
روي ميزتون چه خبره؟؟؟
مدیران انجمن: رونین, Shahbaz, MASTER, MOHAMMAD_ASEMOONI, شوراي نظارت

- پست: 941
- تاریخ عضویت: چهارشنبه ۲۳ فروردین ۱۳۸۵, ۲:۴۱ ب.ظ
- محل اقامت: شیراز
- سپاسهای ارسالی: 10 بار
- سپاسهای دریافتی: 80 بار
- تماس:
خيلي توپ آقا mohsen1001 

[FONT=Tahoma,sans-serif]اگر کسی احساس کند که در زندگیش هیچ اشتباهی را نکرده است، به این معنی است که هیچ تلاشی در زندگی خود نکرده.
[FONT=Tahoma,sans-serif]If someone feels that they had never made a mistake in their life, then it means they had never tried a new thing in their life
[FONT=Tahoma,sans-serif]If someone feels that they had never made a mistake in their life, then it means they had never tried a new thing in their life

-
- پست: 3324
- تاریخ عضویت: چهارشنبه ۳ اسفند ۱۳۸۴, ۲:۱۵ ق.ظ
- سپاسهای ارسالی: 941 بار
- سپاسهای دریافتی: 1474 بار
- تماس:

-
- پست: 807
- تاریخ عضویت: شنبه ۶ اسفند ۱۳۸۴, ۱:۲۳ ب.ظ
- سپاسهای دریافتی: 66 بار
- تماس:

- پست: 121
- تاریخ عضویت: دوشنبه ۲۲ خرداد ۱۳۸۵, ۳:۱۱ ب.ظ
- محل اقامت: کهکشان راه شيري-منظومه شمسي-جنب خورشيد- کره زمين- ايران
- سپاسهای دریافتی: 6 بار
- تماس:
اگه من زودتر با اين تاپيک آشنا بودم يک چند تا از عکسهاي اتاق خودم رو به همراه عکس سيستم براتون ميفرستادم تا کمي حال کنيد
اين اتاق ما طوري بود که وقتي کسي وارد اونجا وارد ميشد بايد زنگ ميزد گروه نجات بيان درش بيارن
چون اوضاي خيلي خفني داشت
کامپوتر من هم که خدا رحمتش کنه
يدونه پنتيوم 3 بود (هوار سال قبل) از صبح ساعت 4 روشن بود تا شب ساعت 11.5 يا 12 بعضي وقتها هم يادم ميرفت خاموشش کنم
خلاصه ازش اونقدر کار کشيديم که آخرش منفجر شد
راست ميگم ها يدونه فن داشت که بيشتر از 3تا پره نداشت (آخه هر وقت سرو صدا ميکرد با دستم ويزدم روش تا درست بشه و اونوقت ميزد و ميشکست)الان اين فن رو يادگاري دارمش خود کام هم که سوزيد رفت دنبال کارش
ولي اگه عکسش رو ميزاشتم فکر کنم کف ميکردين

اين اتاق ما طوري بود که وقتي کسي وارد اونجا وارد ميشد بايد زنگ ميزد گروه نجات بيان درش بيارن
چون اوضاي خيلي خفني داشت
کامپوتر من هم که خدا رحمتش کنه
يدونه پنتيوم 3 بود (هوار سال قبل) از صبح ساعت 4 روشن بود تا شب ساعت 11.5 يا 12 بعضي وقتها هم يادم ميرفت خاموشش کنم
خلاصه ازش اونقدر کار کشيديم که آخرش منفجر شد
راست ميگم ها يدونه فن داشت که بيشتر از 3تا پره نداشت (آخه هر وقت سرو صدا ميکرد با دستم ويزدم روش تا درست بشه و اونوقت ميزد و ميشکست)الان اين فن رو يادگاري دارمش خود کام هم که سوزيد رفت دنبال کارش
ولي اگه عکسش رو ميزاشتم فکر کنم کف ميکردين

1 چیزی رو خیلی وقته می خواستم بهت بگم . میدونم میگی برو بابا ولی من ....
من.... واقعا عاشق ....من واقعا عاشق تو ..... من واقعا عاشق توروبچه با خیارم !!!
من.... واقعا عاشق ....من واقعا عاشق تو ..... من واقعا عاشق توروبچه با خیارم !!!

- پست: 121
- تاریخ عضویت: دوشنبه ۲۲ خرداد ۱۳۸۵, ۳:۱۱ ب.ظ
- محل اقامت: کهکشان راه شيري-منظومه شمسي-جنب خورشيد- کره زمين- ايران
- سپاسهای دریافتی: 6 بار
- تماس:

- پست: 121
- تاریخ عضویت: دوشنبه ۲۲ خرداد ۱۳۸۵, ۳:۱۱ ب.ظ
- محل اقامت: کهکشان راه شيري-منظومه شمسي-جنب خورشيد- کره زمين- ايران
- سپاسهای دریافتی: 6 بار
- تماس:
تميز بودنش که آره تميزه ولي خيلي قاتي پاتي بود و توش گم ميشدي
وقتي يک قريبه ميومد به اتاق من بايد اول يدونه نخ ميبست به کمرش و سر ديگه نخ رو هم ميبست به در که هنگاه بيرون رفتن بتونه راهشو پيدا کنه
روی دسک تاپم هم که نوشته بود ادامه در صفحه بعد 8)
وقتي يک قريبه ميومد به اتاق من بايد اول يدونه نخ ميبست به کمرش و سر ديگه نخ رو هم ميبست به در که هنگاه بيرون رفتن بتونه راهشو پيدا کنه
روی دسک تاپم هم که نوشته بود ادامه در صفحه بعد 8)

1 چیزی رو خیلی وقته می خواستم بهت بگم . میدونم میگی برو بابا ولی من ....
من.... واقعا عاشق ....من واقعا عاشق تو ..... من واقعا عاشق توروبچه با خیارم !!!
من.... واقعا عاشق ....من واقعا عاشق تو ..... من واقعا عاشق توروبچه با خیارم !!!

-
- پست: 3324
- تاریخ عضویت: چهارشنبه ۳ اسفند ۱۳۸۴, ۲:۱۵ ق.ظ
- سپاسهای ارسالی: 941 بار
- سپاسهای دریافتی: 1474 بار
- تماس:

