لطفا اشعاري را که خودتان سروده ايد اينجا بگذاريد .

در اين بخش مي‌توانيد در مورد کليه موضوعات فرهنگي و ادبي به بحث و تبادل نظر بپردازيد

مدیر انجمن: شوراي نظارت

ارسال پست
Colonel II
Colonel II
نمایه کاربر
پست: 3472
تاریخ عضویت: جمعه 20 اردیبهشت 1387, 9:44 am
سپاس‌های ارسالی: 5879 بار
سپاس‌های دریافتی: 12411 بار
تماس:

Re: لطفا اشعاري را که خودتان سروده ايد اينجا بگذاريد .

پست توسط Solver »

  گذشت و روز نو آمده ز راه
شوق جماعت و سبزه باشد گواه

باز من چون هر سال امیدی دارم
سال به سالم شده چون ماه به ماه

خلوت عیدانه امسال چه خموش و رند
گریبانم گرفت به شهر خویش ناگاه

سالی بگذشت و باز از ما نگذشت
آخر من کی خواهد شود با ما همراه

نیست این نغمه های غم از دل و ما
پرده ها همه افتاده جز شور و سه گاه

مگر آن استاد چنگی زند به ساز ما
دل را به رقص آرد در راست پنج گاه

غروب جمعه در شیراز و این خموشی
حالت همیشگی، ما تنها و غمگین،  

نوروز 1390 - تیپ 55 هوابرد شیراز تصویر
Personal Site: [External Link Removed for Guests]
Captain
Captain
نمایه کاربر
پست: 356
تاریخ عضویت: سه‌شنبه 8 خرداد 1386, 6:35 pm
محل اقامت: Victoria, Australia
سپاس‌های ارسالی: 6778 بار
سپاس‌های دریافتی: 2887 بار

Re: لطفا اشعاري را که خودتان سروده ايد اينجا بگذاريد .

پست توسط noora »

ساقیا نی بزن که بهار باز آمد صحبت از عشق و نظر بازی یار ،باز آمد

رقص و پایکوبی یاران، باز آمد که دگر ز تنهایی گل، پایان آمد

1390/1/7 تصویر


تصویرتصویر
هرچه مردم نا آگاه تر بمانند زمان درک این نکته که ثروت خودشان به خودشان هدیه شده طولانی تر خواهد بود
New Member
پست: 1
تاریخ عضویت: دوشنبه 15 فروردین 1390, 7:24 pm
سپاس‌های دریافتی: 9 بار

شادي

پست توسط silent_6374 »

[HIGHLIGHT=#f4f4f4]تنها شادي زندگي م اين است كه هيچ كس نميداند تا چه حد غمگينم !!! تصویر
Captain I
Captain I
نمایه کاربر
پست: 1637
تاریخ عضویت: پنج‌شنبه 4 مرداد 1386, 11:53 pm
سپاس‌های ارسالی: 8092 بار
سپاس‌های دریافتی: 3732 بار

Re: لطفا اشعاري را که خودتان سروده ايد اينجا بگذاريد .

پست توسط KH.I.A.2500 »

  گویند جهان بافته از خیر و شر است بیدادگری خصلت نوع بشر است 

 یا رب به چه مقصود مرا جان دادی چون وعده ما ختم به یوم الحشر است
 

 
  
*  *
*  جز ايران نباشد مرا نام ياد *   * * * *    * * *   *  که يزدان مرا زين سبب کام داد *  * *   
Super Moderator
Super Moderator
نمایه کاربر
پست: 3101
تاریخ عضویت: یک‌شنبه 22 بهمن 1385, 4:25 pm
سپاس‌های ارسالی: 19718 بار
سپاس‌های دریافتی: 21366 بار

Re: لطفا اشعاري را که خودتان سروده ايد اينجا بگذاريد .

پست توسط SAMAN »

با تشکر از اشعار زیبای همه دوستان تصویر


چنین شد سرشتم که رستم از بند منی کــــه تنــــیده تنم از بند چند

رها گــــشتم پر گشودم چون پرنده شکستم قلب قفس قفل را بخنده

خویــش خورشـــیدش دی درود داد شب را بشـوق خویـشم بدرود داد


عاشق واج آراییم تصویر
پیام حکم قتل خود شنفتن مرا خوشتر بود, از یک تملق به نزد مردمان سفله گفتن!
Captain
Captain
نمایه کاربر
پست: 1669
تاریخ عضویت: پنج‌شنبه 4 شهریور 1389, 9:14 pm
سپاس‌های ارسالی: 3403 بار
سپاس‌های دریافتی: 5788 بار

Re: لطفا اشعاري را که خودتان سروده ايد اينجا بگذاريد .

پست توسط shafagh »

.


امد بهار و گویا ما را خبر نیامد ان نقش پر نگارش اندر نظر نیامد
دیوار محبس ما شد پرده در میانه ان روح دلنوازش زان پیشتر نیامد
اندر بهار بلبل در باغ نغمه خوان شد در گوش ما نوای ان نغمه گر نیامد
حسن جمال نرگس دل می رباید اما سحرش به دیدگان ما کارگر نیامد
شد سرخ کوه وصحراازلاله و شقایق فائق بر این دل واین خون جگرنیامد
پیک بهارهردم خوش میوزد به جانی اما به جانب ما زین رهگذر نیامد





.
Captain
Captain
نمایه کاربر
پست: 1669
تاریخ عضویت: پنج‌شنبه 4 شهریور 1389, 9:14 pm
سپاس‌های ارسالی: 3403 بار
سپاس‌های دریافتی: 5788 بار

Re: لطفا اشعاري را که خودتان سروده ايد اينجا بگذاريد .

