هر چه مي خواهد دل تنگت بگو

در اين بخش مي‌توانيد در مورد کليه موضوعات فرهنگي و ادبي به بحث و تبادل نظر بپردازيد

مدیر انجمن: شوراي نظارت

ارسال پست
Old Moderator
Old Moderator
نمایه کاربر
پست: 1487
تاریخ عضویت: پنج‌شنبه 2 آذر 1385, 7:26 pm
سپاس‌های ارسالی: 16 بار
سپاس‌های دریافتی: 209 بار

پست توسط ALIAGHAKHAN »

 تازه از راه رسیده بودم

پر از غربت سالهایی که با خویش زمزمه می کردم

پر از خستگی هایی که بر دوش می کشیدم

آسمان صاف و بی نهایت بود

و چشمان خسته من پر از حس دلواپسی

جاده ها پر از حس همیشگی

و من خسته تر از آن که انتظاری تازه را تاب بیاورم

در امتداد جاده گام بر می داشتم

طنین گامهای سنگینم

دلواپسی های جاده را تشدید می کرد

به خود نهیب می زدم که شاید این همه انتظار را مقصدی باشد

اما هیچ چیز نبود تا این همه انتظار را نوید دهد

گونه های آسمان پر از سرخی شعرم بود

و جاده ها پر از فریادهای خاموشی که مرا می آزارد

باید می رفتم

به پایان این همه انتظار می رسیدم...

تازه از راه رسیده ام

با کوله باری از عشق...

به دور دست ها می نگرم...

هنوز هم باید رفت
 

 تصویر 
هيچ كس لياقت اشكهاي تو را ندارد و كسي كه اين لياقت را داشته باشد هيچ گاه تو را به گريه نمي اندازد...
Captain II
Captain II
نمایه کاربر
پست: 680
تاریخ عضویت: سه‌شنبه 3 مهر 1386, 8:46 pm
محل اقامت: رشت
سپاس‌های ارسالی: 99 بار
سپاس‌های دریافتی: 175 بار
تماس:

پست توسط dr_mehdi57 »

در زندگي زخمهايي هست که مثل خوره روح را آهسته در انزوا مي خورد و مي تراشد...
[FONT=Times New Roman]
در زندگي زخمهايي هست که مثل خوره روح را آهسته در انزوا مي خورد و مي تراشد...
 
Novice Poster
Novice Poster
نمایه کاربر
پست: 78
تاریخ عضویت: یک‌شنبه 1 اردیبهشت 1387, 11:24 pm
سپاس‌های ارسالی: 79 بار
سپاس‌های دریافتی: 14 بار

پست توسط vesta200 »

هي فلاني زندگي شايد همين باشد.يک فريب ساده وکوچک.آن هم از دست عزيزي که تو دنيا را جز براي او و با او نمي خواهي.من گمانم زندگي بايد همين باشد... : :K:L















.
در میان هر سیب،دانه ی محدودی ست. در دل هر دانه، سیب نامحدود، چیستانی ست عجیب.دانه باشیم نه سیب
Captain I
Captain I
نمایه کاربر
پست: 720
تاریخ عضویت: دوشنبه 3 دی 1386, 9:27 pm
محل اقامت: God Knowz
سپاس‌های ارسالی: 212 بار
سپاس‌های دریافتی: 225 بار
تماس:

پست توسط Justice »

خیلی زیباست این جملات ! معنی و مفهومش برای هر کس مختلف ! :D
[align=left]
Can you hide who you are?
Take a look at yourself
Can you stop what will be?
You think running will help?
Can't give up on the past
When the past never ends
Now the dead that you raised
Live in me
 
تصویر
Major
Major
نمایه کاربر
پست: 657
تاریخ عضویت: پنج‌شنبه 28 تیر 1386, 10:22 am
سپاس‌های ارسالی: 211 بار
سپاس‌های دریافتی: 73 بار

پست توسط unknown20 »

