طنز، لطيفه و SMSهاي زيبا

در اين بخش مي‌توانيد در مورد کليه موضوعات فرهنگي و ادبي به بحث و تبادل نظر بپردازيد

مدیر انجمن: شوراي نظارت

ارسال پست
Administrator
Administrator
نمایه کاربر
پست: 15887
تاریخ عضویت: جمعه 7 بهمن 1384, 7:51 pm
سپاس‌های ارسالی: 72642 بار
سپاس‌های دریافتی: 31670 بار
تماس:

پست توسط Mahdi1944 »

solitaryman جان
شما به صورت فايل txt انتقال ميديد؟
فقط کافيه فايل مورد نظر رو باز کنيد و زمان ذخيره کردن مجدد، اينکودينگ رو UTF-8 انتخاب کنيد (زمان SaveAs)
زندگي صحنه يکتاي هنرمندي ماست هرکسي نغمه خود خواند و از صحنه رود
صحنه پيوسته به جاست خرم آن نغمه که مردم بسپارند به ياد


[External Link Removed for Guests] | [External Link Removed for Guests] | مجله الکترونيکي سنترال کلابز

[External Link Removed for Guests] | [External Link Removed for Guests] | [External Link Removed for Guests]

لطفا سوالات فني را فقط در خود انجمن مطرح بفرماييد، به اين سوالات در PM پاسخ داده نخواهد شد
Captain II
Captain II
نمایه کاربر
پست: 330
تاریخ عضویت: شنبه 27 مرداد 1386, 6:25 pm
سپاس‌های ارسالی: 3 بار
سپاس‌های دریافتی: 37 بار

پست توسط limo_torosh »

وقتي كسي ناراحتت مي‌كنه 42 تا ماهيچه استفاده ميشه تا اخم كني، اما فقط 4 تا ماهيچه لازمه تا دستت رو دراز كني و بزني پس كله‌اش

به يارو مي گن بيا اينجا به انگليسي چي مي شه ؟ ميگه : کام هير. ميگن حالا برو اونجا به انگليسي چي ميشه ؟ ميگه: ميرم اونجا ميگم کام هير. . . !!!!

ميدونی چطوری ميشه يه خنگ رو گذاشت سر کار؟ ( پايين رو بخون )















ميدونی چطوری ميشه يه خنگ رو سر کار نگه داشت؟ ( بالا رو بخون )



چمنتیم یه وقت خر نشی مارو بخوری ...!!!!
Captain II
Captain II
نمایه کاربر
پست: 330
تاریخ عضویت: شنبه 27 مرداد 1386, 6:25 pm
سپاس‌های ارسالی: 3 بار
سپاس‌های دریافتی: 37 بار

پست توسط limo_torosh »

اگر از من بپرسند بهترین ، زیباترین ، شجاع ترین ، محبوب ترین و عاقل ترین آدم کیه ؟ انگشتمو به سمت تو دراز می کنم و میگم : این نمیتونه باشه !

:???: :???: :???: :???: :???:
پاتو از زندگیم بکش بیرون ... جورابات بو میدن !
:::P :::P :::P :::P :::P
توجه *** توجه

آیا می دانید 3 نفر اول کنکور گروههای ریاضی ، تجربی و انسانی از سس مایونز مهرام استفاده می کردند !

:-O :-O :-O :-O :-O
يه مرد احمق به يه زن ميگه ساکت باش اما يک مرد دانا به يه زن ميگه نمي دوني وقتي لبهات بسته اند چقدر خوشکل ميشي
::ns ::ns ::ns ::ns ::ns
من سر راه تو دامی از عشق پهن کردم
ولی تو به سرعت از کنار آن رد شدی و گفتی MIG MIG
Captain II
Captain II
نمایه کاربر
پست: 330
تاریخ عضویت: شنبه 27 مرداد 1386, 6:25 pm
سپاس‌های ارسالی: 3 بار
سپاس‌های دریافتی: 37 بار

پست توسط limo_torosh »

-----*-----
می دونی این چیه؟
.
این تویی که تنها ستاره آسمون دل منی.
.
پایین تر نرو
.
.
.
********************
وای! اینا کجا بودن؟!
---------------------------------------------------------------------------------------------
برو پایین خیلی باحاله
.
.
.
.
.
.
باحال باحال باحال باحال باحال باحال
باحال باحال باحال باحال باحال باحال
باحال باحال باحال باحال باحال باحال
باحال باحال باحال باحال باحال باحال
---------------------------------------------------------------------------------------------
طوجه طوجه: عاموظش زبان فارصى در كمطر عز یک ماح 100% تزمينى
---------------------------------------------------------------------------------------------
SMS ورزشی:
برو پایین
.
.
.
.
برو بالا
---------------------------------------------------------------------------------------------
(SMS های بنزینِی!): تو برام اونقدر با ارزشی که حاضرم لیتر لیتر بنزیِنم رو به پات بریزم و آتیشش بزنم!
---------------------------------------------------------------------------------------------
در پی سهمِیه بندی شدن بنزیِن قیمت الاغ به شدت افزایش یافت... برو خوشحال باش قیمتت رفته بالا...!
---------------------------------------------------------------------------------------------
مردا دوست دارن همسر آينده شون :
مثل اسب نجيب، مثل سگ با وفا، مثل طاووس زيبا، مثل گربه ملوس، مثل گوسفند مطيع باشند.
اغلب هم به آرزوشون ميرسن، زني گيرشون مياد که:
مثل اسب جفتک مي زنه، مثل سگ پاچه مي گيره، مثل طاووس از دماغ فيل افتاده، مثل گربه چنگ مي زنه، مثل گوسفند نفهمه!
Captain II
Captain II
نمایه کاربر
پست: 330
تاریخ عضویت: شنبه 27 مرداد 1386, 6:25 pm
سپاس‌های ارسالی: 3 بار
سپاس‌های دریافتی: 37 بار

