و باز هم عشق

در اين بخش ميتوانيد درباره موضوعاتي كه در انجمن براي آنها بخشي وجود ندارد به بحث و گفتگو بپردازيد

مدیران انجمن: رونین, Shahbaz, MASTER, MOHAMMAD_ASEMOONI, شوراي نظارت

ارسال پست
Major I
Major I
پست: 5234
تاریخ عضویت: پنج‌شنبه ۲۵ خرداد ۱۳۸۵, ۲:۴۷ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 1747 بار
سپاس‌های دریافتی: 4179 بار
تماس:

و باز هم عشق

پست توسط ganjineh »

تصویر
و باز هم عشق
-عشقتجارت نیست... شکوفه دادن درختها، درخشیدن ستاره ها، اینها هیچکدام ربطیبه کاسبی ندارند..نه لازم است پولی برای آنها بدهی نه کسی از تو چیزیمطالبه میکند ..پرنده ای که پشت در خانه ی تو می نشیند و نغمه ای خوش سرمیدهد از تو تقاضای دریافت پاداش و تقدیر نامه نمیکند ..عشق نیز اینگونهرشد میکند..ببخش و منتظر پاداش در ازای بخشیدن عشق نباش....

-هرلحظه ی زندگی ات باید صرف عشق شود...در این صورت زندگی تبدیل به عبادتمیشود و دیگر نیازی به جسنجوی خداوند نیست.زیرا خداوند خود به نزد کسی میآید که مزه ی عشق را چشیده است.

-عشق هیچگاه انسانی را از دنبالکردن افسانه ی شخصی اش باز نمیدارد.اگر چنین شود بخاطر آن است که عشق توعشقی راستین نبوده..عشقی که به زبان جهانی سخن میگوید...

-تا زمانی که عشق بورزیم همواره آرزومندیم بهتر از آن باشیم که هستیم..

- اگر تو تجربه ای از عشق نداشته باشی آن وقت هیچوقت تجربه ای از عبادت نخواهی داشت.عاشق قادر به درک عبادت است..

-نشانه های عاشق بودن: ۱- اغنای محض..به هیچ چیز دیگری نیاز نیست۲- آیندهوجود ندارد..همین لحظه ی عشق ابدیت دارد نه لحظه ی بعد نه آینده نهفردا..عشق امری ست که در زمان حال رخ میدهد ۳- وجودت از میان برمی‌خیزد..دیگر وجود نداری..اگر هنوز وجود داشته باشی معنی اش این است که هنوزوارد معبد عشق نشده ای...

- هر وقت با معشوقت به سر می بری،ساکتباش...حضور همدیگر را وسیله ای کنید برای کنار گذاشتن ذهن...فکرنکنید..وقتی معشوق با شماست اگر به فکر کردن بپردازی آن وقت معشوق با شمانخواهد بود .نزدیک هم خواهید بود اما فرسنگها دور از هم... عشق حقیقی یعنیتوقف فکر...

-اگر بتوانی خدا را در معشوق حس کنی، دیر یا زود او را در همه جا حس خواهی کرد.

-بین دوست داشتن و عشق ورزیدن فرق زیادی است.در دوست داشتن تعهدی وجودندارد.عشق ورزیدن تعهد است. به همین علت است که مردم زیاد راجع به عشق حرفنمیزنند...

-عشق درگیر شدن است...خطر کردن است..مسئولیت پذیریاست...علاقه داشتن صرفا گذراست.....من امروز دوستتان دارم و فردا ممکن استدوستتان نداشته باشم...

-من عاشق تو هستم...عاشق خود تو... جسم توممکن است پیر و فرسوده شود ولی من تو را دیدم. وجود بدون جسم تو را..آنقلب وجود تو را دیدم..قلبی که کانون ملکوت و الوهیت است...

-در انگلیسی میگویند: در عشق فرو افتادن..(falling in love) به جای اینکه بگویند در عشق طلوع کردن.

-عشقهمیشه احساس میکند بیش از آنچه مستحق آن میباشد یا ارزشش را دارد از هستیمیگیرد و همه ی آنچه که دریافت میکند را بصورت هدیه هایی که هستی به صورتباران رحمت به رویش میریزد مشاهده میکند.

