روایتی تکان دهنده از دوران پس از مرگ

در اين بخش ميتوانيد درباره موضوعاتي كه در انجمن براي آنها بخشي وجود ندارد به بحث و گفتگو بپردازيد

مدیران انجمن: رونین, Shahbaz, MASTER, MOHAMMAD_ASEMOONI, شوراي نظارت

ارسال پست
Captain II
Captain II
پست: 1348
تاریخ عضویت: چهارشنبه ۲۹ تیر ۱۳۹۰, ۱۲:۵۶ ب.ظ
محل اقامت: Iran
سپاس‌های ارسالی: 5189 بار
سپاس‌های دریافتی: 8626 بار

روایتی تکان دهنده از دوران پس از مرگ

پست توسط A3eman »

سوره الاعراف آیه «۴۰»
إِنَّ الَّذِینَ کَذَّبُوا بِآیاتِنَا وَاسْتَکْبَرُوا عَنْهَا لَا تُفَتَّحُ لَهُمْ أَبْوَابُ السَّمَاءِ وَلَا یدْخُلُونَ الْجَنَّةَ حَتَّى یلِجَ الْجَمَلُ فِی سَمِّ الْخِیاطِ وَکَذَلِکَ نَجْزِی الْمُجْرِمِینَ
کسانی که آیات ما را تکذیب کردند، و در برابر آن تکبر ورزیدند، (هرگز) درهای آسمان به رویشان گشوده نمی‌شود؛ و (هیچ گاه) داخل بهشت نخواهند شد مگر اینکه شتر از سوراخ سوزن بگذرد! این گونه، گنهکاران را جزا می‌دهیم!
درهای آسمان بر روی گنهکاران گشوده نمی شود
به گزارش انعکاس به نقل از روزگار نو ، در روایتی از پیامبر نقل شده است : هنگامی که بنده ی مؤمن از دنیا جدا می شود و رو به سوی آخرت می کند ، فرشتگانی سفید رو که چهره هایشان مانند خورشید می درخشد، با کفن های بهشتی و حَنوطی( عطری خوشبو) از بهشت، از آسمان بر او فرود می آیند و در برابر دیدگان او تا آنجا که چشم کار می کند می نشینند. سپس فرشته ی مرگ می آید و بر بالین او می نشیند و می گوید: ای جان پاکیزه ، به سوی آمرزشی از خدا و خشنودی او بیرون آی. پس جان او مانند خارج شدن آب از دهانه ی مَشک از بدنش خارج می شود؛ اگر چه شما جان کندن را طوری دیگری می بینید.
هنگامی که جان او را می گیرد ، بدون لحظه ای درنگ ، آن را در کفن و حنوط بهشتی قرار می دهند و از او بوی خوشی بهتر از خوشبوترین مشک دنیا بر می خیزد. پس از آن ، او را بالا می برند و بر هیچ گروهی از فرشتگان نمی گذرد مگر این که می پرسند : این روح پاکیزه کیست ؟
می گویند : فلان کس است و او را به بهترین نام هایی که در دنیا صدایش می کردند ، نام می برند. تا این که به آسمان دنیا می رسند. درخواست بازشدن آن را می کنند ، درِ آسمان به رویشان باز می شود و مقربان هر آسمان تا آسمان بعدی او را مشایعت و بدرقه می کنند تا به آسمان هفتم برسد.
در این هنگام ، خدا می فرماید : نامه ی عمل بنده ی مرا ، در علّیّین ( بلندترین مرتبه) بنویسید و او را به زمین بازگردانید؛ زیرا آنها را از زمین آفریدم و به آن باز می گردانم و (بار دیگر) از آن بیرونشان می آورم. آنگاه روح او به بدنش (در قبر) بازگردانده می شود.
پس دو فرشته می آیند و نزد او می نشینند و می گویند :
پروردگار تو کیست ؟
می گوید : پروردگار من خداست.
می گویند : دین تو چیست؟
می گوید : اسلام دین من است.
پس می گویند : این مردی که در میان شما مبعوث شده ، کیست؟
می گوید : او پیامبر خداست.
می گویند : از کجا می دانی؟
می گوید : کتاب خدا را خواندم ، به آن ایمان آوردم و آن را تصدیق کردم.
