شما کامل کنيد

در اين بخش مي‌توانيد در مورد کليه موضوعات فرهنگي و ادبي به بحث و تبادل نظر بپردازيد

مدیر انجمن: شوراي نظارت

ارسال پست
Rookie Poster
Rookie Poster
پست: 28
تاریخ عضویت: سه‌شنبه ۳۰ بهمن ۱۳۸۶, ۴:۵۵ ب.ظ

شما کامل کنيد

پست توسط farrokheftekhar »

[size=12]مرد درمانده و خدا

مردی فرزند بیماری داشت.مرد تمام دار و ندار خود را خرج درمان فرزندش کرد در آخر پزشکان به او گفتند بیمار باید عمل شود اما برای عمل هزینه گزافی لازم بود.
مرد کارمند ساده اداره دارایی بود که جز حقوق ماهیانه خود منبع درآمد دیگری نداشت،از هر کس قرض خواست با بهانه یا عذری خواسته اش را رد کردو خداوند هر بار بر درخواستهای او از دیگران نظاره میکرد و به او میگفت :من هستم،آیا مرا نمی بینی؟چرا خواسته ات را از من نمی خواهی؟ اما مرد نه میدید و نه میدانست.
به رشوه گیری روی آورد و حق را ناحق و ناحق را حق نوشت،باز هم خداوند به او گفت آیا مرا نمی بینی؟مرا که زشتی کار تو را میبینم.و مرا که تنها کسی هستم که می توانم مشکل تو را حل کنم. اما افسوس که مرد نه میدید و نه می شنید..............................................................................
ادامه داستان با شما آنچه که می اندیشید و یا دوست دارید آن شود را بنویسید شاید ما و دیگران بهتر بدانیم در هنگام خوشی و نا خوشی چگونه بهتر عمل کنیم.

منتظر نوشته های زیبایتان هستم.
 
Captain I
Captain I
نمایه کاربر
پست: 674
تاریخ عضویت: چهارشنبه ۲۸ شهریور ۱۳۸۶, ۹:۳۳ ق.ظ
محل اقامت: جايگاهم آسمان است...
سپاس‌های ارسالی: 6 بار
سپاس‌های دریافتی: 104 بار
تماس:

پست توسط atropak »

من از بچگي انشام بد بود :grin:
 [External Link Removed for Guests] 
ارسال پست

بازگشت به “شعر و ادبيات”