دوستان نظرتان در مورد اين داستان چیست ... ؟

در اين بخش مي‌توانيد در مورد کليه موضوعات فرهنگي و ادبي به بحث و تبادل نظر بپردازيد

مدیر انجمن: شوراي نظارت

ارسال پست
Captain
Captain
نمایه کاربر
پست: 355
تاریخ عضویت: پنج‌شنبه 9 شهریور 1385, 4:37 am
محل اقامت: Tehran
سپاس‌های ارسالی: 35 بار
سپاس‌های دریافتی: 99 بار
تماس:

دوستان نظرتان در مورد اين داستان چیست ... ؟

پست توسط Thunderclap »

دوستان گرامی
درود
مایلم نظرات و برداشت منطقی شما را در باره این داستان بدانم .
شما میتوانید پاسخهای خود را در یک پست بنویسید تا دوستان دیگر نیز استفاده نمایند
در ضمن اگ تصور مینمائید راهنمایی بصورت چند گزینه لازم است نیز بفرمائید
تصویر
 انجمنهای مرکز پژواک , جایگاهی جهت هر آنچه میخواهید در مورد بیماری و بیماران تالاسمی بدانید !
لطفا" جهت ورود به مرکز پژواک روی نوار پائین کلیک کنید ...
  [External Link Removed for Guests] 
Old Moderator
Old Moderator
نمایه کاربر
پست: 1575
تاریخ عضویت: شنبه 11 شهریور 1385, 1:24 pm
سپاس‌های ارسالی: 2 بار
سپاس‌های دریافتی: 238 بار
تماس:

پست توسط Sardar »

به اين مي گن ضايع شدن از نوع خيلي وحشتناک ::mo :::P ::mo
خدا نصیب کسی نکنه :lol:
هیهات منا الذلة
Captain
Captain
نمایه کاربر
پست: 682
تاریخ عضویت: شنبه 23 دی 1385, 12:47 am
محل اقامت: زير آسمون ابري
سپاس‌های ارسالی: 6 بار
سپاس‌های دریافتی: 164 بار
تماس:

پست توسط Montana2100 »

داستان خيلي جالب و پرمعناييه! :-)
ولي به نظر من نيازي نيست كه در يك تاپيك جداگانه نوشته بشه! از اين مدل داستانها خيلي هست و من كه فكر ميكنم اگه تو قسمت داستانك (داستانهاي كوتاه) نوشته ميشد بهتر بود.... :smile:
تصویر
.................... دنياي ديگري هم هست كه مي‌توان در آن آواز خواند ...................
Moderator
Moderator
نمایه کاربر
پست: 1045
تاریخ عضویت: شنبه 31 تیر 1385, 12:05 pm
محل اقامت: بزقوش?؟قافلانکوه
سپاس‌های ارسالی: 2945 بار
سپاس‌های دریافتی: 2310 بار

پست توسط achachi98 »

دختره چقدر گيج بود ولي حتما خيلي آقاي خوبي بود که هيچي نگفته :razz:
[External Link Removed for Guests]

Atlantis اگر اومدی به من pm بده منتظرتمتصویر
Captain
Captain
پست: 1086
تاریخ عضویت: دوشنبه 8 آبان 1385, 12:38 am
محل اقامت: هرکجا هستم باشم آسمان مال من است ! ! !
سپاس‌های ارسالی: 103 بار
سپاس‌های دریافتی: 117 بار

پست توسط osilatoria »

خیلی خیلی قشنگ بود :smile:


آفرین :razz:


لطفا اگر سایر دوستان هم دارن از این داستان ها بزارن :-)
 تصویر 
Novice Poster
Novice Poster
پست: 89
تاریخ عضویت: چهارشنبه 15 شهریور 1385, 12:31 am
سپاس‌های دریافتی: 2 بار

پست توسط asd »

