لطفا اشعاري را که خودتان سروده ايد اينجا بگذاريد .

در اين بخش مي‌توانيد در مورد کليه موضوعات فرهنگي و ادبي به بحث و تبادل نظر بپردازيد

مدیر انجمن: شوراي نظارت

ارسال پست
Major I
Major I
نمایه کاربر
پست: 124
تاریخ عضویت: دوشنبه 11 خرداد 1388, 2:30 pm
سپاس‌های ارسالی: 305 بار
سپاس‌های دریافتی: 323 بار

Re: لطفا اشعاري را که خودتان سروده ايد اينجا بگذاريد .

پست توسط simab1348 »

در برکه ی خیال تو برگی شناورم
سنگینی سکوت ... مرا غرق می کند
گردابی از نگاه تو پیچیده در دلم
گویی نگاه قلب تو هم فرق می کند
....
یادت شده تلاطم امواج و زورقی
در رود پر شتاب زمان سِیر می کند
چشمم چو راهبی به کلیسای چشم تو
دائم خیال خدمت آن دِیر می کند
....
چون قاصدک رها به بیابان حیرتم
دستان سرد باد مرا لمس می کند
گاهی زدست عشق تو رنجور می شوم
چون غنچه ای مرا به قفس حبس می کند
....
روزی برای برکه ی تو سنگ می شوم
سنگین تر از سکوت ... که شب جلوه می کند
همچون شبی که از غم خورشید می تکد
چون اشک یک هلال کزان چکه می کند
صهبانا

[External Link Removed for Guests]
لاحول و لا قوه الا بالله العلی العظیم
Captain
Captain
نمایه کاربر
پست: 1669
تاریخ عضویت: پنج‌شنبه 4 شهریور 1389, 9:14 pm
سپاس‌های ارسالی: 3403 بار
سپاس‌های دریافتی: 5788 بار

Re: لطفا اشعاري را که خودتان سروده ايد اينجا بگذاريد .

پست توسط shafagh »

  ه بگو ساغر و پيمانه كو
اب حيات رخ جانانه كو
يك نفس ان نقش كه شد جلوه گر
برد خرد از سر فرزانه كو
باد بها ر و گل و سرو و چمن
بلبل و آن نغمه ي مستانه كو
شوكت بازار و سر خواجگي
وان همه انديشه ي كاشانه كو
فتنه چها كرد و زمان نيز هم
نقش و نشان و ره ميخانه كو
ساقي مه روي كرامت سرشت
مرغ دل و دام رخش دانه كو
شمع کجا رفت و چه شد شعله اش
گرد رخش گردش پروانه كو
 
New Member
پست: 4
تاریخ عضویت: جمعه 28 مرداد 1390, 5:39 am
سپاس‌های دریافتی: 5 بار

Re: لطفا اشعاري را که خودتان سروده ايد اينجا بگذاريد .

پست توسط .pedramin »

یا محمد گر علی مولا نبود هیچ مردی لایق زهرا نبود
Rookie Poster
Rookie Poster
نمایه کاربر
پست: 40
تاریخ عضویت: یک‌شنبه 11 آذر 1386, 3:24 pm
سپاس‌های ارسالی: 78 بار
سپاس‌های دریافتی: 158 بار

Re: لطفا اشعاري را که خودتان سروده ايد اينجا بگذاريد .

پست توسط mak1355 »

  اول گر کند عاشق رها
تا ثريا مي رود دل ها جدا
اين مثل بهر تو کردم زير و رو
تو که با عشق و دلم کردي جفا
من هنوز در باور خود عاجزم
که چه ساده خود زِمن کردي سوا
من به عشق تو شدم معشوقه باز
تو که بودي در شبم ماه خدا
من که گفتم با توام تا آخرش
آخر آن چشمکِ پر ماجرا
عشق تو بود اولين مهر در دلم
آخرين هم هست، اي نام آشنا
اين دلم بهر تو گشت رسواي عام
آن همه ضربه به عشق من چرا؟
باز هم بهر تو گويم اين مثل
با تو که راه دلت رفته خطا
عشق اول گر کند عاشق رها
تا ثريا مي رود دل ها جدا

(همراه) 
عجیب است! از خورشید احساس که دور می شوم، می سوزم ...
Rookie Poster
Rookie Poster
نمایه کاربر
پست: 40
تاریخ عضویت: یک‌شنبه 11 آذر 1386, 3:24 pm
سپاس‌های ارسالی: 78 بار
سپاس‌های دریافتی: 158 بار

Re: لطفا اشعاري را که خودتان سروده ايد اينجا بگذاريد .

