نام ايران در جام جهاني 2006 ماندگار شد

در اين بخش ميتوانيد درباره كليه مسائل ورزشي به بحث بپردازيد

مدیر انجمن: شوراي نظارت

ارسال پست
Colonel II
Colonel II
نمایه کاربر
پست: 4117
تاریخ عضویت: سه‌شنبه 11 بهمن 1384, 6:16 pm
سپاس‌های ارسالی: 4503 بار
سپاس‌های دریافتی: 4332 بار
تماس:

نام ايران در جام جهاني 2006 ماندگار شد

پست توسط Reza6662 »

رکورد سریع ترین برکناری رئیس فدراسیون قبل از سرمربی در جام جهانی 2006 از آن تیم ملی ایران ‏شد!

تصویر

بر خلاف دوره های قبلی که تیم های عربی در اخراج مربیان خود ثانیه ای را ‏تاخیر نمی کردند، این بار تیم ملی ایران با عجله فراوان در حالیکه هنوز جام‌جهانی در حال برگزاری ‏است و هزاران خبرگزاری و شبکه اطلاع رسانی ورزشی روی جام جهانی تمرکز کرده اند، به جای ‏برکناری سرمربی تیم، با برکناری رئیس فدراسیون خود را به سوژه‌ای جهانی تبدیل کرد.‏

بی‌توجه به بازتاب این برکناری در رسانه های خارجی تنها به تایید گفته‌های کسانی منجر می شود، ‏که معتقد بودند فوتبال ایران شرایط لازم برای حضور در جام جهانی را نداشته و آنها در مدت یک سال ‏گذشته درست می‌گفته‌اند.‏

از طرفی این برکناری به اعتبار آسیا و کنفدراسیون فوتبال آسیا هم لطمه فراوانی زد، چون بی شک ‏دوره تعویض و کنار زدن‌های احساسی از فوتبال حرفه‌ای جهان که ویترین آن جام‌جهانی است، رخت ‏بربسته و حتی عربستان سعودی که رکورد‌ دار جابه‌جایی مربیان در طول یک سال است، قبل از ‏مسابقه‌ها اعلام می کند؛ بی‌توجه به نتایج تیم ملی، مربی را حفظ خواهیم کرد!‏

حالا باید ماند تا شنبه و دید چه کسی به عنوان رئیس فدراسیون فوتبال اعلام می شود که همه این ‏جو و فضای به وجود آمده علیه فوتبال ایران در جام جهانی را تحت تاثیر قرار می دهد.‏

اگر در این راه بهترین مدیر را هم بر فوتبال کشور بگماریم، تا دنیا دنیاست، نام ایران به عنوان اولین ‏کشوری که حتی اجازه نداد رئیس فدراسیون فوتبال به کشورش بازگردد، در تاریخچه دوره های جام ‏جهانی فوتبال ثبت می شود. همان گونه که گل استیلی ثبت شد و همان گونه که پله اسطوره فوتبال ‏جهان شد. ‏

امروز تنها کسانی از این فضا سود می برند، که در 5 سال گذشته با تمام قدرت بر فوتبال کشور ‏مدیریت کردند و حالا وقتی که باید عملکرد خودشان را تشریح می کردند، به لطف این حرکت عجولانه ‏از زیر وظیفه پاسخگویی رسمی به مردم و رسانه‌ها شانه خالی کرده و فراموش شدند.‏

[External Link Removed for Guests]

حرکت عجيب سازمان تربيت بدني در برکناري دادکان، دقايقي پس از پايان بازي آنگولا و اعلام عجولانه ‏آن، بدون معرفي سرپرست جديد فدراسيون فوتبال، از آن کارهايي است که تنها در ايران رخ مي‌دهد.‏

وقتي محمد دادکان، خودش اعلام کرده بود، پس از بازي‌هاي جام جهاني استعفا مي‌دهد و با حساب ‏اين که تيم ملي نتوانسته به موفقيتي مناسب دست پيدا کند، تنها انگيزه‌ تسويه‌حساب، مي‌تواند، ‏عامل اصلي چنين حرکت ژورناليستي از سوي سازمان ورزش باشد.‏
اي کاش، دست‌كم در سازمان ورزش به اين نکته توجه مي‌کردند که براي نمونه؛ در سال 76 داريوش ‏مصطفوي در اوج موفقيت و رساندن ايران به جام جهاني 98 فرانسه، به بهانه بيماري قلبي از کار برکنار ‏شد.‏