[font=Times New Roman][External Link Removed for Guests]دو نیمه خاموش
[External Link Removed for Guests]دو نیمه خسته
[External Link Removed for Guests]دو شعر نخوانده
[External Link Removed for Guests]دو بغض شکسته
 [External Link Removed for Guests]دو نیمه آبی
[External Link Removed for Guests]دو نیمه دریا
[External Link Removed for Guests]دو نیمه مهتاب
[External Link Removed for Guests]دو نیمه  
[External Link Removed for Guests]دو نیمه شاعر
[External Link Removed for Guests]دو نیمه عاشق
[External Link Removed for Guests]دو نیمه گریه
[External Link Removed for Guests]دو نیمه هق هق

 [External Link Removed for Guests]دو نیمه خورشید
[External Link Removed for Guests]دو نیمه روشن
[External Link Removed for Guests]دو نیمه تنها
[External Link Removed for Guests]یکی تو . یکی  

[External Link Removed for Guests]تويي که گذشتی
[External Link Removed for Guests]منم که نشستم
[External Link Removed for Guests]تويي که تکیدی
[External Link Removed for Guests]منم که شکستم

 [External Link Removed for Guests]منم که نگفتی
[External Link Removed for Guests]اسیر ملالم
[External Link Removed for Guests]بهار سکوتم .
[External Link Removed for Guests]خزان خیالم
 
[External Link Removed for Guests]منم که نگفتی
[External Link Removed for Guests]چگونه بخوانم؟
[External Link Removed for Guests]چگونه بمیرم؟
[External Link Removed for Guests]چگونه بمانم؟

 [External Link Removed for Guests]چگونه نشستی
[External Link Removed for Guests]در آن شب ماتم؟
[External Link Removed for Guests]به سوگ همیشه .
[External Link Removed for Guests]به بغض دمادم
 
[External Link Removed for Guests]گذشتی و گفتی
[External Link Removed for Guests]دو نیمه سیبیم
[External Link Removed for Guests]اگر چه جداییم .
[External Link Removed for Guests]اگر چه  
Junior Poster
Junior Poster
نمایه کاربر
پست: 175
تاریخ عضویت: چهارشنبه 1 آذر 1385, 4:37 pm
سپاس‌های دریافتی: 28 بار

پست توسط jupiter_2xl »

جامه اي بافته ام تار و پودش از عشق خواستم تا به تو هديه كنم ليك ديدم كه در آن گوشه باغ لاله اي پنهاني با نسيم مي گفت: جامه عشق برازنده هر قامت نيست.
منم «كـورش»، شاه جهان، شاه بزرگ، شاه توانمند، شاه بابل، شاه سومر و اَكَّـد، شاه چهار گوشه‌ي جهان(بخشي از فرمان كورش بزرگ)
Captain II
Captain II
نمایه کاربر
پست: 680
تاریخ عضویت: سه‌شنبه 3 مهر 1386, 8:46 pm
محل اقامت: رشت
سپاس‌های ارسالی: 99 بار
سپاس‌های دریافتی: 175 بار
تماس:

پست توسط dr_mehdi57 »

دریغا که بار دگر شام شد
سراپای گیتی سیه فام شد
همه خلق را گاه آرام شد
به جز من که رنج و غمم شد فزون

جهان را نباشد خوشی در مزاج
به جز مرگ نبود غمم را علاج
ولیکن در آن گوشه در پای کاج
چکیده است بر خاک سه قطره خون
[FONT=Times New Roman]
در زندگي زخمهايي هست که مثل خوره روح را آهسته در انزوا مي خورد و مي تراشد...
 
New Member
نمایه کاربر
پست: 14
تاریخ عضویت: یک‌شنبه 7 مهر 1387, 12:07 pm
سپاس‌های دریافتی: 10 بار

پست توسط aziz110 »

برای تو می نویسم زیباترینم .مهربان برای من گلی هستی جاودانه..ریزش باران را با حضور ماه در اینه چشمانت دوست دارم..همیشه برای دیدن تو دلم بهانه ای تازه داشت.. همیشه وقتی یادت ذهنم را پر میکند... به خدای مهر بانی قسم من همان موقع متولد میشوم...گفته بودم نیای چه کنم با وجود تو در قلبم چشمانم هر گز از دیدن چشمان سیاه شاد نمی شوند .اگر روزی به صرافت سفر افتادی زود بر گرد که دلم بی قرار توست خنده دارست برای دل عاقل که هنوز نر فتی دلم تنگ است
Major
Major
نمایه کاربر
پست: 657
تاریخ عضویت: پنج‌شنبه 28 تیر 1386, 10:22 am
سپاس‌های ارسالی: 211 بار
سپاس‌های دریافتی: 73 بار

