صفحه 1 از 4

ازدواج موقت

ارسال شده: پنج شنبه 17 اسفند 1391, 8:50 pm
توسط امیر احمدی2
ایت ا... مطهری

یکی از قوانین درخشان اسلام از دیدگاه مذهب جعفریکه مذهب رسمی کشور ماست این است که ازدواج به دو نحو می تواند صورت بگیرد :دائم وموقت:
ازدواج موقت و دائم در پاره ای از اثار با هم یکی هستند و در قسمتی اختلافدارند .انچه در درجه اول این دو را از هم متمایز می کند یکی این است که زن و مردتصمیم می گیرند به طور موقت با هم ازدواج کنند و پس از پایان مدت اگر مایل بودندادامه دهند و اگر مایل نبودند از هم جدا شوند.
دیگر اینکه از لحاظ شرایط -ازادی بیشتری دارند که به طور دلخواه به هر نحوکه بخواهند پیمان می بندند.مثلا در ازدواج دائم خواه ناخواه مرد باید عهده دارمخارج روزانه و لباس و مسکن و احتیاجات دیگر زن از قبیل دارو و طبیب بشود -ولی درازدواج موقت بستگی دارد به قرارداد ازادی که میان دو طرف منعقد می گردد .ممکن استمرد نخواهد یا نتواند متحمل این مخارج بشود -یا زن نخواهد از پول مرد استفاده کند.
در ازدواج دائم زن خواه نا خواه باید مرد را به عنوان رئیس خانواده بپذیردو امر او را در حدود مصالح خانواده اطاعت کند.اما در ازدواج موقت بسته به قراردادیاست که میان انها منعقد می گردد.
در ازدواج دائم -زن و شوهر خواه ناخواه از یکدیگر ارث می برند .اما درازدواج موقت چنین نیست.
پس تفاوت اصلی و جوهری ازدواج موقت با ازدواج دائم در این است که ازدواجموقت از لحاظ حدود قیود ازاد است یعنی وابسته به اراده و قرارداد طرفین است.حتیموقت بودن ان نیز در حقیقت نوعی به طرفین می بخشد و زمان را در اختیار انها قرارمی دهد.
در ازدواج دائم -هیچ کدام از زوجین بدون جلب رضایت دیگری حق ندارند ازبچهدار شدن و تولید نسل جلوگیری کنند .ولی در ازدواج موقتجلب رضایت طرف دیگر ضرورتندارد .در حقیقت این نیز نوعی ازادی دیگر است که به زوجین داده شده است .
اثری که از این ازدواج تولید می شود یعنی فرزندی که بوجود می اید با فرزندناشی از ازدواج دائم هیچگونه تفاوتی ندارد .
مهر هم در ازدواج دائم لازم است و هم در ازدواج موقت .با این تفاوت که درازدواج موقت عدم ذکر مهر موجب بطلان عقد است و در ازدواج دائم عقد باطل نیست .مهرالمثل تعیین می شودهمانطوری که در عقد دائم مادر و دختر زوجه بر زوج و پدر و پسرزوج حرام و محرم می گردند در عقد منقطع نیز چنین است و همانطوری که خواستگاری کردنزوجه دائم بر دیگران حرام است خواستگاری زوجه موقت نیز بر دیگران حراماست-همانطوری که زنای با زوجه دائم موجب حرمت ابدی می شود زنای با زوجه موقت نیزموجب حرمت ابدی می شود .همانطوری که زوجه دائم بعد از طلاق باید عده نگه دارد-زوجه موقت نیز بعد از تمام شدن مدت یا بخشیدن ان باید عده نگه دارد.با این تفاوتکه عده زن دائم سه نوبت عادت است و عده زن غیر دائم دو نوبت یا چهل و پنج روز .درازدواج دائم جمع میان دو خواهر جایز نیست در ازدواج موقت نیز چنین است.
این است ان چیزی که به نام ازدواج موقت یا نکاح منقطع در فقه شیعه امده استو قانون مدنی ما نیز عین ان را بیان کرده است.
بدیهی است که ما طرفدار این قانون با این خصوصیات هستیم .اما اینکه مردم مابه نام این قانون سوء استفاده هایی می کنند ربطی به قانون ندارد .لغو این قانونجلو ان سوءاستفاده ها را نمی گیردبلکه شکل انها را عوض می کند.به علاوه صدهامفاسدی که از خود لغو قانون بر می خیزد.
ما نباید انجا که انسانها را باید اصلاح و اگاه کنیم به دلیل عدم عرضه ولیاقت در اصلاح انسانها مرتبا به جان مواد قانونی بیفتیم -انسانها را تبرئه کنیم وقوانین را مسئول بدانیم.


