زندگي نامه نويسندگان

در اين بخش مي‌توانيد در مورد کليه موضوعات فرهنگي و ادبي به بحث و تبادل نظر بپردازيد

مدیر انجمن: شوراي نظارت

ارسال پست
Old Moderator
Old Moderator
نمایه کاربر
پست: 1468
تاریخ عضویت: شنبه 6 اسفند 1384, 9:30 pm
محل اقامت: تهران. شهرک اکباتان
سپاس‌های ارسالی: 4 بار
سپاس‌های دریافتی: 186 بار

پست توسط ARMIN »

سهروردي


"شيخ شهاب‌‏الدين سهروردي"، سال 549 هجري در سهرورد زنجان به دنيا آمد, در مراغه نزد "مجدالدين جيلي" به تحصيل پرداخت و اصول فقه را آموخت، در همين شهر و در محضر همين استاد با امام فخر رازي هم‌‏درس بود،"سهروردي" سپس براي تكميل تحصيلات خود به اصفهان رفت و در محضر درس "ظهيرالدين فارسي"، كتاب "بصائر" ابن سهلان ساوي را در منطق فراگرفت، در همين شهر بود كه با افكار و آراي "شيخ‌‏الرئيس ابوعلي‌‏سينا" آشنا شد.
او پس از پايان تحصيلات به سير و سفر پرداخت. مدتي با جماعت صوفيه حشر و نشر داشت و به رياضت و مجاهدت با نفس مشغول شد. غالب‌‏ ايام سال روزه بود و زندگي را به سختي مي‌‏گذارند. مي‌‏گويند به دليل رياضت‌‏ها به مقامات عاليه سالكان رسيد و صاحب كرامت و خوارق عادت شد.
سفرهاي او گسترش يافت تا اينكه از آناتولي به سوريه و سپس به شهر حلب رفت. حاكم شهر در آن زمان "ملك ظاهر"، پسر "صلاح الدين‌‏ايوبي"، قهرمان جنگ هاي صليبي بود. "سهروردي" با او ديدار كرد و "ملك ظاهر" او را تكريم بسيار كرد و از او خواست در حلب بماند و به درس و بحث بپردازد. در مدسه حلاويه شهر حلب بود كه شاگرد معروف "سهروردي"، "شمس الدين محمد شهرزوري" به او پيوست.
صراحت "شهاب الدين سهروردي" در فاش كردن مسائل سير و سلوك باعث شد فقهاي شهر عليه او بشورند و سخنانش را خلاف اصول دين عنوان كنند.
مي‌‏گويند، اين فقها "ملك ظاهر" را به قتل او تشويق كردند. "ملك ظاهر" به دليل ارادتي كه به شيخ اشراق داشت، زير بار قتل او نرفت. فقيهان نيز كه ديدند "ملك ظاهر" وقعي به درخواست آنها نمي‌‏نهد، شكايت خودرا به "صلاح الدين ايوبي"، پدر "ملك ظاهر"، بردند. گفته‌‏اند، "صلاح‌‏الدين" به پسرش نامه‌‏اي نوشت و به بهانه برخي ملاحظات سياسي دستور قتل "سهروردي" را صادر كرد. "ملك ظاهر"، علي‌‏رغم ميل باطني خود به دستور پدر عمل كرد.
آمده است، "شيخ شهاب الدين سهروردي" در سن 36يا 38 سالگي به نحو مرموزي از دنيا رفت. به روايتي او را به دار آويختند و به روايتي ديگر او را خفه كردند. برخي نيز گفته‌‏اند، وقتي شيخ فهميد، قصد كشتن او را دارند، خواست كه او را در خانه‌‏اي محبوس كنند و به او غذا ندهند تا جان از بدنش خارج شود.
سرانجام روز جمعه آخر ذي الحجه سال 578 هجري قمري او را از زندان بيرون آوردند. علت قتل او معاندت با شرايع آسماني اعلام شد.
تذكره نويسان او را شيخ مقتول و پيروانش او را شيخ شهيد لقب داده‌‏اند.
"سهروردي" در عمر نسبتا كوتاه خود حدود 50 رساله و كتاب به جا گذاشته است، ولي هنوز برخي از آثار او چاپ نشده است. اساسي‌‏ترين پژوهش ها درباره آثار "سهروردي" را "بركلمان", پروفسور "لويي ماسينيون"، "هانري كربن" و "سيد حسين نصر" انجام داده‌‏اند.
