ای مهربان خدای

در اين بخش مي‌توانيد در مورد کليه موضوعات فرهنگي و ادبي به بحث و تبادل نظر بپردازيد

مدیر انجمن: شوراي نظارت

ارسال پست
Moderator
Moderator
نمایه کاربر
پست: 1045
تاریخ عضویت: شنبه ۳۱ تیر ۱۳۸۵, ۱۲:۰۵ ب.ظ
محل اقامت: بزقوش?؟قافلانکوه
سپاس‌های ارسالی: 2945 بار
سپاس‌های دریافتی: 2310 بار

ای مهربان خدای

پست توسط achachi98 »

ای مهربان خدای
گم شده ام تو بودی و کردم چو دیده باز
دیدم به آسمان و زمین و به بام ودر
تابنده نور توست
هر جا ظهور توست
دیدم به هیچ نقطه تهی نیست جای تو
خوش می درخشد از همه سو جلوه های تو
ای مبدا وجود!
از کثرت ظهور،نهان شد که کیستی
از هر چه ظاهر است،تویی آشکا تر ...مستور نیستی
نزدیک تر ز من به منی، دور نیستی
تو آشکاره ای...من زین میان گمم
کور ار نبیند،این گنه آفتاب نیست
نقص از من است،ورنه رُخت را حجاب نیست.
ای مهربان خدای!
در قلب من تبی است گدازان و دردناک
احساس می کنم که به کانون جان من
سوزنده آتشی است که سر می کشد به اوج
احساس می کنم عطشی مست و بی قرار
اندر فضای هستی من می دود چو موج
این سوز عشق توست،
در من،چو جان؛نهان
احساس می کنم،
درمان نسازد،این تب من جز دوای تو
زائل نسازد این عطش،الا لقای تو
ای مهربان خدای!
احساسا می کنم خلایی در وجود خویش
کان را نمی برد زمیان،جز پرستشت
ای نازنین خدای
احساس می کنم که بود در سرشت من
سوزنده،یک نیاز
داغ نیاز را نزداید ز سینه ام
جز لذت پرستش و جز نشئه ی وصال
مخموری مرا به جز این می،علاج نیست
مطلب عیان بود،به بیان احتیاج نیست
ای مهربان خدای!
تو،راز جان و مایه ی سرمستی منی
تو هستی منی
درعمق فکر و پرده ی جانم تویی،تویی
آرام دل،فروغ روانم تویی،تویی
هر جا نگاه می دود،آنجا نشان توست
روشنگر وجود، رخ دلستان توست.
:) :o :)
[External Link Removed for Guests]

Atlantis اگر اومدی به من pm بده منتظرتمتصویر
ارسال پست

بازگشت به “شعر و ادبيات”