Re: ازدواج موقت

ارسال شده: پنج شنبه 17 اسفند 1391, 8:53 pm
توسط امیر احمدی2
اکنون ببینیم با بودن ازدواج دائم چه ضرورتی هست که قانونی به نام ازدواج موقت نیز باشد .
ایا ازدواج موقت با حیثیت انسانی زن و روح اعلامیه حقوق بشر منافات دارد؟
ایا ازدواج موقت اگر هم لازم بوده است در دوران کهن لازم بوده است؟
اما زندگی و شرایط و اقتضای زمان حاضر با ان موافقت ندارد.؟
این مطلب را تحت دو عنوان برسی می کنیم:
الف-زندگی امروز و ازدواج موقت.
ب-مفاسد و معایب ازدواج موقت.
زندگی امروز و ازدواج موقت:
ازدواج دائم مسئولیت و تکلیف بیشتری برای زوجین تولید می کند به همین دلیل پسر یا دختری نمی توان یافت که از اول بلوغ طبیعی که تحت فشار غریزه قرار می گیرد اماده ازدواج دائم باشد .خاصیت عصر جدید این است که فاصله بلوغ طبیعی را با بلوغ اجتماعی و قدرت تشکیل عائله زیادتر کرده است.اگر در دوران ساده قدیم یک پسر بچه در سنین اوایل بلوغ طبیعی از عهده شغلی که تا اخر عمر به عهده او گذاشته می شد بر می امد در دوران جدید ابدا امکان پذیر نیست.یک پسر موفق در دوران تحصیل که دبستان و دبیرستان و دانشگاه را بدون تاخیر و رد شدن در امتحان اخر سال و یا در کنکور دانشگاه گذرانده باشد .در 25 سالگی فارغ التحصیل می گردد و از این به بعد می تواند درامدی داشته باشد .قطعا سه چهار سال هم طول می کشد تا بتواند سرو سامان مختصری برای خود تهیه کند و اماده ازدواج دائم گردد.همچنین است یک دختر موفق که دوران تحصیل را می خواهد طی کند.

Re: ازدواج موقت

ارسال شده: پنج شنبه 17 اسفند 1391, 8:57 pm
توسط امیر احمدی2
جوان امروز و دوره بلوغ و بحران جنسی:
شما اگر امروز یک پسر هجده ساله را که شور جنسی او به اوج خود رسیده است تکلیف به ازدواج بکنید به شما می خندد.همچنین است یک دختر شانزده ساله.عملا ممکن نیست این طبقه در این سن زیر بار ازدواج دائم بروند و مسئولیت یک زندگی را که وظائف زیادی برای انها نسبت به یکدیگر و نسبت به فرزندان اینده شان ایجاد می کند بپذیرند.
ایا با این حال با طبیعت و غریزه چه رفتاری بکنیم ؟
ایا طبیعت حاضر است به خاطر اینکه وضع زندگی ما در دنیای امروز اجازه نمی دهد که در سن شانزده سالگی و هجده سالگی ازدواج کنیم -دوران بلوغ را به تاخیر بیندازد و تا ما فارغ التحصیل نشده ایم غریزه جنسی از سر ما دست بردارد؟
ایا جوانان حاضرند یک دوره رهبانیت موقت را طی کنند و خود را سخت تحت فشار و ریاضت قرار دهند تا زمانیکه امکانات ازدواج دائم پیدا شود؟
فرضا جوانی حاضر گردد رهبانیت موقت را بپذیرد ایا طبیعت حاضر است از ایجاد عوارض روانی سهمگین و خطرناکی که در اثر ممانعت از اعمال غریزه جنسی پیدا می شود .
دو راه بیشتر باقی نمی ماند -یا اینکه جوانان را به حال خود رها کنیم و به روی خود نیاوریم .به یک پسر اجازه دهیم از صدها دختر کام بگیرد -و یک دختر اجازه دهیم با دهها پسر رابطه نا مشروع داشته باشد .و چون متساویا به دختر و پسر اجازه داده ایم -روح اعلامیه حقوق بشر را شاد کرده ایم .زیرا روح اعلامیه حقوق بشر از نظر بسیاری این است که اگر بناست که زن و مرد حتی سقوط ازاد هم دوش بدوش یکدیگر و بازو به بازوی هم و بالا خره متساویا سقوط کنند.
ایا این چنین دختران و پسرانی با چنین روابط گسترده -بعد از اینکه ازدواج کنند .مرد و زن زندگی و خانواده خواهند بود؟

راه دوم -ازدواج موقت و ازاد است .ازدواج موقت در درجه اول زن را محدود می کند که در ان واحد زوجه دو نفر نباشد -بدیهی است که محدود شدن زن مستلزم محدود شدن مرد نیز خواه ناخواه هست.وقتی که هر زنی به مرد معینی اختصاص پیدا کند قهرا هر مردی هم به زن معین اختصاص پیدا می کند.مگر انکه از یک طرف عدد بیشتری داشته باشند .بدین ترتیب پسر و دختر دوران تحصیل خود را می گذرانند بدون انکه رهبانیت موقت و عوارض انرا تحمل کرده باشند و بدون انکه در ورطه کمونیسم جنسی افتاده باشند.

