لطفا اشعاري را که خودتان سروده ايد اينجا بگذاريد .

در اين بخش مي‌توانيد در مورد کليه موضوعات فرهنگي و ادبي به بحث و تبادل نظر بپردازيد

مدیر انجمن: شوراي نظارت

ارسال پست
Captain I
Captain I
نمایه کاربر
پست: 1637
تاریخ عضویت: پنج‌شنبه 4 مرداد 1386, 11:53 pm
سپاس‌های ارسالی: 8092 بار
سپاس‌های دریافتی: 3732 بار

Re: لطفا اشعاري را که خودتان سروده ايد اينجا بگذاريد .

پست توسط KH.I.A.2500 »

سلام KAL-KOI-BABAK جان ;
ممنون از شعرهاتون تصویر تصویر تصویر

اما همانطور که از نام تاپیک پیداست این تاپیک مربوط به سروده های خود کاربرانه . به همین خاطر از این پس شعرهایی را که علاقه دارین در انجمن قرار بدین ولی اون شعرها از خودتون نیست(مثل پست آخرتون) را میتونین در این تاپیکها قرار بدین :

هر چه مي خواهد دل تنگت بگو :
topic-t3480-612.html

اگه غم داري بيا تو :
topic-t1926-240.html
  
*  *
*  جز ايران نباشد مرا نام ياد *   * * * *    * * *   *  که يزدان مرا زين سبب کام داد *  * *   
Captain I
Captain I
پست: 527
تاریخ عضویت: یک‌شنبه 10 مهر 1390, 7:31 pm
سپاس‌های ارسالی: 1884 بار
سپاس‌های دریافتی: 2112 بار

Re: لطفا اشعاري را که خودتان سروده ايد اينجا بگذاريد .

پست توسط آزیتا »

به نام خداوند شعر و سرود خداوند خورشید , خداوند رود

زندگی

آب , باران , امید

مهربانی , خورشید

نان , گندم زمین

زندگی یعنی همین


کوه , جنگل , دریا

نکته ها , نا پیدا

اوج , هستی , وسعت

زندگی هر آنچه هست


سبز , زیبا ؛ بهار

دل ما و دیگران

با توکل بر او

از محبت سر شار

{آزیتا(دریا)}
[COLOR=#548dd4]   کسی شد شمع , آبش می   

 هر که شد تصویر ,قابش می کنند 

 هر که با افسانه پردازان نشست 

 با فسون خویش, خوابش می کنند 



برای عضویت در انجمن اهدای عضو به لینک زیر مراجعه  

[External Link Removed for Guests]

[FONT=System]دریا سرنوشتم را به یاد آور .............


   به جان نمی رسد تا به تو بر فشانمش
 

 برکه توان نهاد دل , تا ز تو واستانمش

قوت شرح عشق تو , نیست زبان خامه را

گرد در امید تو , چند به سر دوانمش ؟
 
 
 
تصویر DARYA تصویر
Rookie Poster
Rookie Poster
نمایه کاربر
پست: 40
تاریخ عضویت: یک‌شنبه 11 آذر 1386, 3:24 pm
سپاس‌های ارسالی: 78 بار
سپاس‌های دریافتی: 158 بار

Re: لطفا اشعاري را که خودتان سروده ايد اينجا بگذاريد .

پست توسط mak1355 »

هرازگاهي به دور از عقل بنوشم مي، عجب کاري!
که اين مي بهتر از عشقي است که گشته مردم آزاري
به من گفت شاهدی در خواب رها کن قصه غم را
جفا باشد که معشوق را به جبر در دل نگه داری

محمد(همراه)
عجیب است! از خورشید احساس که دور می شوم، می سوزم ...
Major II
Major II
نمایه کاربر
پست: 177
تاریخ عضویت: سه‌شنبه 8 تیر 1389, 5:26 pm
سپاس‌های ارسالی: 1621 بار
سپاس‌های دریافتی: 558 بار

Re: لطفا اشعاري را که خودتان سروده ايد اينجا بگذاريد .

پست توسط KAL-KOI-BABAK »

KH.I.A.2500 نوشته شده:سلام KAL-KOI-BABAK جان ;
ممنون از شعرهاتون تصویر تصویر تصویر

اما همانطور که از نام تاپیک پیداست این تاپیک مربوط به سروده های خود کاربرانه . به همین خاطر از این پس شعرهایی را که علاقه دارین در انجمن قرار بدین ولی اون شعرها از خودتون نیست(مثل پست آخرتون) را میتونین در این تاپیکها قرار بدین :

هر چه مي خواهد دل تنگت بگو :
topic-t3480-612.html

اگه غم داري بيا تو :

topic-t1926-240.html



به روی چشم...
ببخشید اگه تاپیک رو منحرف کردم...
[FONT=Tahoma, Tahoma, Tahoma, Tahoma, Tahoma]  که خاطره هایتان از امیدهایتان قوی تر شدند ، روزگار افولتان در راه است . . .  
Major II
Major II
نمایه کاربر
پست: 82
تاریخ عضویت: سه‌شنبه 25 خرداد 1389, 1:17 pm
محل اقامت: ایران
سپاس‌های ارسالی: 336 بار
سپاس‌های دریافتی: 583 بار

Re: لطفا اشعاري را که خودتان سروده ايد اينجا بگذاريد .

