**.** عشق **.**

در اين بخش مي‌توانيد در مورد کليه موضوعات فرهنگي و ادبي به بحث و تبادل نظر بپردازيد

مدیر انجمن: شوراي نظارت

ارسال پست
Major II
Major II
نمایه کاربر
پست: 441
تاریخ عضویت: شنبه 18 آذر 1385, 3:48 am
محل اقامت: essi8689@yahoo.com
سپاس‌های ارسالی: 28 بار
سپاس‌های دریافتی: 188 بار
تماس:

پست توسط essi10 »

به نظر من تا خود آدم نخواد نه كسي مي تونه عاشقش كني نه عشقي رو ازش بگيره
اما يه چيزي رو فراموش نكنيد اگر دختري پسري رو واقعا دوست داشته باشه حالا ميخواد پسره اول پيش قدم شده باشه يا چيز ديگه اي نميدونيد چه كار ميكنه اين دختر خودشو فقط نميگشه همين
رحم کن تا شب بی جنبش بی حوصلگی پشت این پنجره خالی قابم نکنه
دارم از فکر رسیدن به تو آباد میشم ،تو بیا که باد ولگرد خرابم نکنه
Captain II
Captain II
نمایه کاربر
پست: 491
تاریخ عضویت: جمعه 4 فروردین 1385, 5:32 pm
سپاس‌های ارسالی: 2 بار
سپاس‌های دریافتی: 64 بار

پست توسط sara »

اعتماد وتوکل ،رایحه ای است که از گل عشق بر می خیزد .
- اگر تجربه ای از عشق نداشته باشید هیچ تجرته ای از عبادت نخواهید داشت .
- انسان زمانی بالغ می شود که به جای این که محتاج عشق باشد خود شروع به عشق ورزیدن کند وآن را با دیگران تقسیم نماید .
- بدون قید وشرط دوست بدارید .عشق هنگامی اصیل وخالصانه است که بدون قید وشرط باشد .
- خداوند به معنای آن چیزی است که وجود دارد وتنها راه درک این معنا عشق ورزیدن است به همه هستی .
- در دوست داشتن تعهدی وجود ندارد اما عشق ورزیدن تعهد است .
- دوستی ثمره نهایی عشق است .اگر عشق در مسیر درست پیشرفت کند تبریل به دوستی می شود.ولی اگر در مسیر اشتباه پیش رود تبدیل به دشمنی خواهد شد .
- شما در رشته ای می توانید به کمال برسید که به آن عشق میورزید .(برایان تریسی )
- صداقت ،نخستین بخش کتاب هستی است .(توماس جفرسون )
- عشق باعث میشود انسان از آن چه که هست بمیرد وتولدی دوباره را تجربه کند .عشق هم زهر است وهم نوشدارو .عشبق بزرگترین تضادی است که در هستی وجود دارد .در عشق مرگ وزندگی یکی می شود .
- عشق پیوندی است که همه اجزای عالم را به سوی یکدیگر می کشد وبه هم متصل می کند .
- عشق چون رنگین کمانی است که همه رنگها ی زندگی را در بر می گیرد .
- عشق چیزی نیست مگر شکوفا شدن دل آدمی وشکوفه های دل انسان همگی سفید هستند .
- عشق خود را به دیگران ارزانی کنید اما قلب خود را برای خودتان نگه دارید چون فقط زندگی است که اجازه دارد قلب شمارا تسخیر کند
- عشق عظیم ترین نیروی درمانگر در زندگی است .
- عشق ،حواس را از دیدن عیوب منع می کند .
- عشق ما می سازد بی آنکه "من "را از بین ببرد .
- عشق واقعی ،احساسی نیست که ما را از خود بی خود کند بلکه تصمیم وانتخابی است که از تفکر وتعهد ناشی می شود .
- عشق نیازمند فضایی عاری از توقع وانتظار است .محیطی که درآن قدر شناسی وخوشنودی حکم فرما است .
- عشق همیشه با خود تنهایی همراه دارد وتنهایی همواره عشق به همراه می آورد .

وظیفه سبب می شود تا کارها را به خوبی انجام دهی اما عشق کمک می کند تا آنها را به زیبایی انجام دهی .
- هر جا اراده وعشق بزرگ باشد مشکلات جرات عرض اندام پیدا نمی کنند .
- یک انسان صاحب کمال هیچ گاه گرفتار عشق نمی شود بلکه از طریق عشق به رهایی وآزادگی نایل می آید.
- هیچ عظمتی بدون عشق بزرگ به دست نمی
Captain II
Captain II
نمایه کاربر
پست: 491
تاریخ عضویت: جمعه 4 فروردین 1385, 5:32 pm
سپاس‌های ارسالی: 2 بار
سپاس‌های دریافتی: 64 بار

پست توسط sara »

