هر چه مي خواهد دل تنگت بگو

در اين بخش مي‌توانيد در مورد کليه موضوعات فرهنگي و ادبي به بحث و تبادل نظر بپردازيد

مدیر انجمن: شوراي نظارت

ارسال پست
Captain I
Captain I
پست: 602
تاریخ عضویت: جمعه 19 اسفند 1384, 11:39 pm
سپاس‌های دریافتی: 75 بار

پست توسط susan »

صدای خش خش برگها در گوشم می پیچد.

متن نمایش زندگی ام را دوباره می خوانم. نقشم سنگین است . نقش یعنی مسئولیت.

من آدم مسئولی نیستم . ازهمان اول هم با مسئولیت و تمام بند و بساطش مشکل داشتم.در این دنیا حتی زنده ماندن هم یعنی مسئولیت .مسئول خود بودن، مسئول رویاها، مسئول آینده ای که احتمالا مثل باقی چیزهای دیگرمتعلق به تو نیست. من دنیا را و آدم های خوب و بدش را دوست دارم . من از دنیا و آدم های خوب و بدش می ترسم .من رسما دلم نمیخواهد زنده باشم . من از زنده بودن هم میترسم .من دارم نتایجی را که قرار بود از زندگی بگیرم میگیرم . زودتر از موعد مقرر شده. نمیدانم وقتی به نتایج زندگی ام ، روی زمین برسم چه میشود. من حتی از آن اتفاق هم میترسم.هیچ چیز جدیدی وجود ندارد. حس میکنم تمام چیزهای جدید را، آدم های جدید را، اتفاقات جدید را ، خود زندگی را قبلا جایی تجربه کردم. در یک زمان و مکان دیگر.

احتیاج دارم که با او صحبت کنم . روز مشاوره دوشنبه است، 3 روز دیگر. من باید یک سری چیزها را به او بگویم .

من از این دنیا هیچ چیز نمیخواهم. من فقط یک شانه میخواهم برای سر گذاشتن ،برای گریستن .

بی ترس

بی واهمه

با تمام وجود.

5 شنبه میروم سر میگذارم بر شانه ی کوهستان . آنجا امن است . آنجا بهشت روی زمین من است .یک بهشت آسمانی . آسمان این روزها اثبات میکند که برای همراهیم آماده است . تنها باید رفت .
چه مهمانان بي دردسري هستند مُردگان! نه به دستي ظرفي را چرک مي کنند نه به حرفي دلي را آلوده تنها به شمعي قانعند و اندکي سکوت
Old Moderator
Old Moderator
نمایه کاربر
پست: 1575
تاریخ عضویت: شنبه 11 شهریور 1385, 1:24 pm
سپاس‌های ارسالی: 2 بار
سپاس‌های دریافتی: 238 بار
تماس:

پست توسط Sardar »

وقتي که قاطي ميکنم طوفاني از آتشيم تصویر

از گرگ شب دريده تر دشمنا رو تيکه پاره ميکنم. تصویر

به من ميگن سرود سبز شمشير رو از روي مي تازم تصویر

وقتي که بارون مي باره بدان که دارم مي تازم تصویر

دشمن و استعمارو با خاک و خون يکسان ميکنم تصویر تصویر

شعار ما آزادگي با وعده آزادي مخالف مخالفيم تصویر

اين سروده از من بود براي دشمنانم 8-)

براي تمام دوستان صلح و برادر و مرامم :)
هیهات منا الذلة
Major I
Major I
پست: 301
تاریخ عضویت: سه‌شنبه 14 شهریور 1385, 7:00 am
سپاس‌های ارسالی: 60 بار
سپاس‌های دریافتی: 44 بار

پست توسط bmyazdani »

KARIM,
خیلی قشنگ بود :) :) :) :) :) :) :)
sardar,
مال شما هم همینطور :) :) هستم باهات :-)
Major II
Major II
نمایه کاربر
پست: 1796
تاریخ عضویت: شنبه 25 شهریور 1385, 4:18 pm
سپاس‌های ارسالی: 35 بار
سپاس‌های دریافتی: 215 بار
تماس:

پست توسط Karim1504 »

bmyazdani, جان

اینم دو تا عکس عشقی :) :) :)

تصویر

تصویر
نه از خودت تعریف کن و نه بدگویی. اگر از خودت تعریف کنی قبول نمی‌کنند و اگر بدگویی کنی بیش از آنچه اظهار داشتی تو را بد خواهند پنداشت...
[External Link Removed for Guests]
Captain II
Captain II
نمایه کاربر
پست: 825
تاریخ عضویت: جمعه 20 مرداد 1385, 8:45 am
محل اقامت: pejman.daie@gmail.com
سپاس‌های دریافتی: 20 بار
تماس:

پست توسط pejman »

فکر نميکنين يکم از موزوع ÷رت شدين؟
Empty spaces - what are we living for?


