]
حجم بالا ؛ كيفيت پايين
مسئله مهمي كه در نظام آموزشي ما بهعنوان يك امر مسلط پذيرفته شده، گنجاندن حجم بالاي محتويات درسي در دوره زماني و آموزشي محدود است. به همين دليل هم هست كه دانشآموزان به جاي اينكه تكيهشان روي يادگيري باشد، حفظ كردن دروس را در اولويت قرار ميدهند. شيرزاد عبداللهي، كارشناس مسائل آموزش و پرورش، در اين باره ميگويد:«در نظام آموزشي ما به خاطر حجم بالاي مطالب درسي، آن دانشآموزي موفقتر است كه حافظه قويتري داشته باشد. حتي در بسياري مواقع، داشتن خلاقيت و كنجكاوي ممكن است به عقب افتادگي دانشآموزي در عرصه تحصيل منجر شود. ما ذهن دانشآموزان را ظروف خالي ميدانيم و قصد داريم تا بدون در نظر گرفتن استعداد و تواناييهاي او آموزشهايمان را به آنها تزريق كنيم.»
برخلاف گفتههاي او، مديركل دفتر برنامهريزي و تاليف كتب درسي معتقد است:«حجم بالاي كتابها متناسب با نيازهاي آموزشي ماست و مرتفع ساختن اين نيازها تلاش بيشتري را از سوي دانشآموزان طلب ميكند.» وي ميافزايد:«در بعضي از درسها معلمان و دانشآموزان گلهمند هستند كه زمان و ميزان حجم درسها متناسب نيست كه البته اين موضوع عموميت ندارد و ميتواند با استفاده از معلمان متخصص بهراحتي حل و فصل شود.»
وقتي كتابها بهروز نباشد
هر سال حجم عظيمي از اطلاعات به دنيا وارد ميشود و از طريق ماهواره و اينترنت انتشار مييابد. براساس آمارگيريهاي انجام شده، نوجوانان و جوانان، بيشترين آمار استفادهكنندگان از وسايل ارتباطي را دارند. بنابراين نميتوان انتظار داشت كه باقي ماندن سطح كتب درسي در حد آموزشها و متون چندين سال پيش بتواند قدمي در رفع نيازهاي اطلاعاتي دانشآموزان بردارد. پرويز شريفي درآمدي، استاديار روانشناسي دانشگاه علامه طباطبايي در اينباره ميگويد:«با وجود پيشرفتهاي فراوان در حوزه فناوري، فرهنگ و علوم، دوره نوجواني در كشور ما در مقايسه با گذشته، يكي دو سال پايينتر آمده است.»
او ادامه ميدهد:«اطلاعاتي كه در گذشته براي دانشآموزان دوره راهنمايي يا دبيرستان در نظر گرفته ميشد، امروزه با توجه به پيچيدگيهاي دنيا، براي اين سنين قابل استفاده نيست؛ از اينرو لازم است حجم مطالب را به سنين پايينتر بياوريم و آموزشها را منطبق با نياز آنها تهيه كنيم.» مديركل دفتر برنامهريزي و تاليف كتب درسي آموزش چندرسانهاي را بهعنوان راه حلي مناسب براي اين مهم ميداند و ميگويد:«آموزش چند رسانهاي را به جاي آموزش تكرسانهاي در برنامه آموزش و پرورش قرار دادهايم و درنظر داريم كه از كمكآموزشيها بهعنوان وسيله آموزشي استفاده كنيم.»
ذوالعلم ميافزايد:«درنظر داريم كه از رسانههاي مختلف استفاده كنيم و از معلمهاي متخصص براي آموزش آگاهيهاي روز دنيا به دانشآموزان مدد بگيريم.»
او ادامه ميدهد:«در حال حاضر نظام درسي ما نظامي كتابمحور است. سعي داريم تا برنامهمحوري را جايگزين كتابمحوري كنيم و نقش پررنگتري براي معلم در آموزش اختصاص دهيم. علاوه بر آن پژوهشمحوري و تقويت عقلاني دانشآموزان از مهمترين برنامههايي است كه در آينده بايد مورد بررسي قرار گيرد.»
در حاليكه كشورهاي مختلف دنيا از جديدترين روشها براي آموزش كودكان و نوجوانانشان استفاده ميكنند، آنها را به تحقيق و تفحص وا ميدارند و براي كنجكاوي و خلاقيت آنها اهميت بيشتري قائلاند، آيا باز هم ميتوان حجم بالاي مطالب و اجبار دانشآموزان براي حفظ كردن آنها را يك نياز دانست؟ يا در كنار اطلاعات گسترده و روز دنيا از آنها انتظار داشت تا باز هم به خواندن كتابهاي تك منبعي تمايل نشان دهند و آموزههايشان را در اين سطح نگه دارند؟!
منبع : [External Link Removed for Guests]



