هر چه مي خواهد دل تنگت بگو

در اين بخش مي‌توانيد در مورد کليه موضوعات فرهنگي و ادبي به بحث و تبادل نظر بپردازيد

مدیر انجمن: شوراي نظارت

ارسال پست
Major II
Major II
نمایه کاربر
پست: 441
تاریخ عضویت: شنبه 18 آذر 1385, 3:48 am
محل اقامت: essi8689@yahoo.com
سپاس‌های ارسالی: 28 بار
سپاس‌های دریافتی: 188 بار
تماس:

پست توسط essi10 »

هميشه اين گونه بوده است...
هميشه اين گونه بوده است کسي را که خيلي دوست مي داري زود ازدست مي دهي
پيش از آن که خوب نگاهش کني مثل پرنده اي زيبا بال مي گيرد و دور مي شود ،
فکر مي کردي مي تواني تا آخرين روزي که زمين به دور خود مي چرخد، خورشيد از
پشت کوها سرک مي کشد، در کنارش باشي
هنوز بعضي از حرفهايت را به او نگفته بودي...
هنوز همه لبخند هاي خود را به او نشان نداده بودي
رحم کن تا شب بی جنبش بی حوصلگی پشت این پنجره خالی قابم نکنه
دارم از فکر رسیدن به تو آباد میشم ،تو بیا که باد ولگرد خرابم نکنه
Old Moderator
Old Moderator
نمایه کاربر
پست: 2597
تاریخ عضویت: سه‌شنبه 11 بهمن 1384, 12:27 pm
سپاس‌های دریافتی: 155 بار
تماس:

پست توسط Kingman_62 »

esmail1 نوشته شده:هميشه اين گونه بوده است...
هميشه اين گونه بوده است کسي را که خيلي دوست مي داري زود ازدست مي دهي
پيش از آن که خوب نگاهش کني مثل پرنده اي زيبا بال مي گيرد و دور مي شود ،
فکر مي کردي مي تواني تا آخرين روزي که زمين به دور خود مي چرخد، خورشيد از
پشت کوها سرک مي کشد، در کنارش باشي
هنوز بعضي از حرفهايت را به او نگفته بودي...
هنوز همه لبخند هاي خود را به او نشان نداده بودي


خدایا ببین میتونی یه کاری بکنی من بازم امشب نخوابم :lol: :lol:

تو که قسم میخوردی عاشقونه
تو که میگفتی باسم میمیری بی بهونه
چی شد یه دفعه رفتی و تنهام گذاشتی تو غربت
چی شد رفتی شدی بی معرفت
خیال می کردی بری دلم میمیره
میشینه بی تو یه گوشه میمیره
اما اینابر دیگه فایده نداره
اونیکه رفته دیگه تنهات میزاره
 تصویر

تصویر
 
Major II
Major II
نمایه کاربر
پست: 441
تاریخ عضویت: شنبه 18 آذر 1385, 3:48 am
محل اقامت: essi8689@yahoo.com
سپاس‌های ارسالی: 28 بار
سپاس‌های دریافتی: 188 بار
تماس:

پست توسط essi10 »

امشب ديگه نخواب

خيلي سخته که بغض داشته باشي ، اما نخواي کسي بفهمه ... خيلي سخته که
عزيزترين کست ازت بخواد فراموشش کني ... خيلي سخته که سالگرد آشنايي با عشقت
رو بدون حضور خودش جشن بگيري ... خيلي سخته که روز تولدت ، همه بهت تبريک بگن
، جز اوني که فکر مي کني به خاطرش زنده اي ... خيلي سخته که غرورت رو به خاطر
يه نفر بشکني ، بعد بفهمي دوست نداره ... خيلي سخته که همه چيزت رو به خاطر
يه نفر از دست بدي ، اما اون بگه : نمي خوامت
حال فاصله ها جشن میگیرند هلهله ی جدایی را
رحم کن تا شب بی جنبش بی حوصلگی پشت این پنجره خالی قابم نکنه
دارم از فکر رسیدن به تو آباد میشم ،تو بیا که باد ولگرد خرابم نکنه
Old Moderator
Old Moderator
نمایه کاربر
پست: 2597
تاریخ عضویت: سه‌شنبه 11 بهمن 1384, 12:27 pm
سپاس‌های دریافتی: 155 بار
تماس:

پست توسط Kingman_62 »

انگار جاده تنها با من بي تو تا فردا
خط ممتد جاده رفتن تا ته دنيا
اينجا سرعت بيداد اينجا جرات فرياد
راه يک گلو بسته پس کي کي به کي دل داد
وقتي از کنار من آهسته تو ميرفتي
تو چشامت نشستن غم گفتي وقت بد بختي
گفتي که ميام اما رفتي بي خبر تنها ..................
 تصویر

تصویر
 
Captain I
Captain I
پست: 602
تاریخ عضویت: جمعه 19 اسفند 1384, 11:39 pm
سپاس‌های دریافتی: 75 بار

پست توسط susan »

زمان ! به من آموخت که دست دادن معنی رفاقت نیست .....


بوسیدن قول ماندن نیست ......


و عشق ورزیدن ضمانت تنها نشدن نیست

susan :razz:
چه مهمانان بي دردسري هستند مُردگان! نه به دستي ظرفي را چرک مي کنند نه به حرفي دلي را آلوده تنها به شمعي قانعند و اندکي سکوت
Major II
Major II
نمایه کاربر
پست: 441
تاریخ عضویت: شنبه 18 آذر 1385, 3:48 am
محل اقامت: essi8689@yahoo.com
سپاس‌های ارسالی: 28 بار
سپاس‌های دریافتی: 188 بار
تماس:

پست توسط essi10 »

به یاد قلبهای تنها
با کدامین گناه تنها شدم ...
بی او هر شب می نشینم در کنار خویشتن .
اشک می ریزم بحال روزگار خویشتن .
لحظه هایم بویی از پاییز غربت می دهد.
دوست دارم زندگی را در حصار خویشتن...
سخت دلتنگم از این پس کوچه های زندگی ، می گذارم!
غم بماند یادگار از روزگار خویشتن...
بی او هم من در کنج اتاق خانه خلوت می کنم .
اشک می ریزم بحال روزگار خویشتن...
رحم کن تا شب بی جنبش بی حوصلگی پشت این پنجره خالی قابم نکنه
دارم از فکر رسیدن به تو آباد میشم ،تو بیا که باد ولگرد خرابم نکنه
Captain I
Captain I
پست: 602
تاریخ عضویت: جمعه 19 اسفند 1384, 11:39 pm
سپاس‌های دریافتی: 75 بار

پست توسط susan »

تصویر
چه مهمانان بي دردسري هستند مُردگان! نه به دستي ظرفي را چرک مي کنند نه به حرفي دلي را آلوده تنها به شمعي قانعند و اندکي سکوت
Captain II
Captain II
نمایه کاربر
پست: 825
تاریخ عضویت: جمعه 20 مرداد 1385, 8:45 am
محل اقامت: pejman.daie@gmail.com
سپاس‌های دریافتی: 20 بار
تماس:

پست توسط pejman »

نميدونم كه من هويت عشق رو به تمسخر گرفتم يا واقا" چيزه مسخرخ اي است

تا جايي كه من ميدونم تلقينه كه عشق رو به وجود مياره و خود عشق ماهيت حقيقي نداره
Empty spaces - what are we living for?


از دی که گذشت هیچ از او یاد مکن
فردا که نیامده است فریاد مکن
برنامده و گذشته بنیاد مکن
حالی خوش باش و عمر بر باد مکن
Commander
Commander
پست: 3324
تاریخ عضویت: چهارشنبه 3 اسفند 1384, 2:15 am
سپاس‌های ارسالی: 941 بار
سپاس‌های دریافتی: 1474 بار
تماس:

پست توسط Mohsen1001 »

 تقديم به يگانه منجي عالم بشريت

تصویر 
مهر جهانتاب

از طلعت زيباي تو گر پرده برافتد

ماه، از نظر مردم صاحب نظر افتد

گر پيش رخت گل بزند لاف نكويي

از شاخه به يك جنبش باد سحر افتد!

در باده ي عشق تو ندانم چه اثرهاست؟

كز خويش هرآن كس كه خورد بي خبر افتد!

با پاي هوس هركه ره عشق تو پويد

با هر قدمي، مرحله اي دورتر افتد

اي حجّت ثاني عشر! اي مهر جهانتاب!