Re: ازدواج موقت

ارسال شده: پنج شنبه 17 اسفند 1391, 9:15 pm
توسط امیر احمدی2
ازدواج ازمایشی:
این ضرورت اختصاص به ایام تحصیل ندارد در شرایط دیگر نیز پیش می اید.اصولا ممکن است زن و مردی که خیال دارند با هم بطور دائم ازدواج کنند و نتوانسته اند نسبت به یکدیگر اطمینان کامل پیدا کنند به عنوان ازدواج ازمایشی برای مدت موقتی با هم ازدواج کنند .اگر اطمینان کامل به یکدیگر پیدا کردند ادامه دهند و اگر نه از هم جدا شوند.
این که اروپاییان وجود یک عده از زنان بدکار را در محل معین از هر شهری تحت نظر و مراقبت دولت لازم و ضروری می دانند برای چیست؟
ایا جز این است که وجود مردان مجردی را که قادر به ازدواج دائم نیستند خطر بزرگی برای خانواده ه به حساب می اورند و امروز از روی ان پرده برداشته صرف نظر کند؟
راسل و نظریه ازدواج موقت:
راسل فیلسوف معروف انگلیسی در کتاب زناشویی و اخلاق می نویسد :در واقع اگر درست بیندیشیم پی می بریم که فواحش -معصومیت کانون خانوادگی و پاکی زنان و دختران مارا حفظ می کنند .هنگامی که این عقیده را لکی در بحبوبه عصر ویکتوریا ابراز کرد اخلاقیون سخت ازرده شدند -بی انکه خود علت را بدانند.اما هرگز نتوانستند خطای عقیده لکی را به اثبات برسانند .زبان حال اخلاقیون مزبور با تمام منطقشان این است که اگر مردم از تعلیمات ما پیروی می کردند دیگر فحشا وجود نداشت.اما ایشان به خوبی می دانند که کسی توجه به حرفشان نمی کند .
این است فرمول فرنگی چاره جویی خطر مردان و زنانی که قادر به ازدواج دائم نیستند و ان بود فورمولی که اسلام پیشنهاد کرده است .ایا اگر این فرمول فرنگی به کار بسته شود و گروهی زن به ایفای این وظیفه اجتماعی !اختصاص داده شوند ان وقت زن به مقام واقعی و حیثیت انسانی خود رسیده است .
راسل رسما در کتاب خود فصلی تحت عنوان ازدواج تجربی باز کرده است .وی می گوید:قاضی لیندزی که سالیان متمادی مامور دادگاه دنور بوده و در این مقام فرصت مشاهده حقایق زیادی داشته پیشنهاد می کند که ترتیبی به نام ازدواج رفاقتی داده شود.متاسفانه پست رسمی خود را از دست داد .زیرا مشاهده شد که او بیش از ایجاد حس گناهکاری در فکر سعادت جوانان است .برای عزل او کاتولیکها و فرقه ضد سیاهپوستان از بذل مساعی خودداری نکردند.
پیشنهاد ازدواج رفاقتی را یک محافظه کار خردمند کرده است و منظور از ان ایجاد ثباتی در روابط جنسی است.
لیندزی متوجه شده که اشکال اساسی ازدواج فقدان پول کافی است.ضرورت پول فقط از لحاظ اطفال احتمالی نیست -بلکه از این لحاظ است که تامین معیشت از جانب زن برازنده نیست.و به این ترتیب نتیجه می گیرد که جوانان باید مبادرت به ازدواج رفاقتی کنند که از سه لحاظ با ازدواج عادی متفاوت است .
اولا منظور از ازدواج تولید نسل نخواهد بود .
دوم مادام که زن جوان فرزندی نیاورده و حامله نشده طلاق با رضایت طرفین میسر خواهد شد.
سوم :زن در صورت طلاق مستحق کمک خرجی برای خورد و خوراک خواهد بود.
انچه لیندزی و راسل ان را ازدواج رفاقتی می نامند گرچه با ازدواج موقت فرق دارد اما حکایت می کند که متفکرانی مانند لیندزی و راسل به این نکته پی برده اند
ببینیم ازدواج موقت چه زیانهایی ممکن است در برداشته باشد.مقدمتا مطلبی دهم:
تاریخ عقاید نویسی:
در میان تمام موضوعات و مسائل و زمینه های اظهار نظر که برای بشر وجود داشته و دارد هیچ موضوع و زمینه ای به اندازه بحث در تاریخ علوم و عقائد و سنن و رسوم و اداب بشری گنگ و پیچیده نیست.
و به همین جهت در هیچ موضوعی بشر به اندازه این موضوعات -یاوه نبافته است و اتفاقا در هیچ موضوعی هم به اندازه این موضوعات شهوت اظهار نظر نداشته است.
از باب مثال اگر کسی اطلاعاتی در فلسفه و عرفان و تصوف و کلام اسلامی داشته باشد و انگاه پاره ای از نوشته های امروز را -که غالبا اقتباس از خارجیها و یا عین گفته های انها است -خوانده باشد می فهمد که این یعنی چه.مثل ایناست که مستشرقین و اتباع و اذنابشان ،برای اظهار نظر در اینگونه مسائل همه چیز را لازم می دانند مگر اینکه خود ان مسائل را عمیقا بفهمند و بشناسند.
مثلا در اطراف مسئله ای که در عرفان اسلامی بنام وحدت وجود معروف است ،چه حرفها که زده نشده است،فقط جای یک چیز خالی است و ان اینکه وحدت وجود چیست و قهرمانان ان در عرفان اسلامی از قبیل محی الدین عربی و صدر المتالهین شیرازی چه تصوری از وحدت وجود داشته اند؟
من وقتی که برخی اظهار نظرها در باره ازدواج موقت را می خوانم بی اختیار به یاد وحدت وجود افتادم.دیدم همه حرفها به میان امده است جز همان چیزی که روح این قانون را تشکیل می دهد و منظور قانونگذار بوده است