-عاشقان واقعی کسانیهستند که به معشوقشان آزادی تنها بودن را میدهند.وقتی که عاشقید دلتانمیخواهد تنها باشید.وقتی که تنها هستید بزودی میخواهید عشق بورزید.عشاق بههم میرسند و از هم دور میشوند و این نواخت طبیعی زندگی است.دور شدن، خلاعشق نیست..بلکه بدست آوردن تنها بودن مجدد شماست و زیبایی و شادی آن.

-عشق یعنی عطیه کردن هر آنچه زیباست به معشوق..عشق داروی کیمیایی گسترش وجود است که به شما حس واقعی گسترش را ارزانی میدارد.

-میلبه عشق قاطعانه ترین نشانه برای اثبات وجود خداوند است.گواه دیگری وجودندارد.چون انسان عشق می ورزد،پس خدا وجود دارد. چون انسان بدون عشقنمیتواند زندگی کند، پس خدا وجود دارد. تصویر
مرکز انجمنهای تخصصی گنجینه دانش
[External Link Removed for Guests]
مرکز انجمنهای اعتقادی گنجینه الهی
[External Link Removed for Guests]
Major I
Major I
پست: 5234
تاریخ عضویت: پنج‌شنبه ۲۵ خرداد ۱۳۸۵, ۲:۴۷ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 1747 بار
سپاس‌های دریافتی: 4179 بار
تماس:

Re: و باز هم عشق

پست توسط ganjineh »

عجب باشکوه است عشق

تصویر

عشقنیرومی‌دهد، عشق زندگی می‌دهد، عشق شهامت و قدرت می‌بخشد. عشقبزرگ‌ترینودیعه‌ای است که خداوند بزرگ در نهاد بشر به امانت گذاشته است.اگر عشقنبود زندگی هم نبود. کسی که عاشق می‌شود باید خود را برای پرداختبهای آنعشق آماده سازد که عشق همان‌طور که لذّت و شادکامی در پی دارد، غموسردرگمی هم به دنبال خواهد داشت. امّا غم عشق چه غم شیرینی است و چهگوارابه ‌کام دل عاشق می‌ریزد حتی اگر دل عاشق را بشکند. زیرا هر چیزشکسته‌اشبی‌خریدار است، مگر دل که شکسته‌اش قیمتی‌تر است و خدایش دوست‌تردارد.

باخواندن 20 مورد زیر، خواهید توانست به‌ راه‌هایی دستبیابید که هر چندبرخی بسیار ساده و شاید بی اهمیت به ‌نظر می‌رسند، امّامسیر خوشبختی شمارا چندین گام پیش می‌راند :

1- از هر راهی برای ابراز عشق به همسرتان بهره بگیرید.
2- در عذرخواهی کردن از هم سبقت بگیرید.
3- همیشه همدیگر را "عزیزم"، "معشوقم"، "محبوبم" و ... خطاب کنید.
4- همیشه و در همه جا احترامی متقابل را برای یكدیگر قائل باشید.
5- همیشه صبوری و شکیبایی را بكار ببندید.
6- در اماکن عمومی بسیار محتاطانه به ‌همدیگر ابراز عشق کنید.
7- احساساتش را جدی بگیرید و آرزوهایش را به جان بخرید.

در زندگی هیچ لذّتی اصیل‌تر و شیرین‌تر از عشق وجود ندارد

8- بگذارید به اندازه کافی استراحت کند تا آرامش خیال ممكن را بدست آورد.
9- از گفتن کلمه "دوستت دارم" در هیچگاه مضایقه نکنید.
10- از عطر مورد علاقه‌اش استفاده کنید.
11- کمد لباس‌هایش را با اشعار و جملات عاشقانه تزئین نمایید.
12- با او مانند شاهزاده‌ای زیبا برخورد کنید.
13- هر روز به یکدیگر سخنان محبت‌آمیز بگویید.

هر کس که عاشق می‌شود باید برای تحمل و چشم‌پوشی خطاهایی که می‌بیند امّا نمی‌تواند عکس‌العمل نشان دهد، صبور و‌ آرام باشد.

