جملات و شعر هاي زيبا

در اين بخش مي‌توانيد در مورد کليه موضوعات فرهنگي و ادبي به بحث و تبادل نظر بپردازيد

مدیر انجمن: شوراي نظارت

ارسال پست
Old Moderator
Old Moderator
نمایه کاربر
پست: 1487
تاریخ عضویت: پنج‌شنبه 2 آذر 1385, 7:26 pm
سپاس‌های ارسالی: 16 بار
سپاس‌های دریافتی: 209 بار

پست توسط ALIAGHAKHAN »

 بنام معبود پاییز و عشق و دلبستگی
بی بهانه سلام.
پاییز گوارای وجود نازنینت نازنین مریم با روزهای مانده به آغاز چه می کنی؟چرا هر چه می شمارم تولدت
نمی شود کاش میشد من تقویم را ورق بزنم و آنوقت بگذریم.......
هر وقت برگی می افتد مرغی بال باز می کند غنچه سپید عاشق عکسش را در آب برکه اب زلال می بیبند
و خود را نمی شناسد. هر وقت آسمان بغض می کند باران گلوی شمعدانیهای صورتی را که کم کم رنگ
می بازد به هوای آمدن تو تازه می کند و هر وقت می آیی دلم می خواهد بمانی اما می روی.
لطف می کنی کمی زودتر کبوتران هلاک چشم به راه صحن خیس از اشک دلم را به آرزویشان برسانی.
زیبای من ای تنها دلیل رد کردن هر دلیل و ای تنها بهانه آوردن هر بهانه دیوانه برق نخست نگاه توام
با یک جور بی تابی از نوع بی بازگشتش.
بگذار پرنده سرگردان نگاهم در پناه آلاچیق مژگان مجنونت تا ابد احساس آرامش کند و آتش عطشم را با
جرعه ای که هیچکش از چشمه ای ننوشیده خاموش نه شعله ورترش کن.
من کلبه ی خوشبختی ترا روزی با گلها ی شوقم فرش خواهم کرد و برایت سایبانی از جنس پناه پروردگار
خواهم ساخت و قشنگترین لحظه هایم را به پای ساده ترین دقایقت خواهم ریخت تا باز هم بدانی که من
عاشق ترین پروانه ات خواهم بودم مجنون ترین دیوانه ات هستم و چه بخواهی و چه نخواهی در خانه ات
خواهم ماند به کسی که فرصت دارد هموز هم در این دنیا باشد و کسی که در تالار انتظار سرنوشت شمارش
معکوس خود را برای به دنیا آمدن آغاز کرده است.
نازنینی حرف قشنگی برایم نوشت با یاد او برای تو مینویسم:
لمس بودنت مبارک. 

 تصویر 
هيچ كس لياقت اشكهاي تو را ندارد و كسي كه اين لياقت را داشته باشد هيچ گاه تو را به گريه نمي اندازد...
Old Moderator
Old Moderator
پست: 803
تاریخ عضویت: جمعه 6 مرداد 1385, 11:51 pm
سپاس‌های ارسالی: 138 بار
سپاس‌های دریافتی: 273 بار

پست توسط Ines »

گويند غروب جايست که آسمان زمين را مي بوسد من امشب براي تو غروب مي کنم کجايي اي آسمان من؟
No time like the present


  مدتی کمرنگ یا بی رنگ... 
Old Moderator
Old Moderator
نمایه کاربر
پست: 1487
تاریخ عضویت: پنج‌شنبه 2 آذر 1385, 7:26 pm
سپاس‌های ارسالی: 16 بار
سپاس‌های دریافتی: 209 بار

پست توسط ALIAGHAKHAN »