البته این قانون یک میراث شرقی است ،این اندازه مورد بی مهری است .اگر یک تحفه غربی بود این طور نبود.ا
قطعا اگر این قانون از غرب امده بود امروز کنفرانسها و سمینارها داده می شد که منحصر کردن ازدواج به ازدواج دائم با شرایط امروز تطبیق نمی کند ،نسل امروز زیر بار این همه قیود ازدواج دائم نمی رود ،نسل امروز می خواهد ازاد باشد و ازاد زندگی کند و جز زیر بار ازدواج ازاد که همه قیود و حدودش را شخصا انتخاب و اختیار کرده باشد نمی رود.ازدواج دائم و عادی وافی به همه احتیاجات اجتماع نیست .

Re: ازدواج موقت

ارسال شده: پنج شنبه 17 اسفند 1391, 9:27 pm
توسط امیر احمدی2
ایراد ها و اشکالها:

الف-پایه ازدواج باید بر دوام باشد ،زوجین از اول که پیملان زناشویی می بندد باید خود را برای همیشه متعلق به یکدیگر بدانند و تصور جدایی در مخیله انها خطور نکند ،علیهذا ازدواج موقت نمی تواند پیمان استواری میان زوجین باشد.
اینکه پایه ازدواج باید بر دوام باشد بسیار مطلب درستی است .ولی این ایراد وقتی وارد است که بخواهیم ازدواج موقت را جانشین ازدواج دائم کنیم و ازدواج دائم را منسوخ نماییم.
بدون شک هنگامی که طرفین قادر به ازدواج دائم هستند و اطمینان کامل نسبت به یکدیگر پیدا کرده اند و تصمیم دارند برای همیشه متعلق به یکدیگر باشند پیمان ازدواج دائم می بندند.
ازدواج موقت از ان جهت تشریع شده است که ازدواج دائم به تنهایی قادر نبوده است که همه در شرایط و احوال رفع احتیاجات بشر را بکند و انحصار به ازدواج دائم مستلزم این بوده است که افراد یا به رهبانیت موقت مکلف گردند و یا در ورطه ازادی جنسی غرق شوند.
بدیهی است که هیچ پسر یا دختری انجا که برایش زمینه یک زناشویی دائم و همیشگی فراهم است خود را با یک امر موقتی سرگرم نمی کند.
ب-ازدواج موقت از طرف زنان و دختران ایرانی که شیعه مذهب هستند استقبال نشده است و انرا نوعی تحقیر برای خود دانسته اند،پس افکار عمومی خود مردم شیعه نیز انرا طرد می کند.
جواب این است که اولا منفوریت متعه در میان زنان ،مولود سو ءاستفاده هایی است که مردان هوسران در این زمینه کرده اند و قانون باید جلو انها را بگیرد و ما در باره این سوءاستفاده ها بحث خواهیم کرد.
ثانیا انتظار این که ازدواج موقت به اندازه ازدواج دائم استقبال شود در صورتیکه فلسفه ازدواج موقت ،عدم امادگی یا عدم امکان طرفین یا یک طرف برای ازدواج دائم است انتظار بیجا و غلطی است.
ج-نکاح منقطع ،برخلاف حیثیت و احترام زن است،زیرا نوعی کرایه دادن ادم و جواز شرعی ادم فروشی است.خلاف حیثیت انسانی زن است که در مقابل وجهی که از مردی می گیرد وجود خود را در اختیار او قرار دهد.
این ایراد از همه عجیب تر است .
اولا ازدواج موقت با مشخصاتی که گفتیم چه ربطی به اجاره و کرایه دارد و ایا محدودیت مدت ازدواج موجب می شود که از صورت ازدواج خارج و شکل اجاره و کرایه به خود بگیرد؟
ایا چون حتما باید مهر معین و قطعی داشته باشد کرایه و اجاره است؟
اگر بدون مهر بود و مرد چیزی نثار زن نکرد،زن حیثیت انسانی خود را باز یافته است؟
از قضا فقه ها تصریح کرده اند و قانون مدنی نیز بر همان اساس مواد خود را تنظیم کرده است که ازدواج موقت و ازدواج دائم از لحاظ ماهیت قرارداد هیچ گونه تفاوتی با هم ندارند و نباید داشته باشند .

