درباره عادل فردوسي پور

در اين بخش ميتوانيد درباره كليه مسائل ورزشي به بحث بپردازيد

مدیر انجمن: شوراي نظارت

ارسال پست
Old Moderator
Old Moderator
نمایه کاربر
پست: 1487
تاریخ عضویت: پنج‌شنبه 2 آذر 1385, 7:26 pm
سپاس‌های ارسالی: 16 بار
سپاس‌های دریافتی: 209 بار

درباره عادل فردوسي پور

پست توسط ALIAGHAKHAN »

تنها پسر فوتبالی آقای فردوسی پور
رفت؛ هيچ‌وقت پشت سرش رو هم نگاه نكرد. يكي از دوستانش در روزنامه ابرار ورزشي، هنوز هم نااميد نشده و هرازچندگاهي با شماره همراه او تماس مي‌گيرد.
اتفاق جديدي نمي‌افتد، منتهي او ديگر تلفن‌هاي روزنامه ابرار را جواب نمي‌دهد. كسي نمي‌داند چه بين او و روزنامه‌اي كه فعاليتش را در آن آغاز كرد گذشت اما او حالا ديگر جواب نمي‌دهد.
عادل فردوسي‌پور اما هيچ‌وقت نمي‌تواند «90» را دوست نداشته باشد؛ برنامه‌اي كه از ذهن او متولد شد و تا آنجا پيش رفت كه كمتر علاقه‌مندي در فوتبال وجود دارد كه ترجيح دهد دوشنبه شب را در خواب باشد تا جلوي صفحه تلويزيون. او از برنامه‌اش لذت مي‌برد؛ شايد بيش از گزارش‌كردن يك بازي؛ «آره! ترسناك‌بودنش هم جالبه. همين كه يك چيزي بگيم كه دعوا بشه، يك چالشي ايجاد مي‌كنه كه جالبه. به نظرم، اين يك ترس لذتبخشه».
كمي هم كمتر، به گزارش‌كردن روي خوش نشان مي‌دهد: «وقتي بازي‌ها خوب باشند، گزارش مي‌چسبه. براي من باشگاه‌هاي انگليس از همه لذتبخش‌تره. از اين كارم لذتي مي‌برم كه مطمئنم تو رشته‌اي كه درسش رو خوندم، نمي‌تونستم اين لذت رو ببرم».


من قرمزم يا آبي؟
او گزارشگر بي‌طرفي است؟ بسياري از پرسپوليسي‌ها مي‌گويند او استقلالي است. استقلالي‌ها هم بر عكس. هر كدام هم براي خودشان دليل دارند.
اگرچه به نظر مي‌رسد او در دوره‌اي كه در دانشگاه شريف درس مي‌خوانده پرسپوليسي بوده ولي امروز اصلا حاضر نيست به طرف خاصي متمايل شود؛ «واقعا اينجا فضا اين‌قدر باز نيست كه يه گزارشگر بگه من قبلا طرفدار كدوم تيم هستم. اينجا فوتبال دوقطبي است. بگي قرمزم يا آبي، نصف مملكت با تو بد مي‌شن. البته الان ديگه اصلا برام فرقي نمي‌كنه. الان واقعا بي‌طرفم. گزارشگر، يه ذره به يك تيم گرايش داشته باشه، تو كارش تاثير مي‌ذاره».
اما اين مورد اصلا شامل حال تيم ملي نمي‌شود. نمي‌توان گفت كه او مثل يك تماشاگر مي‌تواند به‌راحتي و به هر طريقي ابراز احساسات كند اما بي‌طرفي هم معنايي ندارد؛ «به هر حال در اين جور موارد، حتي استرس هم ايجاد مي‌شه. اگه بگم در مورد پيروزي يا باخت تيم ملي كشورم بي‌احساس و بي‌طرف هستم حتما دروغ گفته‌ام. مسلما ما بايد توي كار گزارش بي‌طرف باشيم ولي آن احساسي كه انسان در مورد كشور خودش داره، مانع اصلي كاره».


سوتي‌هاي عادل
بهتر است كمي هم در مورد اشتباهات عادل فردوسي‌پور در كار گزارش بدانيم؛ چيزي كه به قول خودش «سوتي» نام دارد؛ «سوتي زياد دارم. بهترينش هم اين بود كه توي برنامه، حدود 2ساعت تموم با آقاي حاج‌رضايي بوديم و من موقع خداحافظي گفتم خب من از آقاي نصيرزاده كه 2ساعت با ما همراه بودن تشكر مي‌كنم. اصلا اون شب، هنك كرده بودم».
با اين حال، شايد اين مشكل اساسي فردوسي‌پور نباشد. بيشتر، از تندصحبت‌كردن عادل شاكي هستند تا اشتباهاتش. او هنوز هم با وجود اينكه بهتر از گذشته صحبت مي‌كند اما گاهي اوقات كنترل از دستش خارج مي‌شود؛ «از بچگي اين‌طور بودم. خيلي هم تمرين كردم و بازم دارم تمرين مي‌كنم كه اين‌طور نباشم ولي در كل، خيلي تند صحبت مي‌كنم».

