طنز، لطيفه و SMSهاي زيبا

در اين بخش مي‌توانيد در مورد کليه موضوعات فرهنگي و ادبي به بحث و تبادل نظر بپردازيد

مدیر انجمن: شوراي نظارت

ارسال پست
Captain
Captain
نمایه کاربر
پست: 1249
تاریخ عضویت: شنبه 11 شهریور 1385, 7:40 pm
سپاس‌های ارسالی: 1041 بار
سپاس‌های دریافتی: 1699 بار

پست توسط Achilles »

غضنفر پلیس راهنمایی و رانندگی شده بود. یک روز جلوی یک راننده متخلف رو گرفت و بهش گفت: گواهینامه تو بده. یارو که گواهینامه نداشت به عنوان رشوه یک اسکناس هزارتومنی درآورد و داد به غضنفر، غضنفر نگاهی به عکس آیت الله خمینی روی اسکناس انداخت و گفت: آقای خمینی! ببخشید قیافه شما رو بجا نیاوردم، شما بفرمائید.
Major I
Major I
نمایه کاربر
پست: 286
تاریخ عضویت: یک‌شنبه 21 آبان 1385, 10:43 pm
سپاس‌های ارسالی: 25 بار
سپاس‌های دریافتی: 14 بار

پست توسط taktaz »

يارو تصادف ميکنه مياد پاين ميگه هيچکس زر نزنه گوه نخوره جز جناب سروان.

به بچه ميگن اين کدوم حيونه که به ما گوشت , شير, ماست, کفش, لباس ميده؟ ميگه بابام.
هر چه بالاتر ميروي , در نظر آنان که پرواز نميدانند کوچکتر به نظر ميرسي (آندره ژيد)
Old Moderator
Old Moderator
نمایه کاربر
پست: 1468
تاریخ عضویت: شنبه 6 اسفند 1384, 9:30 pm
محل اقامت: تهران. شهرک اکباتان
سپاس‌های ارسالی: 4 بار
سپاس‌های دریافتی: 186 بار

پست توسط ARMIN »

در يك نظر سنجي از مردم دنيا سوالي پرسيده شد و نتيجه جالبي به دست آمد از اين قرار سوال : نظر خودتون رو راجع به راه حل كمبود غذا در ساير كشورها صادقانه بيان كنيد؟ و كسي جوابي نداد... چون در آفريقا كسي نمي دانست غذا يعني چه؟ در آسيا كسي نمي دانست نظر يعني چه؟ در اروپاي شرقي كسي نمي دانست صادقانه يعني چه؟ در اروپاي غربي كسي نمي دانست كمبود يعني چه؟ در آمريكا كسي نمي دانست ساير كشورها يعني چه؟؟؟؟
Don't play games with the ones who love you
Rookie Poster
Rookie Poster
نمایه کاربر
پست: 27
تاریخ عضویت: چهارشنبه 24 آبان 1385, 2:16 am
محل اقامت: خوزستان.ايذه
تماس:

پست توسط majid_delbaz »

سلام من مدتي هست از سايت به خوبي استفاده مي کنم وزياد وقته همکاري را نداشتم حالا از فرصت استفاده مي کنم حالا مي خوام براتون يه عالمه جک براتون بفرستم اگه تکراري نباشه
:D

---------------------------
ترکه ماه رمضون میره خونه دوستش می خوابه دوستش بهش میگه سحر صدات کنم؟؟ ترکه می گه نه همون غضنفر صدام کنی بهتره!!

-------------------------
به ترکه میگن چی شد ترک شدی؟؟
میگه ایلده خر هار گازم گرفت!!


ARMIN : سه پست متوالي شما ادغام شدو طبق قوانين ارسال پست هاي متوالي مجاز نمي باشد.
هميشه دوست داشتم ابر باشم.چون ابر انقدر شهامت داره که هر وقت دلش ميگيره جلوي همه گريه کنه
Rookie Poster
Rookie Poster
نمایه کاربر
پست: 27
تاریخ عضویت: چهارشنبه 24 آبان 1385, 2:16 am
محل اقامت: خوزستان.ايذه
تماس:

پست توسط majid_delbaz »

[b]مجيد کلاه کج هستم از خوزستان شهزستان ایذه لطفا نظر بدين
[External Link Removed for Guests]
Rookie Poster
Rookie Poster
نمایه کاربر
پست: 27
تاریخ عضویت: چهارشنبه 24 آبان 1385, 2:16 am
محل اقامت: خوزستان.ايذه
تماس:

پست توسط majid_delbaz »