Re: ازدواج موقت

ارسال شده: پنج شنبه 17 اسفند 1391, 9:33 pm
توسط امیر احمدی2
ازدواج دائم و موقت ،هر دو ازدواجند و هردو باید با الفاظ مخصوص ازدواج صورت بگیرند و اگر نکاح منقطع را با صیغه های مخصوص اجاره و کرایه بخوانند باطل است.
دیگر اینکه از کی و چه تاریخی کرایه ادم منسوخ شده است؟
تمام خیاطها باربرها ،تمام پزشکها و کارشناسان ،تمام کارمندان دولت از وزیر گرفته تا کارمند دون پایه تمام کارگران کارخانه ها ادمهای کرایه ای هستند.
زنی که به اختیار خود با مرد بخصوصی عقد ازدواج موقت می بندد،ادم کرایه ای نیست و کاری برخلاف حیثیت و شرافت انسانی انجام نداده است.
زنی که به اختیار خود با مرد بخصوصی عقد ازدواج موقت می بندد،ادم کرایه ای نیست و کاری برخلاف حیثیت و شرافت انسانی نکرده است ،اگر می خواهید زن کرایه ای را بشناسید،اگر می خواهید بردگی زن را ببینید به اروپا و امریکا سفر کنید و سری کمپانیهای فیلمبرداری بزنید تا ببینید زن کرایه ای یعنی چه؟
ببینی چگونه کمپانیها ی مزبور حرکات زن ژستهای زن ،اطوار زنانه زن ،هنرهای جنسی زن را به معرض فروش می گذارند.بلیطهایی که در اروپا امریکا برای بارها می پردازند .ببینید در انجا این زن به اصطلاح ازاد و پیشرفته برای اینکه پولی در بیاورد یا پولسازی کند برای صاحبان این اماکن تن به چه کارهایی می دهد .؟
مدتها تحت نظر متخصصان کار ازموده و شریف باید رموز تحریکات زنانه را یاد بگیرد ،بدون روح و شخصیت خود را در اختیار یک موسسه پول دراوری قرار دهد برای اینکه مشتریان بیشتری برای ان موسسه پیدا کند .
سری به کاباره ها و هتلهایشان بزنید ببینید زن چه شرافتی به دست اورده است و برای اینکه مزد ناچیزی بگیرد و جیب فلان پولدار را پر کند چگونه باید همه حیثیت و شرافت خود را در اختیار مهمانان قرار دهد .
زن کرایه ای ان مانکن ها هستند که اجیر و مزدور فروشندگی های بزرگ می شوند وشرف و عزت خود را وسیله پیشرفت و توسعه حرص و از انها قرار می دهند .
زن کرایه ای زنی است که برای جلب مشتری برای یک موسسه اقتصادی با هزاران اطوار که اغلب انها تصنعی و بخاطر انجام وظیفه مزدوری است روی صفحه تلویزیون ظاهر می شود و به نفع یک کالای تجارتی تبلیغ می کند .
کیست که نداند امروز در مغرب زمین زیبایی زن ،جاذبه جنسی زن ،هنر و ابتکار،روح و بدن زن و بالاخره شخصیت زن ،وسیله حقیر و ناچیزی در خدمت سرمایه داری اروپا و امریکا است،و متاسفانه شما دانسته یا ندانسته زن شریف و نجیب ایرانی را به سوی این چنین اسارتی می کشانید .من نمی دانم چرا اگر زنی با شرایط ازاد با یک مرد به طور موقت ازدواج کند زن کرایه ای محسوب می شود.اما اگر زنی در یک عروسی یا شب نشینی در مقابل چشمان حریص هزار مرد و برای ارضاء تمایلات جنسی انها حنجره خود را پاره کند و هزار و یک نوع معلق بزند تا مزد معینی دریافت دارد زن کرایه ای محسوب نمی شود>؟
ایا اسلام که جلو مردان را از اینگونه بهره برداری ها از زن گرفته است و خود زن را به این اسارت اگاه و او را از تن دادن به ان و ارتزاق از ان منع کرده است مقام زن را پایین اورده است یا اروپای امروز .

Re: ازدواج موقت

ارسال شده: پنج شنبه 17 اسفند 1391, 9:37 pm
توسط امیر احمدی2
اگر روزی زن بدرستی اگاه و بیدار شود و دامهایی که مرد امروز در سر راه او گذاشته و مخفی کرده بشناسد ،علیه تمام این فریبها قیام خواهد کرد و ان وقت تصدیق خواهد کرد یگانه پناهگاه و حامی جدی و راستگوی او قران است و البته چنین روزی دور نیستد-نکاح منقطع ،چون به هر حال نوعی اجازه تعدد زوجات است و تعدد زوجات محکوم است پس نکاح منقطع محکوم است .
-نکاح منقطع،از نظر اینکه دوام ندارد ،اشیانه نامناسبی برای کودکانی است که بعدا به وجود می ایند .لازمه نکاح منقطع این است که فرزندان اینده،بی سرپرست و از حمایت پدری مهربان و مادری دلگرم به خانه و اشیانه محروم بمانند .
این ایراد ،ایرادی است که بعضی ها بسیار روی ان تکیه کرده اند .ولی با توضیحاتی که دادیم گمان نمی کنم جای بحث و ایرادی باشد . یکی از تفاوتهای ازدواج موقت و ازدواج دائم مربوط به تولید نسل است .
در ازدواج دائم هیچ یک از زوجین بدون جلب رضایت دیگری نمی تواند از زیر بار تناسل شانه خالی کند.برخلاف ازدواج موقت که هر دو طرف ازادند .در ازدواج موقت ،زن نباید مانع استمتاع مرد بشود ولی نمی تواند بدون انکه لطمه ای به استمتاع مرد وارد اید مانع حاملگی خود بشود و این موضوع با وسایل ضد ابستنی امروز کاملا حل شده است .

