هر چه مي خواهد دل تنگت بگو

در اين بخش مي‌توانيد در مورد کليه موضوعات فرهنگي و ادبي به بحث و تبادل نظر بپردازيد

مدیر انجمن: شوراي نظارت

ارسال پست
Old Moderator
Old Moderator
نمایه کاربر
پست: 2833
تاریخ عضویت: پنج‌شنبه 10 فروردین 1385, 1:39 pm
سپاس‌های ارسالی: 158 بار
سپاس‌های دریافتی: 747 بار

پست توسط Leila »

غرور
در مقابل كسي كه دوسش داري واژه ي بي معناييه.
اگر مي توانستيد خريدار باور باشيد، كدام باور از همه برايتان مفيد تر بود؟؟
Captain II
Captain II
نمایه کاربر
پست: 491
تاریخ عضویت: جمعه 4 فروردین 1385, 5:32 pm
سپاس‌های ارسالی: 2 بار
سپاس‌های دریافتی: 64 بار

پست توسط sara »

مهربانا!
چشمان باراني ام را نثارت مي كنم
تا دلي آسماني ارزانيم داري
و از هر چيز و هر كس به تو پناه مي جويم
تا مرا به نور ايمان و رستگاري، جاودانه گرداني...
اي آنكه در حصار واژه ها نمي گنجي!
در جستجوي نگاه نوازشگرت،
سبزي وجودم را از تو خواستارم
اي بلند مرتبه مهرآفرين!
حتي لحظه اي مرا
از حريم نگاهت دور مگردان
و يادت را در جانم هميشگي ساز...
الهي!
پروانه هاي خفته در وجودم را بيدار ساز
و به من، فرصت پروازي دوباره بخشاي
تا به طواف شمع روشن حضورت درآيم
و بي هيچ واسطه اي
تو را و آن نگاه مهربانت را
تا اعماق وجودم احساس كنم
اي خالق روشناييها و نور!
مرا از درگاهت نااميد برمگردان
و طعم شيرين عشقت را به من بچشان....
به حق رحمتت اي مهربان ترين مهربانان
New Member
نمایه کاربر
پست: 17
تاریخ عضویت: پنج‌شنبه 21 اردیبهشت 1385, 3:49 am
محل اقامت: loti_842000@yahoo.com
سپاس‌های دریافتی: 2 بار
تماس:

پست توسط sina_sina »

ما نمي توانيم فريب نخوريم
چرا که عشق فريبي زيباست
و زندگي فريبي زيباست........


:-D :D
فقط فقط اون.... (خدا)
New Member
نمایه کاربر
پست: 17
تاریخ عضویت: پنج‌شنبه 21 اردیبهشت 1385, 3:49 am
محل اقامت: loti_842000@yahoo.com
سپاس‌های دریافتی: 2 بار
تماس:

پست توسط sina_sina »

در مسير زندگي ، چون اسب تازي ، تاختم
يال ريختم ، سم شكستم ، با بدي ها ساختم
زندگي افسانه بود ، با رنگها ، نيرنگها
من صفاي زندگي را ، در صداقت يافتم
فقط فقط اون.... (خدا)
Captain II
Captain II
نمایه کاربر
پست: 491
تاریخ عضویت: جمعه 4 فروردین 1385, 5:32 pm
سپاس‌های ارسالی: 2 بار
سپاس‌های دریافتی: 64 بار

پست توسط sara »

نازنین من!

اگرچه دلم آواره بیابان حیرت است و چشمهایم مضطرب تر از هرشب،اگرچه یک دریا اشک، در چشمهایم به تلاطم است وگلویم به بغضی سنگین گرفتار آمده،اما باز هم به سرفصل نگاه تو می رسم...به نگاهی که از آن سوی ابدیت به خاموشی این خاک می تابانی.نگاهی که شعله ور تر از عشق است و خیس تر از اشک
حریر تر از رؤیاست و نافذتر از شمشیر!نگاهی که دل را ،جان را و چشم را هم می سوزاند و هم می نوازد.
و باز مرا می خوانی،با یک سبد گل نور،یک دریا ستاره و یک کهکشان خورشید...
بتاب نازنین!بتاب که فصل غربت نور را خزان کنی.ببار ای پاکترین!که کویر تفتیده ی چشمها تشنه ی باریدن توست.بیا و بشوران این قوم خفته در آغوش غفلت را...
تو را نادیدن ما غم نباشد
که در خیلت به از ما کم نباشد
من از دست تو در عالم نهم رو
ولیکن چون تو در عالم نباشد
Captain I
Captain I
پست: 807
تاریخ عضویت: شنبه 6 اسفند 1384, 1:23 pm
سپاس‌های دریافتی: 66 بار
تماس:

پست توسط Fareed3230 »

sina_sina, ضمن خير مقدم و خوشامد به شما . اميد وارم بيشتر شمارو تو جمع خودمون ببينيم

sara, واقعا مطالب ، شعر ها و دست نوشته هاي شما زيبا ، قشنگ و دلنواز هستند . من مطمئن هستم كه همه

دوستان با بنده موافق هستند . اين دقيقا مصداق جمله هرچه از دل برايد لاجرم بر دل نشيند است.