يه تركه گفتن: با وطنم جمله بساز. تركه گفت: ديروز رفتم حمام و تنم را شستم! به تركه گفتند: منظورمون ( ط ) دسته دار بود. تركه گفت: اتفاقا با تي دسته دار تنمو شستم

-------------------------

مامانه به بچش ميگه كه عزيزم و قتي خاله اومد قشنگ ميري جلو سلام ميكني ميبوسيش بچهه ميزنه زيره گريه ميگه نه مامان من خاله رو بوس نميكنم! مامانه ميگه ا چرا عزيزم؟ بچهه ميگه آخه ديروز كه بابا ميخواست بوسش كنه زد تو صورتش

--------------------------
از سایت آوای آزاد: اگر شوهر آدم برنامه نويس باشد...
شوهر: سلام،من Log in کردم.
زن: لباسی رو که صبح بهت گفتم خريدی؟
شوهر: Bad command or File name.
زن: ولی من صبح بهت تاکيد کرده بودم
شوهر: Syntax Error, Abort, Retry, Cancel.
زن: خوب حقوقتو چيکار کردی؟
شوهر: File in Use, Read only, Try after some Time.
زن: پس حداقل کارت عابر بانکتو بده به من.
شوهر: Sharing Violation, Access Denied.
زن: می دونی، ازدواج با تو واقعا يک تصميم اشتباه بود.
شوهر: Data Type Mismatch.
زن: تو يک موجود بدرد نخور هستی.
شوهر: By Default.
زن: پس حداقل بيا بريم بيرون يه چيزی بخوريم.
شوهر: Hard Disk Full.
زن: ببينم ميتونی بگی نقش من تو زندگی تو چيه؟
شوهر: Unknown Virus Detected.
زن: خب مادرم چی؟
شوهر: Unrecoverable Error.
زن: و رابطه تو با رئيست؟
شوهر: The only User with Write Permission.
زن: تو اصلا منو بيشتر دوست داری يا کامپيوترتو؟
شوهر: Too Many Parameters.
زن: خوب پس منم ميرم خونه بابام.
شوهر: Program Performed Illegal Operation, It will be Closed.
زن: خوب گوشاتو بازکن، من ديگه بر نميگردم!
شوهر: Close all Programs and Logout for another User.
زن: می دونی، صحبت کردن باتو فايده نداره، من رفتم.
شوهر: Its now Safe to Turn off your Computer

---------------------
اصفهانيه به بچش ميگه برو دو تا نون از خونه همسايه بگير . بچه ميره و برميگرده ميگه نون ندادند.باباهه ميگه : چه همسايه خسيس هست برو از تو يخچال خودمون بيار

------------------------
يه نفر صبح میره در مغازش.. کرکره رو بالا میکشه و میگه: بسم الله رحمن رحیم.... میره تو. میبینه همه مغازه رو خالی کردن.. میاد بیرون کرکره رو می کشه پایین و میگه : صدق الله العلی العظیم

---------------------------
یه ترکه میره در مسابقات رالی شرکت میکنه.... توی راه مسافر سوار میکنه


-----------------------
یه برره ای عينک دودی ميزنه ميره از خونه بيرون بعد پسرشو ميبينه ميزنه تو گوشش . پسره ميگه بابا چرا ميزنی ؟ ميگه تو اين وقت شب بيرون چی کار ميکنی ؟ پسره ميگه بابا شب نيست عينکتو بردار. عينکشو بر ميداره دوباره ميزنه زير گوش پسره . پسرش ميپرسه بابا واسه چی ميزنی ؟ ميگه تو از ديشب تا حالا اينجا چه کار میکردی ؟

-------------------------------

میدونی شباهت لر با لامپ چیه؟
.
.
.
دور هر دو پشه جمع میشه.

--------------------------------------
یارو ترکه چربی داشته میره دکتر، دکتره میگه روزی 4 کیلومتر بدو.
بعد یه هفته ترکه زنگ میزنه به دکتره میگه : دکتر رسیدم لب مرز هالا چی کار کنم؟!!!

------------------------------------------
يه بچه‌هه سر ميز صبحونه، هي داشته با تعجب به پدربزرگ پير و پولدار و خسيسش نگاه مي‌كرده! يه كم كه ميگذره بابابزرگه خسته مي‌شه و مي‌گه: چي شده نوه‌ي عزيزم؟ چرا به من زل زدي؟

بچه‌هه مي‌گه: بابا بزرگييييي، دارم مي‌گردم ببينم برچسب تاريخ و قيمتت رو كجا زدن!
بابابزرگه گيج مي‌زنه و مي‌گه: عزيزم متوجه نشدم، برچسب قيمت و تاريخ چيه ديگه؟

بچه‌هه مي‌گه: آخه بابايي ديشب به ماماني مي‌گفت كه هر وقت تاريخ مصرف اين پيري تموم بشه، انشاالله پرايدمونو با بي ام و عوض مي‌كنيم!