Re: ازدواج موقت

ارسال شده: پنج شنبه 17 اسفند 1391, 9:41 pm
توسط امیر احمدی2
علیهذا اگر زوجین در ازدواج موقت مایل باشند تولید فرزند کنند و مسئولیت نگهداری و تربیت فرزند اتیه را بپذیرند تولید فرزند می کنند .بدیهی است که از نظر عاطفه طبیعی فرقی میان فرزند زوجه دائم و موقت نیست و اگر فرضا پدر یا مادر از وظیفه خود امتناع کند قانون انها را مکلف و مجبور می کند همانگونه که در صورت وقوع طلاق قانون باید دخالت کند و مانع ضایع شدن حقوق فرزندان گردد و اگر مایل نباشند که تولید فرزند نمایند و هدفشان از ازدواج موقت فقط تسکین غریزه است از بوجود امدن فرزند جلوگیری می کنند.
هم چنانکه می دانیم کلیسا جلوگیری از ابستنی را امر نامشروع می داند ولی از نظر اسلام اگر زوجین از اول مانع پیدایش فرزند بشوند مانعی ندارد اما اگر نطفه منعقد شد و هسته اولی تکوین فرزند بوجود امد اسلام به هیچ وجه اجازه معدوم کردن ان را نمی دهد.
اینکه فقه های شیعه می گویند هدف ازدواج دائم تولید نسل و هدف ازدواج موقت ،استمتاع و تسکین غریزه است همین منظور بیان می کنند.. بعضی ها نیز نکاح منقطع را این طور مورد نقد قرار داده اند.
اولا می گویند:موضوع قانون نکاح یا ازدواج منقطع طوری ناراحت کننده است که حتی نویسندگان قانون ازدواج نتوانسته اند در خصوص ان شرح و تفصیل بدهند. مثل اینکه از کار خودشان ناراضی بوده اند که فقط برای حفظ ظاهر ، الفاظ و عباراتی سرهم بندی کرده و گذاشته اند.
تنظیم کنندگان مواد قانونی مربوط به نکاح منقطع طوری از کار خودشان ناراضی بوده اند که اساسا عقد مزبور را تعریف نکرده اند و تشریفات و شرایط ان را توضیح نداده اند.سپس خودشان این نقص قانون مدنی را جبران می کنند و نکاح منقطع را تعریف می کنند و می گویند:
نکاح مزبور عبارت است از اینکه زن مجرد در برابر اخذ اجرت و دستمزد معین و مشخص در مدت زمان معلوم و معین ولو چند ساعت و یا چند دقیقه خودش را برای قضای شهوت و تمتع و اجرای اعمال جنسی در اختیار مرد می گذارد.
انگاه می گویند :برای ایجاب و قبول عقد نکاح مزبور در کتب شیعه الفاظ عربی مخصوص ذکر شده است که قانون مدنی به انها اشاره و توجه نکرده و مثل اینکه از نظر قانون گذار به هر لفظی که دلالت بر مقصود بالا نماید ولو غیر عربی هم باشد واقع می شود.

Re: ازدواج موقت

ارسال شده: پنج شنبه 17 اسفند 1391, 9:46 pm
توسط امیر احمدی2
از نظر این گروه :
الف- قانون مدنی ،نکاح منقطع را تعریف نکرده و شرایط ان را توضیح نداده است.
ب-ماهیت نکاح منقطع این است که زن خود را در مقابل دستمزد معینی به مردی اجاره می دهد.
ج-از نظر قانون مدنی ،هر لفظی که دلالت بر مفهوم مورد اجاره واقع شدن زن بکند برای ایجاب و قبول نکاح منقطع کافی است.
باید این گروه را دعوت کرد یک بار دیگر قانون مدنی را مطالعه کنند و با دقت مطالعه کنند .
در قانون مدنی ،فصل ششم از کتاب نکاح ،مخصوص نکاح منقطع است و سه جمله ساده هم بیش نیست .اول اینکه نکاح وقتی منقطع است که برای مدت معینی واقع شده باشد.
دوم اینکه مدت نکاح منقطع باید کاملا معین شود .
سوم اینکه احکام مربوط به مهر و ارث در نکاح منقطع همان است که در قبل گفتیم.
این گروه خیال کرده اند که انچه از اول کتاب نکاح در پنج فصل گفته شده است همه مربوط به نکاح دائم است و تنها این سه ماده به نکاح منقطع مربوط می شود .غافل از اینکه تمام مواد ان پنج فصل جز انجا که تصریح شده است . ،مشترک است میان نکاح دائم و منقطع.