پست توسط unknown20 »

 [font=Times New Roman]در پردۀ سوز و ساز هم می خنديم

با داغ درون گداز هم مي خنديم

چون لالۀ نو شكفته اي در باران

از گريه پريم و باز هم مي خنديم
 
 


 [External Link Removed for Guests] 
Novice Poster
Novice Poster
نمایه کاربر
پست: 72
تاریخ عضویت: جمعه 14 اسفند 1388, 2:23 am
سپاس‌های ارسالی: 553 بار
سپاس‌های دریافتی: 153 بار

Re: هر چه مي خواهد دل تنگت بگو

پست توسط e.g »

سلام به همهء دوستان تصویر


هر کسی نظری داره که نظرش قابل احترام هست تصویرتصویر من نظر همتونو خوندم و خیلی چیزا یاد گرفتم تصویر تصویر تصویر امّا sara جان با اجازه همگی میخواستم بگم مگه غیر از اینه که کفش باید اندازهء پا باشه؟! تصویر یا لباس باید اندازهء تن باشه؟؟؟؟!!!!!! تصویر
هر دو نفری که میخوان با هم باشن باید کفشو لباسای خوبی واسم هم باشن......
اوّل قبل از اون کفش یا لباس سایز خودشونو ببینن!!! آیا این تن پوش اندازشون هست؟ اگار کوچیک بود پاره میشه و اگر بزرگ بود تو تنشون بازی میکنه و زشت میشه و اگر واسشون بزرگ بود میتونن اینقدری بزرگشن که اندازشون بشه و همینتور بلعکس؟... تصویر شناخت باید تا حدّی باشه که بشه اعتماد کرد و وقتی اعتماد بوجود بیاد تواضع و گذشت که ثمرشون عشقه از توش گل میکنه تصویر
واسه همگی آرزوی بهترینارو دارم تصویر تصویر
به امیدی که رسد روزی و در سایه عدل..............

گرگ گوید ندریمو برّه گوید بچریم!!!!! تصویرتصویر تصویر
Novice Poster
Novice Poster
نمایه کاربر
پست: 72
تاریخ عضویت: جمعه 14 اسفند 1388, 2:23 am
سپاس‌های ارسالی: 553 بار
سپاس‌های دریافتی: 153 بار

Re: هر چه مي خواهد دل تنگت بگو

پست توسط e.g »

باز هم دنیا سر یاری را که زندگانی را دوست داشت و برای زنده ماندان بی نهایت زیبا زندگی میکرد تا باشکوه بمیرد خورد!!!

آیا باشکوه میمیریم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ تصویر تصویر
امّا زنده باد پینوکیو! تصویر

او که هرزگاهی بینی اش او را به یاد خوب زیستن و باشکوه مردن میانداخت.........تا زمانی که از آن به ما تبدیل شد,کاش پینوکیو بودم تصویر

من با همهء این(اشرف مخلوقات) بودنم نشانه ها را نمیبینم تا زیبا بمانم و زیبا بمیرم........................................................کاش آن بودم تا به این بودنم غبطه میخوردم تصویر

خبر آمد خبری در راه است سرخوش آن دل که از آن آگاه است شاید این جمعه بیاید شاید پرده از چهره گشاید,شاید تصویر
به امیدی که رسد روزی و در سایه عدل..............

گرگ گوید ندریمو برّه گوید بچریم!!!!! تصویرتصویر تصویر
Captain I
Captain I
پست: 602
تاریخ عضویت: جمعه 19 اسفند 1384, 11:39 pm
سپاس‌های دریافتی: 75 بار

Re: هر چه مي خواهد دل تنگت بگو

پست توسط susan »

سلام به همه ی دوستان عزیز من برگشتم. :-)
چه مهمانان بي دردسري هستند مُردگان! نه به دستي ظرفي را چرک مي کنند نه به حرفي دلي را آلوده تنها به شمعي قانعند و اندکي سکوت
ارسال پست

بازگشت به “شعر و ادبيات”