پست توسط mak1355 »

 اگر تيري که سرخ است بر دلت خورد
سپـــس احســـاس آرام تنت مُرد
بدان صيادي عاشق در کمين است
که قلبت را به دام افکنـده و بُرد

(همراه)
 
عجیب است! از خورشید احساس که دور می شوم، می سوزم ...
Captain I
Captain I
پست: 527
تاریخ عضویت: یک‌شنبه 10 مهر 1390, 7:31 pm
سپاس‌های ارسالی: 1884 بار
سپاس‌های دریافتی: 2112 بار

Re: لطفا اشعاري را که خودتان سروده ايد اينجا بگذاريد .

پست توسط آزیتا »

به نام خداوند شعر و سرود

هوا خواه توام تا زنده ام من

ز احسان تو بس شرمنده ام من

ترا از جان و از دل می پرستم

که مهرت را به دل آکنده ام من

(ای خدای بزرگ......)

(آزیتا - س 9/5/69)

{آزیتا(دریا)}
[COLOR=#548dd4]   کسی شد شمع , آبش می   

 هر که شد تصویر ,قابش می کنند 

 هر که با افسانه پردازان نشست 

 با فسون خویش, خوابش می کنند 



برای عضویت در انجمن اهدای عضو به لینک زیر مراجعه  

[External Link Removed for Guests]

[FONT=System]دریا سرنوشتم را به یاد آور .............


   به جان نمی رسد تا به تو بر فشانمش
 

 برکه توان نهاد دل , تا ز تو واستانمش

قوت شرح عشق تو , نیست زبان خامه را

گرد در امید تو , چند به سر دوانمش ؟
 
 
 
تصویر DARYA تصویر
Rookie Poster
Rookie Poster
نمایه کاربر
پست: 40
تاریخ عضویت: یک‌شنبه 11 آذر 1386, 3:24 pm
سپاس‌های ارسالی: 78 بار
سپاس‌های دریافتی: 158 بار

Re: لطفا اشعاري را که خودتان سروده ايد اينجا بگذاريد .

پست توسط mak1355 »

  شب گذشت اي ماه من در روز مهر جايت کجاست؟
در ميان اين اجانب روی آشــنايت کجاســت؟
وقت دلتنگي که من محتاج آغوشــت شوم
دوستيت، عشقت، وفايت، دلبريهايت کجاست؟

(همراه)
 
عجیب است! از خورشید احساس که دور می شوم، می سوزم ...
Rookie Poster
Rookie Poster
نمایه کاربر
پست: 40
تاریخ عضویت: یک‌شنبه 11 آذر 1386, 3:24 pm
سپاس‌های ارسالی: 78 بار
سپاس‌های دریافتی: 158 بار

Re: لطفا اشعاري را که خودتان سروده ايد اينجا بگذاريد .

پست توسط mak1355 »

با نگاه عاشقم قلب تو را آزرده ام
در سکوت سرد تو حالا گلي پژمرده ام
ديده ام با اشک خود بر روي احساسم نوشت
با شتابم آبروي عاشقان را برده ام
هرچه خود را بر در و ديوار اين عالم زدم
ظاهرا بي فايده است از ديد تو من مرده ام
در کلام واپسینت شاکی از مهرم شدی
فکر کردی این همه احساس را دزدیده ام
شاخه خشکيده نفرت ولي در دست من
خرد گشته تا بگويم در فراقت زنده ام
من دگر طوفان نباشم در ميان اين غزل
مي روم در گوشه اي اکنون نسيمي ساده ام

محمد(همراه)
عجیب است! از خورشید احساس که دور می شوم، می سوزم ...
Rookie Poster
Rookie Poster
نمایه کاربر
پست: 40
تاریخ عضویت: یک‌شنبه 11 آذر 1386, 3:24 pm
سپاس‌های ارسالی: 78 بار
سپاس‌های دریافتی: 158 بار

Re: لطفا اشعاري را که خودتان سروده ايد اينجا بگذاريد .