14-هنربرقراری ارتباط دوستانه با همسرتان را بیاموزید. هر چند ممکن است درابتدابا کمی مشکل مواجه باشید، ولی پس از آن از زندگی لدّت خواهید برد.
15- به قدری در هم غرق شوید تا مسائل و مشكلات زندگی را فراموش کنید.
16- به هر طریق ممكن خستگی را از جسم و روح همسرتان دور كنید.
17- موهای همسرتان را با دستانتان آرایش کنید.
18- در تمام لحظاتی که در کنار هم هستید به او ابراز عشق کنید و گاهی احساستان را روی یک لیوان شیشه‌ای بنویسید.
19- از عشق‌تان در هر زمان دفاع کنید.
20- روی برف‌هایی که روی زمین باریده است برای هم پیام‌های عاشقانه بنویسید.


اگرقادرنیستید شخص مورد علاقه‌تان را هیجان زده کنید او را از عشق سرشارسازید واین نکته را نیز بدانید که در ذات او چیزهایی نهفته است که دقیقابا شماهم‌خوانی دارد.



منبع:زن روز
مرکز انجمنهای تخصصی گنجینه دانش
[External Link Removed for Guests]
مرکز انجمنهای اعتقادی گنجینه الهی
[External Link Removed for Guests]
Major I
Major I
پست: 5234
تاریخ عضویت: پنج‌شنبه ۲۵ خرداد ۱۳۸۵, ۲:۴۷ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 1747 بار
سپاس‌های دریافتی: 4179 بار
تماس:

Re: و باز هم عشق

پست توسط ganjineh »

عشق در مغز یا قلب؟

خبر:محققان دریافته اند مرکزعشق درانسان، چهار منطقه بسیار کوچک از مغز اوست، نه قلبش.

بااین حساب مشخص شد کسانی که به جای عبارت"دل بردن" از ترکیب"مخ زدن" استفاده می کردند، یک چیزی می دانسته اند و کارشان درست بوده، همان طور که گروه TMدر ترانه ای می خواند:
" مخو زدم با یه چشمک
واسه date می برمت شمشک..."!
لابد اماکن و پارتی های مختلط هم اول"پارتی مخ تیلیت" نامیده می شده، یعنی جایی که ملت مخ همدیگر را می زدند و تیلیت می کردند. به مرور زمان، این لغت تبدیل به مختلط شده!
بنابراین شاید بهتر باشد زین پس، از بعضی لغات معادل به شرح زیر استفاده کنیم:

* به جای"عاشق" بگوییم"مخلص"! (مخ + less)
با این وصف، به جای "مجنون"،"فرهاد" ،"یوسف"، "رومئو"، "رامین" و امثالهم، "شعبان بی مخ" می شود نماد عاشقان پاکباخته!

* به جای "دلبر" بگوییم "مخبَر"، چرا که طرف، به جای دل، مخ آدم را می برد، بنابراین به "جذابیت" هم باید گفت" مخابره"!!
با همین تعریف به "دون ژوان" ها می توان لقب"مخبر الدوله" داد!

* از ترکیب" مخش را کار گرفته" فقط برای کسانی استفاده کنیم که مشغول دلبری از کسی هستند.
باید حواسمان باشد در دوره و زمانه ما دیگر با "مخ توی فرغون گذاشتن" کار کسی راه نمی افتد و باید مخ طرف را توی الگانسی، سوناتایی، سانتافه ای چیزی گذاشت تا بلکه جواب بدهد!

*به کسی که "عشق، چشمش را کور کرده" بگوییم"مختار"!!
با این وصف، به جای رمان ها و داستان های زرد عشقی هم باید گفت"مختار نامه"!

* به عشق خیابانی و" عشق هایی کز پی رنگی بود" بگوییم"مخچه"!

* به پسری که مدام قلبش را با دخترهای رنگ و وارنگ، پر و خالی می کند بگوییم"مخابرات"!
(مخ + عابرات)!

* به خاطرات و نوستالوژی های عاشقانه بگوییم "مخاطرات"!

* فکرش را بکنید قرار باشد اشعار معروف را نیز با توجه به این موضوع تغییر بدهیم:
"هرگز نمیرد آن که مخش زنده شد به عشق"!
یا
"عشق یعنی این که ما باور کنیم
یک مخ دیگر ارادتمند ماست"!
یا
"مخ از من برد و روی از من نهان کرد"!
... شما هم مواردی را به این لیست بیفزایید.


منبع:وبلاگ آنی دالتون
مرکز انجمنهای تخصصی گنجینه دانش
[External Link Removed for Guests]
مرکز انجمنهای اعتقادی گنجینه الهی
[External Link Removed for Guests]
ارسال پست

بازگشت به “ساير گفتگوها”