا عدم حضورشان دردي از اين رشته ورزشي دوا نكرده است.

* حال كه هدايت تيم ملي را مربيان ايراني بر عهده گرفته‌اند چه اندازه به آينده و موفقيت اين تيم اميدوار هستيد؟
- بسيار خوشبين هستم و معتقدم كه تيم ملي مسير اصولي و صحيحي را در پيش گرفته است. هر چند قلعه‌نويي از زماني كه هدايت تيم را بر عهده گرفته بيشتر به دنبال محك زدن بازيكنان مختلف بوده و تيم ملي كمتر با تركيبي ثابت به ميدان رفته است اما، مي‌توان نقاط درخشان و مثبتي را در اين تيم مشاهده كرد كه اميدواري را به اين تيم افزايش مي‌دهد. علاوه بر اين نتايجي كه كادر جديد به دست آورده چه در مسابقات رسمي و يا تورنمنت‌هاي تداركاتي خوب و قابل قبول است. زماني كه قلعه‌نويي به جمع‌بندي لازم درباره‌ي تركيب اصلي تيم دست يافته و اين مقطع آماده‌سازي را پشت سر بگذاريم آسان‌تر مي‌توان از وضعيت تيم ملي و ضعف‌ها و قوت‌هاي آن صحبت كرد. با اين حال انگيزه‌اي كه نوع برخوردها و تصميم‌گيري‌هاي كادر فني در بازيكنان ايجاد كرده بسيار ستودني و قابل ستايش است و مي‌توان گفت كه اين دستاورد بزرگ كادر فني جديد بوده است.

* شما در آمريكا فعاليت گسترده‌اي در خصوص تيم‌هاي پايه و كشف استعدادهاي جوان داشته‌ايد، وضعيت فوتبال پايه در ايران چگونه است؟
- فوتبال ايران سرشار از استعداد است. ما بازيكنان خلاق و با استعداد بي‌شماري را در اختيار داريم كه حضورشان در هر تيمي مي‌تواند بسيار سودمند و تاثيرگذار باشد. نكته مهم در اين ميان نحوه استفاده از اين بازيكنان جوان، خلاق و با استعداد است. اگر اين استعدادها در مسير درست و اصولي هدايت شوند بي‌شك نتايج بسيار خوبي خواهيم گرفت و مي‌توان شاهد پيشرفت‌هاي فراوان فوتبال ايران بود. متاسفانه در فوتبال ايران سرمايه‌گذاري كافي در فوتبال پايه صورت نگرفته و اين استعدادها به درستي مورد بهره‌برداري قرار نمي‌گيرند. در چنين شرايطي اكثر بازيكنان مجبور هستند كه خود راه درست را پيدا كرده و از طريق آزمون و خطا در اين مسير گام بردارند. اين مساله موجب طولاني شدن مسير و هدر رفتن انرژي و زمان مي‌شود. در حالي كه با توجه، حمايت و سرمايه‌گذاري در تيم‌هاي پايه مي‌توانيم راه را كوتاه‌تر كرده و در زمان بسيار كوتاه‌تري به هدف اصلي دست يافت. در حال حاضر به دليل سيستم نادرست و غير اصولي فوتبال ايران بسياري از استعدادهاي ما در سنين پايه هدر رفته و شكوفا نمي‌شوند. در حالي كه كشورهاي صاحب فوتبال و حتي كشورهاي شرق آسيا در اين باره بسيار خوب برنامه‌ريزي كرده و به نتايج درخشاني دست يافته‌اند.

* مهم‌ترين برنامه براي كشف استعدادها چيست؟
- اولين و بهترين برنامه‌اي كه مسوولان بايد آن را به اجرا بگذارند استفاده از مربيان سرشناس و مطرح كشور در تيم‌هاي پايه است. در حال حاضر اين روند در فوتبال ما به صورت معكوس طي شده و بهترين مربيان خود را مسوول هدايت تيم‌هاي بزرگسال كرده‌ايم. ما از تيم‌هاي پايه غافل شده و مربيان مطرح خود را در اين سطوح به كار نبسته‌ايم. اگر تيم‌هاي نوجوانان، جوانان و اميد ما قدرتمند و هماهنگ و حرفه‌اي باشند در آن صورت خيالمان از بابت فوتبال ايران آسوده خواهد شد. بايد توجه داشت كه يك بازيكن تنها در سنين پايه و جواني قابليت آموزش‌هاي مختلف و كسب مهارت‌هاي گوناگون را دارد و در سنين بالاتر امكان اصلاح عادت‌هاي نادرست ورزشي ميسر نخواهد شد.

* يكي از انتقادهاي وارده به مربيان داخلي عدم علاقه و گرايش آنها به آموزش و كسب علم روز فوتبال است. علت آن چيست؟
- بدون شك مربيان داخلي هم بايد به سمت علم، مطالعه و تحقيق گام بردارند و خود را به اين سلاح ارزشمند مجهز سازند. همانطور كه بازيكنان ايراني خلاق هستند مربيان ما هم بايد خلاق و به روز باشند تا از گردونه رقابت با ساير كشورها عقب نمانيم. هر اندازه مربيان ما بيشتر وقت گذاشته و به دنبال كسب علم و دانش فوتبال باشند به همان اندازه در عرصه مربيگري پيشرفت خواهند كرد. تجربه و استعداد تنها يكي از فاكتورهاي يك مربي بزرگ و خوب است و در صورتي كه يك مربي ساير فاكتورها مانند علم و دانش را در اختيار نداشته باشد در كارش موفق نيست. لازم نيست كه مربيان ما براي كسب علم روز دنيا حتما عازم كشورهاي خارجي شوند. آنها اگر علاقه‌مند هستند مي‌توانند از طريق اينترنت نيز با باشگاه‌هاي بزرگ جهان ارتباط برقرار كرده و از آخرين تحولات علمي فوتبال اروپا و جهان اطلاع يابند.