پست توسط نجف47 »

بسمه تعالی

با سلام

وه صفـــــا دارد سپردن جــــان به پیش پـــای تو ............ ســر نهــادن در ره عشـــق فـرح افــــزای تو
در قمار عشق تو گر باخت جان و سر چــه بـاک ........... ای هــــزاران جــان به قربـــان رخ زیبـــای تو
یـوسـف زهـــرایی(س) و کنعان دلـــها منـتــظــر ........... تا بیــایی میشود این سینـه هم سینای تو
کِــی روا باشد که کــــوران را نباشی دستـگیــر ........... یک اشارت کن،شود این کــور هم بینـای تو
هَـــل مَتی مــولا تَـــرانا اَنـت نَحــــنُ لا نَـــراک؟! ........... ایـــن روا باشد به قربـــان قــــد و بــالای تو؟!
گشته ام بیمــار و سرگــردان در دشــت فــــراق .......... جرعه ی وصلم بده رحمی بر این شیـدای تو
شاهد از هجرست شبها تا سحر چشم انتظار .............. تا که بینـد جـلوه ای زآن قـامـت رعنـای تو

شب نیمه ی شعبان 1431ه.ق.... م.ک.نجف47
عشق و معرفت حسین(ع) و مهدی فاطمه(عج) ضامن پیروزی و قوام و بقای ماست.

 به کاوش مژه از گور تا نجف بروم...........اگر به هند خاکم کنی یا به تتار 
Rookie Poster
Rookie Poster
نمایه کاربر
پست: 40
تاریخ عضویت: یک‌شنبه 11 آذر 1386, 3:24 pm
سپاس‌های ارسالی: 78 بار
سپاس‌های دریافتی: 158 بار

Re: لطفا اشعاري را که خودتان سروده ايد اينجا بگذاريد .

پست توسط mak1355 »

دلي داشتم ز احوالم جدا بود
به دنبال وجودی باوفا بود
چه بسيار گشته بودم از برايش
گل گمگشته ام باغش کجا بود؟
به راه دور خبر داده نسيمي
که گل را ديده ام، سُرخه قبا بود
چه عطري دارد اين گل، بي وجودش
دل و جانم همه در کُل فنا بود
به تيغ گل گرفتار گشته ام من
همان زخمي که سوزَش آشنا بود
گل سرخ وجودم، صوفيم من
که بی عشق تو احساسم گدا بود
ولي افسوس من از آن بُوَد که
گلم در باغ ديگر در خفا بود
به یکباره نهیبی آمد از دور
که (همراه) عاشقي با او خطا بود

محمد(همراه)
عجیب است! از خورشید احساس که دور می شوم، می سوزم ...
Rookie Poster
Rookie Poster
نمایه کاربر
پست: 40
تاریخ عضویت: یک‌شنبه 11 آذر 1386, 3:24 pm
سپاس‌های ارسالی: 78 بار
سپاس‌های دریافتی: 158 بار

Re: لطفا اشعاري را که خودتان سروده ايد اينجا بگذاريد .

پست توسط mak1355 »

عشق در ما واژه اي نامحرم و بيگانه نيست
در کنار قلب و جان بي خانه و کاشانه نيست
هر که در روزمرگی خود را به عشق نزدیک کند
حال او ديگر چو سابق با وجودش ساده نيست
زیرو رو می گردد آدم عقل او پنهان شود
دست دل در کائنات با عشق دگر بيکاره نيست
کار عشق آتش زدن بر خرمن خودخواهي است
در مرامش رحم کردن بر دل آواره نيست
دلربائي مي کند عشق با شميمي بس عجيب
در عجب مست شد دلم، اما به دست هيچ باده نيست
هرچه باشد عشق، من زانو زنم بر درگهش
چون دگر (همراه) شدن با دلبرم افسانه نيست

محمد(همراه)
عجیب است! از خورشید احساس که دور می شوم، می سوزم ...
Rookie Poster
Rookie Poster
نمایه کاربر
پست: 40
تاریخ عضویت: یک‌شنبه 11 آذر 1386, 3:24 pm
سپاس‌های ارسالی: 78 بار
سپاس‌های دریافتی: 158 بار

Re: لطفا اشعاري را که خودتان سروده ايد اينجا بگذاريد .

پست توسط mak1355 »

 شور عشق را با کلام نتوان نوشت
دیدن یار بهتر از نور بهشـــــــت
خاطر آدم مشــــوش از الســــت
چون که حق با عشق خود او را سرشت

محمد(همراه) 
عجیب است! از خورشید احساس که دور می شوم، می سوزم ...
Captain
Captain
نمایه کاربر
پست: 1669
تاریخ عضویت: پنج‌شنبه 4 شهریور 1389, 9:14 pm
سپاس‌های ارسالی: 3403 بار
سپاس‌های دریافتی: 5788 بار

Re: لطفا اشعاري را که خودتان سروده ايد اينجا بگذاريد .

