مشاعره / خواهشمندم شرکت بفرماييد.

در اين بخش مي‌توانيد در مورد کليه موضوعات فرهنگي و ادبي به بحث و تبادل نظر بپردازيد

مدیر انجمن: شوراي نظارت

ارسال پست
Incredible Poster
Incredible Poster
نمایه کاربر
پست: 3047
تاریخ عضویت: جمعه 7 بهمن 1384, 9:41 pm
سپاس‌های ارسالی: 58 بار
سپاس‌های دریافتی: 384 بار
تماس:

پست توسط Farhad3614 »

یارم طریق سرکشی از سر گرفت و رفت
یکباره دل ز بی دل خود بر گرفت و رفت
Major II
Major II
نمایه کاربر
پست: 441
تاریخ عضویت: شنبه 18 آذر 1385, 3:48 am
محل اقامت: essi8689@yahoo.com
سپاس‌های ارسالی: 28 بار
سپاس‌های دریافتی: 188 بار
تماس:

پست توسط essi10 »

تو گل عشق ز پيمان دل و جان مني
تو همان عطر بهاري و مرا ياسمني
رحم کن تا شب بی جنبش بی حوصلگی پشت این پنجره خالی قابم نکنه
دارم از فکر رسیدن به تو آباد میشم ،تو بیا که باد ولگرد خرابم نکنه
Old Moderator
Old Moderator
نمایه کاربر
پست: 2833
تاریخ عضویت: پنج‌شنبه 10 فروردین 1385, 1:39 pm
سپاس‌های ارسالی: 158 بار
سپاس‌های دریافتی: 747 بار

پست توسط Leila »

ياد باد انكه چو ياقوت قدح خنده زدي
در ميان من و لعل تو حكايت ها بود
اگر مي توانستيد خريدار باور باشيد، كدام باور از همه برايتان مفيد تر بود؟؟
Captain
Captain
پست: 407
تاریخ عضویت: شنبه 13 اسفند 1384, 10:02 pm
سپاس‌های دریافتی: 27 بار

پست توسط sandbad »

در کارگه کوزه گري رفتم دوش
ديدم دو هزار کوزه گوياوخموش
ناگه يکي کوزه برآورد خروش
کو کوزه گر و کوزه خرو کوزه فروش
نوبت باران هميشه محفوظ است...
[External Link Removed for Guests]
[External Link Removed for Guests]
Major II
Major II
نمایه کاربر
پست: 441
تاریخ عضویت: شنبه 18 آذر 1385, 3:48 am
محل اقامت: essi8689@yahoo.com
سپاس‌های ارسالی: 28 بار
سپاس‌های دریافتی: 188 بار
تماس:

پست توسط essi10 »

دور تا دور من از دشمن سیاهی می زند
دوستان ما کجا رفتند؟ یاران را چه شد؟
رحم کن تا شب بی جنبش بی حوصلگی پشت این پنجره خالی قابم نکنه
دارم از فکر رسیدن به تو آباد میشم ،تو بیا که باد ولگرد خرابم نکنه
Old Moderator
Old Moderator
نمایه کاربر
پست: 2833
تاریخ عضویت: پنج‌شنبه 10 فروردین 1385, 1:39 pm
سپاس‌های ارسالی: 158 بار
سپاس‌های دریافتی: 747 بار

پست توسط Leila »

بالا هر دو نفر با حرف دال شروع كردن احتمالا روي حساب صفحه ي قبل :-o
من براي رعايت با حرف ش شروع مي كنم
شور شراب عشق تو ان نفسم رود ز سر
كاين سر پر هوس شود خاك در سراي تو
اگر مي توانستيد خريدار باور باشيد، كدام باور از همه برايتان مفيد تر بود؟؟
Major
Major
پست: 205
تاریخ عضویت: سه‌شنبه 29 فروردین 1385, 10:21 pm
محل اقامت: www.aerospacetalk.ir
سپاس‌های دریافتی: 37 بار
تماس:

پست توسط Tomcattter »

و بعد از رفتنت باران چه معصومانه مي باريد
و بعد از رفتنت يک قلب دريايي ترک برداشت
و بعد از رفتنت
رسم نوازش در غمي خاکستري گم شد .
براي غلبه بر ظلمت كافي است چراغ روشن كنيم ، چون نمي توان ظلمت را روشن كرد .
*****
سایت مرجع هوانوردی و هوافضای پارسی
[External Link Removed for Guests]
*****
وبلاگ من
[External Link Removed for Guests]
Old Moderator
Old Moderator
نمایه کاربر
پست: 2833
تاریخ عضویت: پنج‌شنبه 10 فروردین 1385, 1:39 pm
سپاس‌های ارسالی: 158 بار
سپاس‌های دریافتی: 747 بار

پست توسط Leila »

در ازل هر كو به فيض دولت ارزاني بود
تا ابد جام مرا دش همدم جاني بود
اگر مي توانستيد خريدار باور باشيد، كدام باور از همه برايتان مفيد تر بود؟؟
Major II
Major II
نمایه کاربر
پست: 441
تاریخ عضویت: شنبه 18 آذر 1385, 3:48 am
محل اقامت: essi8689@yahoo.com
سپاس‌های ارسالی: 28 بار
سپاس‌های دریافتی: 188 بار
تماس:

پست توسط essi10 »

در تنگناي سينه ي حسرت كشيده ام
گهواره ي بصيرت مردان نهفته است
رحم کن تا شب بی جنبش بی حوصلگی پشت این پنجره خالی قابم نکنه
دارم از فکر رسیدن به تو آباد میشم ،تو بیا که باد ولگرد خرابم نکنه
Old Moderator
Old Moderator
نمایه کاربر
پست: 2833
تاریخ عضویت: پنج‌شنبه 10 فروردین 1385, 1:39 pm
سپاس‌های ارسالی: 158 بار
سپاس‌های دریافتی: 747 بار

پست توسط Leila »

ترا ان به كه روي خود ز مشتاقان بپوشاني
كه شادي جهانگيري غم لشكر نمي ارزد
اگر مي توانستيد خريدار باور باشيد، كدام باور از همه برايتان مفيد تر بود؟؟
Captain
Captain
پست: 407
تاریخ عضویت: شنبه 13 اسفند 1384, 10:02 pm
سپاس‌های دریافتی: 27 بار

پست توسط sandbad »

در اين بازار عطاران مرو هر سو چو بيکاران
به دکان کسي بنشين که در دکان شکر دارد
نوبت باران هميشه محفوظ است...
[External Link Removed for Guests]
[External Link Removed for Guests]
New Member
پست: 17
تاریخ عضویت: دوشنبه 11 اردیبهشت 1385, 2:58 am
سپاس‌های دریافتی: 1 بار
تماس:

پست توسط agha reza »

دوش وقت سحر از غصه نجاتم دادند .............. ون دران ظلمت شب آب حياتم دادند
آنقدر گرم است بازار مکافات عمل
چشم اگر بينا بود هر روز روز محشر است
ارسال پست

بازگشت به “شعر و ادبيات”