نکاح واقع می شود به ایجاب و قبول به الفاظی که صریحا دلالت بر قصد ازدواج نماید ،مخصوص نکاح دائم نیست ،به هر دو نکاح مربوط است.شرائطی که برای عاقد یا عقد یا زوجین ذکر کرده است نیز مربوط به هر دو نکاح است.اگر قانون مدنی نکاح منقطع را تعریف نکرده است برای این است که نیازی به تعریف ندارد .هم چنانکه نکاح دائم را نیز تعریف نکرده است و مستغنی از تعریف دانسته است.
اگر لفظی مفهوم دیگری غیر از زوجیت داشته باشد از قبیل معاوضه و دادو ستد و اجاره و کرایه برای صحت عقد نکاح چه دائم و چه منقطع کافی نیست. ازدواج دائم و مسئله حرمسرا:
یکی از سوژه هایی که غرب زمین در دست دارد و به رخ او می کشد و برایش فیلمها و نمایشنامه ها تهیه کرده و می کند ،مسئله تشکیل حرمسرا است که متاسفانه در تاریخ مشرق زمین نمونه های زیادی می توان از ان یافت.
زندگی برخی از خلفا و سلاطین مشرق زمین ،نمونه کاملی از این ماجرا به شمار می رود و حرمسرا سازی وظهر اتم و اکمل هوسرانی و هواپرستی یک مرد شرقی قلمداد می گردد.
می گویند:مجاز شمردن ازدواج موقت مساوی است با مجاز دانستن تشکیل حرمسرا که نقطه ضعف و مایه سرافکندگی مشرق زمین در برابر مغرب زمین است .بلکه مساوی است با مجاز شمردن هوسرانی و هوا پرستی که به هر شکل و هر صورت باشد منافی اخلاق و پیشرفت و عامل سقوط و تباهی است.
عین این مطلب در باره تعدد زوجات گفته شده است .جواز تعدد زوجات را به عنوان جواز تشکیل حرمسرا تفسیر کرده اند.
این مسئله را از دوجهت باید بررسی کرد :یکی از این نظر که عامل تشکیل حرمسرا از جنبه اجتماعی چه بوده است ؟
ایا قانون ازدواج موقت در تشکیل حرمسراهای مشرق زمین تاثیری داشته است یا نه؟
دوم اینکه ایا منظور ار تشریع قانون ازدواج موقت این بوده که ضمنا وسیله هوسرانی و حرمسراسازی برای عده ای از مردان فراهم گردد،یا نه

Re: ازدواج موقت

ارسال شده: یک شنبه 20 اسفند 1391, 9:03 am
توسط امیر احمدی2
علل اجتماعی حرمسراسازی:
اما بخش اول -پیدایش حرمسرا معلول دست به دست دادن دو عامل است.
اولین عامل حرمسراسازی تقوا و عفاف زن است ،یعنی شرایط اخلاقی و اجتماعی محیط باید طوری باشد که به زنان اجازه ندهد در حالی که با مرد بخصوصی رابطه جنسی دارند با مردان دیگر نیز ارتباط داشته باشند.در این شرایط مرد هوسران عیاش متمکن چاره خود را منحصر می بیند که گروهی از زنان را نزد خود گرداورده و حرمسرایی تشکیل دهد.
بدیهی است که اگر شرایط اخلاقی و اجتماعی ،عفاف و تقوا را بر زن لازم نشمارد و زن رایگان و اسان خود را در اختیار هر مردی قرار دهد و مردان بتوانند هر لحظه و هر وقت با هر زنی هوسرانی کنند و وسیله هوسرانی همه جا و هر وقت و در هر شرایطی فراهم باشد ،هرگز اینگونه مردان زحمت تشکیل حرمسراهایی عریض و طویل با هزینه هنگفت و تشکیلات وسیع به خود نمی دهند

عامل دیگر نبودن عدالت اجتماعی است،هنگامی که عدالت اجتماعی برقرار نباشد ،یکی غرق دریا دریا نعمت است و دیگری گرفتار کشتی کشتی فقر و افلاس و بیچارگی باشد ،گروه زیادی از مردان از تشکیل عائله و داشتن همسر محروم می ماند و عدد زنان مجرد افزایش می یابد و زمینه برای حرمسراسازی فراهم می گردد.
اگر عدالت اجتماعی برقرار و وسیله تشکیل عائله و انتخاب همسر برای همه فراهم باشد قهرا هر زنی به مرد معینی اختصاص پیدا می کند و زمینه عیا شی و هوسرانی و حرمسراسازی منتفی می گردد .
مگر عده زنان چه قدر از مردان زیادتر است که با وجود اینکه همه مردان بالغ از داشتن همسر برخوردار باشند باز هم برای هر مردی و لااقل برای هر مرد متمکن و پولداری امکان تشکیل حرمسرا باقی بماند؟

Re: ازدواج موقت

ارسال شده: یک شنبه 20 اسفند 1391, 9:07 am
توسط امیر احمدی2
عادت تاریخ این است که سرگذشت حرمسراهای دربارهای خلفا و سلاطین را نشان می دهد،عیشها و عشرتهای انها را مو به موشرح دهد اما از توضیح و تشریح محرومیتها و ناکامیها و حسرتها و ارزو به گور رفتنهای انانکه در پای قصر انها جان داده اند و شرایط اجتماعی به انها اجازه انتخاب همسر نمی داده است،سکوت نماید .ده ها و صدها زنانیکه در حرمسراها بسر می برده اند در واقع حق طبیعی یک عده محروم و بیچاره بوده اند که تا اخر عمر مجرد زیسته اند .
مسلما اگر بر اجتماع اصل عفاف حکومت کند ،تقوا برای زن امر لازم شمرده شود کامیابی جنسی جز در کادر ازدواج اعم ازدایم یاموقت ناممکن گردد و از طرف دیگر ناهمواریهای اقتصادی ،اجتماعی از میان برود و برای همه افراد بالغ امکان استفاده از طبیعی ترین حق بشری یعنی حق تاهل فراهم گردد تشکیل حرمسرا امری محال و ممتنع خواهد بود .
یک نگاه مختصر به تاریخ نشان می دهد که قانون ازدواج موقت کوچکترین تاثیری در تشکیل حرمسرا نداشته است .خلفاء عباسی و سلاطین عثمانی که بیش از همه به این عنوان شهرت دارند هیچکدام پیرو مذهب شیعه نبوده اند که از قانون ازدواج موقت استفاده کرده باشند .
سلاطین شیعه مذهب با انکه می توانسته اند این قانون را بهانه کار قرار دهند هرگز به پایه خلفای عباسی و سلاطین عثمانی نرسیده اند.این خود می رساند که این ماجرا معلول اوضاع خاص اجتماعی دیگر است .