اگه كار خودتون باشه و زاييده ذهن خلاق شما باشه واقعا جاي تبريك داره . :smile:
به زودي در اين مكان امضا اضافه خواهد شد .
Captain II
Captain II
نمایه کاربر
پست: 491
تاریخ عضویت: جمعه 4 فروردین 1385, 5:32 pm
سپاس‌های ارسالی: 2 بار
سپاس‌های دریافتی: 64 بار

پست توسط sara »

Fareed3230,
از لطف شما بینهایت ممنونم :o
موفق باشید
Captain II
Captain II
نمایه کاربر
پست: 491
تاریخ عضویت: جمعه 4 فروردین 1385, 5:32 pm
سپاس‌های ارسالی: 2 بار
سپاس‌های دریافتی: 64 بار

پست توسط sara »

سپاس خداي را سزاست كه تا صدايش ميكنم پاسخم مي گويد ...
اگر چه وقتي او مرا صدا مي زند ... من كاهلي مي كنم ...
و سهل انگاري براي پاسخ گفتن و جواب دادن .
سپاس خدائي راسزاست كه هر چه از او مي طلبم عطا مي كند ...
اگر چه وقتي او درخواستي مي كند ، يا چيزي ميطلبد ، من بخل ميورزم و خست به خرج ميدهم
سپاس خدايي را سزاست كه هر وقت بخواهم ، ميتوانم صدايش كنم
و هرگاه در پي خلوتي با او باشم ، بي هيچ واسطه اي ميتوانم داشته باشم
و او هميشه برآورنده خواسته هاي من است
سپاس خدايي را سزاست كه غير از او را نميخوانم
و اگر بخوانم هم پاسخي نميشنوم
سپاس خدايي را سزاست كه به غير از او دل نميبندم
و اگر ببندم هم ، دلم را ميشكند و پشتم را خالي ميكند
سپاس خدايي را سزاست كه به او تكيه ميكنم و او گرامي ام ميدارد و دست نوازش بر سرم ميكشد
و به مردم تكيه نميكنم كه اگر كنم خوارم ميكنند و تنهايم ميگذارند
سپاس خدايي را سزاست كه از من بي نياز است اما با من دوستي ميكند و به من محبت ميورزد
سپاس خدايي را سزاست كه با من بردباري ميكند انگار كه من هيچ گناهي نكرده ام ، به گونه اي در من مينگرد انگار كه هيچ خطايي از من سر نزده است ، با من طوري رفتار ميكند انگار كه هيچ لغزشي نداشته ام
اين خدا ، اين خداي من ، به راستي ستايش بر انگيز است . به حقيقت دوست داشتني است و به واقع سجده كردني راستي كه محبوبي يه خوبي او نيست و او معشوقترين من است ....
نازنين خداي من! عشق..... تنها تو لايق عشقي
Captain II
Captain II
نمایه کاربر
پست: 491
تاریخ عضویت: جمعه 4 فروردین 1385, 5:32 pm
سپاس‌های ارسالی: 2 بار
سپاس‌های دریافتی: 64 بار

پست توسط sara »

سلام به همه دوستان خوب حرف دلی
دوستان قرار شد اینجا حرف دل بگید..................
Captain II
Captain II
نمایه کاربر
پست: 491
تاریخ عضویت: جمعه 4 فروردین 1385, 5:32 pm
سپاس‌های ارسالی: 2 بار
سپاس‌های دریافتی: 64 بار

پست توسط sara »

خدايا! ديوانه خواهم شد، مي دانم كه جنون ديدارت و شناختت نزديك است كه راهي مجنونم كند! ديوانه ترم كن خداياااااااااااااااااااااااااااااااااا.
Administrator
Administrator
نمایه کاربر
پست: 15887
تاریخ عضویت: جمعه 7 بهمن 1384, 7:51 pm
سپاس‌های ارسالی: 72642 بار
سپاس‌های دریافتی: 31670 بار
تماس:

پست توسط Mahdi1944 »

sara, عزيز
از ارسال پست‌هاي پياپي خودداري کنيد، در صورتي که بعد از شما کسي پستي نداده باشه شما قادر به ويرايش پست قيلي خودتون هستيد
با تشکر :o
زندگي صحنه يکتاي هنرمندي ماست هرکسي نغمه خود خواند و از صحنه رود
صحنه پيوسته به جاست خرم آن نغمه که مردم بسپارند به ياد


[External Link Removed for Guests] | [External Link Removed for Guests] | مجله الکترونيکي سنترال کلابز

[External Link Removed for Guests] | [External Link Removed for Guests] | [External Link Removed for Guests]

لطفا سوالات فني را فقط در خود انجمن مطرح بفرماييد، به اين سوالات در PM پاسخ داده نخواهد شد
Captain I
Captain I
پست: 807
تاریخ عضویت: شنبه 6 اسفند 1384, 1:23 pm
سپاس‌های دریافتی: 66 بار
تماس:

پست توسط Fareed3230 »

sara نوشته شده:خدايا! ديوانه خواهم شد، مي دانم كه جنون ديدارت و شناختت نزديك است كه راهي مجنونم كند! ديوانه ترم كن خداياااااااااااااااااااااااااااااااااا.


كوتاه مختصر اما پر معني . مثل هميشه . عاليييييييييييييي بود :smile:
به زودي در اين مكان امضا اضافه خواهد شد .
ارسال پست

بازگشت به “شعر و ادبيات”