پست توسط mak1355 »

گفتي که قلب من به تو هرگز وفا نمي کند
گفتي هواي عشق تو طوفان به پا نمي کند
گفتم که خاطرات تو رعد پرآوای غم است
اما چرا وجود من اشک را صدا نمي کند
از بخشش نگاه خود يک عمر دريغم کرده اي
نوازش افتادگان شاه را گدا نمي کند
با اين که احوال مرا قلب تو همراهي نکرد
اما دل بي همرهم چون و چرا نمي کند
احساس نوپاي تنم بيمار گشت و گوشه گير
اکسير عشق بدون تو مرا شفا نمي کند
از لابلاي قيل و قال چرا ضمير و باطنت
براي حس عشق ناب روئي به ما نمي کند

محمد (همراه)
عجیب است! از خورشید احساس که دور می شوم، می سوزم ...
Major II
Major II
نمایه کاربر
پست: 177
تاریخ عضویت: سه‌شنبه 8 تیر 1389, 5:26 pm
سپاس‌های ارسالی: 1621 بار
سپاس‌های دریافتی: 558 بار

Re: لطفا اشعاري را که خودتان سروده ايد اينجا بگذاريد .

پست توسط KAL-KOI-BABAK »

سلاااااااممم... :razz: :razz: :razz:

پیامک من به یکی از دوستان(سروده خودم):
گاهی به یک کرشمه دلم چیده می شود گاهی هوای دل نپسندیده می شود
گاهی دلم به غفلت و بی شرم از خدا بسیار می کند گناه و بخشیده می شود

جواب او:
ای نگار من مبادا ناکسان رامت کنند با بدان کمتر نشین ترسم که بدنامت کنند
من نگویم با کسی الفت نگیر هر که بهرت تب کند بهرش بمیر

جواب من به او:
خوب میدانم چه گویی هم که این افسانه ای ست رهروی در آن همانا فتنه ای(=آزمایش) ست
فتنه چون از سر گذشتی کار دل راحت بود لیک این پیمانه را هرکس نیارد کو خورد
...........
...........
بهر من کو تب کنی کاو بی طمع؟ تب کند تا من بمیرم بهر او
[FONT=Tahoma, Tahoma, Tahoma, Tahoma, Tahoma]  که خاطره هایتان از امیدهایتان قوی تر شدند ، روزگار افولتان در راه است . . .  
Major II
Major II
نمایه کاربر
پست: 177
تاریخ عضویت: سه‌شنبه 8 تیر 1389, 5:26 pm
سپاس‌های ارسالی: 1621 بار
سپاس‌های دریافتی: 558 بار

Re: لطفا اشعاري را که خودتان سروده ايد اينجا بگذاريد .

پست توسط KAL-KOI-BABAK »

اشعار پیامکی دیگر:
توضیح:در ادبیات ما(جمعی از دوستان) کمخین(خین=خون) واژه ای ست که بی وفایی و تعدادی از صفات بد دیگر را نشان میدهد تا جایی که بزرگان در وصف آن گفته اند: آن کس که وفا نمی کند کمخین است نامردی و کج روی کند کمخین است
پرخینی آدم به وفا داری اوست هر کس که به غیر این کند کمخین است
خب بگذریم...
شعر مهندس به من:
ای دل به خدا رفیق ما کمخین شد ای چرخ رفیق با وفا کمخین شد
ما هر چه عسل بود دهانش کردیم با گشتن دوست دست ما کمخین شد ( گشتن=گزیدن )

جواب من:
گر ز کمخینی من رنجیده ای پاسخ کمخینی خود دیده ای
من نیم کمخین این دور و زمان کو ز کمخینان همی باشد عیان
لهوزی و بی بخاری،ماندگی بی وفایی،عاجزی، درماندگی
بی پیامک غرق در شارژ پُرند سودی از شارژ پر خود میبرند؟

خلاصه ببخشین اگه جو اینجا جدی بود و من غیر جدی...
[FONT=Tahoma, Tahoma, Tahoma, Tahoma, Tahoma]  که خاطره هایتان از امیدهایتان قوی تر شدند ، روزگار افولتان در راه است . . .  
Major II
Major II
نمایه کاربر
پست: 177
تاریخ عضویت: سه‌شنبه 8 تیر 1389, 5:26 pm
سپاس‌های ارسالی: 1621 بار
سپاس‌های دریافتی: 558 بار

Re: لطفا اشعاري را که خودتان سروده ايد اينجا بگذاريد .

پست توسط KAL-KOI-BABAK »

این که با کسی که بی قرار نیست
گفتگو کنی که انتظار چیست
خنده دار نیست؟
(سروده خودم نبود)
[FONT=Tahoma, Tahoma, Tahoma, Tahoma, Tahoma]  که خاطره هایتان از امیدهایتان قوی تر شدند ، روزگار افولتان در راه است . . .  
ارسال پست

بازگشت به “شعر و ادبيات”