غیر از خدا هیچکس نبود؟!

در اين بخش مي‌توانيد در مورد کليه موضوعات فرهنگي و ادبي به بحث و تبادل نظر بپردازيد

مدیر انجمن: شوراي نظارت

ارسال پست
Old Moderator
Old Moderator
پست: 2294
تاریخ عضویت: پنج‌شنبه 21 اردیبهشت 1385, 1:56 pm
محل اقامت: _*̡͌l̡*̡̡ ̴̡ı̴̴̡ ̡̡͡|̲̲̲͡͡͡ ̲▫̲͡ ̲̲̲͡͡π̲̲͡͡ ̲̲͡▫̲̲͡͡ ̲|̡̡̡ ̡ ̴̡ı̴̡̡ *̡͌l̡*̡̡_ _
سپاس‌های ارسالی: 403 بار
سپاس‌های دریافتی: 1073 بار
تماس:

غیر از خدا هیچکس نبود؟!

پست توسط Ma3ouD »

چرا همیشه اول داستان ها می گن:
یکی بود یک نبود غیر از خدا هیچکس نبود یک انجمن بود خیلی خوب بود (مثال زدم)
اگه غیر از خدا هیچکس نبود پس آرتیست داستان کیه؟!!
Old Moderator
Old Moderator
نمایه کاربر
پست: 1468
تاریخ عضویت: شنبه 6 اسفند 1384, 9:30 pm
محل اقامت: تهران. شهرک اکباتان
سپاس‌های ارسالی: 4 بار
سپاس‌های دریافتی: 186 بار

پست توسط ARMIN »

سلام
DjBoMBoXعزيز, اول بهتر است تا جايي که مي توانيم از کلمات فارسي در جملاتمان استفاده کنيم قهرمان داستان خيلي بهتر از آرتيست داستان است.

دوم در مورد سوالتان.
نظر هاي متعددي در اين مورد داده شده ولي به نظر من با توجه به اين که گفته مي شود يکي بود و يکي نبود منظور از غير از خدا هيچکس نبود، اين است که غير از خدا هيچ يکتايي نبود.
منظور اينجا اين است که هيج شخصي به مانند خدا نيست و خدا هميشه يکي است.
يکي بود يکي نبود غير از خدا هيچ يکتايي نبود
يکي بود يکي نبود غير از خدا هيچ کسي مثل خدا نبود
يکي بود يکي نبود غير از خدا هيچکي نبود.

تقريبا چنين سيري را گذرانده است.

ممنون از سوال خوبتان :D
Don't play games with the ones who love you
Major II
Major II
پست: 130
تاریخ عضویت: سه‌شنبه 16 اسفند 1384, 11:23 pm
سپاس‌های دریافتی: 42 بار

پست توسط agheleh »

ARMIN,
خیلی خوبه که به استفاده از کلمات فارسی توجه دارید. در ضمن نظرت راجع به سوال بالا کاملا درسته و مرسی از جواب خوبت.
دقیقا همینطوره که گفتی، منظور این است که غیر از خدا هیچ واحدی نبود و فقط اوست که تنهاست.
نبودن، هرگز به تلخی از دست دادن یک بودن نیست.
Junior Poster
Junior Poster
نمایه کاربر
پست: 179
تاریخ عضویت: دوشنبه 5 تیر 1385, 5:42 am
سپاس‌های دریافتی: 5 بار

پست توسط FarHouD »

هان راستی کسی خبری از کلاغ آخر داستانها نداره
زندگی جز عبادت خدا هیچ نیست .
عشق به همدیگر نگاه کردن نیست ء عشق باهم به یک نقطه نگاه کردن است.
Old Moderator
Old Moderator
نمایه کاربر
پست: 1468
تاریخ عضویت: شنبه 6 اسفند 1384, 9:30 pm
محل اقامت: تهران. شهرک اکباتان
سپاس‌های ارسالی: 4 بار
سپاس‌های دریافتی: 186 بار

پست توسط ARMIN »

FarHouD جان, کلاغ آخر داستان ها يک چيز نمادين است. منظور اصلي اين است که داستان تمام نمي شود. هنوز کلاغ به خانه اش نرسيده است و مي تواند بازهم در جايي بنشيند و چيز هاي ديگري گوش دهد و داستان هاي فراواني بگويد.
کلاغ معمولا به يک موجود فضول مشهور است که در همه جا به همه چيز گوش مي دهد شايد منظور اين است که هنوز کلاغ ممکن بازهم در جايي ديگر بنشيند و داستان ديگري را پديد آورد.

ممنون از سوال تکميلي شما :D
Don't play games with the ones who love you
ارسال پست

بازگشت به “شعر و ادبيات”