------------------------------------
منتظر مامور سرشماری نباش تو رو آخر پاییز میشمرن.

-------------------------------

رشت زلزله مياد، رشتيه ميره بالاي سر جنازه زنش وميگه فقط ديوار روت نخوابيده بود كه اونم خوابيد!!!!

-------------------------------

يه اصفهانيه رو به جرم قتل زن و مادر زنش داشتن محاكمه مي‌كردن!

قاضي بهش مي‌گه: شما مظنون به قتل همسرتون توسط ضربات چكش هستيد! يهو يكي از افراد بسيار عزيز و محترم جامعه از پشت دادگاه داد مي‌زنه: اي كثافت بي شرف!

دوباره قاضي مي‌گه: در ضمن شما مظنون به قتل مادر زن جانتان با ضربات چكش هم هستيد!
دوباره اون فرد محترم مي‌گه: اي بچه فلانه كثيف خارفلان مادربهمان!
قاضيه اين دفعه ديگه عصباني مي‌شه و مي‌گه: آقاي فرد محترم جامعه، مي‌دونم كه به خاطر اين بي رحمي و جنايت چقدر از اين آقا بدتون مياد، اما اگه يك بار ديگه از اين حرفاي ركيك بزنين ناچار مي‌شم كه از دادگاه اخراجتون كنم!

فرد محترم مي‌گه: مساله اين نيست كه ازش بدم مياد، مشكل اينه كه من 15 ساله‌ كه همسايه‌ي اينام و در طي اين 15 سال هر وقت خواستم ازش چكش قرض بگيرم گفته كه ما چكش نداريم!

------------------------------------

لره از دهشون اومده بوده تهران رانندگي ياد بگيره،
جلسة اول از معلمش مي پرسه:
اين چراغ رنگيه چيه؟!
يارو مياد سركارش بگذاره،
ميگه: اين چراغ راهنماييه؛
وقتي سبزه يعني اهل تهران برن،
وقتي زرده شهرستاني‌ها و قرمز هم مال لراست!
خلاصه اين جريان ميگذره و لره هم امتحان ميده و قبول ميشه،
روز اول ميشينه پشت ماشين و ميرسه به چراغ قرمز و خوب طبعاً رد ميكنه.
افسره داد ميزنه: راننده پيكان، بزن كنار!
لره سرشو از پنجره مياره بيرون، داد ميزنه: لـُــرُم... مـــا لـُـــرُم!!
افسره يك نگاه ميندازه، ميگه: باشه بابا...برو...برو


ARMIN : پست هاي متوالي شما ادغام شد. ارسال پست هاي متوالي خلاف قوانين سايت است.
هميشه دوست داشتم ابر باشم.چون ابر انقدر شهامت داره که هر وقت دلش ميگيره جلوي همه گريه کنه
Commander
Commander
پست: 3324
تاریخ عضویت: چهارشنبه 3 اسفند 1384, 2:15 am
سپاس‌های ارسالی: 941 بار
سپاس‌های دریافتی: 1474 بار
تماس:

پست توسط Mohsen1001 »

majid kolahkaj,
دوست عزيز لطفا از جک هاي مناسب استفاده نماييد وگرنه پاک خواهند شد ( مثل دوتا از همينا که ارسال کرده بوديد)

براي معرفي خودتون هم ميتونيد از تاپيک مشخصات کاربران انجمن استفاده نماييد. :D
با تشکر:razz:
Old Moderator
Old Moderator
نمایه کاربر
پست: 1468
تاریخ عضویت: شنبه 6 اسفند 1384, 9:30 pm
محل اقامت: تهران. شهرک اکباتان
سپاس‌های ارسالی: 4 بار
سپاس‌های دریافتی: 186 بار

پست توسط ARMIN »

سلام
majid kolahkaj, ضمن عرض خوش آمد. پست هاي متوالي شما خارج از قوانين سايت است. لطفا رعايت کنيد .
در ضمن همانطور که آقا محسن هم گفتند لطفا از فرستادن لطيفه و sms هاي خارج از شان سايت خور داري نماييد.
همچنين لطيفه هاي تکراري نيز پاک شدند. شما بعد از پست آقا محسن 16 پست زده بوديد که بعداز ادغام به پست هاي شما ضميمه شد.
اميدوارم از پست هاي بعدي قوانين را رعايت کنيد.
با تشکر.
Don't play games with the ones who love you
Old Moderator
Old Moderator
نمایه کاربر
پست: 1468
تاریخ عضویت: شنبه 6 اسفند 1384, 9:30 pm
محل اقامت: تهران. شهرک اکباتان
سپاس‌های ارسالی: 4 بار
سپاس‌های دریافتی: 186 بار

