لطفا اشعاري را که خودتان سروده ايد اينجا بگذاريد .

در اين بخش مي‌توانيد در مورد کليه موضوعات فرهنگي و ادبي به بحث و تبادل نظر بپردازيد

مدیر انجمن: شوراي نظارت

ارسال پست
Major II
Major II
نمایه کاربر
پست: 64
تاریخ عضویت: سه‌شنبه 4 فروردین 1388, 11:49 pm
سپاس‌های ارسالی: 61 بار
سپاس‌های دریافتی: 227 بار

Re: لطفا اشعاري را که خودتان سروده ايد اينجا بگذاريد .

پست توسط L.H »

انتظار

ای یوسف زمان

که جهانی به راه توست

پیراهنی فرست

که نبوتی

چشمان عدل علی را در انتظار

از دست داده است.
پرواز در قفس نمی گنجد
Colonel II
Colonel II
نمایه کاربر
پست: 3472
تاریخ عضویت: جمعه 20 اردیبهشت 1387, 9:44 am
سپاس‌های ارسالی: 5879 بار
سپاس‌های دریافتی: 12411 بار
تماس:

Re: لطفا اشعاري را که خودتان سروده ايد اينجا بگذاريد .

پست توسط Solver »

 ظهور چه نزدیک است بر منتظران و چه دور بر منکران

ما از دام انکار خارج و به بحر انتظار فتاده
دیر زمانی است که سه چشم به آفتاب نهاده

ظهور این چنین نزدیک و ما این چنین دور
این همه فاصله میان این ما و این نور

منکران به ز خستگان که ره ببهوده نمی پویند
زنده باد آنان که نشان ظهور هر دم می جویند

پاینده آن مردان که نروند خارج از راه
زنانی که تسبیح گویند هر شب تا پگاه

اینچنین طلوع نور نزدیک است بر منتظران
آخر نور پیدا نیست به دیدگان چشم بستگان


...


چه غمناک آدینه ای که بی ظهور باشد
حکایت ما همچنان شب و روز  

البته قسمت هایی از این شعر را اینجا ننوشتم.
Personal Site: [External Link Removed for Guests]
Moderator
Moderator
نمایه کاربر
پست: 2401
تاریخ عضویت: یک‌شنبه 17 آذر 1387, 11:02 am
سپاس‌های ارسالی: 29119 بار
سپاس‌های دریافتی: 21533 بار
تماس:

Re: لطفا اشعاري را که خودتان سروده ايد اينجا بگذاريد .

پست توسط sokuteasemuni »

 اي بدر تمام ماه   كي تكيه زني به كعبه آن سان  
   
  در هر دو جهان سرور و شادي از آمدنت به جا نهادي  
   
 در آن گه باز آمدنت نيز مرا ده بر وصل و لقاي خويش مژده  
   
  گر جسم نحيفم به دل خاك بُد آنروز باجلوه ي(صيحه ي)  يت زنده كن(اذن ده) آنروز  
   
 15/5/1388 (14/8/1430)  
[External Link Removed for Guests]
Major II
Major II
نمایه کاربر
پست: 64
تاریخ عضویت: سه‌شنبه 4 فروردین 1388, 11:49 pm
سپاس‌های ارسالی: 61 بار
سپاس‌های دریافتی: 227 بار

Re: لطفا اشعاري را که خودتان سروده ايد اينجا بگذاريد .

پست توسط L.H »

تعطیلات

آواز درختان

در حنجره ی پرندگان

می روید

خورشید تابستان

از گرما بی تابتر شده

و عرق ریزان ساعت را می نگرد

و برای جشن برگها در باغ

بادها را بیدار کرده

و بر صندلی انتظار نشسته

ابرها تکه تکه از تعطیلات

باز می گردند

و طرح باران را

در گوش رنگها می خوانند.
پرواز در قفس نمی گنجد
Major II
Major II
نمایه کاربر
پست: 64
تاریخ عضویت: سه‌شنبه 4 فروردین 1388, 11:49 pm
سپاس‌های ارسالی: 61 بار
سپاس‌های دریافتی: 227 بار

Re: لطفا اشعاري را که خودتان سروده ايد اينجا بگذاريد .

