هر چه مي خواهد دل تنگت بگو

در اين بخش مي‌توانيد در مورد کليه موضوعات فرهنگي و ادبي به بحث و تبادل نظر بپردازيد

مدیر انجمن: شوراي نظارت

ارسال پست
Rookie Poster
Rookie Poster
پست: 47
تاریخ عضویت: چهارشنبه 31 خرداد 1385, 5:50 pm
سپاس‌های دریافتی: 3 بار
تماس:

پست توسط sesna005 »

ناراحت نشيدا

اي دوست مخور خربزه با پوست
در بهار زندگي احساس پيري مي كنم
با همه آزادگي فكر اسيري مي كنم
Captain I
Captain I
پست: 602
تاریخ عضویت: جمعه 19 اسفند 1384, 11:39 pm
سپاس‌های دریافتی: 75 بار

پست توسط susan »

دلتنگم........همین...
تصویر
چه مهمانان بي دردسري هستند مُردگان! نه به دستي ظرفي را چرک مي کنند نه به حرفي دلي را آلوده تنها به شمعي قانعند و اندکي سکوت
Major II
Major II
نمایه کاربر
پست: 441
تاریخ عضویت: شنبه 18 آذر 1385, 3:48 am
محل اقامت: essi8689@yahoo.com
سپاس‌های ارسالی: 28 بار
سپاس‌های دریافتی: 188 بار
تماس:

پست توسط essi10 »

با کدامین گناه تنها شدم ...
بی او هر شب می نشینم در کنار خویشتن .
اشک می ریزم بحال روزگار خویشتن .
لحظه هایم بویی از پاییز غربت می دهد.
دوست دارم زندگی را در حصار خویشتن...
سخت دلتنگم از این پس کوچه های زندگی ، می گذارم!
غم بماند یادگار از روزگار خویشتن...
بی او هم من در کنج اتاق خانه خلوت می کنم .
اشک می ریزم بحال روزگار خویشتن...
========================================
susan عكسه خيلي با معنيه و قشنگه ممنون
رحم کن تا شب بی جنبش بی حوصلگی پشت این پنجره خالی قابم نکنه
دارم از فکر رسیدن به تو آباد میشم ،تو بیا که باد ولگرد خرابم نکنه
Captain II
Captain II
نمایه کاربر
پست: 412
تاریخ عضویت: سه‌شنبه 22 فروردین 1385, 10:46 am
سپاس‌های دریافتی: 64 بار
تماس:

پست توسط njmh »

آمدي چه زيبا!
گفتم دوستت دارم،چه عاشقانه!
پذيرفتي،چه فريبانه!
آغوشم برايت باز شد،چه ابلهانه!
با تو خوش بودم،چه کودکانه!
همه چيزم شدي،چه زود!
به خاطر يک کلمه مرا ترک کردي،چه ناجوانمردانه!
نيازمندت شدم،چه حقيرانه!
واژه قريب خداحافظ به ميان آمد،چه بي رحمانه!
و من سوختم،چه عاشقانه!
ولي.....
هنوزم دوستت دارم غرييبه!
مرا دوست بدار،اندكي ولي طولاني!
Captain I
Captain I
پست: 602
تاریخ عضویت: جمعه 19 اسفند 1384, 11:39 pm
سپاس‌های دریافتی: 75 بار

پست توسط susan »

ديگه بس كن انقدر طفره نرو

آخرين حرف نگاهتو بزن...

فكر نكن تاب شنيدن ندارم

بگو كه خسته اي از بودن من

اين كه حرف تازه اي نيست ،بي وفا!

من يه عمره كه تو چشمات مي خونم

راستشو بخواي نمي دونم چرا

تو مي گي برو و من باز مي مونم!

تو دلت به من مي خندي مگه نه؟!

به من و عشق و همه سادگي هام

هر جوري كه دوست داري زندگي كن

بذار خاك بشينه رو خاطره هام..
چه مهمانان بي دردسري هستند مُردگان! نه به دستي ظرفي را چرک مي کنند نه به حرفي دلي را آلوده تنها به شمعي قانعند و اندکي سکوت
New Member
پست: 7
تاریخ عضویت: پنج‌شنبه 26 مرداد 1385, 11:16 pm
سپاس‌های دریافتی: 1 بار

پست توسط f_only1 »

کاش مي شد يک شب به خواب باتو بودن


بميرم......
Captain II
Captain II
نمایه کاربر
پست: 412
تاریخ عضویت: سه‌شنبه 22 فروردین 1385, 10:46 am
سپاس‌های دریافتی: 64 بار
تماس:

پست توسط njmh »

می توانی چشمانت را ببندی . می توانی آسمان را نادیده بگیری . می توانی در آرزوها فرو روی . می توانی به خویش نیندیشی . می توانی قلب را نادیده بگیری . اشکها را تمسخر کنی و خنده ها را جلف بدانی . می توانی سیاه بپوشی و رنگ را نادیده بگیری . می توانی خدا را نادیده بگیری . می توانی آزادانه هر طور که دوست داری زندگی کنی . می توانی زنده بمانی . می توانی ثروتمند باشی . موفق باشی . قدرتمند باشی .

