امثال و حکم

در اين بخش مي‌توانيد در مورد کليه موضوعات فرهنگي و ادبي به بحث و تبادل نظر بپردازيد

مدیر انجمن: شوراي نظارت

ارسال پست
Captain
Captain
نمایه کاربر
پست: 1670
تاریخ عضویت: پنج‌شنبه 4 شهریور 1389, 9:14 pm
سپاس‌های ارسالی: 3403 بار
سپاس‌های دریافتی: 5789 بار

Re: امثال و حکم

پست توسط shafagh »

روزی اصحاب در مجلسی در اطراف پیامبر صلی الله علیه و اله نشسته و در حالیکه از تماشای جمال نیر و نورانی ایشان سیر نمی شدند با او گفتگو داشتند در ان هنگام یکی از انان پرسید یا رسول الله سوالی دارم پیامبر (ص) با تبسم فرمودند بگو ان صحابی گفت می خواهم بدانم جناب یوسف نبی زیباتر بود یا تو ای رسول خدا با این سوال لبخند پیامبر(ص) افزونتر گشت و بعد از کمی مکث جواب فرمود : یوسف از من زیباتر بود اما نمک من بیشتر است. با این مزاح اشرف انبیاء( ص) همه بخنده افتادند.
Captain II
Captain II
نمایه کاربر
پست: 1407
تاریخ عضویت: جمعه 3 شهریور 1385, 1:31 am
محل اقامت: مازندران
سپاس‌های ارسالی: 6679 بار
سپاس‌های دریافتی: 5422 بار

Re: امثال و حکم

پست توسط airplane »

تصویردیدم این تاپیک خیلی خاک خورده گفتم یه دستی به سر و روش بکشم


آب از سرچشمه گل آلود است

اختلال و نابسماني در هر يک از امور و شئون کشور ناشي از بي کفايتي و سوء تدبير رئيس و مسئول آن مؤسسه يا اداره است. چه تا آب از سرچشمه گل آلود نباشد به آن تيرگي نمي گذرد و با آن گرفتگي با سنگ و هر چه سر راه است؛ برخورد نمي کند. عبارت مثلي بالا با آنکه ساده بنظر مي رسد، ريشه تاريخي دارد و از زبان بيگانه به فارسي ترجمه شده است.

خلفاي اموي جمعاً چهارده نفر بودند که از سال 41 تا 132 هجري در کشور پهناور اسلامي خلافت کرده اند. اگر چه در ميان اين خلفا افراد محيل و مدبري چون معاويه و عبدالملک مروان وجود داشته اند، ولي هيچ يک از آنها در مقام فضيلت و تقوي و بشر دوستي همتاي خليفه هشتم عمربن عبدالعزيز نمي شدند. اين خليفه تعاليم اسلامي را تمام و کمال اجرا مي کرد و دوران کوتاه خلافتش توأم با عدل و داد بوده است. بدون تکليف و تجمل زندگي مي کرد و براي تأمين معاش روزانه بيش از دو درهم در روز از بيت المال برنمي داشت. نسبت به خاندان رسالت، خاصه حضرت علي بن ابي طالب (ع) قلباً عشق مي ورزيد و از اينکه آن افصح متکلمان را در ميان دو نماز و در کوي و برزن سب و لعن مي کردند چون خاري دل و جانش را مي خليد و بالاخره با هوشمندي و تدبيري بس عاقلانه که از حوصله اين مقال خارج است، سب و لعن امير مؤمنان را ممنوع داشت و با اين پايمردي و فداکاري در زمره اتقيا و نيکمردان عالم درآمد. روزي همين خليفه از عربي شامي پرسيد: «علاملان من در ديار شما چه مي کنند و رفتارشان چگونه است؟». عرب شامي با تبسمي رندانه جواب داد: «چون آب در سرچشمه صاف و زلال باشد در نهرها و جويبارها هم صاف و زلال خواهد بود.». هميشه آب از سرچشمه گل آلود است. عمر بن عبدالعزيز از پاسخ صريح و کوبنده عرب شامي به خود آمد و درسي آموزنده بيآموخت.

