صفحه 1 از 1

اصل تحول (تکامل) و فیکسیسم

ارسال شده: جمعه 19 شهریور 1389, 2:11 am
توسط boyiran64
با سلام خدمت دوستان عزیز
متاسفانه نمی دونم چرا تمامی تاپبک های مربوط به نظریه تکامل که بهتر است ان را اصل تحول بنامیم قفل شده.

چرا اصل تحول ؟؟
چون تکامل یعنی کامل شدن در صورتی که یک موجود امکان روند پست شدن را پیش بگیرد و تا زمانی که شرایط ان با شرایط محیط مطابقط داشته باشد می تواند زندگی خود و تولید مثل خود را ادامه دهد .
بعضی ها فراموش میکنند که فیکسیسم یک قانون نیست و فیکسیسم و تحول هر دو نظریه هایی بودند در مورد نحوه پیدایش موجودات زنده که امروزه تمامی علوم زیر شاخه زیست و پزشکی مدعی ان هستند که شواهد موجود و ازمایشات و نتایج ازمایشگاهی از نظریه تحول یا به گفته عام مردم نظریه تکامل پشتیبانی میکند و ان را به حد اصل تحول یا اصل تکامل اعتبار میبخشد.
جالب است که افراد طرفدار فیکسیسم که متاسفانه از ادعای انها از هیچ منبع علمی تبعیت نمی کنند و صرفا از جهت اینکه این اصل با تفکر انها سازگار نیست و شاید چون از بچگی با ضد این تفکر بزرگ شده اند با اصل تحول به مبارزه پرداخته اند که بی شک این مورد ما را به یاد کشیشان سرسخت چند قرن پیش در اروپا که هزاران دانشمند را احمق و کافر می پنداشتند و عقاید خود را بر همه علوم بالاتر میدانستند و چه بر سر گالیله ها زمان خود اوردند. حال انکه از منافع ان براحتی استفاده می کنند (میبینیم که داروهایی مثل انسولین که قبلا از حیوانات دیگر گرفته می شد و یا سرم هایی که از اسب یا حیوانات دیگر گرفته می شوئ استفاده میکنند در صورتی که انها قبول ندارند بدن انها با بدن این بدن این موجودات شباهتی داشته باشد پس چگونه ماده ای که در در بدن ان حیوان بر اساس چندین مکانیسم خاص بیولوژیکی بوجود امده در بدن این افراد هم نتیجه بخش است مگر میشود این را بدون قبول اصل تحول قبول کرد؟!)
حالا بهتر است که از دوستانی که طرفدار فیکسیسم هستند بخواهیم مدارکی علمی مبنی بر درست بودن ادعاهای خود بیاورند !
یکی از نتایج جالب که در مورد اصل تحول وجود دارد و ما از ان بسایر استفاده ها کرده ایم میزان شباهت موجودات از لحاظ ژنتیکی و سپس استفاده از انها در مصارف دارویی و حتی شناحت اعضای بدن ما بوده است:
مثال ایا میدانید چندین میمون رزوس کشته شد تا ما توانستیم RH +و- را شناسایی کنیم که در خون ما انشانها وجود دارد و جلوگیری کرد از کشته شدن انسانهای دیگر و یا ایا میدانید اکثر اطلاعات ما ازساختار مغز انسانها بر اثر ازمایش و کالبد شکافی بر روی میمونها و شامپانزه ها بدست امده (کتاب فیزیولوژی زیست شناسی نگر اثر پروفسور جان پینل) جالب است که بدانید چون موش از لحاظ تکاملی به ما نزدیک است ما ان را به عنوان موش ازمایشگاهی استفاده میکنیم و ازمایشاتی که باید بر روی انسانها انجام بدهیم بر روی انها انجام میدهیم و داروهایی که سنتز میکنیم ابتدا بر روی انها امتهان میکنیم
اگر ما یک تافته جدا بافته هستیم و ربطی به میمون یا شامپانزه نداریم چرا بر روی انها ازمایش انجام میدهیم و بر اساس میزان شبهات ژنتیکی محیطی به جواب های درستی میرسیم.
ایا میدانستید بیش از 95% محتوای ژنتیکی ما و شامپانزه ها شبیه به هم می باشد؟
ایا میدانستید روانشناسی و روان پزشکی مدرنیه بدون قبول اصل تحول دیگر قادر به حل مشکلات و معضلات رفتاری ما نمی باشد؟
اصل تحول دیگر برای اعتبار خود فقط وابسته به فسیل شناسی نیست .
امروزه هیچ مقاله در حوزه جانور شناسی ، قارچ شناسی ، گیاه شناسی ، باکتری شناسی ،و.... بدون ذکر نوع طبقه بندی ان موجود در رده تکاملی و منشاء تکاملی انها درسطح دانشگاهی پذیرفته نیست.
ایا میدانید رشته سلولی ملکولی (کتاب سولی ملکولی لودیش 2008 ، کتاب سلولی ملکولی آلبرتس ، کتاب سلولی ملکولی دکتر مجد)
تایید کننده اصل تحول بخصوص در مورد انسان است.
علم بیوشیمی نیز در این زمینه( تایید مسیر تکاملی انسان از سایر موجودات) پیش امده و حرفهای بسار زیادی دارد (بیوشیمی استرایر 2007 ، بیوشیمی پزشکی هارپر ، بیوشیمی لنینجر )
کتاب های ژنتیک(ژنتیک بنجامین ، ژنتیک استانفیلد و...)
کتاب های میکرو بولوژی ( میکروبیولوژی جاوتر،میکروبیولوژِی اسکات و...)
بر چه اساسی ما انسانها فکر میکنیم یک تافته جدا بافته هستیم در صورتی که این همه منابع علمی از بیوشیمی بیوفیزیک جانور شناسی گیاه شناسی رفتار شناسی وروانپزشکی و روان شناسی و.... تایید کننده این اصل هستند.
در تمامی کتاب های ذکر شده فصلی را به تکامل یا اصل تحول اختصاص داده و شایسته است بدانید داروین نبود که این اصل را کشف کرد بلکه قرنها قبل از او تعدادی از دانشمندان ایرانی به این اصل رسیده بودندولی شواهد کافی برای ارائه ان نداشتند.
ایا حالا که زمین گرد باشد اگر همه مردم هم ان را قبول نکنند شکلش عوش می شود ایا چندین سالی که قبول نداشتند بر علم زمین شناسی و این موضوع که زمین گرد است خدشه ای وارد شد علم یک همه پرسی ندارد که بر اساس ان قاعده و قانون ارائه دهد که اگر ما بگوییم فلان را قبول نداریم ان قاعده و قانون نقض شود.

