هر چه مي خواهد دل تنگت بگو

در اين بخش مي‌توانيد در مورد کليه موضوعات فرهنگي و ادبي به بحث و تبادل نظر بپردازيد

مدیر انجمن: شوراي نظارت

ارسال پست
Old Moderator
Old Moderator
نمایه کاربر
پست: 1487
تاریخ عضویت: پنج‌شنبه 2 آذر 1385, 7:26 pm
سپاس‌های ارسالی: 16 بار
سپاس‌های دریافتی: 209 بار

پست توسط ALIAGHAKHAN »

  به او که نبود ولی حس بودنش بر من شوق زیستن داد
خدایا نامه ام رو بخون
شاید دیگه من نباشم مواظب عشقم بمون
میسپارمش بهت میرم, تمام تار و پودمو
یک وقت نیاد برنجونیش کسل کنی وجودمو
خــــدا یک وقت کسی نیاد بدوزده قلب سادشو
کسی نیاد تو زندگیش بشینه زیر سایه اش بهش بگه دوسش داره
خیلی بده زمونمون, خـــــــــــــدایا سپردمش بهت مواظب عشقم بمون
خـــــــدایا شاید این عشقی که من می گم تو نشناسیش
نزدیکترین کسم اونه
خیلی دوسش دارم
راستی تا یادم نره بهت بگم :عزیزترین منم اون
خودم مهم نیستم اما اون, نزاری تنها بمونه بمیرم واسه نگاهش ,گریه چقدر بهش میاد وقتی حرسش میگیره!
میگه:ازم بدش میاد اما وقتی آروم می شینه می بینه من بغضم گرفته همین دیونه بازیاش از اول چشمم رو گرفت.....
برو عزیزم برو برس به آرزوهات لعنت به این دست سرد سرنوشت که همیشه برام بد نوشت... 

 تصویر 
هيچ كس لياقت اشكهاي تو را ندارد و كسي كه اين لياقت را داشته باشد هيچ گاه تو را به گريه نمي اندازد...
New Member
پست: 13
تاریخ عضویت: شنبه 17 فروردین 1387, 1:32 am
سپاس‌های دریافتی: 2 بار

پست توسط doctorsib »

:razz:
Captain
Captain
نمایه کاربر
پست: 356
تاریخ عضویت: سه‌شنبه 8 خرداد 1386, 6:35 pm
محل اقامت: Victoria, Australia
سپاس‌های ارسالی: 6778 بار
سپاس‌های دریافتی: 2887 بار

پست توسط noora »

طفل پاورچين پاورچين دور شد کم کم در کوچه سنجاقک ها .

بار خود را بستم رفتم از شهر خيالات سبک بيرون

دلم از غربت سنجاقک پر. :razz:
هرچه مردم نا آگاه تر بمانند زمان درک این نکته که ثروت خودشان به خودشان هدیه شده طولانی تر خواهد بود
Old Moderator
Old Moderator
نمایه کاربر
پست: 1487
تاریخ عضویت: پنج‌شنبه 2 آذر 1385, 7:26 pm
سپاس‌های ارسالی: 16 بار
سپاس‌های دریافتی: 209 بار

پست توسط ALIAGHAKHAN »

 اگر نفس هایم هنوز هق هق را نوازش نمیکند دلیل بر نشکستن بغض زخمی سینه ام نیست ....
تقدیم به تمام آنان که ستاره هایشان در هجوم عشق نفس بریده است قرارم در هجوم بی قراری شکست....
تاب ماندن و توان بودن در خود نمی یابم....
التهاب پنجره فریاد میزند دوری ات را ....
نگاهم سوخت از بس که شعله شد شبهای بی فانوس نبودنت را ....
لالایی مهتاب مرثیه ی مرگ را نجوا میکند....
ستاره ها نفس بریده اند و رنگ باخته اند در این ترانه ی عاشقانه....
شعله ی نیمه جان شمع پر میدهد پروانه ی سوخته ی نگاهم را تا معبد حضور تو.....
و تن تب دار آسمان تلخ ترین خاطره های نگاه غریبش را بدرقه ی راهم میکند....
آه...که چه سخت است نبودنت و در این نبودن ماندن....
اینبار برای رفتن؛رفتنی که رنگ ماندن بر چهره دارد میگویم خداحافظ....
 


 تصویر 
هيچ كس لياقت اشكهاي تو را ندارد و كسي كه اين لياقت را داشته باشد هيچ گاه تو را به گريه نمي اندازد...
Old Moderator
Old Moderator
نمایه کاربر
پست: 1487
تاریخ عضویت: پنج‌شنبه 2 آذر 1385, 7:26 pm
سپاس‌های ارسالی: 16 بار
سپاس‌های دریافتی: 209 بار

پست توسط ALIAGHAKHAN »

  همان شبان ِ عاشقم

سینه چاک و ساکت و غریب

بی تکلّف و رها

در خراب ِ دشتهای دور

ساده و صبور

یک سبد ستاره چیده ام برای تو

یک سبد ستاره

کوزه ای پُر آب

دسته ای گل از نگاه ِ آفتاب

یک رَدا برای شانه های مهربان تو!