منتـظر آن اتفاق خوب باش
به محض اینکه آن اتفاق بیافتد
تـنهایی به روشنایی درون
تـنهایی به آرامش خیال
تـنهایی به تجربه ای شیرین
بدل خواهد شد
آن روز نزدیک است
مسرور باش
بخوان و با زندگی برقص
راهی که تو خود را در آن پـیدا کنی
معجزه عشق است
زیرا که
تشنه به چشمه خواهد رسید
دل مشتاق عاشـق خواهد شد
و درهای بسته یکی یکی باز خواهند شد
بـیدار خواهی شد
درست مانند گلی کوچک
که زیـبایی خود را
با شکوه و طنـازی
به تو دلبرانه پیشکش می کند
خواهی شکفت
در یک لحظه شگفت انگیز
در حمایت عشق الهی
شور و سرمستی در زندگی تو جاری خواهد شد
و آرامشی ملکوتی شروع به باریدن خواهد کرد
زیرا
عشق نمی تواند در جایی غیر قلب تو بشکفد...
هيچ كس لياقت اشكهاي تو را ندارد و كسي كه اين لياقت را داشته باشد هيچ گاه تو را به گريه نمي اندازد...
Novice Poster
Novice Poster
نمایه کاربر
پست: 78
تاریخ عضویت: دوشنبه 21 خرداد 1386, 8:25 am
محل اقامت: babak.silverfox@gmail.com
سپاس‌های دریافتی: 1 بار
تماس:

پست توسط silverfox »

غلام همت آنم که زير چرخ کبود از هرآنچه رنگ تعلق پذيرد آزاد است :razz:
 
[External Link Removed for Guests]
شماره فنی قطعات یدکی چاپگرهای HP,EPSON
گالری عکس قطعات یدکی چاپگرهای HP,EPSON
آموزش تعمیر چاپگر
.::کتاب آموزش تعمیرات چاپگر لیزریHP1200::.

تصویر 
به این لینک برین برای خودتون یک brute بسازین
[External Link Removed for Guests]
Junior Poster
Junior Poster
نمایه کاربر
پست: 167
تاریخ عضویت: یک‌شنبه 8 مرداد 1385, 3:28 pm
سپاس‌های ارسالی: 1 بار
سپاس‌های دریافتی: 9 بار
تماس:

پست توسط iii_gate_crasher_iii »

هیچ حرف دیگری نیست که با تو بزنم
تو نمی فهمی اندوه مرا
چه بگویم به تو ای رفته زدست
شدم از مستی چشمان تو مست
شده ام سنگ پرست
مرگ بر انکه دلش را به دل سنگ تو بست


(اگه تکراری هست به بزرگی خودتون ببخشید)

-----------------------------------------------

آن کس که بداند، و بداند که بداند اسب شرف از گنبد گیتی بجهاند

آن کس که بداند، و نداند که بداند بیدارش نمایید که بس خفته نماند

آن کس که نداند، و بداند که نداند لنگان خرک خویش به منزل برساند

آن کس که نداند، و نداند که نداند در جهل مرکب ابدالدهر بماند

ALIAGHAKHAN:دو پست متوالي شما ادغام شد.لطفا طبق قوانين رعايت كنيد.
تنهايی بهتر از گدايی محبت است
Old Moderator
Old Moderator
پست: 778
تاریخ عضویت: جمعه 26 آبان 1385, 3:04 pm
محل اقامت: ..مازندران..
سپاس‌های دریافتی: 75 بار

پست توسط ghadami2005 »

گفتمش نقاش را نقشي بکش از زندگي*با قلم نقش حبابي برلب دريا کشيد*گفتمش تصويري از ليلاومجنون را بکش*عکس حيدر در کنار حضرت زهرا کشيد*گفتمش بر روي کاغذ عشق را تصوير کن*در بيابان بلا,تصويري از سقا کشيد*گفتمش سختي ودرد و اه گشته حاصلم*گريه کرد اهي کشيد و زينب کبري کشيد.
"لشگر گوسفندان که توسط يک شير اداره ميشود,ميتواند لشگر شيران را که توسط يک گوسفند اداره ميشود ,شکست دهد."
Major I
Major I
پست: 302
تاریخ عضویت: یک‌شنبه 13 اسفند 1385, 1:40 pm
سپاس‌های ارسالی: 3 بار
سپاس‌های دریافتی: 15 بار
تماس:

پست توسط Saeed_6262 »

حتي يك ساعت خراب هم روزي 2 بار ساعت را درست نشان ميدهد
Major I
Major I
پست: 302
تاریخ عضویت: یک‌شنبه 13 اسفند 1385, 1:40 pm
سپاس‌های ارسالی: 3 بار
سپاس‌های دریافتی: 15 بار
تماس:

پست توسط Saeed_6262 »

راستي بگم از اين جمله من چي استنباط ميكنم؟
هيچ وقت تمام كارهاي من غلط نيستند :shock: :shock: :shock:
Old Moderator
Old Moderator
پست: 803
تاریخ عضویت: جمعه 6 مرداد 1385, 11:51 pm
سپاس‌های ارسالی: 138 بار
سپاس‌های دریافتی: 273 بار

پست توسط Ines »

پيداست هنوز شقايق نشدي
زنداني زندان دقايق نشدي
وقتي که مرا از دل خود مي راني
يعني که تو هيچوقت عاشق نشدي
No time like the present


  مدتی کمرنگ یا بی رنگ... 
Captain I
Captain I
پست: 602
تاریخ عضویت: جمعه 19 اسفند 1384, 11:39 pm
سپاس‌های دریافتی: 75 بار

پست توسط susan »

دلم گرفته آسمون

نمیتونم گریه کنم

شکنجه میشم از خودم

نمیتونم شکوه کنم

انگاری کوه غصه ها

رو سینه من اومده

آخ داره باورم میشه

خنده به ما نیومده

دلم گرفته آسمون

از خودتم خسته ترم

تو روزگار بی کسی

یه عمره که دربدرم

حتی صدای نفسم

میگه که توی قفسم

من واسه آتیش زدن

یه کوله بار شب بسم

دلم گرفته آسمون

یه کم منو حوصله کن

منو که از این روزگار

یه خورده کمتر گله کن

منو به بازی میگیرن

عقربه های ساعتم

برگه تقویم میکنه

لحظه به لحظه لعنتم

آهای زمین

یه لحظه تو نفس نزن

نچرخ تا آروم بگیره

یه آدم شکسته تن

susan :razz:
چه مهمانان بي دردسري هستند مُردگان! نه به دستي ظرفي را چرک مي کنند نه به حرفي دلي را آلوده تنها به شمعي قانعند و اندکي سکوت
Colonel II
Colonel II
نمایه کاربر
پست: 4117
تاریخ عضویت: سه‌شنبه 11 بهمن 1384, 6:16 pm
سپاس‌های ارسالی: 4503 بار
سپاس‌های دریافتی: 4332 بار
تماس:

پست توسط Reza6662 »

susan,
خوشحالم دوباره شاهد درج مطالب و شعرهاي زيباي شما هستيم.
هميشه موفق باشيد.
:o
 [External Link Removed for Guests]    
Old Moderator
Old Moderator
نمایه کاربر
پست: 1487
تاریخ عضویت: پنج‌شنبه 2 آذر 1385, 7:26 pm
سپاس‌های ارسالی: 16 بار
سپاس‌های دریافتی: 209 بار

پست توسط ALIAGHAKHAN »

هر زمان تنها شدم از شعر ياري ساختم
همچو نقاشان زهر نقشي نگاري ساختم
عشق را بردم ميان مردمان و از اشکشان
در مسير کهکشانها جويباري ساختم... :razz:
هيچ كس لياقت اشكهاي تو را ندارد و كسي كه اين لياقت را داشته باشد هيچ گاه تو را به گريه نمي اندازد...
ارسال پست

بازگشت به “شعر و ادبيات”