* آقاي خاكپور شما فصل ششم ليگ برتر ايران را از نزديك دنبال كرديد. نقاط ضعف و كمبودهاي ليگ چيست؟
- ضعف اصلي ليگ ايران عدم برنامه‌ريزي دقيق و مناسب است. هفت ماه پيش كه به ايران آمدم و در باشگاه فولاد مشغول به كار شدم مسوولان سازمان ليگ برنامه هشت هفته نخست ليگ را تعيين كرده و به مربيان ارايه دادند. در آن زمان برايم بسيار جالب و تعجب‌آور بود كه تمامي مربيان از اين اقدام مسوولان خوشحال و راضي بودند و با خرسندي از اين موضوع صحبت مي‌كردند. در حالي كه من خود بسيار متعجب بودم كه چرا برنامه نيم فصل نخست ليگ به طور كامل ارايه و مشخص نشده ساير همكاران من راضي بودند. پس از آن كه مسابقات در هفته سوم به ناگاه تعطيل و به تعويق افتاد تازه متوجه اين مساله شده دليل خوشحالي و رضايت ساير مربيان را فهميدم. عدم برنامه‌ريزي معضل اصلي فوتبال ايران است كه بايد هر چه زودتر برطرف شود. اين نوع برنامه‌ريزي به مربيان و باشگاه‌ها بزرگ‌ترين لطمه و آسيب را مي‌زند و كار را براي آنها دشوار مي‌كند. اگر مسابقات ليگ منظم و پيوسته نباشد بازيكنان از نظر فيزيكي و جسماني لطمه خورده و در آن صورت تيم ملي نيز پشتوانه لازم را براي حضور در ميادين مختلف نخواهد داشت. اما، ضعف ديگر ليگ در بعد سخت افزاري قابل بررسي است. فقدان امكانات كافي و سرمايه‌گذاري اقتصادي اندك در اين خصوص كاملا به چشم مي‌خورد. فقدان زمين‌هاي تمرين مناسب و كمبود ورزشگاه‌هاي استاندارد و همچنين كمبود تجهيزات گوناگون مثل سيستم نور ورزشگاه‌ها از آن جمله است.

* كيفيت مسابقات ليگ را چگونه ديديد؟
- كيفيت مسابقه‌ها به دليل عدم امنيت شغلي مربيان، نتيجه‌گرايي بيش از حد مربيان و مديران باشگاه‌ها تا حدودي كاهش يافته است. به دليل پافشاري كه مديران باشگاه‌ها بر مربيان وارد مي‌كنند دغدغه اصلي مربيان كسب نتايج قابل قبول و فراهم آوردن زمينه‌هاي ابقا خود است. زيبا بازي كردن قرباني نتيجه‌گرايي شده است.

* شش دوره از برگزاري ليگ برتر در ايران مي‌گذرد. آيا فوتبال ايران را حرفه‌يي مي‌دانيد؟
- در چند سال اخير آنچه بيش از هر چيز قابل مشاهده است ورود بي‌امان پول به بدنه فوتبال است. هر چند در اين مدت پول بسيار زيادي وارد فوتبال شده اما، شاخصه‌هاي فوتبال حرفه‌اي نمودي در ايران نداشته است. بايد گفت كه فوتبال ايران هنوز حرفه‌اي نشده است. وقتي دو تيم پرطرفدار و قديمي ايران ورزشگاه اختصاصي و زمين تمرين مناسب ندارند چطور مي‌توان ادعا كرد كه فوتبال ايران حرفه‌اي شده است. لازمه اصلي حرفه‌اي شدن فوتبال آن است كه باشگاه‌ها به صورت مستقل درآمدزايي كنند. اما، در حال حاضر چند درصد از باشگاه‌هاي فوتبال ايران توانايي درآمدزايي داشته و از نظر مالي مستقل هستند؟

* آيا علاقه‌اي به همكاري مشترك با حميد استيلي اين بار در عرصه مربيگري داريد يا خير؟
- استيلي از نزديك‌ترين و صميمي‌ترين دوستان من است. وقتي با يكديگر روبرو مي‌شويم از تنها چيزي كه صحبت نمي‌كنيم فوتبال است. به هر صورت اگر شرايط خوب و مساعد باشد از همكاري مشترك با استيلي استقبال خواهم كرد. من كارم را خوب بلد هستم و احساس مي‌كنم كه توانايي كمك به فوتبال ايران را دارم، به هر حال اگر شرايط فراهم بوده و با پيشنهاد خوبي مواجه شوم به ايران بازگشته و فعاليت خواهم كرد.



۴ بهمن ۱۳۸۵ - بعد از ظهر ۱۵:۴۶
زندگي را اگر سخت نگيريد بسيار شيرين است


تشکر يادتون نره لطفا.... مرسي
ارسال پست

بازگشت به “انجمن ورزش”