البته او هيچ‌گاه هيچ تكنيك خاصي را براي گزارش‌كردن نياموخته است؛ «هنوز خيلي چيزهاست كه بايد ياد بگيرم، چون هيچ دوره خاصي نديده‌ايم و همه هنرمون چيزهاي ذاتي و بيشتر خلاقانه است. هيچ وقت به طور اصولي بهمون ياد داده نشده كه بايد چيكار كنيم و هيچ كلاس خاصي زير نظر مربي‌هاي داخلي و خارجي برامون نذاشتن».

او حتي مي‌تواند آرزو كند كه در بازي‌هاي ملي روي سكوي تماشاگران بود؛ «... و مثل او بالا و پايين بپرم».

انتقاد نمي‌شود
هميشه حسرت انتقاد كردن گزارشگران خارجي را مي‌خورد: «اين قدر كه گزارشگران خارجي به‌راحتي از بازيكنان انتقاد مي‌كنن كه ما نمي‌تونيم بكنيم. سه سال پيش تو بازي منچستر – رئال وقتي گري نويل دوكارته شد، گزارشگر بازي گفت من مطمئنم خيلي از طرفداران منچستر خوشحال شدن كه گري نويل دواخطاره شد. اگر شما چنين چيزي رو در مورد بازيكن x پرسپوليس يا استقلال بگويي، پدرت رو درمي‌يارن؛ حتي اگه بدترين بازيكن زمين باشه».
او بارها چوب همين مساله را خورده است. 2فصل پيش علي پروين حسابي از خجالت عادل فردوسي‌پور درآمد و مسلما او تا مدتي سوژه داغ شعارهاي تماشاگران در ورزشگاه كارگران بود. امير قلعه نويي هم كم، آهن داغ انتقاد را روي تن او نگذاشته و حالا و در آخرين مورد، خداداد عزيزي – مرد هميشه شاكي فوتبال – پس از كسب نتيجه ناخوشايند ابومسلم برابر مس كرمان، چنان از اين گزارشگر تلويزيوني انتقاد كرد كه گويي او در تمامي بدبختي‌هاي ابومسلم نقش دارد.
با اين حال، كمتر ديده مي‌شود كه او در برنامه تلويزيوني90 يا حتي گزارش‌هايش مصحلت‌انديشي پيشه كند: «خودم سعي مي‌كنم هر چيزي به ذهنم مي‌رسه بگم و تا جايي كه نترسم مي‌گم. بعضي‌ها بهشون برمي‌خوره. بعضي‌ها چيزهاي ديگري مي گن و البته خودسانسوري هم هست».

فقط فوتبال
بي‌طرفي باعث نمي‌شود كه او به فوتبال بي‌تفاوت باشد. يكي از علاقه‌مندي‌هاي اصلي او در زندگي، پرداختن به فوتبال است؛ از فوتبال‌بازي‌كردن و تماشاكردن، تا مجله‌هاي خارجي فوتبال و اينترنت؛ «مي‌شه گفت از 24ساعت، 12ساعت در حال ديدن فوتبال، خواندن اخبار فوتبال و كاركردن روي فيلم‌هاي فوتبالي هستم.
اصلا فوتبال تمام زندگي منه». همسر عادل فردوسي‌پور شرايط را پذيرفته: «او كاملا پذيرفته كه قراره با كي زندگي كنه. من كار خودم رو مي‌كنم و برايم خيلي جديه. هر اتفاقي بيفته من بايد فوتبالم رو ببينم. همه هم مي‌دونن وقتي فوتبال مي‌بينم، نبايد كاري به كار من داشته باشن».

فیلم دیدن من
يكي از علاقه‌مندي‌هاي سابقش سينما بوده. البته الان تنها علاقه‌مندي‌اش«90» و فوتبال است و بس. شايد هم ديگر حوصله‌اش را ندارد كه به سينما برود؛ «نه ديگر! اصلا حوصله‌اش رو ندارم. واقعا نمي‌تونم بشينم پاي تلويزيون و يه فيلم رو تا آخر ببينم».