مهمترين شرح‌‏هايي كه بر آثار "سهروردي" نوشته شده است, هر دو بر "حكمت الاشراق" است كه اولي را شاگرد او، "شمس الدين شهرزوري" و دومي را "قطب‌‏الدين شيرازي" و تحشيه "صدرالدين شيرازي" نوشته‌‏اند.
اديبان و نويسندگان سبك نگارش "سهروردي" را همواره تحسين كرده‌‏اند. نثر فارسي او حاوي عبارات بديع است و نثر عربي او نيز پخته و آراسته به آيات و احاديث است.
"دكتر سيد حسين نصر" كه آ‏ثار فارسي شيخ اشراق را تصحيح كرده و به چاپ رسانده است، معتقد است، آثار "سهروردي" در ميان شاهكارهاي نثر فارسي از بهترين نمونه‌‏هاي نثر فلسفي تمام ادوار تاريخ ادبيات ايران است.
"دكتر نصر" فكر مي‌‏كند، شايد در تاريخ هزار ساله نثر فارسي كسي به اين لطافت و رواني از مباحث فلسفي سخن نگفته است.
موضوع رسائل فارسي "سهروردي"، يكسان نيست. مثلاً كتاب هاي "پرتو نامه", "هياكل النور" و "الواح عمادي"، يك دوره حكمت نظري است كه در طبيعيات نوشته شده و بيشتر پيرو حكمت مشايي "ابوعلي سينا" است؛ ولي در مباحث نفس و الهيات، صرفا به عقايد اشراقي مي‌‏پردازد و در ميان مباحث نظري داستان هاي تمثيلي و رمزي ذكر كرده و در قالب داستان مبحث نظري از پيش گرفته شده را عينيت مي‌‏دهد.
بستان القلوب و يزدان شناخت هم ساختار رساله‌‏هاي قلبي را دارد، با اين تفاوت كه از همه جنبه علمي حكمت الاشراق و اثر آن بر زندگي انسان سخن گفته است.
"سهروردي" داستان هاي كوتاه عرفاني نيز دارد كه در سال گذشته توسط "جعفر مدرس ‌‏صادقي"، تصحيح، ويرايش و به چاپ رسيده است. در اين داستان ها، كوشش براي تعليم تمام فصول حكمت و معرفت نيست، بلكه خواننده را متوجه يك وضعيت خاص در داستان مي‌‏كند كه از اين طريق او را به واقعيت هاي زندگي كسي كه طبق اصول اشراق زندگي مي‌‏كند, نزديك مي‌‏سازد.
"شيخ شهاب الدين سهروردي" را شيخ اشراق ناميده‌‏اند، چون روشي كه او بنيانگذارش بود به روش اشراقي و حكمتش به "حكمت اشراقي" معروف شده است.
حكمت اشراقي نوعي بحث از وجود است كه تنها به نيروي عقل و استدلال تكيه نمي‌‏كند، بلكه شيوه استدلالي محض را با سير و سلوك قلبي همراه مي‌‏كند. حكمت اشراق در معناي خاص كلمه، حكمتي است كه "سهروردي" بر اساس فلسفه مشايي "ابوعلي‌‏سينا"، تصوف اسلامي، انديشه‌‏هاي فلسفي ايران باستان و يونان به وجود آورد.
حكمت اشراق ذوقي است؛ يعني استدلال را پايه و لازمه خود به شمار مي‌‏آورد و نظم عقل و نيروي استدلال را اولين مرحله كمال طالب معرفت مي‌‏داند. در واقع حكمت اشراق برزخي ميان فلسفه، كلام مدرسي و تصوف محض خانقاهي است.
"سهروردي" معتقد است فيلسوف اشراقي تلاش مي‌‏كند هر آنچه را در مقام نظر و برپايه استدلال عقلي درمي‌‏يابد، به تجربه دروني هم دريافت كند. او تحقيق فلسفي به شيوه استدلالي محض را بي‌‏حاصل و سير و سلوك روحاني را هم بدون تربيت عقلي و استدلالي موجب گمراهي مي‌‏داند.