شاگردی از استادش پرسيد:" عشق چست؟ "
استاد در جواب گفت: " به گندم زار برو و پر خوشه ترين شاخه را بياور. اما در هنگام عبور از گندم زار، به ياد داشته باش که نمی توانی به عقب برگردی تا خوشه ای بچينی! "
شاگرد به گندم زار رفت و پس از مدتی طولانی برگشت. استاد پرسيد: "چه آوردی؟ "
و شاگرد با حسرت جواب داد: " هيچ! هر چه جلو ميرفتم، خوشه های پر پشت تر ميديدم و به اميد پيدا کردن پرپشت ترين، تا انتهای گندم زار رفتم ."
استاد گفت: " عشق يعنی همين! "



شاگرد پرسيد: " پس ازدواج چيست؟ "
استاد به سخن آمد که : " به جنگل برو و بلندترين درخت را بياور. اما به ياد داشته باش که باز هم نمی توانی به عقب برگردی! "
شاگرد رفت و پس از مدت کوتاهی با درختی برگشت . استاد پرسيد که شاگرد را چه شد و او در جواب گفت: " به جنگل رفتم و اولين درخت بلندی را که ديدم، انتخاب کردم. ترسيدم که اگر جلو بروم، باز هم دست خالی برگردم."
استاد باز گفت: " ازدواج هم يعنی همين!!
Major II
Major II
نمایه کاربر
پست: 441
تاریخ عضویت: شنبه 18 آذر 1385, 3:48 am
محل اقامت: essi8689@yahoo.com
سپاس‌های ارسالی: 28 بار
سپاس‌های دریافتی: 188 بار
تماس:

پست توسط essi10 »

واضح تر از اين نميشه كه سارا خانم نوشته
راستي شما كي تا حالا كبوتر آزاد ميكنيد ما حبر نداريم؟ :::P
رحم کن تا شب بی جنبش بی حوصلگی پشت این پنجره خالی قابم نکنه
دارم از فکر رسیدن به تو آباد میشم ،تو بیا که باد ولگرد خرابم نکنه
Captain II
Captain II
نمایه کاربر
پست: 491
تاریخ عضویت: جمعه 4 فروردین 1385, 5:32 pm
سپاس‌های ارسالی: 2 بار
سپاس‌های دریافتی: 64 بار

پست توسط sara »

esmail1 نوشته شده:راستي شما كي تا حالا كبوتر آزاد ميكنيد ما حبر نداريم؟ :::P


از فردا :eek:
Major
Major
نمایه کاربر
پست: 665
تاریخ عضویت: دوشنبه 12 تیر 1385, 12:16 pm
سپاس‌های دریافتی: 20 بار

پست توسط Admiral »

Leila نوشته شده:عشق حقيقي قطعا وجود داره ولي پيدا كردنش سخت شايدم محال باشه
شايد با اين موارد بشه پيداش كرد :-(



به نظر من عشق واقعي مخصوص خداست و مابنده هاش داريم عداي عشق بازي رو در مياريم اگه واقعا عاشقيم به اون عشق بورزيم تازه نيمي از دوست داشتن حقيقي رو مي تونيم ابراز كنيم بقيش كه جاي خود داره :-(
براي ما ادمها مخصوصا امروزيها بهتره بگيم از كي و چي خوشمون ميادتا بهش نزديك بشيم
محبت كردن مرحله اول دوست داشتنه و دوست داشتن مقدمه شروع يه زندگي !!! حالا چرا به زياد از حددوست داشتن مي گيم عشق !!؟!؟؟! من در تعجبم در صورتي كه اگه بهتر به اين موضوع فكر كنيم مي بينيم كه خدا از خودمون عاشقتره و خودمون نمي دونيم :)
Captain II
Captain II
نمایه کاربر
پست: 412
تاریخ عضویت: سه‌شنبه 22 فروردین 1385, 10:46 am
سپاس‌های دریافتی: 64 بار
تماس:

پست توسط njmh »

سالها پيش كسي با من گفت كه در اين شهر پر از آدم و دود تك دل عاشق ويران شده اش ميل به دريا دارد
من گمان ميكردم هر كه عاشق بشود ديوانه است
عشق هر چه و هر چيز و كسي
با خودم ميگفتم دل من گوهر بي همتا ييست
لطيفيست.مهربانيست
هرگز آلوده نبايد بشود
دل سراپرده اسرار من است.
حتي نبايد به كسي داده شود
سالها عمرم از پس هم بگذشته
من جهان را ديدم. طعم هر بنده و جنبنده به دل نوشيدم
چشم بردم به غروب پا نهادم به زمين
تن عريانم را دست دريا دادم
همه چيزم همه را
فقط به كسي دل نسپردم و به آن دوست
كه عاشق شده بود فهماندم
هر كه عاشق بشود ديوانه است
مرا دوست بدار،اندكي ولي طولاني!
Super Moderator
Super Moderator
نمایه کاربر
پست: 3051
تاریخ عضویت: یک‌شنبه 7 اسفند 1384, 3:45 am
سپاس‌های ارسالی: 351 بار
سپاس‌های دریافتی: 1579 بار
تماس:

پست توسط Dr.Akhavan »

najmeh, زيبا بود
ممنون
Old Moderator
Old Moderator
نمایه کاربر
پست: 1468
تاریخ عضویت: شنبه 6 اسفند 1384, 9:30 pm
محل اقامت: تهران. شهرک اکباتان
سپاس‌های ارسالی: 4 بار
سپاس‌های دریافتی: 186 بار

پست توسط ARMIN »

سلام
najmeh, دستت درد نکنه.خيلي قشنگ بود.
اميدوارم باز هم به اين انجمن بياييد.
Don't play games with the ones who love you
Captain I
Captain I
پست: 602
تاریخ عضویت: جمعه 19 اسفند 1384, 11:39 pm
سپاس‌های دریافتی: 75 بار

پست توسط susan »

تپه های شنی با تپش باد جابجا می شوند

ولی صحرا همیشه صحرا باقی می ماند

این است افسانه عشق ....

susan :razz:
چه مهمانان بي دردسري هستند مُردگان! نه به دستي ظرفي را چرک مي کنند نه به حرفي دلي را آلوده تنها به شمعي قانعند و اندکي سکوت
Captain
Captain
پست: 1086
تاریخ عضویت: دوشنبه 8 آبان 1385, 12:38 am
محل اقامت: هرکجا هستم باشم آسمان مال من است ! ! !
سپاس‌های ارسالی: 103 بار
سپاس‌های دریافتی: 117 بار

پست توسط osilatoria »

چو عاشق مي شدم گفتم که بردم گوهر مقصود
ندانستم که اين دريا چه موج خون فشان دارد
 تصویر 
Old Moderator
Old Moderator
نمایه کاربر
پست: 422
تاریخ عضویت: سه‌شنبه 16 اسفند 1384, 2:14 pm
سپاس‌های ارسالی: 5 بار
سپاس‌های دریافتی: 49 بار

پست توسط JASON »


كي ميدونه عشق چيه ؟......
----------------
گفتنش خيلي سخته.... اما وقتي همه چيزو در عشق ببيني ...

دنيات رنگ عشق ميگيره ...

دنيات ميشه رنگين كمون ....

دنيات ميشه ... حس و نگاه ...

دنيات ميشه ... سبز و قشنگ ...

دنيات ميشه .... رنگ آبيه آسموني ...

آره اين چيزيه كه ميبيني و فكر ميكني ميدوني ...

واي به حالت اگه اين عشق كاغذي باشه... الكي باشه ...

با يك باد ميره هوا ...و با يك جرقه مي سوزه و دود ميشه .... بازم ميره هوا ...آخرش خاكستر بدر نگش ... كف دستت ميمونه ....

گفتنش خيلي سخته ....وقتي كه ميبيني .... عشقي رو كه ساختي ...

... عشقي رو كه شناختي.... راست نبود .... دروغ بود .. آره ... دروغ بود ...

گفتنش خيلي سخته .... وقتي ميبني واژه خيانت .... ذهنت رو مثل خوره داره ميخوره...

....و ميدوني كه خيلي زود از قله آرزوهات..... سرنگونت ميكنه ...

چه حاليه وقتي داري با كله ميري اون پايينا .... زمين و ميبيني كه بهت نزديك ميشه ... تا تورو در آغوش بگيره ... واسه هميشه ... واسه هميشه ...


گفتنش خيلي سخته..... وقتي ميبني كسي رو كه دوست داشتي .... و اونم ميگفت دوست داره .... بيخبرت بذاره بره...

فرداش مي بيني كه همه چي دروغ بوده ... خواب و خيال بوده .... محال بوده ...


آره گفتنش خيلي سخته كه بگي عشق دروغه ... اين حرفها همش كشك و دوغه ...

اما اينو حالا ميدونم .... كه اين واژه غريب شده حسابي واسم ...

فكر كردم ميشناسمش ... اما نه نشناختمش ...تو تموم عمرم ...

.... برام خيلي سخته .... كه فرياد بزنم ...... عشق ... يه فريبه ... يه فريبه ...

نيرنگ قلبته ... تو رو يه روز خاك ميكنه ... بر باد ميكنه ...

واژه اي كه عنصر پنجمه زندگيه ... اما خودش باعث اين همه نابوديه ....

كي ميدونه عشق چيه ؟ ....

هر كي هر چي دلش ميخواد بگه.... بذار بگه ....
هر كي هر چي دلش ميخواد بگه.... بذار بگه .... بذار بگه ...

كي ميدونه عشق چيه ؟ ...
كي ميدونه عشق چيه ؟ ...

-------------------------------------------------
JASON
درون كوچه قلبم چه غمگينانه ميپيچدصداي تو كه ميگفتي به جز تو دل نيمبندم-فريب وعده هايت را ندانستم ولي اكنون به يادوعده هاي توميان گريه ميخندم
ارسال پست

بازگشت به “شعر و ادبيات”