پست توسط L.H »

مرز

مثبت و منفی می جنگند

و هر دو یار گیری می کنند

از مرز سیاه و سفید که گذشتم

آزادی

به استقبالم آمد
پرواز در قفس نمی گنجد
Major II
Major II
نمایه کاربر
پست: 64
تاریخ عضویت: سه‌شنبه 4 فروردین 1388, 11:49 pm
سپاس‌های ارسالی: 61 بار
سپاس‌های دریافتی: 227 بار

Re: لطفا اشعاري را که خودتان سروده ايد اينجا بگذاريد .

پست توسط L.H »

عالم

دستان خدا مرهم زخم علی می شد و او می دانست

که به هنگام اذان سحری بیداری قاتل می خواست



چشمان خدا ناظر عدل علی می شد و او می دانست

که ز فرزند در آن لحظه ی آخر عدالت می خواست
پرواز در قفس نمی گنجد
Major II
Major II
نمایه کاربر
پست: 64
تاریخ عضویت: سه‌شنبه 4 فروردین 1388, 11:49 pm
سپاس‌های ارسالی: 61 بار
سپاس‌های دریافتی: 227 بار

Re: لطفا اشعاري را که خودتان سروده ايد اينجا بگذاريد .

پست توسط L.H »

سوقات دریا


می چکد عکس پرنده
روی قاب آبها
می رود رویای پرواز

پا به پای موجها
می خورد دست ستاره
روی موج بی قرار
ماه پیدا می شود
تکه تکه روی آب
مرغ دریایی میان آسمان
می رود
با خود پیامی در صدا


«شور و غوقا
موج و دریا
باد و آب
لطفهای
بی کران
آن اله
بی نیاز»

پرواز در قفس نمی گنجد
Major I
Major I
نمایه کاربر
پست: 837
تاریخ عضویت: شنبه 19 اردیبهشت 1388, 6:10 pm
سپاس‌های ارسالی: 231 بار
سپاس‌های دریافتی: 1917 بار

Re: لطفا اشعاري را که خودتان سروده ايد اينجا بگذاريد .

پست توسط میهن پرست »

نمیدانم به وقت رفتنم از این سرای زشت میبندم به این دنیای بی معنا چه سانی رشک
می دانم که رفتن معنی پایان دنیا نیست اما من گرفتارم به یار و یار هم از نیست
میخواهم ز معبودم کند مر گم زیارم پیش تا جانم دهم با عشق با تک خنده ای بر نیش
خواهم پیکرم در زیر پای یار باشد فرش تا روحم رود با عشق از این فرش بر ان عرش
تصویرتصویرتصویر
شاید سالهای سال باشد که اتش امپراطوری پارس خاکستر شده باشد.اما روزی فرا خواهد رسید که ز خاکستر ها ققنوس برخیزد و ان هنگام اتش سالهای سال سکوت مردم ایران زبانه خواهد کشید و بار دیگر مردمی از سرزمین پارس از شرق تا چین واز غرب تا دروازه های روم حکمرانی میکنند و تمام دشمنان این مرز وبوم در اتش قهر ایران خواهند سوخت.ان روز نزدیک است...
Colonel II
Colonel II
نمایه کاربر
پست: 3472
تاریخ عضویت: جمعه 20 اردیبهشت 1387, 9:44 am
سپاس‌های ارسالی: 5879 بار
سپاس‌های دریافتی: 12411 بار
تماس:

Re: لطفا اشعاري را که خودتان سروده ايد اينجا بگذاريد .

پست توسط Solver »

آسمان آبی .. درختان سبز .. کاغذهای سفید .. رای های سبز .. انسان های پلید .. من به فکر کودکان آفریقا .. شما جدال بر سر رنگ ها .. من غمگین .. شما از همدیگر خشمگین .. نه شما نه سبز ها .. میما خودش تنها .. آه و آه

فقط غمگین هستم، :sad:
:-o سیاسی نخونید شعر را ::sa
Personal Site: [External Link Removed for Guests]
Major I
Major I
نمایه کاربر
پست: 837
تاریخ عضویت: شنبه 19 اردیبهشت 1388, 6:10 pm
سپاس‌های ارسالی: 231 بار
سپاس‌های دریافتی: 1917 بار

Re: لطفا اشعاري را که خودتان سروده ايد اينجا بگذاريد .