از طلعت زيباي تو كي پرده برافتد؟

گر ديدن روي تو به مرگست ميسّر

با شوق دهم جان، كه به رويت نظر افتد

از فخر زنم طعنه برافلاك، چو گردي

از رهگذرت بر منِ بي پا و سر افتد

پُر مَظلمه شد دهر، بيا تا شجرعدل

در سايه ي جان پرور تو، بارور افتد

گرقوْتِ دلِ منتظران خون جگر شد

غم نيست، چو وصل تو به خون جگر افتد!

اي منتقم خون شهيدان ره حق!

مپسند كه خونهاي مقدّس، هدر افتد!

گويند: دعاي سحري راست اثرها

لطفي كه دعاهاي (وفا) كارگر افتد

محمود شريف صادقي(وفا)



باغ سبز غزل

دلم زهجر تو، در اضطرب مي افتد

بسان زلف تو در پيچ و تاب مي افتد!

شبي كه بي توام اي ماه انجمن آرا

دلم زهجر تو، از صبر و تاب مي افتد

تو آن مَهي كه اگر مهر رخ بر افروزي

زچشم اهل نظر، آفتاب مي افتد

تو آن گلي ، كه ز پاكي طراوتي داري

كه گل به پيش تو از رنگ و آب مي افتد

به ياد روي تو اي گل، عبورخاطر من

به باغ سبز غزلهاي ناب مي افتد

اگر به گوشه ي چشمي نظر كني اي دوست

دعاي خسته دلان مستجاب مي افتد

سيد مهدي حسيني
Captain II
Captain II
نمایه کاربر
پست: 412
تاریخ عضویت: سه‌شنبه 22 فروردین 1385, 10:46 am
سپاس‌های دریافتی: 64 بار
تماس:

پست توسط njmh »

اي ستاره ها مگر شما هم آگهيد

از دورويي و جفاي ساكنان خاك

كه اين چنين به قلب آسمان نهان شديد

اي ستاره ها ستاره هاي خوب و پاك

من كه پشت پا زدم به هر چه هست و نيست
مرا دوست بدار،اندكي ولي طولاني!
Captain II
Captain II
نمایه کاربر
پست: 412
تاریخ عضویت: سه‌شنبه 22 فروردین 1385, 10:46 am
سپاس‌های دریافتی: 64 بار
تماس:

پست توسط njmh »

دلم برای کسی تنگ است



که آفتاب صداقت را



به میهمانی گل های باغ می آورد



و گیسوان بلندش را



به بادها می داد



و دست های سپیدش را



به آب می بخشید



دلم برای کسی تنگ است



که چشم های قشنگش را



به عمق آبی دریای واژگون می دوخت



و شعر های خوشی چون پرنده ها می خواند



دلم برای کسی تنگ است



که همچو کودک معصومی



دلش برای دلم می سوخت



و مهربانی را



نثار من می کرد



دلم برای کسی تنگ است



که تا شمال ترین شمال با من رفت



و در جنوب ترین جنوب با من بود



کسی که بی من ماند



کسی که با من نیست



کسی ...





دگر کافی است
مرا دوست بدار،اندكي ولي طولاني!
Captain II
Captain II
نمایه کاربر
پست: 412
تاریخ عضویت: سه‌شنبه 22 فروردین 1385, 10:46 am
سپاس‌های دریافتی: 64 بار
تماس:

پست توسط njmh »

گلهات بوی مرگ می دهد....

بوی گلبرگ پوسیده ی چیزی که گل نبوده...

* به ما قول داده بودی که .....

قسم خورده بودی به اعتبار گلهات که...

و ما ، هِی چشم دوختیم به اطلسی هات ...

به میخک هات ...

به زرورقِ...

و گلهات بوی مرگ گرفتند لعنتی !

بوی خون گندیده ی کسی که رگ زده ....

* گلهات را نمی خواهم..

گل های روی شاخه نیستِ بوی زندگی نمی دهدِ تورا ...

* حالا ..

بعد این همه سال

صدایت نکردم که دلت را...

فقط خواستم بگویم:

گلهات را بردار و گمشو.....

باغچه ی ما هوو نمی خواهد!!!
مرا دوست بدار،اندكي ولي طولاني!
ارسال پست

بازگشت به “شعر و ادبيات”