جملات و شعر هاي زيبا

در اين بخش مي‌توانيد در مورد کليه موضوعات فرهنگي و ادبي به بحث و تبادل نظر بپردازيد

مدیر انجمن: شوراي نظارت

ارسال پست
Captain
Captain
نمایه کاربر
پست: 682
تاریخ عضویت: شنبه 23 دی 1385, 12:47 am
محل اقامت: زير آسمون ابري
سپاس‌های ارسالی: 6 بار
سپاس‌های دریافتی: 164 بار
تماس:

پست توسط Montana2100 »

كاش ميشد بر در باغ نوشت ‌كه من از اين همه ديوار بدم مي آيد.... :sad:

---------------------------

بی تو

خبر داری که از غم عشق آتشی افروختم بی تو
در آن آتش سراندرپای خود را سوختم بی تو
به هر شهری هزاران ماهر وديدم ولی ز آنها
به آن چشمت قسم چشمان خود را دوختم بی تو
خريداران فراوانند و پرسرمايه اما من
به چيزی جز خيالت خويشرا نفروختم بی تو
مرا کشتند واز مهر تو هرگز رو نگرداندم
عزيزم بين چسان درس وفا آموختم بی تو


-------------------------------------

من از نوادگان باران و كوچه‌هاى نمناكم!

اين بى‌راهه‌هاى بى‌مهرى تو، مرا را به خانه نمى‌رساند!

راستى از بودنت چه خبر... هنوز هم پيدايش نكردى؟!!


-------------------------

بعضى مردم بزرگ آفريده شده‌اند.

بعضى بزرگى را بدست مى‌آورند.

بعضى بزرگى را به زور به خود مى‌بندند.


ARMIN : چهار پست متوالي شما ادغام شد.
Captain I
Captain I
پست: 602
تاریخ عضویت: جمعه 19 اسفند 1384, 11:39 pm
سپاس‌های دریافتی: 75 بار

پست توسط susan »

فراموش كه مي كنم
گم مي شوم
تو هم نيستي كه دنبالم بگردي
من مي مانم و يك شهر
كه هيچ خيابانيش را نمي شناسم
فراموش كه مي كنم
تهران هم از يادم مي رود


فراموش كه مي كنم
انگار درونم خالي مي شود
هر چه خاطره
هر چه حرف
بايد پاك كنم
تهران تكه تكه محو مي شود

شیراز اما یادم میماند

و

امامزاده داوود که نرفتیم

حسرتش ماند

بهار هم تمام شد

تو هم رفتی (نه اینکه نباشی ! هستی ولی نه در کنار من . نه در خیال من !)

یاد جاهایی که نرفتیم هم مرا رها نمی کند .

susan :razz:
چه مهمانان بي دردسري هستند مُردگان! نه به دستي ظرفي را چرک مي کنند نه به حرفي دلي را آلوده تنها به شمعي قانعند و اندکي سکوت
Captain
Captain
نمایه کاربر
پست: 682
تاریخ عضویت: شنبه 23 دی 1385, 12:47 am
محل اقامت: زير آسمون ابري
سپاس‌های ارسالی: 6 بار
سپاس‌های دریافتی: 164 بار
تماس:

پست توسط Montana2100 »

alicat نوشته شده:دوستان از موضوعات آسمان و پرواز شعري نيست در اينجا قرار بديد ؟ ما همچنان منتظريم....

ممنونم از زحماتتون :razz: :D



دلم گرفته است

دلم گرفته است

به ايوان مي روم و انگشتانم را

بر پوست كشيده شب مي كشم

چراغهاي رابطه تاريكند

چراغهاي رابطه تاريكند

كسي مرا به آفتاب

معرفي نخواهد كرد

كسي مرا به ميهماني گنجشكها نخواهد برد

پرواز را به خاطر بسپار

پرنده مردني است.
Major II
Major II
نمایه کاربر
پست: 66
تاریخ عضویت: پنج‌شنبه 2 آذر 1385, 9:11 pm
سپاس‌های ارسالی: 1 بار
سپاس‌های دریافتی: 3 بار

پست توسط saroman »

