هر چه مي خواهد دل تنگت بگو

در اين بخش مي‌توانيد در مورد کليه موضوعات فرهنگي و ادبي به بحث و تبادل نظر بپردازيد

مدیر انجمن: شوراي نظارت

ارسال پست
Major II
Major II
نمایه کاربر
پست: 441
تاریخ عضویت: شنبه 18 آذر 1385, 3:48 am
محل اقامت: essi8689@yahoo.com
سپاس‌های ارسالی: 28 بار
سپاس‌های دریافتی: 188 بار
تماس:

Re: هر چه مي خواهد دل تنگت بگو

پست توسط essi10 »

کسی کمی آنسوتر....

کسی پشت پنجره های چوبی-کسی در حصار شیشه های باران خورده-روزی عشق را با نفس های پنجره لمس کرد.کسی پشت پنجره ها خندید.کسی پشت پنجره ها گریست.کسی پشت پنجره ها امیدوار شد-کسی پشت پنجره ها مایوس.کسی پشت پنجره ها رویا دید-کسی پشت پنجره ها کابوس.کسی پشت پنجره ها ترسید-کسی پشت پنجره ها رقصید.کسی پشت پنجره ها گم شد-کسی پشت پنجره ها پیدا.کسی پشت پنجره ها زشت شد-کسی پشت پنجره ها زیبا. کسی پشت پنجره ها بنشست.کسی پشت پنجره ها دل بست.کسی پشت پنجره ها تا صبح-خیال کرد...کسی کمی آنسوتر شاید منتظر هست. کسی پشت پنجره ها موهایش را بافت.کسی پشت پنجره ها رویایش را ساخت.کسی پشت پنجره ها آسمان را دید.کسی پشت پنجره ها سیب سرخ را چید.کسی پشت پنجره ها روز شدو شب شد.کسی پشت پنجره ها سرد شد و تب شد.کسی پشت پنجره ها امد.کسی پشت پنجره ها رفت.کسی پشت پنجره ها یک عمر-شمرد از یک فقط تا هفت.کسی پشت پنجره ها خوابید.کسی پشت پنجره ها بیدار.کسی پشت پنجره ها تردید-کسی پشت پنجره ها دیدار. کسی پشت پنجره ها شد انتظارو انتظار-کسی پشت پنجره ها شد هرشب و تکرار. کسی پشت پنجره ها بنشست.کسی پشت پنجره ها دل بست.کسی پشت پنجره ها تا صبح-خیال کرد کسی کمی آنسوتر شاید متظر هست. کسی پشت پنجره ها ماندو...کسی پشت پنجره ها جاخورد. کسی پشت پنجره ها زندگی کردو... کسی پشت پنجره هایش مُرد!!!

تصویر
رحم کن تا شب بی جنبش بی حوصلگی پشت این پنجره خالی قابم نکنه
دارم از فکر رسیدن به تو آباد میشم ،تو بیا که باد ولگرد خرابم نکنه
Major II
Major II
نمایه کاربر
پست: 441
تاریخ عضویت: شنبه 18 آذر 1385, 3:48 am
محل اقامت: essi8689@yahoo.com
سپاس‌های ارسالی: 28 بار
سپاس‌های دریافتی: 188 بار
تماس:

Re: هر چه مي خواهد دل تنگت بگو

پست توسط essi10 »

غزلي از شهريار
پاشو ای مست که دنیا همه دیوانه‌ی تست
همه آفاق پر از نعره‌ی مستانه‌ی تست
در دکان همه باده فروشان تخته است
آن که باز است همیشه در میخانه‌ی تست
دست مشاطه‌ی طبع تو بنازم که هنوز
زیور زلف عروسان سخن شانه‌ی تست
ای زیارتگه رندان قلندر برخیز
توشه‌ی من همه در گوشه‌ی انبانه‌ی تست
همت ای پیر که کشکول گدائی در کف
رندم و حاجتم آن همت رندانه‌ی تست
ای کلید در گنجینه‌ی اسرار ازل
عقل دیوانه‌ی گنجی که به ویرانه‌ی تست
شمع من دور تو گردم به کاخ شب وصل
هر که توفیق پری یافته پروانه‌ی تست
همه غواص ادب بودم و هر جا صدفیست
همه بازش دهن از حیرت دردانه‌ی تست
زهره گو تا دم صبح ابد افسون بدمد
چشمک نرگس مخمور به افسانه‌ی تست
ای گدای سرخوانت همه شاهان جهان
شهریار آمده دربان در خانه‌ی تست
رحم کن تا شب بی جنبش بی حوصلگی پشت این پنجره خالی قابم نکنه
دارم از فکر رسیدن به تو آباد میشم ،تو بیا که باد ولگرد خرابم نکنه
Major II
Major II
نمایه کاربر
پست: 57
تاریخ عضویت: پنج‌شنبه 15 اردیبهشت 1390, 2:48 pm
محل اقامت: مشهد
سپاس‌های ارسالی: 206 بار
سپاس‌های دریافتی: 290 بار
تماس:

Re: هر چه مي خواهد دل تنگت بگو

پست توسط !raeen »

ستاره‌ای بدرخشید و ماه مجلس شد
دل رمیده ما را رفیق و مونس شد
نگار من که به مکتب نرفت و خط ننوشت
به غمزه مسله آموز صد مدرس شد
به بوی او دل بیمار عاشقان چو صبا
فدای عارض نسرین و چشم نرگس شد
به صدر مصطبه‌ام می‌نشاند اکنون دوست
گدای شهر نگه کن که میر مجلس شد
خیال آب خضر بست و جام اسکندر
به جرعه نوشی سلطان ابوالفوارس شد
طربسرای محبت کنون شود معمور
که طاق ابروی یار منش مهندس شد
لب از ترشح می پاک کن برای خدا
که خاطرم به هزاران گنه موسوس شد
کرشمه تو شرابی به عاشقان پیمود
که علم بی‌خبر افتاد و عقل بی‌حس شد
چو زر عزیز وجود است نظم من آری
قبول دولتیان کیمیای این مس شد
ز راه میکده یاران عنان بگردانید
چرا که حافظ از این راه رفت و مفلس شد :razz:


[External Link Removed for Guests]


New Member
پست: 5
تاریخ عضویت: جمعه 27 خرداد 1390, 4:26 pm
سپاس‌های ارسالی: 1 بار
سپاس‌های دریافتی: 10 بار

Re: هر چه مي خواهد دل تنگت بگو

پست توسط pari fairy »

بی کمالی های انسان از سخن پیدا شود
پسته ی بی مغ چون لب واکند رسوا شود...تصویر
Major II
Major II
نمایه کاربر
پست: 57
تاریخ عضویت: پنج‌شنبه 15 اردیبهشت 1390, 2:48 pm
محل اقامت: مشهد
سپاس‌های ارسالی: 206 بار
سپاس‌های دریافتی: 290 بار
تماس:

Re: هر چه مي خواهد دل تنگت بگو

پست توسط !raeen »

اگر این کهکشان از هم نمی پاشد
وگر این آسمان در هم نمی ریزد
بیا تا ما فلک را سقف بشکافیم و طرحی نو در اندازیم
به شادی گل بر افشانیم و می در ساغر اندازیم :razz:


[External Link Removed for Guests]


Captain
Captain
نمایه کاربر
پست: 1669
تاریخ عضویت: پنج‌شنبه 4 شهریور 1389, 9:14 pm
سپاس‌های ارسالی: 3403 بار
سپاس‌های دریافتی: 5788 بار

Re: هر چه مي خواهد دل تنگت بگو

پست توسط shafagh »

pari fairy نوشته شده:بی کمالی های انسان از سخن پیدا شود
پسته ی بی مغ چون لب واکند رسوا شود...تصویر





چرا این شعر ؟......و چرا این نماد؟
Frenzied Poster
Frenzied Poster
نمایه کاربر
پست: 560
تاریخ عضویت: چهارشنبه 6 مرداد 1389, 1:00 am
سپاس‌های ارسالی: 2278 بار
سپاس‌های دریافتی: 1686 بار
تماس:

Re: هر چه مي خواهد دل تنگت بگو

پست توسط masieh »

خلقت من از ازل یک وصله ناجور بود. . . . من که خود راضی به این خلقت نبودم زور بود
همین و تمام. . . . . :-P
اول علی اخر علی
Major
Major
نمایه کاربر
پست: 325
تاریخ عضویت: شنبه 13 شهریور 1389, 1:40 pm
محل اقامت: ایران از شرق تا غرب و از شمال تا جنوب
سپاس‌های ارسالی: 1369 بار
سپاس‌های دریافتی: 1309 بار

Re: هر چه مي خواهد دل تنگت بگو

پست توسط امیر جمالی »

شعری بسیار زیبا از استاد همای:

ای دل ساده بکش درد که حقت این است
از زمانه بشو دلسرد که حقت این است

هر چه گفتم مشو عاشق نشنیدی حالا
همچو پاییز بشو زرد که حقت این است

دیدی آخر دم مردانه بجز لاف نبود
بکش از مردم نامرد که حقت این است

هر چه بر عاشق دلخسته روا دانستی
فلک آخر سرت آورد که حقت این است
اللهم عجل لولیک الفرج
Major
Major
نمایه کاربر
پست: 325
تاریخ عضویت: شنبه 13 شهریور 1389, 1:40 pm
محل اقامت: ایران از شرق تا غرب و از شمال تا جنوب
سپاس‌های ارسالی: 1369 بار
سپاس‌های دریافتی: 1309 بار

Re: هر چه مي خواهد دل تنگت بگو

پست توسط امیر جمالی »

میان سینه هر کس بدان که رازی هست
میان سینه و آن راز سوز و سازی هست

چو سوز و ساز هر دو آشنای دلند
به میهمان نخوانده مگر نیازی هست؟


استاد همای
اللهم عجل لولیک الفرج
Major II
Major II
نمایه کاربر
پست: 57
تاریخ عضویت: پنج‌شنبه 15 اردیبهشت 1390, 2:48 pm
محل اقامت: مشهد
سپاس‌های ارسالی: 206 بار
سپاس‌های دریافتی: 290 بار
تماس:

Re: هر چه مي خواهد دل تنگت بگو

پست توسط !raeen »

مدامم مست می‌دارد نسیم جعد گیسویت ...
خرابم می‌کند هر دم فریب چشم جادویت
پس از چندین شکیبایی شبی یا رب توان دیدن
که شمع دیده افروزیم در محراب ابرویت
سواد لوح بینش را عزیز از بهر آن دارم
که جان را نسخه‌ای باشد ز لوح خال هندویت
تو گر خواهی که جاویدان جهان یک سر بیارایی
صبا را گو که بردارد زمانی برقع از رویت
و گر رسم فنا خواهی که از عالم براندازی
برافشان تا فروریزد هزاران جان ز هر مویت
من و باد صبا مسکین دو سرگردان بی‌حاصل
من از افسون چشمت مست و او از بوی گیسویت
زهی همت که حافظ راست از دنیی و از عقبی
نیاید هیچ در چشمش بجز خاک سر کویت :razz:


[External Link Removed for Guests]


Novice Poster
Novice Poster
پست: 90
تاریخ عضویت: چهارشنبه 24 آذر 1389, 7:16 pm
سپاس‌های دریافتی: 65 بار

Re: هر چه مي خواهد دل تنگت بگو

پست توسط zazzaz »

 نگاه یار

شبیه جلوه ی بهار

و رویش شکوفه روی شاخسار

و نغمــه ی پرنـدگان شـاد و مست و بیقــرار.

کنون تو ابر ، ای مسافــر دیــار

به دشت و جوی وکوهسار

فقط ببار
 

   
   
   
   
   
 شعر زلال از حمید حمیدی زاده (همزاد) 
Captain II
Captain II
نمایه کاربر
پست: 1407
تاریخ عضویت: جمعه 3 شهریور 1385, 1:31 am
محل اقامت: مازندران
سپاس‌های ارسالی: 6679 بار
سپاس‌های دریافتی: 5422 بار

Re: هر چه مي خواهد دل تنگت بگو

پست توسط airplane »

¤ به خداي مهربانم گفتم:
خسته ام!
فرمود: « از رحمتم نااميد نشو». [زمر٥٣]
¤ عرض کردم: هيچكس نميدونه تو دلم چي ميگذره!
فرمود: « من ميان تو و قلبت هستم» [انفال٢٤]
¤عرضه داشتم:هيچكس روندارم!
فرمود: « من از رگهاي گردنت به تو نزديكترم». [ق١٦]
¤ گفتم: ولي انگار كاملا منو فراموش كردي!
فرمود: « به يادم باش،تا یادت كنم». [بقره١٥٢]
آیا می دانید هر فرد پس از مرگ با اهدای اعضای خویش می تواند سبب نجات یا ارتقای سلامتی بیش از 50 نفر شود


برای عضویت در انجمن اهدای عضو به لینک زیر مراجعه کنید


[External Link Removed for Guests]

[COLOR=#000000]تا چند زنم بروی [COLOR=#0070c0]دریاها خشت بیزار شدم ز بت‌پرستان  

خیام که گفت دوزخی خواهد بود که رفت بدوزخ و که آمد ز بهشت



 
ارسال پست

بازگشت به “شعر و ادبيات”