"دكتر سيد حسين نصر" در مقدمه‌‏اي كه بر آثار فارسي "سهروردي" نوشته است، مي‌‏گويد: "سهروردي" خود را وارث دو سنت بزرگ قديم, يعني يوناني و ايراني مي‌‏دانسته و در نظر او, "افلاطون" و "زرتشت" و پادشاهان حكيم ايران باستان و حكماي قبل از سقراطي يونان، شارحان يك حقيقت و مفسران يك پيام معنوي بوده‌‏اند كه "سهروردي" خود را احيا كننده آن مي‌‏دانست.
"دكتر نصر" از خصائص مهم حكمت اشراق را آميزش حكمت ايران باستان با عرفان و حكمت اسلامي مي‌‏داند و مي‌‏گويد، شاخص‌‏ترين فصل رسائل "سهروردي" به لحاظ ديد خاص اشراقي فصل مربوط به نفس است.
"سهروردي" در بخشي از فلسفه خود كه درباره عناصر و طبيعيات بحث مي‌‏كند، مانند حكماي مشايي صحبت مي‌‏كند، ولي وقتي درباره "نفس" صحبت مي‌‏كند، نگاهش به اين موضوع با آن متفاوت است.
تفاوت او با مشائيان درباره مسأله نفس اين است كه حكماي مشايي (چه اسلامي و چه يوناني) علم النفس را فصلي از طبيعيات به حساب مي‌‏آورند، در حاليكه "سهروردي" علم النفس را به مباحث الهيات نزديك مي‌‏كند و درباره چگونگي نجات تن و رهايي انسان از جهان مادي بحث مي‌‏كند. علم النفس اشراقي همواره با يكي از اساسي‌‏ترين اصول حكمت "سهروردي" توأم است كه همان اعتقاد به عالم رب النوعي و مشايي است. او "افلاطون" را "امام الحكمت" و پيشواي حكماي اشراق مي‌‏داند. به نظر او، "افلاطون" بحث و استدلال را با ذوق عرفاني جمع كرده است.
فلسفه "سهروردي" بر حقيقت نور و ظلمت استوار است و علت نامگذاري فلسفه او به نام "اشراق" (به معناي روشن كردن و نوراني شدن) به همين دليل است.
كلمه اشراق از يك طرف به مفهوم نور و روشنايي است و از طرف ديگر به جهت جغرافيايي مشرق اشاره دارد، چون فلسفه اشراق بر پايه يك جغرافياي عرفاني استوار شده است كه در آن مشرق جهان نور محض يا جهان فرشتگان مقرب است كه به دليل تجرد از ماده، موجود خاكي نمي‌‏تواند آنها را مشاهده كند. مغرب كامل هم در فلسفه "سهروردي"، جهان تاريكي يا عالم ماده است.
"سهروردي" از واقعيت اشياء به "نور" تعبير مي‌‏كند و تفاوت موجودات را در شدت و ضعف نورانيت آنها مي‌‏داند. نور حقيقي ذاتاً روشن و روشنايي هر چيز وابسته به آن است. به همين دليل همه چيز به واسطه نورانيت نور تعريف مي‌‏شوند. ذات باري تعالي كه خود هستي مطلق است، نور محض است. "سهروردي" با الهام از قرآن كريم او را "نورالانوار" مي‌‏نامد و رستگاري را وصول كامل به اين روشنايي عنوان مي‌‏كند.
آنچه در فلسفه مشايي (استدلالي) رابطه عليت ميان موجودات خوانده مي‌‏شود، در حكمت اشراق به عشقي فوق طبيعي تعبير مي‌‏شود. يعني حب نور الانوار به ذات خويش كه نور و كمال محض است، به مخلوقات جريان پيدا مي‌‌‏كند و همه مراتب وجود در پرتو نور فيض و رحمت حق به وجود مي‌‏آيند.
Don't play games with the ones who love you
Major II
Major II
نمایه کاربر
پست: 441
تاریخ عضویت: شنبه 18 آذر 1385, 3:48 am
محل اقامت: essi8689@yahoo.com
سپاس‌های ارسالی: 28 بار
سپاس‌های دریافتی: 188 بار
تماس:

پست توسط essi10 »

خلاصه زندگینامه و آثار احمد شامل

احمد شاملو در سال 1304 در تهران متولد شد. تحصیلات کلاسیک نامرتبی داشت؛ زیرا پدرش که افسر ارتش بود اغلب از این شهر به آن شهر اعزام می شد و خانواده هزگز نتوانست برای مدتی طولانی جایی ماندگار شود.
در سال 1322 به سبب فعالیت های سیاسی به زندانهای متفقین کشیده شد، و این در حقیقت تیر خلاصی بود بر شقیقه همان تحصیلات نامرتب.
به سال 1325 برای بار نخست، در سال 1336 برای بار دوم، و در سال 1343 برای سومین بار ازدواج کرد. از ازدواج اول خود چهار فرزند دارد، سه پسر و یک دختر.
احمد شاملو در سوم مرداد ماه سال 1379 چشم از جهان فروبست. ر
اولین اثری که از شاملو منتشر شد، مجموعه کوچکی از شعر و مقاله بود که در سال 1326 به چاپ رسید. پس از آن آثار بسیاری از این شاعر، نویسنده، مترجم و محقق به چاپ رسیده است که برای سهولت بر حسب موضوع تقسیم بندی می شود:
مجموعه شعر:
قطعنامه، آهنگها و احساس، هوای تازه، باغ آینه، آیدا و آینه، لحظه ها و همیشه، آیدا: درخت و خنجر و خاطره، ققنوس در باران، مرثیه های خاک، شکفتن در مه، ابراهیم در آتش، دشنه در دیس، ترانه های کوچک غربت، ناباورانه، آه! مدایح بی حوصله و…
مجموعه های منتخب:
از هوا و آینه ها، گزیده اشعار، اشعار برگزیده کاشفان فروتن شوکران، شعر زمان ما: احمد شاملو، گزینه اشعار.
شعر ( ترجمه ):
غزل های سلیمان، همچون کوچه ای بی انتها ( از شاعران معاصر جهان )، هایکو، ترانه شرقی و اشعار دیگر(کورکا) ترانه های میهن تلخ ( ریتسوس و کامپانلیس )، سیاه همچون اعماق آفریقای خودم ( لنگستن هیوز )، سکوت سرشار از ناگفته هاست ( برگردان آزاد شعرهای مارگوت بکل )، چیدن سپیده دم ( برگردان آزاد شعرهای مارگارت بکل ).
قصه:
زیر خیمه گر گرفته شب، درها و دیوار بزرگ چین.
رمان و قصه ( ترجمه ):
لئون مورن کشیش ( بئاتریس بک )، برزخ ( ژ. روورز )، خزه ( ه. پوریه )، پابرهنه ها ( ز. استانکو)، نایب اول(روبر مرل)، قصه های بابام ( ا. کالدول )، پسران مردی که قلبش از سنگ بود ( موریو کایی )، 81490 ( آ. شمبون )، افسانه های هفتاد و دو ملت ( 3 جلد )، دماغ ( آگوتا گاوا )، افسانه های کوچک چینی، دست به دست ( و. آلبا )، سربازی از یک دوران سپری شده، زهر خند، مرگ کسب و کار من است ( روبر مرل )، لبخند تلخ، بگذار سخن بگویم ( دچو نگارا )، مسافر کوچولو، عیسی دیگر - یهودا دیگر! ( بازنویسی رمان ” قدرت و افتخار ” گراهام گرین ).
نمایشنامه ( ترجمه ):
مفتخورها ( چی کی )، عروسی خون ( لورکا )، درخت سیزدهم ( ژید )، سی زیف و مرگ ( روبر مرل )، نصف شب است دیگر، دکتر شوایتزر ( ژ. سبرون ).
شعر و قصه برای کودکان:
خروس زری - پیرهن پری، قصه هفت کلاغون، پریا، ملکه سایه ها، چی شد که دوستم داشتند؟(ساموئل مارشاک)قصه دخترای ننه دریا، قصه دروازه بخت، بارون، قصه یل و اژدها.
مجموعه مقالات:
از مهتابی به کوچه، انگ از وسط گود ( مقالات سیاسی، سخنرانی ها و مصاحبه ها).
آثار دیگر:
حافظ شیراز، افسانه های هفت گنبد ( نظامی )، ترانه ها ( ابوسعید، خیام، باباطاهر)، خوشه ( یادنامه شبهای شعر مجله خوشه به مثابه جنگ شعر امروز )، کتاب کوچه و ….
منبع: سایت فرهنگسرا
رحم کن تا شب بی جنبش بی حوصلگی پشت این پنجره خالی قابم نکنه
دارم از فکر رسیدن به تو آباد میشم ،تو بیا که باد ولگرد خرابم نکنه
Captain
Captain
نمایه کاربر
پست: 583
تاریخ عضویت: پنج‌شنبه 30 فروردین 1386, 3:45 pm
سپاس‌های ارسالی: 3433 بار
سپاس‌های دریافتی: 3949 بار