بی شک تعصب چشمان ما را بسته .
من سعی کردم نام بهترین کتابهای روز دنبارا ذکر کنم که نویسنده های انها افرادی هستند که سالهاست در بهترین دانشگاه های بزرگ دنیا با انجام دقیقترین ازمایشها و ارائه بهترین مقاله ها و حتی استفاده از جدیدترین و بهترین مقاله های دانشگاه های دیگر این کتاب ها را بنویسند . ما هر روز تحت نام پزشکی مهندسی ژنتیک ومهندسی کشاورزی و هر علمی که با موجودات زنده سروکار داریم و از انها و منافع این متابها استفاده میکنیم.(دارو های بیولوژیک مواد غذایی ترازنی موجدات تراژنی و گیاهان و موجودات اصلاح شده و فوایدی که در اینده از انها حتی در مورد انسان (البته در زمان حال هم بصورت غیر علنی فعالیت هایی انجام می شود) از انها بهره مند خواهیم شد.
دوستان علم تعصب پذیر نیست و این زیبایی علم را نشان میدهد به امید روزی که خورشید علم حقیقت را بدون هیچ گونه اسمان جهالت ما انسانها را روشن سازد.
در پایان:
دوستانی که دلایل علمی مبنی بر اشتباه بودن یا درست بودن اصل تحول دارند یا شواهدی علمی مبنی بر تایید یا رد فیکسیسم دارند خواهشن اعلام کنند تا در مورد استفاده دوستان قرار گیرد و مورد بحث قرار بگیرد .
بنده نیز دانشجوی رشته زیست شناسی هستم و خوشحا می شوم که از اطلاعات دوستان دیگر استفاده کنم.
نکته : خواهشا هیچ نوع بحث دینی در این پست قرار ندهید که از جواب دادن ان معذورم و بحث تاپیک گمراه و متوقف خواهد شد.

Re: اصل تحول (تکامل) و فیکسیسم

ارسال شده: دو شنبه 3 مرداد 1390, 8:53 am
توسط patriot1979
اصولا بحث از علوم زیست شناسی بدون طرح و تکیه بر مقوله عمیق تکامل بی معناست این نه تنها نظر زیست شناسان فعلی که ایده شالوده ای بسیاری از پیشروان دنیای زیست شناسی در اوایل سده 20 میلادی بوده است چه اگر غیر از این بود امروزه شاهد چاپ تعداد پرشمار مقالات تخصصی و جالب توجه در حوزه بردارهای تکاملی و جغرافیای تکوینی گونه ای و زیرگونه ای در بسیاری از سلسله ها و رده های جانداران نبودیم. دستاوردهای علوم زیستی برتر با رویکرد مولکولی به مساله غامض تکامل حیات امروزه هر چند با مباحثات فراوان اما تصاویر دقیق تری از سازوکارهای مولکولی این قبیل رخدادهای سلسله وار و زنجیره ای تکاملی را آشکار کرده است که مباحث جالبی همچون انباشت موتاسیون و چگونگی انتخاب و حذف این جهش های انباشت شده در قالب قطعات، خانواده ها و خوشه های ژنی و همچنین مقولات جذابی مانند ایجاد ژن های جدید برای کارکردهای مورد نیاز حسب تغییر جهت گیری های تکاملی و ... از این دست مثال هاست.