بعضيها اين سخن را از حکيم يوناني ارسطو مي دانند، آنجا که گفته بود: « پادشاه مانند دريا، و ارکان دولت مثال انهاري هستند که از دريا منشعب مي شوند.»، ولي ميرخواند آنرا از افلاطون مي داند که فرمود: «پادشاه مانند جوي بزرگ بسيار آب است که به جويهاي کوچک منشعب مي شود. پس اگر آن جوي بزرگ شيرين باشد، آب جويهاي کوچک را بدان منوال توان يافت، و اگر تلخ باشد همچنان». فريدالدين عطار نيشابوري اين موضوع را به عارف عاليقدر ابوعلي شقيق بلخي نسبت ميدهد که چون قصد کعبه کرد و به بغداد رسيد، هارون الرشيد او را بخواند و گفت: «مرا پندي ده». شقيق ضمن مواعظ حکيمانه گفت: «تو چشمه اي و عمال جويها. اگر چشمه روشن بود، تيرگي جويها زيان ندارد، اما اگر چشمه تاريک بود به روشني جوي اميدي نبود». در هر صورت اين سخن از هر کس و هر کشوري باشد، ابتدا به لسان عرب درآمد و سپس به زبان فارسي منتقل گرديد، ولي به مصداق الفضل للمتقدم بايد ريشه عبارت مثلي بالا را از گفتار افلاطون دانست که بعدها متأخران آن عبارت را به صور و اشکال مختلفه درآورده اند.


آیا می دانید هر فرد پس از مرگ با اهدای اعضای خویش می تواند سبب نجات یا ارتقای سلامتی بیش از 50 نفر شود


برای عضویت در انجمن اهدای عضو به لینک زیر مراجعه کنید


[External Link Removed for Guests]

[COLOR=#000000]تا چند زنم بروی [COLOR=#0070c0]دریاها خشت بیزار شدم ز بت‌پرستان  

خیام که گفت دوزخی خواهد بود که رفت بدوزخ و که آمد ز بهشت



 
Rookie Poster
Rookie Poster
پست: 24
تاریخ عضویت: شنبه 20 خرداد 1396, 9:45 am
سپاس‌های دریافتی: 3 بار
تماس:

Re: امثال و حکم

پست توسط resane.modern1111 »

agheleh نوشته شده:یکی دمر افتاده بود آب می خورد. یکی رسید گفت: اینجوری آب نخور عقلت کم میشه. گفت: عقل چیه؟ گفت: هیچی بابا جان بخور!
مترادف: به یکی گفتند: انقدر باقلا نخور، عقلت کم میشه. گفت: عقیده ی احمقانه ای است، خودم یک خانه داشتم فروختم همه ی پولش را دادم باقلا خوردم، عقلم هم سر جایش است!



برای من آب نداشته باشد برای تو که نان دارد!
- جمله ای است منسوب به حاج میرزا آغاسی_ صدر اعظم ایران در دوره ی سلطنت محمد شاه قاجار_ که به صورت ضرب المثلی درآمده. وی که به احداث قنوات، عشقی شدید داشت چاه کنی را واداشته بود در محلی یک قنات بسازد و چاه کن اصرار می کرد که حفر چاه در این نقطه کار بیهوده ای است، چون این زمین آب ندارد. سرانجام حاجی که از سماجت چاه کن از کوره در رفته بود فریاد کشید: مردک! برای من آب نداشته باشد ، برای تو که نان دارد!


یک روز من ناخوش می شدم یک روز اوستا، یک روز من حمام می رفتم یک روز اوستا، یک روز من رخت می شستم یک روز اوستا؛ روز هفتم هم که آدینه بود!
- پاسخ روستا زاده ای است که برای تحصیل به شهر رفته بود و در بازگشت، وقتی ملای ده امتحانش کرد و بی سوادش یافت، از او پرسید: پس این همه وقت در شهر چه می کردی؟



معما چو حل گشت، آسان شود.
- گویند چون کریستف کلمب به کشف سرزمین نو توفیق یافت، زبان طاعنان بر او دراز شد که:" باری، هر که جز او بود نیز چندان که راست به سوی غرب شراع برمی کشید سرانجام بدین کشف آسان دست می یافت!
شبی در ضیافت شامی، کریستف کلمب تخم مرغی میان میز نهاد و گفت: آیا میان شما کسی هست که این تخم مرغ را بر سر تیزش بتواند نشاند؟
هر کسی تجربه کرد اما هیچ یک توفیق نیافتند. کلمب، خود آن را برداشته، با اندک خشونتی بر میز کوفت و تخم مرغ بر پوست شکسته ی خود بنشست.
مهمانان گفتند: این را همه ی ما می توتنستیم!
کلمب گفت: درست است، می توانستید. اما پس از آنکه من انجامش دادم و دیدید و دریافتید! چرا که معما چو حل گشت آسان شود. _ و این نیز به حکایت کشف قاره ی نو می ماند: شما همه می توانستید، اما فقط پس از آنکه کسی به انجام آن کمر همت استئار کرده!
از قصه به عنوان قضیه ی تخم مرغ کریستف کلمب نیز یاد می کنند.



عااالی و جالب
ارسال پست

بازگشت به “شعر و ادبيات”