پست توسط shafagh »

من نمی دانم چه گویم چون زبانم یار نیست گرچه می خواهم بگویم دل مرا همکار نیست
خرقه بر تن کردم و بالا نشستم همچو شیخ جای هر ناپخته چون من مجلس ابرار نیست
در شب دیجور بی مشعل چه جویم راه را گر نباشد شمع ره پیدا به شام تار نیست
غصه ها خوردم برای مسند اهل جهان این همه مال و منال دهر جز پندار نیست
نان خشک خویش خوردن بهتر از نان دگر خوردن نانی اگرچه خشک هرگز عار نیست
موسم گل امد و من همچنان اندر محن فصل گل که موسم اندوه و دل افکار نیست
از نسیم دلنواز صبح خندانم چو گل انچه دارد ان نسیم در طبله عطار نیست
ساقیا جامم بده کز غم رها سازی مرا چونکه جز غم در دل عاقل وش هشیار نیست
گر کنم من جلوه چون گل اه از دست خزان هیچ گل ایمن ازان طوفان لا کردار نیست
قالی زربفت و کاخ وباغ و صد جاه و مقام در مقام عشق ان را ارزش و مقدار نیست
در چمن بلبل چه خوش می داد این پندم به راز هیچ چیزی بهتر از افکار گوهر وار نیست
چشمه ی ابی و یک سبزی و خرمن های گل بهتر از یک سایه چیزی در همه دیار نیست
عشق می باید و گرنه عقل پروا پیشه است زهد ما همسنگ عشق و شوکت ایثار نیست
Captain
Captain
نمایه کاربر
پست: 1669
تاریخ عضویت: پنج‌شنبه 4 شهریور 1389, 9:14 pm
سپاس‌های ارسالی: 3403 بار
سپاس‌های دریافتی: 5788 بار

Re: لطفا اشعاري را که خودتان سروده ايد اينجا بگذاريد .

پست توسط shafagh »

.


کمال به زجمال که جمال را زمان به یغما برد و کمال را به عبرت نهد

خوبرویان چو پیر می گردند نقش اشان می فتد زدیده خلق
گر شود عالمی در عالم پیر گردد افزون جلالت اش ز سبق


.
Major II
Major II
نمایه کاربر
پست: 57
تاریخ عضویت: پنج‌شنبه 15 اردیبهشت 1390, 2:48 pm
محل اقامت: مشهد
سپاس‌های ارسالی: 206 بار
سپاس‌های دریافتی: 290 بار
تماس:

Re: لطفا اشعاري را که خودتان سروده ايد اينجا بگذاريد .

پست توسط !raeen »

نیمه شب در دل دهلیز خموش
لرزه پایی افکند طنین
دل من
چون دل گلهای بهار
پر شد از شبنم لرزان یقین
گفتم این اوست که باز آمده است :razz:


[External Link Removed for Guests]


Major I
Major I
پست: 287
تاریخ عضویت: یک‌شنبه 27 خرداد 1386, 5:09 pm
سپاس‌های ارسالی: 10 بار
سپاس‌های دریافتی: 57 بار

Re: لطفا اشعاري را که خودتان سروده ايد اينجا بگذاريد .

پست توسط milad1378 »

روزگار است آن كه ما را مي دهد هر روز پند

غم مخور در اين جهان بر نامراديها بخند
:razz: :razz: :razz:
Major I
Major I
پست: 199
تاریخ عضویت: شنبه 12 بهمن 1387, 12:50 pm
سپاس‌های ارسالی: 281 بار
سپاس‌های دریافتی: 407 بار

Re: لطفا اشعاري را که خودتان سروده ايد اينجا بگذاريد .

پست توسط hadi021 »


ای مدعیان آمده با حال خراب یک بار زدند درب و جویند جواب
اندر پی شاهدند و ساقی و شراب آن وعده که می دهند نقش است بر آب
Captain
Captain
نمایه کاربر
پست: 1669
تاریخ عضویت: پنج‌شنبه 4 شهریور 1389, 9:14 pm
سپاس‌های ارسالی: 3403 بار
سپاس‌های دریافتی: 5788 بار

Re: لطفا اشعاري را که خودتان سروده ايد اينجا بگذاريد .

پست توسط shafagh »

.


. باز آمدم که شاید شرحی توان نمودن موجی بر اید از دل ان را بیان نمودن
افتاده ام زپا و در بستر مرارت کتمان نکرده درد و ان را عیان نمودن
میخانه جایگاه چون من نبود اما اکنون چه سود شرح ان را نهان نمودن
ایمن مشو چو جامی بگرفته ای ز ساقی ای وای اگر که مستی بر این و ان نمودن
یاران وفا وفایی جان را صفا صفایی در کوی عشق و مستی باید چنان نمودن

.
ارسال پست

بازگشت به “شعر و ادبيات”