لطفا اشعاري را که خودتان سروده ايد اينجا بگذاريد .

در اين بخش مي‌توانيد در مورد کليه موضوعات فرهنگي و ادبي به بحث و تبادل نظر بپردازيد

مدیر انجمن: شوراي نظارت

ارسال پست
Captain II
Captain II
پست: 7
تاریخ عضویت: شنبه 18 فروردین 1386, 5:45 pm
سپاس‌های دریافتی: 3 بار
تماس:

پست توسط husainjan »

سلام منم دو تا شعر دارم به قشنگی شعر های شما نیست. خلاصه ببخشید.

برگشت دوباره

یه روزی میای پشیمون به سراغ یار دیرین **** با نگاه سرد و بی روح پیش اون عاشق غمگین

اونکه هر وقت و همه وقت با یادت میشد دیوونه **** می دونستی که تو قلبش تو بودی براش نشونه؟

یه نشونه واسه فردا، واسه فردایی که نیستی **** واسه اون روزای سرد و واسه درهایی که بستی

می دونی هر شب و هر روز می نشست کنار دریا **** می نوشت نامه عشق و می گذاشت تو دست موجا

می دونی رفتش تو باغ و کنار درخت انجیر **** واسه برگشت دوباره ات خودش را بست با یه زنجیر

تموم شب را بیدار موند تا که برگردی دوباره **** نمی دونست دیگه هیچ وقت، نمی یای به سمت خونه
 [External Link Removed for Guests]
تصویر 
Captain II
Captain II
پست: 7
تاریخ عضویت: شنبه 18 فروردین 1386, 5:45 pm
سپاس‌های دریافتی: 3 بار
تماس:

پست توسط husainjan »

روز رفتن

کاشکی میشد دوباره برای تو بخونم **** سرود عشق و دوستی، برای تو بگویم

به هر کجا که رفتم دیگر تو را ندیدم **** اینکه چه موقع رفتی، من نمی خوام بدونم

شبهایی را که هرگز بی تو سحر نکردم **** قصه ای گفته بودم تا که برات بخونم

اون روزی را که رفتی، هیچ وقت نمی کنم یاد **** تا بدونی که هرگز، به یادت نمی مونم
 [External Link Removed for Guests]
تصویر 
Major I
Major I
پست: 287
تاریخ عضویت: یک‌شنبه 27 خرداد 1386, 5:09 pm
سپاس‌های ارسالی: 10 بار
سپاس‌های دریافتی: 57 بار

پست توسط milad1378 »

زياران دل بريدن سخت باشد************به ايشان الفتي ديرينه دارم

نباشد در دلم از غم نشاني*************چو ياد دوستان در سينه دارم :razz: :-P
New Member
پست: 7
تاریخ عضویت: شنبه 2 آذر 1387, 10:15 pm
سپاس‌های دریافتی: 6 بار

پست توسط م.رودگري »

اگر از آتش عشق وجودم شراري در دل سنگت نشان بود
خداي مهربانيها گواهست كه يكسر هستي ات آتشفشان بود*

نمي دانم چرا دنيا چنين است كه دائم در پسش غم در كمين است
نمي دانم كه اين دنيا چه ماميست كه مهرش محنت و آزار وكين است*

بسا ناليدم و باليدي اي عشق به قلبم بذر غم پاشيدي اي عشق
بجز دل بستن واز خود گسستن چه كردم يا چه از من ديدي اي عشق*

برو دنيا نفسهايت چه سرد است رهاوردت فقط اندوه ودرد است
بگو ما را از اين خيل هواخواه... كدامين شايقت مردانه مرد است* سروده : م.رودگري
New Member
پست: 7
تاریخ عضویت: شنبه 2 آذر 1387, 10:15 pm
سپاس‌های دریافتی: 6 بار

پست توسط م.رودگري »

مي روم بار دگر چون فكر پوچ از يادها.......مي زند هر لحظه كوس سينه ام فريادها

گو يمش..اي دل! زعشق بي ثمر پرهيز كن.....گويدم نامم دلست و كي بمن ايرادها*



اي انيس روزهاي روشن و شبهاي تار.........من ندارم در غم و درماندگيها جز تو يار

اي خداوندي كه بيني قطره هاي اشك من......آرزويم را برآر!! اي مهربان پروردگار *


ببين عمري پي دنيا دويدم........................جواني رفت و در پيري خميدم

ندانستم دراين مكاره بازار........................چه دادم من چه در جايش خريدم * سروده : م.رودگري
New Member
پست: 7
تاریخ عضویت: شنبه 2 آذر 1387, 10:15 pm
سپاس‌های دریافتی: 6 بار

پست توسط م.رودگري »

