مشاعره / خواهشمندم شرکت بفرماييد.

در اين بخش مي‌توانيد در مورد کليه موضوعات فرهنگي و ادبي به بحث و تبادل نظر بپردازيد

مدیر انجمن: شوراي نظارت

ارسال پست
Major
Major
نمایه کاربر
پست: 159
تاریخ عضویت: شنبه 25 آذر 1385, 12:51 pm
سپاس‌های دریافتی: 20 بار

پست توسط behnaz »

تو حتي اين روزها کنار سايه ات هم راه مي افتي
غزل در باد خواهي خواند، سخن با باد خواهي گفت .......
وقتي به اوج ميرسي از نظر مردمي که پرواز رو نميفهمند کوچک به نظر ميرسي. اميدوارم هميشه در اوج باشيد.
New Member
نمایه کاربر
پست: 1
تاریخ عضویت: پنج‌شنبه 28 دی 1385, 8:36 am

پست توسط مهرداد گليايئ »

تاج از فرق فلک برداشتن
تا ابد ان تاج بر سر داشتن
روز در انواع نعمتها وناز
شب بتي چون ماه در بر داشتن
برتو ارزاني که ما را خوشتر است
لذت يک لحظه مادر داشتن.
Old Moderator
Old Moderator
نمایه کاربر
پست: 1487
تاریخ عضویت: پنج‌شنبه 2 آذر 1385, 7:26 pm
سپاس‌های ارسالی: 16 بار
سپاس‌های دریافتی: 209 بار

پست توسط ALIAGHAKHAN »

نيست در سوداي زلفت کار من جز بي قراري
اي پريشان طره تا چندم پريشان مي گذاري
هيچ كس لياقت اشكهاي تو را ندارد و كسي كه اين لياقت را داشته باشد هيچ گاه تو را به گريه نمي اندازد...
Old Moderator
Old Moderator
نمایه کاربر
پست: 1468
تاریخ عضویت: شنبه 6 اسفند 1384, 9:30 pm
محل اقامت: تهران. شهرک اکباتان
سپاس‌های ارسالی: 4 بار
سپاس‌های دریافتی: 186 بار

پست توسط ARMIN »

سلام
مهرداد گليايئ, behnaz, هدف اصلي اين تاپيک ارسال بيت هايي از اشعار شاعران است. ترانه معمولا در مشاعره کاربرد ندارد.
دوستان سعي کنند از قالب مفردات (تک بيتي ها) يا از قالب دوبيتي و رباعي در اين تاپيک استفاده کنند.

با تشکر

يک جرعه مي زملک کاوس به است
از تخت قباد و مملکت طوس به است

هز ناله که رندي به سحر گاه زند
از طاعت زاهدان سالوس به است

(خيام)
Don't play games with the ones who love you
Major II
Major II
نمایه کاربر
پست: 317
تاریخ عضویت: سه‌شنبه 25 مهر 1385, 10:00 am
محل اقامت: سرزمين آريايي
سپاس‌های ارسالی: 25 بار
سپاس‌های دریافتی: 20 بار

پست توسط Mamool »

تا كي به تمناي وصال تو يگانه
اشكم شود از چشم چون سيل روانه :lol:
[FONT=Microsoft Sans Serif]
  نمی توانی بالا بروی پس سیب باش تا با افتادنت اندیشه ای بالا  
 
Captain I
Captain I
نمایه کاربر
پست: 547
تاریخ عضویت: چهارشنبه 27 دی 1385, 6:44 pm
محل اقامت: نزد خدايگان افسار گسيخته
سپاس‌های دریافتی: 12 بار

پست توسط arash_slayer »

همان منزل است اين جهان خراب
که ديده است ايوان افراسياب
او دوم دسامبر به دار اويخته شد
Old Moderator
Old Moderator
نمایه کاربر
پست: 1487
تاریخ عضویت: پنج‌شنبه 2 آذر 1385, 7:26 pm
سپاس‌های ارسالی: 16 بار
سپاس‌های دریافتی: 209 بار

پست توسط ALIAGHAKHAN »

بيا تا گل برافشانيم و مي در ساغر اندازيم
فلک را سقف بشکافيم و طرحي نو در اندازيم
هيچ كس لياقت اشكهاي تو را ندارد و كسي كه اين لياقت را داشته باشد هيچ گاه تو را به گريه نمي اندازد...
Captain
Captain
نمایه کاربر
پست: 682
تاریخ عضویت: شنبه 23 دی 1385, 12:47 am
محل اقامت: زير آسمون ابري
سپاس‌های ارسالی: 6 بار
سپاس‌های دریافتی: 164 بار
تماس:

پست توسط Montana2100 »

معيار دوستان دغل روز حجت است

قرضی به رسم تجربه از دوستان طلب

(صائب تبريزی)
تصویر
.................... دنياي ديگري هم هست كه مي‌توان در آن آواز خواند ...................
Captain
Captain
نمایه کاربر
پست: 682
تاریخ عضویت: شنبه 23 دی 1385, 12:47 am
محل اقامت: زير آسمون ابري
سپاس‌های ارسالی: 6 بار
سپاس‌های دریافتی: 164 بار
تماس:

پست توسط Montana2100 »

با شمع گفتم: از چه سرت مي‌دهي به باد؟ ****** گفت: آن سري كه سجده ندارد چنين خوش است
تصویر
.................... دنياي ديگري هم هست كه مي‌توان در آن آواز خواند ...................
Captain I
Captain I
نمایه کاربر
پست: 547
تاریخ عضویت: چهارشنبه 27 دی 1385, 6:44 pm
محل اقامت: نزد خدايگان افسار گسيخته
سپاس‌های دریافتی: 12 بار

پست توسط arash_slayer »

تو گوهر بين و از خرمهره بگذر
ز طرزي کان نگردد شهره بگذر
او دوم دسامبر به دار اويخته شد
Captain
Captain
نمایه کاربر
پست: 682
تاریخ عضویت: شنبه 23 دی 1385, 12:47 am
محل اقامت: زير آسمون ابري
سپاس‌های ارسالی: 6 بار
سپاس‌های دریافتی: 164 بار
تماس:

پست توسط Montana2100 »

روى تو، گل تازه و خط، سبزه نو خيز ***** نشكفته گلى همچون تو درگلشن تبريز

شد هوش دلم ، غارت آن غمزه خونريز ***** اين بود مرا فايده از ديدن تبريز
تصویر
.................... دنياي ديگري هم هست كه مي‌توان در آن آواز خواند ...................
Old Moderator
Old Moderator
نمایه کاربر
پست: 1487
تاریخ عضویت: پنج‌شنبه 2 آذر 1385, 7:26 pm
سپاس‌های ارسالی: 16 بار
سپاس‌های دریافتی: 209 بار

پست توسط ALIAGHAKHAN »

ز دو ديده خون فشانم ز رهت ره جدايي
چه کنم که هست اينها گل باغ آشنايي
هيچ كس لياقت اشكهاي تو را ندارد و كسي كه اين لياقت را داشته باشد هيچ گاه تو را به گريه نمي اندازد...
ارسال پست

بازگشت به “شعر و ادبيات”