جملات و شعر هاي زيبا

در اين بخش مي‌توانيد در مورد کليه موضوعات فرهنگي و ادبي به بحث و تبادل نظر بپردازيد

مدیر انجمن: شوراي نظارت

ارسال پست
Captain I
Captain I
نمایه کاربر
پست: 364
تاریخ عضویت: جمعه 3 شهریور 1385, 1:34 am
محل اقامت: lovelyle0@yahoo.com
سپاس‌های ارسالی: 6 بار
سپاس‌های دریافتی: 17 بار
تماس:

پست توسط DON LEO »

کاش مي شد دلها را با هم عوض کرد تا او هم مي دانست چه دردناک است
دوست داشتن و دوست داشته نشدن :K:L

سلاخي را ديدم مي گريست،به قناري کوچکي عاشق شده بود...
خليج هميشه فارس
Captain I
Captain I
پست: 602
تاریخ عضویت: جمعه 19 اسفند 1384, 11:39 pm
سپاس‌های دریافتی: 75 بار

پست توسط susan »

انچه بر لبان قلم من نقش می بندد نقش بوسه نیست

نقش چشم تریست که غزلهایش یکی یکی بر رد قدمهای تو فرو میریزد

چشمی که روزی بر اسمان دخیل بسته شد تا هر بارانی سرود قلب بی تاب من

با پناه بر بی پناهی

جای پایت را پاک

بشوید.

قصه رفتن تو با هر تپش

در قلب من

زنده می شود

و چشمانم

با هر باران

به یادت

تر می شود.

من نه فقط چشمانم .که قلبم را بر اسمان دخیل بسته ام.

اسمان برای تو...

susan :razz:
چه مهمانان بي دردسري هستند مُردگان! نه به دستي ظرفي را چرک مي کنند نه به حرفي دلي را آلوده تنها به شمعي قانعند و اندکي سکوت
Major II
Major II
نمایه کاربر
پست: 162
تاریخ عضویت: دوشنبه 22 اسفند 1384, 9:04 pm
سپاس‌های دریافتی: 12 بار

پست توسط hichkas »

نمي دانم پس از مرگم چه خواهد شد

نمي خواهم بدانم كوزه گر از خاك اندامم چه خواهد ساخت

ولي بسيار مشتاقم كه از خاك گلويم سوتكي سازد

گلويم سوتكي باشد به دست كودكي گستاخ و بازيگوش و او

يك ريز و پي در پي

دم گرم خودش را در گلويم سخت بفشارد

و خواب خفتگان خفته را آشفته و آشفته تر سازد

بدين سان بشكند در من سكوت مرگبارم را
  خوب بدانند، در این ایل  
  پدر مرد، تفنگ پدری هست  
  مردان قبیله همگی کشته  
  گهواره چوبی پسری هست  
  اگر نیست نترسید، که در قافله  
  دریایی و چشمان تری هست  
  دکتر زهرا  
Captain I
Captain I
پست: 602
تاریخ عضویت: جمعه 19 اسفند 1384, 11:39 pm
سپاس‌های دریافتی: 75 بار

پست توسط susan »

دستها می بوسند



وچشم ها می شنوند



حرف هایی



که می میرند



روی لبهات.زاده نشده



اینجا



فوق بشرییت.می شود تو



و من



میان بوسه های دستانم



به خاک می سپارم



مردگان روی لبت را



susan :razz:
چه مهمانان بي دردسري هستند مُردگان! نه به دستي ظرفي را چرک مي کنند نه به حرفي دلي را آلوده تنها به شمعي قانعند و اندکي سکوت
Major II
Major II
نمایه کاربر
پست: 49
تاریخ عضویت: چهارشنبه 13 دی 1385, 3:58 pm
محل اقامت: همسايه حافظ

پست توسط aseman10 »

توكيستي كه من اينگونه بي تو بي تابم شب از هجوم خيالت نمي برد خوابم
تو كيستي كه من از موج هر تبسم تو بسان قايق سرگشته روي گردابم
-------------------------------------------------------------------------------------------
به اميد نگاهت ايستادن به روي شانه هايت سر نهادن
مرا خوشتر از اينها آرزوييست دهان كوچكت را بوسه دادن
------------------------------------------------------------------------------------------
اگر برای دنیا یک نفری .... برای یک نفر دنیا باش
تصویر
Rookie Poster
Rookie Poster
پست: 25
تاریخ عضویت: جمعه 22 دی 1385, 2:06 am

پست توسط Shahrouz »