ایا تشریع ازدواج موقت برای تامین هوسرانی است:
در هر چیزی اگر بشود تردید کرد در این جهت نمی توان تردید کرد که ادیان اسمانی عموما بر ضد هوسرانی و هوا پرستی قیام کرده اند،تا انجا که در میان پیروان غالب ادیان ترک هوسرانی و هواپرستی به صورت تحمل ریاضتهای شاقه درامده است .
یکی از اصول مسلم و واضح اسلام مبارزه با هواپرستی است .
قران کریم هواپرستی را در ردیف بت پرستی قرار داده است.در اسلام ادم (ذواق)یعنی کسی که هدفش این است که زنان گوناگون را مورد کامجویی قرار دهد ملعون و مبغوض خداوندمعرفی شده است .امتیاز اسلام از برخی شرایع دیگر به این است که ریاضت و رهبانیت را مردود می شمارد ،نه اینکه هواپرستی را جایز و مباح می داند .
از نظر اسلام تمام غرائز اعم از جنسی و غیره باید در حدود اقتضاءو احتیاج طبیعی اشباع و ارضاء گردد .اما اسلام اجازه نمی دهد که انسان اتش غرائز را دامن بزند و انها را به شکل یک اتش پایان ناپذیر روحی دراورد.از این رو اگر چیزی رنگ هواپرستی یا ظلم و بی عدالتی بخود بگیرد کافی است که بدانیم مطابق منظور اسلام نیست .
جای تردید نیست که هدف مقنن قانون ازدواج موقت این نبوده است که وسیله عیاشی و حرمسراسازی برای مردم هواپرست و وسیله بدبختی و دربدری برای یک زن و یک عده کودک فراهم کند .

Re: ازدواج موقت

ارسال شده: یک شنبه 20 اسفند 1391, 9:12 am
توسط امیر احمدی2
اکنون ببینیم دنیای امروز با حرمسرا چه کرده است ؟

دنیای امروز رسم حرمسرا را منسوخ کرده است.دنیای امروز حرمسراداری را کاری ناپسند می داند و عامل وجود انرا از میان برده است.اما کدام عامل ؟
ایا عامل ناهمواریهای اجتماعی را از میان برده است و در نتیجه همه جوانان به ازدواج رو اورده اند و از این راه زمینه حرمسرا سازی را از میان برده است؟
خیر کار دیگری کرده است ،با عامل اول یعنی عفاف و تقوای زن مبارزه کرده،و بزرگترین خدمت را از این راه به جنس مرد انجام داده است .تقوا و عفاف زن به همان نسبت که به زن ارزش می دهد و او را عزیز و گرانبها می کند برای مرد مانع شمرده می شود.
دنیای امروز کاری کرده است که مرد عیاش این قرن نیازی به تشکیل حرمسرا با ان همه خرج و زحمت ندارد.برای مرد این قرن به برکت تمدن غرب همه جا حرمسرا است.مرد این قرن برای خود لازم نمی داند که به اندازه هارون الرشید و فضل برمکی پول و قدرت داشته باشد تا به اندازه انها جنس زن را در نوعهای مختلف و رنگهای مختلف مورد بهره برداری قرار دهد.

برای این مرد داشتن یک اتومبیل سواری و ماهیانه ای درامد کافی است تا انچنان وسیله عیاشی و بهره برداری از جنس زن را فراهم کند که هارون الرشید در خواب هم ندیده است.هتلها و رستورانها و کافه ها از پیشتر امادگی خود را به جای حرمسرا برای مرد این قرن اعلام کرده اند.
جوان تازه خواننده ای در این قرن با کمال صراحت ادعا می کند که در ان واحد بیش از بیست معشوقه در شکلها و قیافه های مختلف دارد.،چه از این بهتر برای مرد این قرن.مرد این قرن از برکت تمدن غرب چیزی از حرمسراداری جز مخارج هنگفت و زحمت و دردسر از دست نداده است.

اگر قهرمان هزارو یک شب سر از خاک بردارد و امکانات وسیع عیش و عشرت و ارزانی و رایگانی زن امروز را ببیند ،به هیچ وجه حاضر به تشکیل حرمسرا با ان همه خرج و زحمت نخواهد شد.و از مردم مغرب زمین که او را از زحمت حرمسراداری معاف کرده اند تشکر خواهد کردو بی درنگ اعلام خواهد گرد تعدد زوجات و ازدواج موقت ملغی ،زیرا اینها برای مردان در برابر زنان تکلیف و مسئولیت ایجاد می کنند.