اما ....................................... اما بدان که در درون هیچ نیستی
ای بی قلب بی احساس ! نمی بینی پرنده را ؟ ابر را نمی فهمی ؟
باران که می بارد کجا فرار می کنی ؟ نمی بینی ثروت خدا را ؟
مرا دوست بدار،اندكي ولي طولاني!
Captain I
Captain I
پست: 602
تاریخ عضویت: جمعه 19 اسفند 1384, 11:39 pm
سپاس‌های دریافتی: 75 بار

پست توسط susan »

دوستم داشته باش
بادها دلتنگند ، دستها بيهوده ، چشمها بی رنگند
دوستم داشته باش
شهر ها ميلرزند ، برگ ها ميسوزند ، بادها ميگندند
دوستم داشته باش
باز شو تا پرواز ، سبز باش از آواز ، آشتی کن با رنگ
دوستم داشته باش
سيب ها خشکيده ، ياس ها پوسيده ، شير هم ترسيده
دوستم داشته باش
عطر ها در راهند ، دوستت دارم ها ، آه چه کوتاهند
دوستت خواهم داشت
بيشتر از باران ، گرم تر از لبخند ، داغ چون تابستان
دوستت خواهم داشت
شاد تر خواهم شد ، ناب تر روشن تر ، بارور خواهم شد
دوستم داشته باش
برگ را باور کن ، آفتابی تر شو ، باغ را از بر کن
دوستم داشته باش
عطر ها در راهند ، دوستت دارم ها ، آه چه کوتاهند
چه مهمانان بي دردسري هستند مُردگان! نه به دستي ظرفي را چرک مي کنند نه به حرفي دلي را آلوده تنها به شمعي قانعند و اندکي سکوت
Captain I
Captain I
پست: 602
تاریخ عضویت: جمعه 19 اسفند 1384, 11:39 pm
سپاس‌های دریافتی: 75 بار

پست توسط susan »

کمک ... کمکم کنید.... کسی نیست ...؟

اینجا هوا خیلی سرده ... خیلی تاریکه ...

من صدا می کنم ... فریاد میزنم ... ولی کسی جوابمو نمیده ...!

کسی نیست ...من تنهام ، هیچ کس نیست ...

چشمام جز سیاهی چیزی نمی بینه ...

کمک ... کمکم کنید ... کسی نیست ...؟

کسی صدای این دل شکسته رو نمی شنوه ...؟

وای خدا ... خدا جون ... تو جوابمو بده ...نذار تنها بمونم ...

خدایا اینجا کجاست ...؟ جهنمه؟ من مردم...؟

کمک ... کمکم کنید ...

همیشه تاریکی رو دوست داشتم ...همیشه از تنهایی حرف می زدم ...

ولی الان ... خیلی سخته

خدایا ، حتی راه فرار برام نذاشتی ...

خدایا ، همه کس و همه چیز رو ازم گرفتی ... حداقل خودت رو از من نگیر ...

اجازه بده با خیال بودنت برا خودم یه سقف امید بسازم ...

خدایا ... یه نور ... یه نقطه ی روشن ... یه امید ...بهم نشون بده ...

چکار باید بکنم ...؟ نمیدونم ...

کمک ... کمکم کنید ...

کسی صدای این دل شکسته رو نمی شنوه ...؟

خدایا ... خدایا ...

چرا اینجا ...؟ چرا تنها ...؟ برا چی وسط تاریکی دنیا ...؟

کمک ... کمکم کنید ...

کسی صدای این دل شکسته رو نمی شنوه ....
چه مهمانان بي دردسري هستند مُردگان! نه به دستي ظرفي را چرک مي کنند نه به حرفي دلي را آلوده تنها به شمعي قانعند و اندکي سکوت
Commander
Commander
پست: 3324
تاریخ عضویت: چهارشنبه 3 اسفند 1384, 2:15 am
سپاس‌های ارسالی: 941 بار
سپاس‌های دریافتی: 1474 بار
تماس:

پست توسط Mohsen1001 »

روزي بر صفحه اي از تقويم خواهند نوشت :

تعطيل -- روز ظهور امام عصر عليه السلام
Captain I
Captain I
پست: 602
تاریخ عضویت: جمعه 19 اسفند 1384, 11:39 pm
سپاس‌های دریافتی: 75 بار

پست توسط susan »

گفتم بهار ؟

خنده زد و گفت

اي دريغ

ديگر بهار رفته نمي آيد

گفتم پرنده ؟

گفت اينجا پرنده نيست

اينجا گلي كه باز كند لب به خنده نيست

گفتم

درون چشم تو ديگر ؟

گفت ديگر نشان ز باده مستي دهنده نيست

اينجا به جز سكوت ٬ سكوتي گزنده نيست
چه مهمانان بي دردسري هستند مُردگان! نه به دستي ظرفي را چرک مي کنند نه به حرفي دلي را آلوده تنها به شمعي قانعند و اندکي سکوت
Major II
Major II
پست: 217
تاریخ عضویت: دوشنبه 21 فروردین 1385, 10:51 pm
محل اقامت: بندر
سپاس‌های دریافتی: 14 بار
تماس:

پست توسط su34 »

دل تنگم ميخواد بگه خدانگهدارتون دوستاي خوبم...دلم براتون تنگ ميشه :lol:
هر بدي و خوبي از من ديديد حلالم كنيد...برام هم دعا كنيد :o
:sad: :razz:
[External Link Removed for Guests]
ارسال پست

بازگشت به “شعر و ادبيات”