روزی که اینچنین به زیبایی آغاز می شود،
از برای آن نیست که در حسرت تو بگذرد،
تو باغ و شکوفه و میوه ای ،
ای همه ی فصول من،
بر من چنان چون سالی بگذر تاجاودانگی را آغاز کنم.
Captain I
Captain I
نمایه کاربر
پست: 364
تاریخ عضویت: جمعه 3 شهریور 1385, 1:34 am
محل اقامت: lovelyle0@yahoo.com
سپاس‌های ارسالی: 6 بار
سپاس‌های دریافتی: 17 بار
تماس:

پست توسط DON LEO »

گیرم که همه راههای دلت را می بندی،
چونان که نه من نه هیچ کس دیگر
نتوانیم از خاک ریزهایت عبور کنیم ،
وحتی نسیم نیز نتواند از لابلای سیم های خاردار عبور کند
و گیرم که تو با لبخندی ساختگی بتوانی بسیاری را راضی کنی،
با این همه من منتدار تو می شوم اگر بگوئی با خودت چه می کنی
و جوجه های کودکی را در کجا خاک می کنی ؟؟؟
((عبدالرحمن ذکائي))
خليج هميشه فارس
Old Moderator
Old Moderator
پست: 90
تاریخ عضویت: دوشنبه 20 شهریور 1385, 1:47 pm
سپاس‌های دریافتی: 102 بار
تماس:

پست توسط alicat »

دوستان از موضوعات آسمان و پرواز شعري نيست در اينجا قرار بديد ؟ ما همچنان منتظريم....

ممنونم از زحماتتون :razz: :D
تصویر

[External Link Removed for Guests]
Major II
Major II
نمایه کاربر
پست: 162
تاریخ عضویت: دوشنبه 22 اسفند 1384, 9:04 pm
سپاس‌های دریافتی: 12 بار

پست توسط hichkas »

خسته رفتم خسته تر باز آمدم

دل شکسته تر ز آغاز آمدم

غافل از يادت نماندم هيچگاه

با تو رفتم با تو هم باز آمدم
  خوب بدانند، در این ایل  
  پدر مرد، تفنگ پدری هست  
  مردان قبیله همگی کشته  
  گهواره چوبی پسری هست  
  اگر نیست نترسید، که در قافله  
  دریایی و چشمان تری هست  
  دکتر زهرا  
Captain I
Captain I
پست: 602
تاریخ عضویت: جمعه 19 اسفند 1384, 11:39 pm
سپاس‌های دریافتی: 75 بار

پست توسط susan »

خیلی سخته که یه گل سرخ

بخونه از بی وفایی

خیلی سخته واسه عشقش

بگه از رسم جدایی

خیلی سخته که یه بلبل

نخونه واست همیشه

خیلی سخته که تو شادی

غم تو بغل بگیری

خیلی سخته بی وفایی

بشه واست یه عادت

خیلی سخته پای عاشقی نمونی

ولی از عشقش بخونی

خیلی سخته تو شبای بارونی

تو خو نه تنها بمونی

خیلی سخته که تو بارون

چتر باشه همیشه دستت

خیلی سخته تو خیالت

بمونی تنها همیشه

خیلی سخته که بهارو

ببینی از پشت شیشه

خیلی سخته شعر تنهایی نخونی

ولی تا اخر تنها بمونی
susan :razz:
چه مهمانان بي دردسري هستند مُردگان! نه به دستي ظرفي را چرک مي کنند نه به حرفي دلي را آلوده تنها به شمعي قانعند و اندکي سکوت
Captain I
Captain I
پست: 602
تاریخ عضویت: جمعه 19 اسفند 1384, 11:39 pm
سپاس‌های دریافتی: 75 بار

پست توسط susan »

مادربزرگ

من عاقبت به خیر نشدم

گناه از من بود ؟

یا خدا حواسش به تو نبود ؟

susan :razz:
چه مهمانان بي دردسري هستند مُردگان! نه به دستي ظرفي را چرک مي کنند نه به حرفي دلي را آلوده تنها به شمعي قانعند و اندکي سکوت
Captain I
Captain I
نمایه کاربر
پست: 364
تاریخ عضویت: جمعه 3 شهریور 1385, 1:34 am
محل اقامت: lovelyle0@yahoo.com
سپاس‌های ارسالی: 6 بار
سپاس‌های دریافتی: 17 بار
تماس:

پست توسط DON LEO »

نه من نمی خواهم به تیرگی عادت کنم ؛
نمی خواهم تاریکی را بسرایم و در باتلاق ناامیدی فرو روم؛
من می خواهم در لحظه رفتن آخرین نگاهم شاد و امیدوار به لبخند شکفتن ها باشد.
خليج هميشه فارس
ارسال پست

بازگشت به “شعر و ادبيات”