م.رودگري نوشته شده:مي روم بار دگر چون فكر پوچ از يادها.......مي زند هر لحظه كوس سينه ام فريادها

گو يمش..اي دل! زعشق بي ثمر پرهيز كن.....گويدم نامم دلست و كي بمن ايرادها*



اي انيس روزهاي روشن و شبهاي تار.........من ندارم در غم و درماندگيها جز تو يار

اي خداوندي كه بيني قطره هاي اشك من......آرزويم را برآر!! اي مهربان پروردگار *


ببين عمري پي دنيا دويدم........................جواني رفت و در پيري خميدم

ندانستم دراين مكاره بازار........................چه دادم من چه در جايش خريدم * سروده : م.رودگري

اگر سنگ از دل زارم خبر داشت....................ز هرم التهابش آب مي شد......

اگر طوفان گذر از سينه مي كرد.....................ز حيرت ساكت و در خواب مي شد

اگر بار غمم را كوه مي داشت......................ز هم پاشيده و بي تاب مي شد

اگر در يا ز دردم آگهي داشت...........................بخود پيچيده و گرداب مي شد

اگر بغض دلم را ابر مي داشت.........................زمين هر گوشه اش سيلاب مي شد

ز چشمم اگر نمي در آب ميريخت.....................زلال چشمه ها خو ناب مي شد

پناهم ده خدايا بار ديگر..................................كه جان از مهر تو سيراب مي شد


سروده : م.رودگري
New Member
پست: 7
تاریخ عضویت: شنبه 2 آذر 1387, 10:15 pm
سپاس‌های دریافتی: 6 بار

پست توسط م.رودگري »

م.رودگري نوشته شده:مي روم بار دگر چون فكر پوچ از يادها.......مي زند هر لحظه كوس سينه ام فريادها

گو يمش..اي دل! زعشق بي ثمر پرهيز كن.....گويدم نامم دلست و كي بمن ايرادها*



اي انيس روزهاي روشن و شبهاي تار.........من ندارم در غم و درماندگيها جز تو يار

اي خداوندي كه بيني قطره هاي اشك من......آرزويم را برآر!! اي مهربان پروردگار *


ببين عمري پي دنيا دويدم........................جواني رفت و در پيري خميدم

ندانستم دراين مكاره بازار........................چه دادم من چه در جايش خريدم * سروده : م.رودگري

اگر سنگ از دل زارم خبر داشت....................ز هرم التهابش آب مي شد......

اگر طوفان گذر از سينه مي كرد.....................ز حيرت ساكت و در خواب مي شد

اگر بار غمم را كوه مي داشت......................ز هم پاشيده و بي تاب مي شد

اگر در يا ز دردم آگهي داشت...........................بخود پيچيده و گرداب مي شد

اگر بغض دلم را ابر مي داشت.........................زمين هر گوشه اش سيلاب مي شد

ز چشمم اگر نمي در آب ميريخت.....................زلال چشمه ها خو ناب مي شد

پناهم ده خدايا بار ديگر..................................كه جان از مهر تو سيراب مي شد


سروده : م.رودگري
New Member
پست: 7
تاریخ عضویت: شنبه 2 آذر 1387, 10:15 pm
سپاس‌های دریافتی: 6 بار

پست توسط م.رودگري »

م.رودگري نوشته شده:
م.رودگري نوشته شده:مي روم بار دگر چون فكر پوچ از يادها.......مي زند هر لحظه كوس سينه ام فريادها

گو يمش..اي دل! زعشق بي ثمر پرهيز كن.....گويدم نامم دلست و كي بمن ايرادها*



اي انيس روزهاي روشن و شبهاي تار.........من ندارم در غم و درماندگيها جز تو يار

اي خداوندي كه بيني قطره هاي اشك من......آرزويم را برآر!! اي مهربان پروردگار *


ببين عمري پي دنيا دويدم........................جواني رفت و در پيري خميدم

ندانستم دراين مكاره بازار........................چه دادم من چه در جايش خريدم * سروده : م.رودگري

اگر سنگ از دل زارم خبر داشت....................ز هرم التهابش آب مي شد......