از دی که گذشت هیچ از او یاد مکن
فردا که نیامده است فریاد مکن
برنامده و گذشته بنیاد مکن
حالی خوش باش و عمر بر باد مکن
Captain II
Captain II
نمایه کاربر
پست: 495
تاریخ عضویت: یک‌شنبه 25 تیر 1385, 7:49 pm
محل اقامت: tabriz.khiabane shamse tabrizi
سپاس‌های ارسالی: 10 بار
سپاس‌های دریافتی: 96 بار
تماس:

پست توسط padshah »

نمی دانم از فراق تو بنالم يا از غريبی خودم؟
نمی دانم تورا بخوانم که بر گردی ياخودم رادعاکنم که بيايم؟

از اين بسوزم که نيستی يا از آن بنالم که چرا هستم؟

هيچ می گويی اسيری داشتی حالش چه شد، خسته ی من نيمه جانی داشت احوالش چه شد.

دلم تنگ است، نميدانم ز تنهايي پناه آرم كدامين سوی .

پريشان حالم و بي تاب مي گريم و قلبم بي امان محتاج مهر توست .

نميدانی چه غمگين رهسپار لحظه های بی قرارم من به دنبال تو همچون كودكی هستم ومعصومانه می جويم پناه شانه هايت را كه شايد اندكی آرام گيرد دل.

دلم تنگ است وتنهايي به لب می آورد جانم بيا تا با تو گويم از هياهوی غريب دل كه بی پروا تلنگر ميزند بر من و می گويد به من نزديك نزديكی به دنبال تو ميگردم ، به سويت پيش می آيم ، چه شيرين است پر از احساس يك خوشبختی نابم
کد نمایش پرچم کوچک:
تصویر

کد نمایش پرچم و عکس کوچک دکتر:
تصویر
Captain I
Captain I
پست: 602
تاریخ عضویت: جمعه 19 اسفند 1384, 11:39 pm
سپاس‌های دریافتی: 75 بار

پست توسط susan »

ببين دارم گريه ميکنم برای فاصله هايی که آمدند و بی هيچ سلام و سوالی ميان

سادگيهای ما نشستند. برای ابرهای پر بارانی که آمدند که آمدند و تا بی نهايت

علاقه ما سايه انداختند. بگذار انقدر باران ببارد تا گلوگاه گريه از آوار اين ترانه های

خيس لبريز شود.

نگران نباش به هيچ جای اين آسمان ساده صبور بر نميخورد اگر گه گاه پلکهای

خسته و خاموش من برای بيقراری نيامدنت ببارد. حالا ديگر عابران خواب گرد هم

اندازه علاقه را ميدانند.با سر انگشتان خسته بر سينه ديوار اين کوچه های بيقرار

مينويسند.

ميدانم تو هم ميدانی که چه ساده دل کنديم از حرمت اين همه عادت و علاقه

راستی چرا رفتيم ؟ چرا بر نگشتيم؟ در کجای خلوت اين کوچه های بی در رو

جا مانديم؟ پس من اين همه نامه بی نشانی را کجا برای که نوشتم؟

به همين سادگی يادمان رفت قرار هميشه در کنار مجاورت چکه های باران؟

چگونه فراموش کرديم ؟

حالا رويای گريه نشين بغض نکن بخند ميخواهم برايت از قرار قديمی قلبها بگويم

که هميشه يکی ميماند و چشم به راه ديگری خط به خط کتاب فاصله ها

ميشمرد. هميشه يکی مينشست و ترانه هايش را بی ديگری تعبير ميکرد. انقدر

مينوشت تا نيمه گمشده اش از ابتدای يکی از همين ترانه ها طلوع کند.