پس منادی از آسمان ندا می دهد: بنده ام راست گفت. از بهشت برایش فرش و لباس بیاورید و دری از بهشت باز کنید تا از بوی خوش و نسیم آن به او برسد.
سپس قبرش تا چشم کار می کند، باز می شود. شخصی نیکو صورت و خوش لباس و خوشبو نز او می آید و می گوید : مژده باد بر تو به آنچه که تو را خشنود می کند. این همان روزی است که وعده داده شدی.
از او می پرسد: تو کیستی که از سر و رویت خیر و خوبی می بارد؟
او می گوید: من عمل صالح تو هستم.
پس می گوید: پروردگارا ، قیامت را بر پا کن ، قیامت را برپا کن تا به خانواده و دارایی ام برسم.
( پس از آن ) پیامبر (ص) فرمود:
بنده ی کافر زمانی که رو به سوی آخرت می کند و در حال جدایی از دنیاست ، فرشتگانی سیاه رو با گلیم های خشن بر او فرود می آیند و تا آنجایی که چشم کار می کند،در کنار او می نشینند. سپس فرشته ی مرگ می آید و بر بالین او می نشیند و می گوید :
ای جان پلید به سوی خشم و غضبی از جانب خدا بیرون شو.
پس مانند شانه ای که خس و خاشاک را از پشمِ تر می گیرد ، جان او را از تنش بیرون می کند و می گیرد. آنگاه بدون لحظه ای درنگ،آن را در گلیم های خشن قرار می دهند و از او بویی گندتر از هر مرداری که در زمین است ، بلند می شود. او را بر هیچ گروهی از فرشتگان عبور نمی دهند مگر این که می پرسند:این روح پلید کیست؟
می گویند: این فلانی است و او را به زشت ترین نام هایی که در دنیا صدایش می زدند ، نام می برند. تا این که به آسمان دنیا می رسند. در خواست باز شدن آن را می کنند و درهای آن باز نمی گردد.
سپس پیامبر ( ص) این آیه را تلاوت فرمود :
« درهای آسمان به رویشان گشوده نمی شود.»
خدا می فرماید: نامه ی عملش را در سِجّین ( پس ترین مراتب ) در پایین ترین طبقات زمین بنویسید.
روح او را با خفت و خواری پرت می کنند … پس مَنادی از آسمان ندا می دهد : بنده ام دروغ گفت و تکذیب کرد. برایش فرشی از آتش بگسترانید و دری به سوی آتش جهنم به رویش بگشایید تا گرما و بادهای کشنده ی آن به او بوزد. سپس قبر چنان فشاری بر او می آورد که شانه هایش خرد می شود. در این هنگام ، شخصی زشت رو و بدلباس و بدبو نزد او می آید و می گوید : مژده باد بر تو به آنچه که تو را می آزارد. این همان روزی است که وعده داده می شدی. آن کافر از او می پرسد :
تو کیستی که از سر و رویت شر می بارد ؟
او می گوید : من عمل پلید تو هستم .
پس می گوید: پروردگارا ، قیامت را بر پا مکن.
(۱) ۱- المیزان ج ۸ ص ۱۳۹
منبع : انعکاس - Enekas.info
Major II
Major II
نمایه کاربر
پست: 562
تاریخ عضویت: دوشنبه ۷ اسفند ۱۳۸۵, ۴:۵۴ ق.ظ
سپاس‌های ارسالی: 1360 بار
سپاس‌های دریافتی: 1358 بار

Re: روایتی تکان دهنده از دوران پس از مرگ

پست توسط mj_piremard »

با سلام
آقا من میترسم چی کار کنم به الاخره هر آدمی هر چه قدر خوب باشه بگی توبه میکنم یه جاهایی از دستت در میره اون وقت چی
 چه خوب خوند حرف دلمو 
  
[FONT=Arial,sans-serif]  سهم من از دنیا همینه که تو تنهایی شبهام کسی اشکامو نبینه کسی اشکامو نبینه.
     
ارسال پست

بازگشت به “ساير گفتگوها”