Re: زندگي نامه نويسندگان

پست توسط naghme »

 آثار نادر ابراهیمی
__________________________
 
 دوستان گرامی زندگی نامه را می تونید در صفحه 1 همین موضوع مطالعه کنیدتصویر 


 تصویرتصویر 


 ‌ فهرست آثار نادر ابراهيمي براي بزرگسالان
خانه‌يي براي شب، آرش در قلمرو ترديد (يا: پاسخ‌ناپذير)، مصابا و رؤياهاي گاجرات، بار ديگر شهري كه دوست مي‌داشتم، هزارپاي سياه و قصه‌هاي صحرا، افسانه‌ي باران، در سرزمين كوچك من ‌(منتخب آثار)، تضادهاي دروني، انسان - جنايت - احتمال، مكان‌هاي عمومي، رونوشت بدون اصل، در حد توانستن (شعرگونه)، غزل‌داستان‌هاي سال بد، ابن مشغله (زندگي‌نامه، جلد اول)، ابوالمشاغل (زندگي‌نامه، جلد دوم)، فردا مشكل امروز نيست، لوازم نويسندگي (از مجموعه‌ي ساختار و مباني ادبيات داستاني)، مقدمه‌يي بر فارسي‌نويسي براي كودكان، مقدمه‌يي بر مصورسازي كتاب‌هاي كودك، مقدمه‌يي بر مراحل خلق و توليد ادبيات كودك، مقدمه‌يي بر آرايش و پيرايش كتاب‌هاي كودكان، دور ايران در شش ساعت، چهل ‌نامه‌ي كوتاه به همسرم، آتش بدون دود (داستان بلند هفت‌جلدي؛ دريافت جايزه به‌عنوان برگزيده‌ي 20 سال پس از انقلاب)، با سرودخوان جنگ - در خطه‌ي نام و ننگ، يك صعود باورنكردني، تكثير تأسف‌انگيز پدربزرگ، مردي در تبعيد ابدي (بر اساس زندگي ملاصدرا)، حكايت آن اژدها، بر جاده‌هاي آبي سرخ (داستان بلند 10 جلدي، بر اساس زندگي ميرمهناي دوغابي)، صوفيانه‌ها و عارفانه‌ها (بخشي از تاريخ تحليلي پنج‌هزار سال ادبيات داستاني ايران)، يك عاشقانه‌ي آرام، سه ديدار با مردي كه از فراسوي باور ما مي‌آمد (داستان بلند سه‌جلدي، بر اساس زندگي امام خميني (ره)، عارف، فيلسوف، سياستمدار و رهبر فقيد انقلاب اسلامي ايران)، براعت استهلال (از مجموعه‌ي ساختار و مباني ادبيات داستاني)، طراحي حيوانات (طرح‌هاي كوثر احمدي، با گفتاري تحليلي در باب مفاهيم و تعاريف طرح در هنرها)، الف‌با (تحليل فلسفي 50 طرح از علي‌اكبر صادقي‌، نقاش)، مويه كن سرزمين محبوب (ترجمه با همكاري فريدون سالك) و پيش‌گفتار كوچه‌هاي كوتاه (مجموعه‌ي قصه‌هاي كوتاه گروهي از شاگردان نادر ابراهيمي ـ دانش‌پژوهان نخستين دوره‌ي آموزشي ساختار و مباني ادبيات داستاني، با پيش‌گفتاري از نادر ابراهيمي).