كلاس‌هاي زبان عادل
زبان انگليسي! علاقه عجيبي به زبان داشت. از كلاس اول دبيرستان در كلاس‌هاي زبان نام‌نويسي كرد. سال آخر دبيرستان به خاطر كنكور، زبان را رها كرد اما بعدا وقتي برگشت، تا پايان كار را ادامه داد. سال سوم دانشگاه، زبان تمام شد: «كلاس‌هاي استادي‌اش رو هم قبول شدم اما كارم تو تلويزيون بيشتر شده بود و تصميم گرفتم نرم».
اغلب كارهاي ترجمه‌اي را خودش انجام مي‌دهد. زبانش آنقدر خوب بود كه در دوره‌اي در دانشگاه تدريس مي‌كرد و البته در كلاس‌هاي زبان. باورتان مي‌شود عادل فردوسي‌پور معلم زبان‌تان باشد؟ اما اگر دوست داشته باشيد بدانيد كلاس‌هاي زبان عادل چگونه مي‌گذرد، يك نفر براي‌تان زحمتش را كشيده: "تا حالا سر كلاس‌هاي عادل فردوسي‌پور رفتيد يا نه؟ خوب اگر نرفتيد، هيچ اشكالي نداره و چيز خاصي رو از دست نداديد؛ به جز يك سري اطلاعات فوتبالي."
از اول جلسه كه پسرا مي‌پرسن استاد از فوتبال چه خبر و همين سوال كافيه كه عادل‌خان شروع كنه به سخنراني و يك مدت مديدي پشت سر اين بازيكن و اون تيم و اينا بگه و اطلاعات رو كنه. خلاصه بعد از همه اين حوادث، جناب عادل‌خان شروع مي‌كنن به انگليسي‌صحبت‌كردن و درس‌دادن كه خب صد البته طرز حرف زدنش اصلا به انگليسي حرف زدن نمي‌خوره ولي جدا از اينها، آدم ذاتا مهربونيه؛ مثلا بعد از كلاس با دقت مي‌شينه به همه سوالا جواب مي‌ده...».
خودش هم در مورد كلاس‌هاي زبانش مي‌گويد: «بالطبع حرف‌هايي پيش مي‌ياد ولي اصولا از يك ساعت و نيم زمان كلاس فقط ده تا پانزده دقيقه!».

زندگي بدون فوتبال
راستش از محله‌اي در غرب تهران شروع شد؛ شهرآرا. مهرماه سال 1353 بود كه عادل به دنيا آمد؛ در خانواده‌اي كه پدرش مهندس برق بود و يك خواهر و يك برادر داشت. فضاي خانه مسلما فضاي فوتبالي نبود و او به دليل علاقه‌اش به فوتبال، بچه سر به راه خانه محسوب نمي‌شد. دبستان را در مدرسه ذوقي، راهنمايي را در مدرسه طالقاني و دبيرستان را... البرز. بچه درس‌خواني بود؛ آن‌قدر درس‌خوان كه با معدل بالاي 18 ديپلم گرفت اما فوتبال هيچ‌وقت از سرش نيفتاد. شايد به همين خاطر هم بود كه پدر با او كاري نداشت. بعد هم در دانشگاه صنعتي شريف در رشته مهندسي صنايع قبول شد و تا پايان فوق ليسانس ادامه داد.
سال سوم دانشگاه تصميم گرفت به علاقه‌مندي‌اش يعني كار خبري بيشتر بپردازد. به دفتر روزنامه ابرار ورزشي رفت: «من علاقه دارم كار كنم؛ مطلب بنويسم». اردشير لارودي سردبير آن‌وقت ابرار ورزشي از او در مورد حيطه كاري‌اش پرسيد: «ترجمه»! يك متن داد دستش و خداحافظي كرد؛ «فردا صبح اول وقت رفتم دفتر روزنامه. كارم رو تحويل دادم و بعد از چند روز كارم رو شروع كردم».

سال 1372 بود. او كارش را شروع كرد. اما بي‌شك بزرگ‌ترين علاقه‌مندي‌اش حضــــــــور در صداوسيما بود. او به قول خودش «n»دفعه تست داد و در نهايت قبول شد؛ «اوايل هم مثبت بود اما مي‌گفتن صدات جوونه؛ پخته نيست. آخرين باري كه تست دادم، اواخر سال‌1373 بود». او در تست قبول شد و كار روزنامه را رها كرد و رفت.
هيچ كس لياقت اشكهاي تو را ندارد و كسي كه اين لياقت را داشته باشد هيچ گاه تو را به گريه نمي اندازد...
ارسال پست

بازگشت به “انجمن ورزش”