در شبان ِ سرد

چارُقی برای گامهای پُر توان ِ تو

در هجوم درد...

من همان بلال ِ الکنم ، در تلفظ ِ تو ناتوان

وای از این عتاب! آه... 


 تصویر 
هيچ كس لياقت اشكهاي تو را ندارد و كسي كه اين لياقت را داشته باشد هيچ گاه تو را به گريه نمي اندازد...
Major
Major
نمایه کاربر
پست: 532
تاریخ عضویت: چهارشنبه 3 اسفند 1384, 5:25 pm
محل اقامت: در همين نزديكي...
سپاس‌های ارسالی: 48 بار
سپاس‌های دریافتی: 189 بار

پست توسط Masoud »

دوستان مطالب قشنگي رو تو اين تاپيك ميزارن. :smile:

ولي به نظر من اگر مطالب از خود دوستان باشه ( يعني حرف دل خودتون، چيزي كه خودتون مينويسيد )، خيلي قشنگتر و در نتيجه طبيعي تره. اسمش كه روشه: ..... دل تنگت...

بي ادبي به دوستان خوش ذوق نباشه، منظورم فقط اين بود كه اينجا حرف دل خودتون، از زبون خودتون مطرح شه، نه مطلبهاي ادبي و غيره....

سپاس :razz:
تصویر
Captain I
Captain I
نمایه کاربر
پست: 494
تاریخ عضویت: چهارشنبه 11 مهر 1386, 4:10 am
سپاس‌های ارسالی: 82 بار
سپاس‌های دریافتی: 65 بار
تماس:

پست توسط soroush.b »

از بازيچه بودن خسته شدم...بهتر كه تنها بمونم ....

[External Link Removed for Guests]
New Member
پست: 1
تاریخ عضویت: شنبه 31 شهریور 1386, 2:28 pm

پست توسط venoos »

معلومه هيچكدومتون عاشق نشديد.
Novice Poster
Novice Poster
نمایه کاربر
پست: 78
تاریخ عضویت: یک‌شنبه 1 اردیبهشت 1387, 11:24 pm
سپاس‌های ارسالی: 79 بار
سپاس‌های دریافتی: 14 بار

پست توسط vesta200 »

امروز وقتي خدا پنجره آسمون رو باز کرد ازم پرسيد چه آرزوئي داري؟گفتم خدايا مواظب کسي که داره پيغا م منو ميخونه باش چون خيلي برام عزيزه.
در میان هر سیب،دانه ی محدودی ست. در دل هر دانه، سیب نامحدود، چیستانی ست عجیب.دانه باشیم نه سیب
Major
Major
پست: 341
تاریخ عضویت: چهارشنبه 15 خرداد 1387, 11:49 am
سپاس‌های ارسالی: 434 بار
سپاس‌های دریافتی: 553 بار

پست توسط fereshteh blue »

سلام
کاش مي شد دل به دريا زد
کاش مي شد دل نداشت
تا چنين در دام آن مجنون نبود
Captain
Captain
نمایه کاربر
پست: 356
تاریخ عضویت: سه‌شنبه 8 خرداد 1386, 6:35 pm
محل اقامت: Victoria, Australia
سپاس‌های ارسالی: 6778 بار
سپاس‌های دریافتی: 2887 بار

پست توسط noora »

امروز فهميدم که آدم هاي خوب کم نيستن ما اونها را نميبينيم............
خدايا به ما چشم دلي بده تا بتونيم اين خوبي ها را ببينيم و درک کنيم و به حساب سادگي و به قول بعضي ها حماقت نگذاريم.
الهي آمين
هرچه مردم نا آگاه تر بمانند زمان درک این نکته که ثروت خودشان به خودشان هدیه شده طولانی تر خواهد بود
Captain II
Captain II
نمایه کاربر
پست: 680
تاریخ عضویت: سه‌شنبه 3 مهر 1386, 8:46 pm
محل اقامت: رشت
سپاس‌های ارسالی: 99 بار
سپاس‌های دریافتی: 175 بار
تماس:

پست توسط dr_mehdi57 »

يک نفر مست پيش مي آيد

کوزه در دست پيش مي آيد

عاشقي عيب نيست اي مردم

اتفاق است، پيش مي آيد

(شعر از دکتر جلال حسن زاده)
[FONT=Times New Roman]
در زندگي زخمهايي هست که مثل خوره روح را آهسته در انزوا مي خورد و مي تراشد...
 
ارسال پست

بازگشت به “شعر و ادبيات”