پست توسط میهن پرست »

دوستان این شعر هم تقدیم به انان که عشقی فراتر از عشق زمینی دارند. :razz: :razz: :razz:
بیا ای مونس تنهایی ام ای شاه دربارم بیاشمعی بکن روشن که من دراوج غمهایم
دراین غربت سکوتی سخت بفشرده دل مارا به تابوتم زده اتش غم غربت بیا یارا
هرز گاهی صدای صوت میاید به گوش من چه باید کرد ای یارا که نجوای تو میخواهم
طلوعی بس دل انگیزوغروبش بس غم انگیزاست سنگ قبر من این باد.اخر کی جهان این است
از روز عزل تا شام دنیا بر دلم غم زد ندیدم جز غم و غربت که چشمم خون میگرید
مخورای مورمخور ای خاک گوش وچشم این تن را که شاید صوت یار اید و انسیمای چون دریا
مخوان بلبل به شاخ تک درخت روی قبر من که یاد یار می اید به قلب بیش درد من
:razz: :razz: :razz:
شاید سالهای سال باشد که اتش امپراطوری پارس خاکستر شده باشد.اما روزی فرا خواهد رسید که ز خاکستر ها ققنوس برخیزد و ان هنگام اتش سالهای سال سکوت مردم ایران زبانه خواهد کشید و بار دیگر مردمی از سرزمین پارس از شرق تا چین واز غرب تا دروازه های روم حکمرانی میکنند و تمام دشمنان این مرز وبوم در اتش قهر ایران خواهند سوخت.ان روز نزدیک است...
Major I
Major I
نمایه کاربر
پست: 837
تاریخ عضویت: شنبه 19 اردیبهشت 1388, 6:10 pm
سپاس‌های ارسالی: 231 بار
سپاس‌های دریافتی: 1917 بار

Re: لطفا اشعاري را که خودتان سروده ايد اينجا بگذاريد .

پست توسط میهن پرست »

این هم یک دوبیتی که خودم خیلی دوستش دارم.و به یارم وقتی داشت میرفت سفر راه دور گفتم. :razz: :razz: :razz:
و می روی ز پیش دل و بهار میرود مرو بهار زندگی ام که جان میرود
تو می روی و بنفشه ز باغ می رود مرو.مرو که باغبان ز داغ میرود
:razz: :razz: :razz:
شاید سالهای سال باشد که اتش امپراطوری پارس خاکستر شده باشد.اما روزی فرا خواهد رسید که ز خاکستر ها ققنوس برخیزد و ان هنگام اتش سالهای سال سکوت مردم ایران زبانه خواهد کشید و بار دیگر مردمی از سرزمین پارس از شرق تا چین واز غرب تا دروازه های روم حکمرانی میکنند و تمام دشمنان این مرز وبوم در اتش قهر ایران خواهند سوخت.ان روز نزدیک است...
Major
Major
نمایه کاربر
پست: 440
تاریخ عضویت: یک‌شنبه 18 مرداد 1388, 2:37 pm
سپاس‌های ارسالی: 2919 بار
سپاس‌های دریافتی: 2347 بار

Re: لطفا اشعاري را که خودتان سروده ايد اينجا بگذاريد .

پست توسط DTN »

مثل شعرهای شما زیاد خوب نیست ولی دلم خواست تو این تاپیک شرکت کنم :o

عشق یعنی ،زیر باران رفتن و خالی شدن
تربت باران زده را ، دیدن و بوئیدن
عشق یعنی ،باور آغوش امن مادران
گریه کردن ،بیخجالت روی پای مادران
این همه چیزای زیبا داشتن
یعنی ، خدا را داشتن
این همه باور ، همه عشق ، همه از آن اوست
او که خالق من و تو و عشق و مادر است . :razz:
[COLOR=#92d050]
زندگی
، جیرهء مختصریست ؛ مثل یک فنجان چای  
تصویر ؛ [COLOR=#000000]و کنارش عشق است ، مثل یک حبهء قند. زندگی را با عشق ، نوش جان باید کرد سهراب سپهری
ارسال پست

بازگشت به “شعر و ادبيات”