مشاعره / خواهشمندم شرکت بفرماييد.

در اين بخش مي‌توانيد در مورد کليه موضوعات فرهنگي و ادبي به بحث و تبادل نظر بپردازيد

مدیر انجمن: شوراي نظارت

ارسال پست
Colonel I
Colonel I
نمایه کاربر
پست: 602
تاریخ عضویت: پنج‌شنبه 15 شهریور 1386, 9:18 am
سپاس‌های ارسالی: 587 بار
سپاس‌های دریافتی: 777 بار

پست توسط mohayer »

يار اگر طالب درد تو بود درمان چيست
از دوا روي بتاب و الم از دست مده

خواجوي کرماني
آسوده بر کنار چو پرگار می شدم
دوران چو نقطه عاقبتم در میان گرفت
Junior Poster
Junior Poster
نمایه کاربر
پست: 126
تاریخ عضویت: پنج‌شنبه 25 خرداد 1385, 10:58 am
تماس:

پست توسط saeede »

هر شب به سير کويش از کوچه‌ي خرابات
نعره زنان برآيم يعني که مست اويم
محال از طرز فکر ما بوجود مي آيد

[External Link Removed for Guests]

[External Link Removed for Guests]
Major
Major
نمایه کاربر
پست: 854
تاریخ عضویت: سه‌شنبه 4 دی 1386, 6:42 am
سپاس‌های ارسالی: 361 بار
سپاس‌های دریافتی: 833 بار

پست توسط renger »

مده اي رفيق پندم که به کار در نبندم
تو ميان ما نداني که چه ميرود نهاني
Major II
Major II
نمایه کاربر
پست: 441
تاریخ عضویت: شنبه 18 آذر 1385, 3:48 am
محل اقامت: essi8689@yahoo.com
سپاس‌های ارسالی: 28 بار
سپاس‌های دریافتی: 188 بار
تماس:

پست توسط essi10 »

يادم آید تو به من گفتی از اين عشق حذرکن......لحظه ای چند بر اين آب نظر کن

آب آینه عشق گذران است..............................تو که امروز نگاهت به نگاهی نگران است

باش فردا که دلت با دگران است..............تا فراموش کنی چندی از اين شهر سفر کن

با تو گفتم حذر از عشق ندانم .........................سفر از پيش تو هرگز نتوانم
رحم کن تا شب بی جنبش بی حوصلگی پشت این پنجره خالی قابم نکنه
دارم از فکر رسیدن به تو آباد میشم ،تو بیا که باد ولگرد خرابم نکنه
Old Moderator
Old Moderator
نمایه کاربر
پست: 1073
تاریخ عضویت: پنج‌شنبه 22 شهریور 1386, 6:41 pm
سپاس‌های ارسالی: 3957 بار
سپاس‌های دریافتی: 4418 بار

پست توسط SadafG »

من که از ياقوت و لعل اشک دارم گنجها
کي نظر در فيض خورشيد بلند اختر کنم
چون صبا مجموعه ي گل را به آب لطف شست
کج دلم خوان گر نظر بر صفحه ي دفتر کنم :razz:
زندگی دیدن یک باغچه از شیشه مسدود هواپیماست
خبر رفتن موشک به فضا
لمس تنهایی ماه
فکر بوییدن گل در کره ای دیگر

  [External Link Removed for Guests]  
Colonel I
Colonel I
نمایه کاربر
پست: 602
تاریخ عضویت: پنج‌شنبه 15 شهریور 1386, 9:18 am
سپاس‌های ارسالی: 587 بار
سپاس‌های دریافتی: 777 بار

پست توسط mohayer »

ما رابه ريزش مژه‌ي اشکبار بخش
اي آن که پاي کوه به دامن شکسته‌اي

صائب تبريزي
آسوده بر کنار چو پرگار می شدم
دوران چو نقطه عاقبتم در میان گرفت
Old Moderator
Old Moderator
نمایه کاربر
پست: 1073
تاریخ عضویت: پنج‌شنبه 22 شهریور 1386, 6:41 pm
سپاس‌های ارسالی: 3957 بار
سپاس‌های دریافتی: 4418 بار

پست توسط SadafG »

ياري بدست کن که به اميد راحتش
واجب کند که صبر کني بر جراحتش :razz:
زندگی دیدن یک باغچه از شیشه مسدود هواپیماست
خبر رفتن موشک به فضا
لمس تنهایی ماه
فکر بوییدن گل در کره ای دیگر

  [External Link Removed for Guests]  
Major I
Major I
پست: 430
تاریخ عضویت: جمعه 14 اردیبهشت 1386, 10:30 am
سپاس‌های ارسالی: 1 بار
سپاس‌های دریافتی: 17 بار

پست توسط machkol »

شهوت از خوردن بود کم کن ز خور یا نکاحی کن گریزان شو ز شر
غیر ممکن است که در نهایت آنچیزی نشویم که مردم فکر می کنند هستیم.
ژولیوس سزار
Major
Major
نمایه کاربر
پست: 854
تاریخ عضویت: سه‌شنبه 4 دی 1386, 6:42 am
سپاس‌های ارسالی: 361 بار
سپاس‌های دریافتی: 833 بار

پست توسط renger »

روزگاري شد ز چشم اعتبار افتاده ام

چون نگاه اشنا از چشم يار افتاده ام
Major II
Major II
نمایه کاربر
پست: 441
تاریخ عضویت: شنبه 18 آذر 1385, 3:48 am
محل اقامت: essi8689@yahoo.com
سپاس‌های ارسالی: 28 بار
سپاس‌های دریافتی: 188 بار
تماس:

پست توسط essi10 »

من هنوز تشنه ي نورم تشنه ي دشت خورشيد

زود بيا که باد غربت همه ي پرامو چيد
رحم کن تا شب بی جنبش بی حوصلگی پشت این پنجره خالی قابم نکنه
دارم از فکر رسیدن به تو آباد میشم ،تو بیا که باد ولگرد خرابم نکنه
Major
Major
نمایه کاربر
پست: 854
تاریخ عضویت: سه‌شنبه 4 دی 1386, 6:42 am
سپاس‌های ارسالی: 361 بار
سپاس‌های دریافتی: 833 بار

پست توسط renger »

دل دردمند سعدي ز محبت تو خون شد

نه بوصل ميرساني نه به قتل ميرهاني
Colonel I
Colonel I
نمایه کاربر
پست: 602
تاریخ عضویت: پنج‌شنبه 15 شهریور 1386, 9:18 am
سپاس‌های ارسالی: 587 بار
سپاس‌های دریافتی: 777 بار

پست توسط mohayer »

يا بدان لب بده از وصل نصيب عشاق
يا چنان کن که چنين روي به کس ننمايي

سيف فرغاني
آسوده بر کنار چو پرگار می شدم
دوران چو نقطه عاقبتم در میان گرفت
ارسال پست

بازگشت به “شعر و ادبيات”