پست توسط shafagh »

  عیب و هنر در عالم دل باشد دل گه به یکی از این دو مایل باشد
ای کاش که جمله عیب از دل برود تا دل زهنر چو ماه کامل باشد


صد پند ترا دادم و خود را چکنم این تحفه ترا به خود جفارا چکنم
گیرم تو مرا بنده ی مخلص دانی آگاه به سر دل خدا را چکنم


هر قدر که ممکن است نیکویی کن با خلق خدا رحمت و خوشخویی کن
با مردم بینوا سخی باش و کریم همچون پدر از یتیم دلجویی کن


کاری مکن امروز که فردا نالان از کردن ان کار پشیمان باشی
کاری بکن امروز که فردا خندان خرسند و رضا و شاد از ان باشی


مایوس مباش اگر خطایی کردی در محضر حق خبط و جفایی کردی
چون رحمت حق از ان خطا بیشتر است کن توبه چو من گر ادعایی کردی







 
Major
Major
نمایه کاربر
پست: 242
تاریخ عضویت: چهارشنبه 31 شهریور 1389, 5:24 pm
سپاس‌های ارسالی: 2158 بار
سپاس‌های دریافتی: 1253 بار

Re: لطفا اشعاري را که خودتان سروده ايد اينجا بگذاريد .

پست توسط m-249 »

چند هزار تیر اهنی بر قلب

بی کران و هچون باران

میزند بی مهر و ذره ای عشق

در تب خود میسوزد این دل

ذره ای باکش نیست

از بی مهری و الفت

می کوبد مشت میزند جیغ

سینه ام سوخت

مرهمی نیست ؟

در بی چراغی ، نه صدایی

نه نوری نه هوایی

این دلم تنهایی اموخت

تصویرتصویرتصویر
دردت چه بود که تمام شب
سر را به سنگ میزدی و می گرسیتی ؟
چه گویم که گفتنش برایم قصه ای کهنه است
سر کوفتن و گریستن از برای مردن است


دست مزن! چشــــم،ببستم دو دست_____راه مرو!چشم،دوپایم شکست
حرف مزن! چشم،قطع نمودم سخن_____نطق مکن!چشم،ببستم دهن
هیچ نفهم! این سخن عنوان مــــکن_____ خواهش نافهمی انسان مکن
لال شوم،کـور شوم،کـــــــــــر شوم_____ لیک محال است که من خر شوم
Novice Poster
Novice Poster
پست: 72
تاریخ عضویت: یک‌شنبه 18 فروردین 1392, 4:30 pm
سپاس‌های ارسالی: 76 بار
سپاس‌های دریافتی: 121 بار

Re: لطفا اشعاري را که خودتان سروده ايد اينجا بگذاريد .

پست توسط ehsan-akaberi »

این قدر بس که غمی باشد و حالی برسد

عشق درد است نباید به وصالی برسد

آه ، این بخت گل آلوده چرا نگذارد

یک کف دست به ما آب زلالی برسد

حرف ناگفته که کم نیست ولی می ترسم

بغض بر بغض شود بار و به لالی برسد

پر زدن ساده ترین شیوه ی تنها شدن است

درد باید بکشد هر که به بالی برسد

بین ما فاصله آن نیست که لازم باشد*

پلک بر هم بگذاریم و خیالی برسد

من و تو باید از این گردنه ها رد بشویم

کاش مردم بگذارند مجالی برسد



شاعر احسان اکابری

*میشه اینجوری هم نوشتش (بین ما فاصله ای نیست که لازم باشد)
Novice Poster
Novice Poster
پست: 72
تاریخ عضویت: یک‌شنبه 18 فروردین 1392, 4:30 pm
سپاس‌های ارسالی: 76 بار
سپاس‌های دریافتی: 121 بار

Re: لطفا اشعاري را که خودتان سروده ايد اينجا بگذاريد .

پست توسط ehsan-akaberi »

عمری زدم برای تو خود را به هر دری
مزد من این نبود شوی یار دیگری
جای گلایه نیست که رسم زمانه است
ما را ندیده باز بگیری و بگذری *
نگذار در تو حرف حسودان اثر کند
در لشکرت نمانده به جز من دلاوری
با اینکه قلب سرد تو از جنس آهن است
هرگز میان شعله نیانداختم پری **
من شهره در تمام جهانم که بی دلم
تو شهره در تمام جهانی که دلبری
ای شمع خاطرات شبت را مرور کن
شاید مرا دوباره به خاطر بیاوری ***

احسان اکابری

میشه این مصرع رو اینجوری هم نوشت ( ما را ندیده باز گرفتی که بگذری )
**رستم با آتیش زدن پر سیمرغ از اون کمک میخواست
*** این مصرع ظاهرا از خانم مژگان عباسلو هست
ارسال پست

بازگشت به “شعر و ادبيات”