خواب طنز

در اين بخش ميتوانيد درباره موضوعاتي كه در انجمن براي آنها بخشي وجود ندارد به بحث و گفتگو بپردازيد

مدیران انجمن: MOHAMMAD_ASEMOONI, رونین, Shahbaz, MASTER, شوراي نظارت

ارسال پست
Captain
Captain
نمایه کاربر
پست: 1672
تاریخ عضویت: پنج‌شنبه 4 شهریور 1389, 9:14 pm
سپاس‌های ارسالی: 3403 بار
سپاس‌های دریافتی: 5790 بار

خواب طنز

پست توسط shafagh »

دو روز قبل حدود ساعت 9 تا 10 صبح که خواب بودم داشتم خواب میدیدم در یک صفی بودم. بنظرم صفی شبیه صف جلو باجه های های بانک بود یک اقای میانسال با کت و شلوار خاکستری نقطه دار تمیز و مرتب و موهای جو گندمی اصلاح کرده و مرتب در جلو من بود و یک اقای دیگر هم کنارم و داشتم با ایشان در مورد اینکه ادم باید درست و درستکار زندگی کند و مرتکب خلاف های اجتماعی و اقتصادی  نشود صحبت می کردم و ایشان هم به خوبی گوش میداد. در حین صحبتم این شعر را مثال اوردم که " از مکافات عمل غافل نشو..." اما مصرع  دومش را عمدا نگفتم نا خود ان اقا بگوید چون میدانستم شعر معروفی است و حتما ایشان مصرع دوم را میداند و می گوید. یکدفعه ان اقای اراسته و مرتب رو به من بر گشت و با کمی لبخند و طعنه امیزگفت :" داری مخ میزنی؟!" من اولش خشکم زد ولی بعد بلافاصله گفتم :" نه دارم حرف میزنم"  و خوب نمی دانم چه مدت بعد از خواب بیدار شدم




 
ارسال پست

بازگشت به “ساير گفتگوها”