ای سیاهی شب دوستت دارم، چون همرنگ روزگار منی


بیمارستان سخت دلگیرم کرده، عمر گران در سینه‌ام غوغا کرده


زندگی آب روان است روان می‌گذرد / زندگی آتش جان است گران می‌گذرد


چون می‌گذرد غمی نیست


در میان جمع یاران من چه تک افتاده‌ام / قطره اشکم که از چشم فلک افتاده‌ام


اونی که می‌خواستی تو غبارها گم شد


عزیزم غصه نخور، زندگی بالا و پایین داره


زندگی شهد گل است، زنبور زمان می‌خوردش. آنچه می‌ماند عسل خاطر‌ه‌هاست


غریبه غم مخور، ما هم غریبه‌ایم


خدمت، زندان آزادیها و شادیهاست



¤ نوشته شده در ساعت 9:5 توسط مبین
[External Link Removed for Guests]
Captain
Captain
نمایه کاربر
پست: 682
تاریخ عضویت: شنبه 23 دی 1385, 12:47 am
محل اقامت: زير آسمون ابري
سپاس‌های ارسالی: 6 بار
سپاس‌های دریافتی: 164 بار
تماس:

پست توسط Montana2100 »

در اين درگـه، کـه گـَه گـَه،
کـَه کـُهُ و کـُه کـَه شود ناگـه ...

مشو غـرّه به امــروزت،
کـه از فــردا نئی آگـه! ...
:-)

-----------------------

بنال اي دل كه من غم دارم امشب
نه دلسوز و نه همدم دارم امشب
دلم زخم است از دست غم يار
هم از غم چشم مرهم دارم امشب

همه چيزم زيادي مي‌كند حيف
كه يار از اين ميان كم دارم امشب
چو عصري آمد از در گفتم اي دل
همه عيشي فراهم دارم امشب

برفت و كوره‌اي در سينه افروخت
ببين آه دمادم دارم امشب
بدل جشن عروسي وعده كردم
ندانستم كه ماتم دارم امشب

در آمد يار و گفتم دم گرفتم
دمم رفت و همه غم دارم امشب
غم دل با كه گويم شهريارا
كه محرومش زمحرم دارم امشب


-----------------------------------

در دل من چيزي است

مثل يك بيشه نور، مثل خواب دم صبح

و چنان بي‌تابم

كه دلم مي‌خواهد

بروم تا ته دشت

بروم تا سر كوه

دورها آوايي است كه مرا مي‌خواند....


------------------------------

مردم شهر سياه خنده‌هاشان همه از روى رياست؛
ما در اين شهر دويديم چه سود، هر کجا پرسه زديم خبر از عشق نبود!
_________________
٭ دورها آوايي است كه مرا مي‌خواند....



ARMIN : چهار پست متوالي شما ادغام شد. طبق قوانين ارسال پست هاي متوالي در فاصله کمتر از يک روز مجار نمي باشد.
Major II
Major II
نمایه کاربر
پست: 162
تاریخ عضویت: دوشنبه 22 اسفند 1384, 9:04 pm
سپاس‌های دریافتی: 12 بار

پست توسط hichkas »

جلوی من قدم بر ندار،

شايد نتوانم دنبالت بيايم.

پشت سرم راه نرو،

شايد نتوانم رهرو خوبی باشم.

کنارم راه بيا و دوستم باش
  خوب بدانند، در این ایل  
  پدر مرد، تفنگ پدری هست  
  مردان قبیله همگی کشته  
  گهواره چوبی پسری هست  
  اگر نیست نترسید، که در قافله  
  دریایی و چشمان تری هست  
  دکتر زهرا  
Captain I
Captain I
پست: 602
تاریخ عضویت: جمعه 19 اسفند 1384, 11:39 pm
سپاس‌های دریافتی: 75 بار

پست توسط susan »

صبوری می کنم ، صبوری را به هم می بافم و هیچ می شود ، گاهی طاقتم طاق می شود و ضجه می زنم و گاهی این ضجه ها به ناله بدل می شود ، ضجه می زنم و تو می شنوی ! ناله می کنم و تو می شنوی ! دیگر خیالت از بابت دل صاحب مرده من خلاص است رد زخم هایت را روی تنم نگاه می کنی و هیچ نمی گویی! صبوری می کنم چون قلبم کف دستت است به اشارتی می توانی له اش کنی این سوراخ سوراخ بی صاحب را ولی فقط نگاه می کنی حتی نمی بینی !حتی نمی خواهی بشنوی که داد می زنم که ( انسان برای عشق زنده است نه برای زندگی ) اگر که دل داشته باشد گوش می کنی ولی نمی شنوی ! می گویم مرگ نقطه ندارد. به راحتی کشیدن تیغ بر رگ است می گویی دیگر بزرگ شده ای برو هر کار که فکر می کنی درست است بکن ! می گویم مرگ نقطه ندارد . گوش می کنی ولی نمی شنوی ! می گویم زندگی نقطه دارد لامصب بیا زندگی کنیم بیا ! گوش می کنی ولی نمی شنوی ! داد می زنم می گویم من در تو زندگی می کنم در تو نفس می کشم نگاه می کنی و می گویی ( دروغ چهار حرف دارد) باشد من دروغگو تا کی باید دروغهایم را هر روز مرور کنم بنویسم دوره کنم چون دروغ چهار حرف دارد و من چقدر داد بزنم آهای دور از دستهایم پر تنهایهایم شکست بس نیست!
susan :razz:
چه مهمانان بي دردسري هستند مُردگان! نه به دستي ظرفي را چرک مي کنند نه به حرفي دلي را آلوده تنها به شمعي قانعند و اندکي سکوت
Captain I
Captain I
پست: 602
تاریخ عضویت: جمعه 19 اسفند 1384, 11:39 pm
سپاس‌های دریافتی: 75 بار