پست توسط ARMIN »

دانشجوي ايران: عاشق تخم مرغ است! سركلاس عمومي چرت مي زند و سر كلاس اختصاصي جزوه مي نويسد! سياسي نيست ولي سياسي ها را دوست دارد. معمولا ليگ تمام كشورهاي بالا را دنبال مي كند! عاشق عبارت « خسته نباشيد» است، البته نيم ساعت مانده به آخر كلاس! هر روز دوپرس از غذاي دانشگاه را مي خورد و هر روز به غذاي دانشگاه بد و بيراه مي گويد! او سه سوته عاشق مي شود! اگر با اولي ازدواج كرد كه كرد، و الا سيكل عاشق شدن و فارغ شدن او بارها تكرار مي شود
Don't play games with the ones who love you
Rookie Poster
Rookie Poster
نمایه کاربر
پست: 27
تاریخ عضویت: چهارشنبه 24 آبان 1385, 2:16 am
محل اقامت: خوزستان.ايذه
تماس:

پست توسط majid_delbaz »

سلام به بچه هايه گروه انمن من عضو خواهي مي كنم اگر قوانين سايت را رعايت نكردم :-x
هميشه دوست داشتم ابر باشم.چون ابر انقدر شهامت داره که هر وقت دلش ميگيره جلوي همه گريه کنه
Rookie Poster
Rookie Poster
نمایه کاربر
پست: 27
تاریخ عضویت: چهارشنبه 24 آبان 1385, 2:16 am
محل اقامت: خوزستان.ايذه
تماس:

پست توسط majid_delbaz »

ترکه رفته بود زیارت امام رضا . بعد از زیارت دستش را برای احترام روی سینه اش گذاشت و عقب عقب آمد بیرون. یه دفعه دید که خورده به یه چیزی . نیگاه کرد ، دید که یه تابلو است و روش نوشته: تبریز 5 کیلومتر!

----------------------------

پليس به تركه: اينجا ماهي‌گيري قدغنه!!! تركه: ولي اينجا تابلو نزدين!!! پليس: نزديم كه نزديم، زود باش از بالاي اون آكواريوم بيا پايين!!!!

---------------------------

يکي رو مي خواستند اعدام کنند ازش مي پرسند اقا اخره عمرته حرفي چيزي نداري طرف ميگه نه شروع مي کنند مي بندنش به جرثقيل وقتي مي برنش بالا دست و پا مي زنه به اينکه حرف دارم ميارنش پايين ازش مي پرسند چي شده بابا تو که گفتي حرف نداري برگشت به دوستش گفت محسن خونتون از اينجا معلومه!!!!

----------------------------

ترکه آشغال ميره تو چشماش سره ساعت 9 ميشينه دم در

---------------------------

ARMIN: چهار پست متوالي شما ادغام شد.
هميشه دوست داشتم ابر باشم.چون ابر انقدر شهامت داره که هر وقت دلش ميگيره جلوي همه گريه کنه
Administrator
Administrator
نمایه کاربر
پست: 15887
تاریخ عضویت: جمعه 7 بهمن 1384, 7:51 pm
سپاس‌های ارسالی: 72642 بار
سپاس‌های دریافتی: 31670 بار
تماس:

پست توسط Mahdi1944 »

majid kolahkaj جان
ازسال پست‌هاي متوالي با فاصله کمتر از 2 ساعت مجاز نيست، مگر در موارد خاصي که مستقيما اجازه‌ي اون داده بشه
لطفا در آينده تمام پست‌ها رو در قالب يک پست ارسال کنيد
موفق باشيد
زندگي صحنه يکتاي هنرمندي ماست هرکسي نغمه خود خواند و از صحنه رود
صحنه پيوسته به جاست خرم آن نغمه که مردم بسپارند به ياد


[External Link Removed for Guests] | [External Link Removed for Guests] | مجله الکترونيکي سنترال کلابز

[External Link Removed for Guests] | [External Link Removed for Guests] | [External Link Removed for Guests]

لطفا سوالات فني را فقط در خود انجمن مطرح بفرماييد، به اين سوالات در PM پاسخ داده نخواهد شد
ارسال پست

بازگشت به “شعر و ادبيات”