اگر طوفان گذر از سينه مي كرد.....................ز حيرت ساكت و در خواب مي شد

اگر بار غمم را كوه مي داشت......................ز هم پاشيده و بي تاب مي شد

اگر در يا ز دردم آگهي داشت...........................بخود پيچيده و گرداب مي شد

اگر بغض دلم را ابر مي داشت.........................زمين هر گوشه اش سيلاب مي شد

ز چشمم اگر نمي در آب ميريخت.....................زلال چشمه ها خو ناب مي شد

پناهم ده خدايا بار ديگر..................................كه جان از مهر تو سيراب مي شد


سروده : م.رودگري
كوروش!! اي نيكو سرشت بي بديل.اي اهورائي شه ايران زمين.....اي كه از نامت وطن دارد غرور.اي شه شايسته فرآفرين

اي اتابك نامي با اقتدار.از تو دارد خاك ميهن اعتبار................كيست همتاي تو در اين روزگار.در مناعت اولين و آخرين

رنگ سبز پرچمم سوگند توست.سرخيش از خون غيرتمند توست.....آن سپيدي پاكي پيوند توست.مهر تو با آريائيان قرين**


تقديم به پدر كبير ايران زمين
"كوروش بزرگ"
و تقديم به همه ميهن دوستان سرزمينم
" ايران "عزيز


:razz: :razz: سروده : محسن رودگري :razz: :razz:
Rookie Poster
Rookie Poster
نمایه کاربر
پست: 29
تاریخ عضویت: جمعه 14 دی 1386, 2:32 am
محل اقامت: Tehran
سپاس‌های ارسالی: 22 بار
سپاس‌های دریافتی: 9 بار
تماس:

پست توسط retza »

سروناز

باز ديدم صورت زيباي يار خويش را



ديدم و گم كردم از غم دست و پاي خويش را



باز ديدم دلبر و حرف دلم در دل بماند



ديدمش اما نگفتم درد و راز خويش را



هر شب از داغ فراق با درد خلوت مي كنم



كاش بينم در كنارم سر و ناز خويش را

محمدرضامددي
Rookie Poster
Rookie Poster
نمایه کاربر
پست: 29
تاریخ عضویت: جمعه 14 دی 1386, 2:32 am
محل اقامت: Tehran
سپاس‌های ارسالی: 22 بار
سپاس‌های دریافتی: 9 بار
تماس:

پست توسط retza »

آمدی...

آمدي دل بردي وغم دادي و چيزي نگفتم



رفتي و بگريستم، خنديدي و چيزي نگفتم



اي كه بعد از تو همه دنياي من بغض و سراب است



غم ز عشقت خوردم و با ديگران چيزي نگفتم



گو پس از تو با كه گويم درد عشق و راز دل را



رفتنت خنجر به قلبم زد، ولي چيزي نگفتم



مست عشقت بودم و در آسمان در حال پرواز



ساغر از دستم كشيدي بردي و چيزي نگفتم



محمدرضا مددي
Rookie Poster
Rookie Poster
نمایه کاربر
پست: 29
تاریخ عضویت: جمعه 14 دی 1386, 2:32 am
محل اقامت: Tehran
سپاس‌های ارسالی: 22 بار
سپاس‌های دریافتی: 9 بار
تماس:

پست توسط retza »

تا به کی؟!

*خدايا، تا كجا تبعيض؟

*خدايا، تا كجا حسرت؟

*خدايا، تا كجا خر كردن آن كودك دلپاي؟

*خدايا، تا كجا برخود قبولاندن

*كه اين خوب است و آن ناپاي؟

*كه دارا نزد تو هيچ است و بي مايه چو آبي پاك؟

*خدايا، تا به كي از هم كمك خواهيم و پنداريم كه مهر از توست؟

*خدايا، تا به كي جان دادن آن كودك و آن زجه مادر نشان قدرتت باشد؟

*خدايا، تا به كي گويم خدايا؟

تا به كي؟



محمدرضامددي
New Member
پست: 7
تاریخ عضویت: شنبه 2 آذر 1387, 10:15 pm
سپاس‌های دریافتی: 6 بار

پست توسط م.رودگري »

:razz: ( بي تو " مادر " ) :razz:

ديگر چه كس خواهد گرفت در سينه ام جاي ترا.........ديگر كجا بينم مگر گلخند زيباي ترا

ديگر چه كس وا مي كند آغوش خود را سوي من.......ديگر ندارد دامني آن عطر و گرماي ترا

ديگر چه دستي مي كشد بر زلف جانم شانه ها.......ديگر چه سازي مي زند آواي لا لاي ترا

ديگر چه چشمي مي چكد بر آتش اندوه من............دارد كدامين آسمان؟ تابنده در هاي ترا

چون زورقي بشكسته ام بر ماسه زار بي كسي........ديگر كجا يابم كجا. امواج در ياي ترا ؟

رفتي چه آسان از برم. اي تكيه گاه آخرم............دردا ! نجستم لحظه اي آن قلب تنهاي ترا

اي كاش مي شد يك نظر بينم ترا باري دگر..........بو يم شميم مهر تو. بو سم سر و پاي ترا... .................. سروده:محسن رودگري
ارسال پست

بازگشت به “شعر و ادبيات”