نکته آموزنده درست نیست توی جمع تنهایی چیزی خورد.ولی با توجه به شرایط اجتماعی حال حاضر نباید هم از این خانوم انتظار داشت که ناراحت نشه وقتی یه نفر میاد کنارش شروع میکنه به طور مشترک از یه پاکت خوردن
Captain
Captain
نمایه کاربر
پست: 2732
تاریخ عضویت: پنج‌شنبه 5 مرداد 1385, 10:34 pm
سپاس‌های ارسالی: 12804 بار
سپاس‌های دریافتی: 4580 بار

پست توسط كيارش »

با اعصاب ادم بازي كرد



سردار جان از اين ضايع شدن از نوع خيلي وحشتناک خيلي تازگي ها براي من رخ مي ده :lol: خيلي :lol:
 [FONT=lucida grande, tahoma, verdana, arial, sans-serif]  این خسته به شمشیر تو تقدیر نبود,    
  [FONT=lucida grande, tahoma, verdana, arial, sans-serif]ور نه هیچ از دل بی‌رحم تو تقصیر    
Commander
Commander
پست: 3324
تاریخ عضویت: چهارشنبه 3 اسفند 1384, 2:15 am
سپاس‌های ارسالی: 941 بار
سپاس‌های دریافتی: 1474 بار
تماس:

پست توسط Mohsen1001 »

جداً جالب بود ، این تفاوت دو دید مختلف رو نشون میده و اینکه گاهی اوقات چقدر تفکرات دو فرد میتواند با یکدیگر تفاوت داشته باشد. :-o
Old Moderator
Old Moderator
نمایه کاربر
پست: 1468
تاریخ عضویت: شنبه 6 اسفند 1384, 9:30 pm
محل اقامت: تهران. شهرک اکباتان
سپاس‌های ارسالی: 4 بار
سپاس‌های دریافتی: 186 بار

پست توسط ARMIN »

سلام
BijBij, ممنون داستان جالبي بود.
تاپيک انتقال داده شد به بخش مربوطه و عنوان نيز ويرايش شد.

با تشکر :D
Don't play games with the ones who love you
Captain I
Captain I
نمایه کاربر
پست: 547
تاریخ عضویت: چهارشنبه 27 دی 1385, 6:44 pm
محل اقامت: نزد خدايگان افسار گسيخته
سپاس‌های دریافتی: 12 بار

پست توسط arash_slayer »

اقايون اينند ديگه خيلي بذل و بخشش دارند :o
ولي چه کنيم که خانما قدرمان را نمي دانند (بهتر که نمي دونند مگرنه به سرنوشت کلوچه ها دچار ميشديم :m:a )
او دوم دسامبر به دار اويخته شد
Captain
Captain
پست: 1086
تاریخ عضویت: دوشنبه 8 آبان 1385, 12:38 am
محل اقامت: هرکجا هستم باشم آسمان مال من است ! ! !
سپاس‌های ارسالی: 103 بار
سپاس‌های دریافتی: 117 بار

پست توسط osilatoria »

كيارش نوشته شده:با اعصاب ادم بازي كرد



سردار جان از اين ضايع شدن از نوع خيلي وحشتناک خيلي تازگي ها براي من رخ مي ده :lol: خيلي :lol:



کیارش جان این ضایع شدن نیست در واقع نویسنده به طرز خیلی ماهرانه ای خواننده رو غافلگیر می کنه و لذت داستان رو درست در آخرین لحظات بهت منتقل می کنه :-)
 تصویر 
Old Moderator
Old Moderator
نمایه کاربر
پست: 2833
تاریخ عضویت: پنج‌شنبه 10 فروردین 1385, 1:39 pm
سپاس‌های ارسالی: 158 بار
سپاس‌های دریافتی: 747 بار

پست توسط Leila »

من كه به جاي خانومه اب شدم از خجالت :o :o
اگر مي توانستيد خريدار باور باشيد، كدام باور از همه برايتان مفيد تر بود؟؟
ارسال پست

بازگشت به “شعر و ادبيات”