پست توسط susan »

قلب شکسته ام سالهاست که روی دستم مانده است. بیجاره نه راه پس دارد نه راه پیش، بینوا فقط بی رمق نبضی می

زند یعنی من هم هستم .مشتم را کمی باز می کنم تا صدای تاپ تاپ نهیفش را بشنوم تا از این خاطر تلخ نرود که نرود که

بد جور روی دستم مانده است ولی از شما که پنهان نیست هنوز نبض می زند هنوز عشق را تا ته سر می کشد .
susan :razz:
چه مهمانان بي دردسري هستند مُردگان! نه به دستي ظرفي را چرک مي کنند نه به حرفي دلي را آلوده تنها به شمعي قانعند و اندکي سکوت
Major II
Major II
نمایه کاربر
پست: 162
تاریخ عضویت: دوشنبه 22 اسفند 1384, 9:04 pm
سپاس‌های دریافتی: 12 بار

پست توسط hichkas »

اگر قرار باشه ظرف 24 ساعت دنيا به پايان برسه تموم خط هاي تلفن و تالارهاي گفتگو و ايميل ها اشغال ميشه . پر ميشه از کلمه هاي (( از اينکه رنجوندمت پشيمونم من رو ببخش يا تو را عاشقانه مي پرستم يا مراقب خودت باش )) اما بين اين همه پيام يکي از همه تکوندهنده تره (( هميشه عاشقت بودم ولي هيچوقت بهت نگفتم )) پس عشق و محبت را تقديم آنکه دوستش داريم کنيم شايد فردايي دگر هرگز نباشد
  خوب بدانند، در این ایل  
  پدر مرد، تفنگ پدری هست  
  مردان قبیله همگی کشته  
  گهواره چوبی پسری هست  
  اگر نیست نترسید، که در قافله  
  دریایی و چشمان تری هست  
  دکتر زهرا  
Captain I
Captain I
نمایه کاربر
پست: 364
تاریخ عضویت: جمعه 3 شهریور 1385, 1:34 am
محل اقامت: lovelyle0@yahoo.com
سپاس‌های ارسالی: 6 بار
سپاس‌های دریافتی: 17 بار
تماس:

پست توسط DON LEO »

امروز شنیدم که رفته ای ،
ودلم بازشکست ،
و تنم باز گریست،
و نگاهم پی یاری گم شد ،
من چه تلخم امروز !!!
خليج هميشه فارس
Captain
Captain
نمایه کاربر
پست: 682
تاریخ عضویت: شنبه 23 دی 1385, 12:47 am
محل اقامت: زير آسمون ابري
سپاس‌های ارسالی: 6 بار
سپاس‌های دریافتی: 164 بار
تماس:

پست توسط Montana2100 »

دنیا جای موندن نیست جای گذره
پس غم ها و شادی هامون موندگار نیستند...
پس زود جوگیر شدن درست نیست! :x
تصویر
.................... دنياي ديگري هم هست كه مي‌توان در آن آواز خواند ...................
Major II
Major II
نمایه کاربر
پست: 66
تاریخ عضویت: پنج‌شنبه 2 آذر 1385, 9:11 pm
سپاس‌های ارسالی: 1 بار
سپاس‌های دریافتی: 3 بار

پست توسط saroman »

از هر سو كه بيايي

مرا

به ياد آسماني مي اندازي

كه فراموشم شد

به تماشايش بنشينم !
[External Link Removed for Guests]
ارسال پست

بازگشت به “شعر و ادبيات”