خودت بهتر ميدانی که هميشه تو ميرفتی و من ميماندم. ميماندم و به انتظار تو

لحظه های خوب گريه را بی نهايت بار مرور ميکردم .



susan :razz:
چه مهمانان بي دردسري هستند مُردگان! نه به دستي ظرفي را چرک مي کنند نه به حرفي دلي را آلوده تنها به شمعي قانعند و اندکي سکوت
Captain I
Captain I
پست: 602
تاریخ عضویت: جمعه 19 اسفند 1384, 11:39 pm
سپاس‌های دریافتی: 75 بار

پست توسط susan »

گفتی که مرا دوست نداری کله ای نیست

بین من و عشق تو ولی فاصله ای نیست

گفتم که کمی صبر کن و گوش به من کن

گفتی که نه باید بروم حوصله ای نیست

پرواز عجب عادت خوبیست ولی حیف

تو رفتی و دیگر اثر از چلچله ای نیست

گفتی که کمی فکر خودم باشم آن وقت

جز عشق تو در خاطر من مشغله ای نیست

رفتی تو خدا پشتو پناهت به سلامت

بگذار بسوزد دل من مسئله ای نیست



susan :razz:
چه مهمانان بي دردسري هستند مُردگان! نه به دستي ظرفي را چرک مي کنند نه به حرفي دلي را آلوده تنها به شمعي قانعند و اندکي سکوت
Old Moderator
Old Moderator
نمایه کاربر
پست: 1468
تاریخ عضویت: شنبه 6 اسفند 1384, 9:30 pm
محل اقامت: تهران. شهرک اکباتان
سپاس‌های ارسالی: 4 بار
سپاس‌های دریافتی: 186 بار

پست توسط ARMIN »

اي کاش قبل از اين که بيش از اندازه دير شود پي به اشتباهاتمان ببريم. مي گويند هميشه راهي براي بازگشت است ولي آيا به راستی هميشه راهي وجود دارد؟؟؟
هيچ وقت براي چيزي که از دست داديم ناراحت نباشيم ، مراقب باشيم چيزهايي که داريم را از دست ندهيم.
هميشه به خداوند بايد اميد داشت او مي داند که چه کار به صلاح ماست و چه کار به صلاح ما نيست.
پس از خدا هيچ وقت گله مند نباشيم.
Don't play games with the ones who love you
Captain II
Captain II
نمایه کاربر
پست: 412
تاریخ عضویت: سه‌شنبه 22 فروردین 1385, 10:46 am
سپاس‌های دریافتی: 64 بار
تماس:

پست توسط njmh »

وقتي دلتنگ شدي به ياد بيار کسي رو که خيلي دوست داره، وقتي نا اميد شدي به ياد بيار کسي رو که تنها اميدش تويي، وقتي پر از سکوت شدي به ياد بيار کسي رو که به صدات محتاجه، وقتي دلت خواست از غصه بشکنه به ياد بيار کسي رو که تو دلت يه کلبه ساخته، وقتي چشمات تهي از تصوير شد به ياد بيار کسي رو که حتي توي عکسش بهت لبخند ميزنه...
مرا دوست بدار،اندكي ولي طولاني!
Old Moderator
Old Moderator
پست: 803
تاریخ عضویت: جمعه 6 مرداد 1385, 11:51 pm
سپاس‌های ارسالی: 138 بار
سپاس‌های دریافتی: 273 بار

پست توسط Ines »

دلم به وسعت چشمهاي عاشقت تنگ است
ولـــي خطوط فاصلـه؛ چه پـررنگ است
تمام غصه ي من؛ بي كسي وتنهايي است
ولــــي اميـد رسيدنم چقدركمـــرنگ است
دگـــــر؛نخواهـم ديد آن،چشمهاي زيبا را
دلـــم بـراي نگـــاهت، چقـدر دلتنگ است
No time like the present


  مدتی کمرنگ یا بی رنگ... 
Captain II
Captain II
نمایه کاربر
پست: 825
تاریخ عضویت: جمعه 20 مرداد 1385, 8:45 am
محل اقامت: pejman.daie@gmail.com
سپاس‌های دریافتی: 20 بار
تماس:

پست توسط pejman »

ines و najmeh تو اين فروم دلتون از همه پر تره چرا؟
Empty spaces - what are we living for?


از دی که گذشت هیچ از او یاد مکن
فردا که نیامده است فریاد مکن
برنامده و گذشته بنیاد مکن
حالی خوش باش و عمر بر باد مکن
ارسال پست

بازگشت به “شعر و ادبيات”