برنامه‌ريزي خبري و اطلاع‌رساني اين کار و شخص جايگزين، آن قدر حساب شده بود، که جامعه ‏ورزشي کشور و حتي خود مصطفوي هم در چنين شيوه منحصر به فردي، شوکه شدند و پس از يک ‏هفته، تازه همه دريافتند كه چه خبر است و به اين ترتيب، تحليل‌ها آغاز شد.‏
اما حال مي‌بينيم، سازمان تربيت بدني، بدون توجه به چنين رويکردي، خود به بازار شايعه دامن مي ‏زند و جامعه را مجبور مي‌کند، تا روز شنبه با اين شايعه‌ها کنار آمده و حتي بعضي از آنها را باور کنند!‏
بي توجه به دامنه تنشي که به خاطر اين تصميم رخ مي‌دهد، در نتيجه تحليل اين روش به دو راه ‏بيشتر نخواهيم رسيد.‏

راه نخست؛ اين که هنوز سازمان تربيت بدني براي رسيدن به يک شخص معتبر، نتيجه لازم را دريافت نکرده ‏و مي‌كوشد، از بازخورد نام‌ها در رسانه‌هاي جمعي و روزنامه‌ها در اين سه روز، به ارزيابي هر چند ‏سطحي، که به انتخاب برسد، دست پيدا کند، تا اگر چهره مورد نظر سازمان از نظر مردم و رسانه‌ها در ‏حد فدراسيون هم نبود، بتواند حداکثر شش ماه، فدراسيون را تا برگزاري مجمع فوتبال کشور اداره کند!‏

راه دوم؛ آن که چانه زني با ولتاژ بالا، بين چهره‌هاي مختلف سياسي حاشيه ورزش در جريان ‏است و هنوز فشار گروهي بر گروه ديگر غلبه نکرده و نامي از گلدان انتخاب نفر جديد فوتبال کشور ‏بيرون نيامده است. از اين رو، چون نمي‌توان فوتبال کشور را بدون مسئول رها کرد، پس چهره‌اي به ‏صورت مقطعي مطرح مي‌شود، تا باز هم پس از اين که آب‌ها از آسياب‌ فرو ريخت و همه تحليل‌ها و ‏انتقادهاي مردمي از فوتبال و ورزش فروکش کرد و به احتمال زياد، کميته معروف بررسي ناکامي‌هاي ‏تيم ملي به نتيجه‌اي رسيد، نفر مورد نظر وارد فوتبال شود! ‏

در هر دو صورت، متمرکز نبودن متوليان ورزش به فوتبال کشور، آشکارترين شاخص اين تصميم‌گيري ‏است، که به روشي اجرا شده در فدراسيون کشتي شباهت دارد.‏
حذف محمد طالقاني و قرار دادن مقطعي محمدرضا يزداني خرم در رأس فدراسيون کشتي از اين تفکر ‏سود مي‌برد.‏
در واقع، هدف اصلي سازمان ورزش براي جبران کمبود اطلاعات ورزشي و ارتباط کم با چهره‌هاي ‏متخصص اين رشته، آنان را وادار کرد، دست‌كم بحران را به صورت مقطعي در کشتي ايران کنترل کنند و پس ‏از اين که مدتي گذشت، چهره‌اي را از ميان جامعه کشتي به عنوان جانشين معرفي کنند.‏

بي شک، اظهارات يزداني خرم در مورد احتياج نداشتن فدراسيون واليبال به رئيس و اشاره به اين که من ‏در فدارسيون کشتي ميهمان هستم، به خوبي نشان مي‌دهد که اين مدير ورزشي، وقتي با صداقت ‏ مي‌گويد: «من يک سرباز هستم !»، تنها مي‌خواهد، در دوره‌اي محدود، آرامش را به اين رشته ‏ورزشي باز‌گردانده و دوباره به واليبال برگردد.‏

حال سازمان ورزش براي فوتبال هم به دنبال چنين روشي است، تا چانه‌زني‌ها به نتيجه برسد و ‏نفر اصلي، فوتبال کشور را به دست بگيرد.‏
اما به واقع در گيرودار اين همه جنجال، که پيش از جام جهاني براي تعويض دادکان راه افتاد، و اين شبهه ‏را به وجود ‌آورد که يک مدير قوي با يک گروه کامل، در انتظار حکم رئيس سازمان است، تنها ـ بدون پشتوانه ـ براي حذف يک چهره بود.‏

به اين که دوره دادکان تمام شده و باقي ماندن او در فوتبال کشور، اشتباهي بزرگ است، شکي نيست، ‏اما براي جانشين دادکان، بايد اعتبار فوتبال ايران، گذشته آن و داشته‌هاي علمي و ‏استعدادهاي آن، مورد توجه قرار گيرد.‏

اگر اين شاخص‌ها مورد توجه تصميم‌گيرندگان حال حاضر ورزش کشور قرار نگيرد و رفاقت‌هاي ‏سياسي، بخواهد عامل انتخاب چهره‌اي جديد براي پر تماشاگرترين ورزش کشور باشد، امروز دادکان، ‏در انتظار فرداي کساني است که از چاشني منطق ورزشي دور مي‌شوند.
ارسال پست

بازگشت به “انجمن ورزش”