
و باز هم عشق
-عشقتجارت نیست... شکوفه دادن درختها، درخشیدن ستاره ها، اینها هیچکدام ربطیبه کاسبی ندارند..نه لازم است پولی برای آنها بدهی نه کسی از تو چیزیمطالبه میکند ..پرنده ای که پشت در خانه ی تو می نشیند و نغمه ای خوش سرمیدهد از تو تقاضای دریافت پاداش و تقدیر نامه نمیکند ..عشق نیز اینگونهرشد میکند..ببخش و منتظر پاداش در ازای بخشیدن عشق نباش....
-هرلحظه ی زندگی ات باید صرف عشق شود...در این صورت زندگی تبدیل به عبادتمیشود و دیگر نیازی به جسنجوی خداوند نیست.زیرا خداوند خود به نزد کسی میآید که مزه ی عشق را چشیده است.
-عشق هیچگاه انسانی را از دنبالکردن افسانه ی شخصی اش باز نمیدارد.اگر چنین شود بخاطر آن است که عشق توعشقی راستین نبوده..عشقی که به زبان جهانی سخن میگوید...
-تا زمانی که عشق بورزیم همواره آرزومندیم بهتر از آن باشیم که هستیم..
- اگر تو تجربه ای از عشق نداشته باشی آن وقت هیچوقت تجربه ای از عبادت نخواهی داشت.عاشق قادر به درک عبادت است..
-نشانه های عاشق بودن: ۱- اغنای محض..به هیچ چیز دیگری نیاز نیست۲- آیندهوجود ندارد..همین لحظه ی عشق ابدیت دارد نه لحظه ی بعد نه آینده نهفردا..عشق امری ست که در زمان حال رخ میدهد ۳- وجودت از میان برمیخیزد..دیگر وجود نداری..اگر هنوز وجود داشته باشی معنی اش این است که هنوزوارد معبد عشق نشده ای...
- هر وقت با معشوقت به سر می بری،ساکتباش...حضور همدیگر را وسیله ای کنید برای کنار گذاشتن ذهن...فکرنکنید..وقتی معشوق با شماست اگر به فکر کردن بپردازی آن وقت معشوق با شمانخواهد بود .نزدیک هم خواهید بود اما فرسنگها دور از هم... عشق حقیقی یعنیتوقف فکر...
-اگر بتوانی خدا را در معشوق حس کنی، دیر یا زود او را در همه جا حس خواهی کرد.
-بین دوست داشتن و عشق ورزیدن فرق زیادی است.در دوست داشتن تعهدی وجودندارد.عشق ورزیدن تعهد است. به همین علت است که مردم زیاد راجع به عشق حرفنمیزنند...
-عشق درگیر شدن است...خطر کردن است..مسئولیت پذیریاست...علاقه داشتن صرفا گذراست.....من امروز دوستتان دارم و فردا ممکن استدوستتان نداشته باشم...
-من عاشق تو هستم...عاشق خود تو... جسم توممکن است پیر و فرسوده شود ولی من تو را دیدم. وجود بدون جسم تو را..آنقلب وجود تو را دیدم..قلبی که کانون ملکوت و الوهیت است...
-در انگلیسی میگویند: در عشق فرو افتادن..(falling in love) به جای اینکه بگویند در عشق طلوع کردن.
-عشقهمیشه احساس میکند بیش از آنچه مستحق آن میباشد یا ارزشش را دارد از هستیمیگیرد و همه ی آنچه که دریافت میکند را بصورت هدیه هایی که هستی به صورتباران رحمت به رویش میریزد مشاهده میکند.
-عاشقان واقعی کسانیهستند که به معشوقشان آزادی تنها بودن را میدهند.وقتی که عاشقید دلتانمیخواهد تنها باشید.وقتی که تنها هستید بزودی میخواهید عشق بورزید.عشاق بههم میرسند و از هم دور میشوند و این نواخت طبیعی زندگی است.دور شدن، خلاعشق نیست..بلکه بدست آوردن تنها بودن مجدد شماست و زیبایی و شادی آن.
-عشق یعنی عطیه کردن هر آنچه زیباست به معشوق..عشق داروی کیمیایی گسترش وجود است که به شما حس واقعی گسترش را ارزانی میدارد.
-میلبه عشق قاطعانه ترین نشانه برای اثبات وجود خداوند است.گواه دیگری وجودندارد.چون انسان عشق می ورزد،پس خدا وجود دارد. چون انسان بدون عشقنمیتواند زندگی کند، پس خدا وجود دارد.