نمايش‌نامه‌ها
اجازه هست آقاي برشت؟، وسعت معناي انتظار (سه قصه‌ي نمايشي)، يك قصه‌ي معمولي و قديمي در باب جنايت.

فيلم‌نامه‌ها
صداي صحرا، آخرين عادل غرب.

‌ فهرست آثار نادر ابراهيمي براي كودكان و نوجوانان
كلاغ‌ها (جايزه‌ي اول فستيوال كتاب‌هاي كودكان توكيوي ژاپن، جايزه‌ي اول - سيب طلايي - براتيسلاوا، جايزه‌ي اول تعليم و تربيت از يونسكو)، سنجاب‌ها، دور از خانه (كتاب برگزيده‌ي شوراي كتاب كودك)، قصه‌ي گل‌هاي قالي، پهلوان پهلوانان؛ پورياي ولي (جايزه‌ي بزرگ جشنواره‌ي كتاب كودك كنكور نوما، ژاپن)، باران - آفتاب و قصه‌ي كاشي، بزي كه گم شد، من راه خانه‌ام را گم كرده‌ام، سفرهاي دورودراز هامي و كامي در وطن، پدر چرا توي خانه مانده است (از مجموعه‌ي قصه‌هاي انقلاب براي كودكان)، جاي او خالي (همان)، نيروي هوايي (همان)، سحرگاهان همافرها اعدام مي‌شوند (همان)، برادرت را صدا كن (همان)، برادر من مجاهد (همان)، برادر من فدايي (همان)، جنگ بزرگ از مدرسه‌ي اميريان (همان)، نامه‌ي فاطمه (همان)، پاسخ‌ نامه‌ي فاطمه (همان)، مامان! من چرا بزرگ نمي‌شوم (از مجموعه‌ي قصه‌هاي ريحانه خانم)، روزي كه فريادم را همسايه‌ها شنيدند (همان)، آدم وقتي حرف مي‌زند چه شكلي مي‌شود (همان)، درخت قصه ـ قمري‌هاي قصه (جايزه‌ي كتاب برگزيده ازسوي هيأت داوران بزرگ‌سال كانون پرورش فكري كودكان و نوجوانان، جايزه‌ي كتاب برگزيده ازسوي هيأت داوران خردسال، ترجمه‌شده به زبان روسي در تركمنستان)، عبدالرزاق پهلوان، آن‌كه خيال بافت و آن‌كه عمل كرد، حكايت كاسه‌ي آب خنك (از مجموعه‌ي نوسازي حكايت‌هاي خوب قديم براي كودكان) حكايت دو درخت خرما (همان)، آن شب كه تا سحر (همان)، قلب كوچكم را به چه كسي هديه بدهم؟ (ديپلم افتخار نخستين نمايشگاه تصويرگران كتاب كودك)، مثل پولاد باش پسرم؛ مثل پولاد (از مجموعه‌ي ايران را عزيز بداريم)، داستان سنگ و فلز و‌ آهن (همان)، با من آشنا شد (همان)، با من دوست شو (همان)، هستم اگر مي‌روم؛ گر نروم نيستم (همان)، راستي اگر نبودم (همان)، كمياب و قيمتي اما ... (همان)، مدرسه‌ي بزرگ‌تري هم وجود دارد (همان)، گل‌آباد ديروز؛ گل‌آباد امروز (همان)، گل‌آباد امروز؛ گل‌آباد فردا (همان)، فرهنگ فرآورده‌هاي فلزي ايران (همان)، هفت آموزگار مهربان (همان)، ما مسلمانان اين آب و خاكيم، قصه‌ي سار و سيب، قصه‌ي موش خودنما و شتر باصفا، با من بخوان تا ياد بگيري، حالا ديگر مي‌خواهم فكر كنم، قصه‌ي قاليچه‌هاي شيري، همه‌ي گربه‌هاي من (1 و2)، ديدار با آرزو، از پنجره نگاه كن (ترجمه با همكاري احمد منصوري)، دوست؛ كسي است كه آدم را دوست دارد (همان)، آدم آهني (همان).

