EPEX نوشته شده:واقعا جاي تاسف است که نسل امروز ما به راحتي وجود افسانه اي مثل کوروش رادر 2500 سال پيش باور ميکند و به ان هم اعتقاد دارد!(( که دليلش هم تبليغات شونيست ها در صده اخير است))!
اما از تاريخ چند صد سال پيش خود و حکومت هاي صفويه، افشاري، زنديه و قاجار بي اطلاع است!

يااطلاعات بسيار ناقص و مخدوشي دارد!
جناب EPEX - بنده هم برای شما متاسفم !!! که با وجود این همه کتب و آثار تاریخی که تمدن بزرگ ایران باستان را در آن زمان ( حکومت هخامنشیان ) تایید می کند ، رد می کنید !!! کوروش کبیری که در قرآن نام آن به عنوان پادشاه عدالت پیشه و ذوالقرنینی که با خضر نبی ( ع ) همراه شد عنوان شده است . ذوالقرنینی که آیت الله مکارم شیرازی و جمعی از علمای عظام با تحقیق ، تفحص و تفسیر قوی در قرآن ، او را با کوروش کبیر پادشاه بزرگ ایران زمین یکسان می دانند . این همه دلایل محکم و این همه اساتید دانشگاههای معتبر دنیا که با زیرو رو کردن تاریخ و بررسی دقیق نوشته های هرودوت ، گزنفون و ... زندیگینامه این مرد بزرگ و عظمت این تمدن را تایید می کنند ، این همه باستان شناس بزرگ کشورهای اروپایی که کتیبه های باستانی آن زمان را ترجمه کرده ( که این کتیبه ها نه تنها در ایران بلکه در بابل ، مصر و ترکیه امروزی یافت شده اند ) و با دلایل مستند عظمت این تمدن بزرگ و وجود کوروشی که ناجی یهودیان بابل بود را تایید کرده شما رد می کنید !!! چطور شما به این نتیجه رسیدید که کوروش کبیر و تمدن هخامنشیان افسانه ای بیش نبوده است ؟؟؟ ضمنا" این مطلب را اضافه می نمایم ، که اطلاعات ما از پیشنیه تاریخیمان محدود و مخدوش است که فردی مانند من ، شما و امثالهم بخواهیم دلیل عظمت تمدنمان را حتما" رد کرده و آنرا تبلیغات بدانیم ! هر از چند گاهی افرادی در این کلوپ مخالفتهایی را در این زمینه ( عدم وجود تمدنی بزرگ و وجود پادشاهی چون کوروش ) بروز می دهند و این نشانه تفکراتی است که اخیرا" غرب با موج اسلام ستیزی ، مخالفت با کشورهای اسلامی از جمله ایران که در دنیا شکل گرفته به من و شما القاء می کند ، نمونه بارز آن ساختن فیلمی مانند 300 است که این تفکر را در ذهن تمامی جهانیان وحتی جوانان ایرانی بوجود آورده و بر آن دامن می زند ؛ و اما در مورد قسمت دوم گفته هایتان تا حدی موافقم اما نه در مورد قاجاریه ، که مملکت را مثل گوشت قربانی با معاهده های جاهلانه خود تکه تکه واگذار کردند ؛ در مورد صفویه و تا حدی زندیه موافقم مخصوصا " دوره افشاریه که نادر شاه کبیر و منش این ابر مرد تاریخ پادشاهی ایران را واقعا" درک نکرده ایم که چه خدمات گرانقدری را برای وطنش انجام داده است که از آن بی خبریم ؛ جهت خاتمه بحثم گوشه هایی از گفته های نادرشاه افشار که به همت یکی از دوستان در همین سایت جمع آوری شده بود می گذارم :
تمام وجودم را برای سرفرازی میهن بخشیدم به این امید که افتخاری ابدی برای کشورم کسب کنم .
فتح هند افتخاری نبود ، برای من دستگیری متجاوزین و سرسپردگانی مهم بود که بیست سال کشورم را ویران ساخته و جنایت و غارت را در حد کمال بر مردم سرزمینم روا داشتند . اگر بدنبال افتخار بودم سلاطین اروپا را به بردگی می گرفتم . که آنهم از جوانمردی و خوی ایرانی من بدور بود .
باید راهی جست در تاریکی شبهای عصیان زده سرزمینم همیشه به دنبال نوری بودم نوری برای رهایی سرزمینم از چنگال اجنبیان ، چه بلای دهشتناکی است که ببینی همه جان و مال و ناموست در اختیار اجنبی قرار گرفته و دستانت بسته است نمی توانی کاری کنی اما همه وجودت برای رهایی در تکاپوست تو می توانی ، این تنها نیرویی است که از اعماق و جودت فریاد می زند تو می توانی جراحت ها را التیام بخشی و اینگونه بود که پا بر رکاب اسب نهادم به امید سرفرازی ملتی بزرگ .
اگر جانبازی جوانان ایران نباشد نیروی دهها نادر هم به جای نخواهد رسید .
برای اراضی کشورم هیچ وقت گفتگو نمی کنم بلکه آن را با قدرت فرزندان کشورم به دست می آورم .
کمربند سلطنت ، نشان نوکری برای سرزمینم است نادرها بسیار آمده اند و باز خواهند آمد اما ایران و ایرانی باید همیشه در بزرگی و سروری باشد این آرزوی همه عمرم بوده است .