فعاليت‌هاي سينمايي نادر ابراهيمي
نويسندگي و كارگرداني فيلم سنمايي صداي صحرا، تهيه‌شده در سينماتئاتر ركس، نويسندگي و كارگرداني فيلم مستند علم‌كوه و تخت سليمان، نويسندگي و كارگرداني فيلم مستند گل‌هاي وحشي ايران؛ قسمت اول: آذربايجان ـ گل‌هاي خردادي ـ تهيه‌شده در تلويزيون، نويسندگي و كارگرداني فيلم داستاني پدر در كوهستان (يا: ما از راه ديگري مي‌رويم) ـ تهيه‌شده در كانون پرورش فكري كودكان و نوجوانان، نويسندگي و كارگرداني مجموعه‌ي تلويزيوني 36ساعته‌ي آتش بدون دود، تهيه‌شده در تلويزيون، نويسندگي و كارگرداني 50 ساعت از مجموعه‌ي تربيتي آموزشي سفرهاي دور و دراز هامي و كامي در وطن ـ تهيه‌شده در تلويزيون، تدريس فيلم‌نامه‌نويسي و كارگرداني و تحليل فيلم در دفتر تبليغات اسلامي حوزه‌ي علميه‌ي قم، تدريس فيلم‌نامه‌نويسي و اصول كارگرداني و تحليل فيلم در دفتر فيلم‌سازي سپاه پاسداران، تدريس فيلم‌نامه‌نويسي و اصول داستان‌نويسي در دانشكده‌ي صداوسيما، تدريس اصول داستان‌نويسي و تحليل فيلم در دانشگاه هنر، نويسندگي و مشاورت كارگرداني مجموعه‌ي كوتاه تلويزيوني هفته‌ي دولت، نويسندگي و مشاوره‌ي كارگرداني و تدوين مجموعه‌ي 13 قسمتي جمعه‌ي خونين مكه، نويسندگي و كارگرداني و تدوين فيلم 61 دقيقه‌يي شركت نفت در سخت‌ترين سال‌ها، نويسندگي و كارگرداني و تدوين يك مجموعه‌ي تلويزيوني به‌نام اسناد كهنه، تاريخ نو، نويسندگي و كارگرداني فيلم مستند ”صحراي دوگانه”، گفتار متن فيلم‌هاي مستند ”ارگ بم”، ”گلاب قمصر”، پ مثل پليكان، بخشي از مغول‌ها، ‌تپه‌هاي قيطريه، آن‌كه خيال بافت و آن‌كه عمل كرد و كايت، نويسندگي و كارگرداني فيلم سينمايي روزي كه هوا ايستاد، نويسندگي فيلم‌نامه‌ي فيلم سينمايي دست شيطان، و دو فيلم‌نامه‌ي چاپ‌شده: صداي صحرا و آخرين عادل غرب.

سرود‌هاي نادر ابراهيمي
اي وطن (شعر و آهنگ) در مجموعه‌ي تلويزيوني سفرهاي دور و دراز هامي و كامي، سفر براي وطن (شعر و آهنگ)، در مجموعه‌ي تلويزيوني سفرهاي دور و دراز هامي و كامي، هجرت (شعر) در نمايش‌نامه‌ي سنجاب‌ها ـ اثر نويسنده، و دنبال دل (شعر و آهنگ) در نمايش‌نامه‌ي سنجاب‌ها ـ اثر نويسنده.» 

 منبع: hamshahrionline.ir 
تصویر
ارسال پست

بازگشت به “شعر و ادبيات”