پست توسط limo_torosh »

صورت ماهت، چشماي نازت، طرز نگاهت، منو ياد گداي سر كوچمون مي ندازه!
---------------------------------------------------------------------------------------------
تو رو به قيمت جون، به همين يه لقمه نون، تو رو به ماه آسمون، به عاشقاي بي نشون تو رو به حرمت چشات، به همه مقدسات، تو رو به خود خدا، به هق هق شبونه هات قسمت مي دم...
جوراباتو بشور خفمون کردي!
---------------------------------------------------------------------------------------------
در ماهي تابه عشقت سوختم، بي وفا روغن بريز!
Captain II
Captain II
نمایه کاربر
پست: 330
تاریخ عضویت: شنبه 27 مرداد 1386, 6:25 pm
سپاس‌های ارسالی: 3 بار
سپاس‌های دریافتی: 37 بار

:::...لطيفه...:::

پست توسط limo_torosh »

  نکته و نتیجه اخلاقی ! 


درس اول :

يه روز مسوول فروش ، منشی دفتر ، و مدير شرکت برای ناهار به سمت سلف قدم می زدند…

يهو يه چراغ جادو روی زمين پيدا می کنن و روی اون رو مالش ميدن و جن چراغ ظاهر ميشه…

جن ميگه: من برای هر کدوم از شما يک آرزو برآورده می کنم…

منشی می پره جلو و ميگه: اول من ، اول من!

من می خوام که توی باهاماس باشم ، سوار يه قايق بادبانی شيک باشم و هيچ نگرانی و غمی از دنيا نداشته باشم !

پوووف! منشی ناپديد ميشه ...

! بعد مسوول فروش می پره جلو و ميگه: حالا من ، حالا من

من می خوام توی هاوايی کنار ساحل لم بدم ، يه ماساژور شخصی و يه منبع بی انتهای نوشیدنی ! داشته باشم و تمام عمرم حال کنم ...

پوووف! مسوول فروش هم ناپديد ميشه…

بعد جن به مدير ميگه: حالا نوبت توئه…

مدير ميگه: من می خوام که اون دو تا هر دوشون بعد از ناهار توی شرکت باشن !!!

نتيجه : اخلاقی اينکه هميشه اجازه بده که رئيست اول صحبت کنه !



درس دوم :

يه روز يه کشيش به يه راهبه پيشنهاد می کنه که با ماشين برسوندش به مقصدش…

راهبه سوار ميشه و راه ميفتن…

چند دقيقه بعد راهبه پاهاش رو روی هم میندازه و کشيش زير چشمی يه نگاهی به پای راهبه ميندازه…

راهبه ميگه: پدر روحانی ، روايت مقدس ۱۲۹ رو به خاطر بيار… !

کشيش قرمز ميشه و به جاده خيره ميشه...

چند دقيقه بعد بازم شيطون وارد عمل ميشه و کشيش موقع عوض کردن دنده ، بازوش رو با پای راهبه تماس ميده…!

راهبه باز ميگه: پدر روحانی! روايت مقدس ۱۲۹ رو به خاطر بيار!!!

کشيش زير لب يه فحش ميده و بيخيال ميشه و راهبه رو به مقصدش می رسونه…

بعد از اينکه کشيش به کليسا بر می گرده سريع ميدوه و از توی کتاب روايت مقدس ۱۲۹ رو پيدا می کنه و می بينه که نوشته: به پيش برو و عمل خود را پيگيری کن… کار خود را ادامه بده و بدان که به جلال و شادمانی که می خواهی میرسی !!!

نتيجه اخلاقی اينکه اگه توی شغلت از اطلاعات شغلی خودت کاملا آگاه نباشی، فرصتهای بزرگی رو از دست ميدی!!!





درس سوم :

بلافاصله بعد از اينکه زن پيتر از زير دوش حمام بيرون اومد پيتر وارد حمام شد

همون موقع زنگ در خونه به صدا در اومد

زن پيتر يه حوله دور خودش پيچيد و رفت تا در رو باز کنه…

همسايه شون -رابرت- پشت در ايستاده بود

تا رابرت زن پيتر رو ديد گفت: همين الان ۱۰۰۰ دلار بهت ميدم اگه اون حوله رو بندازی زمين!

بعد از چند لحظه ، زن پيتر حوله رو ميندازه و رابرت چند ثانيه تماشا می کنه و ۱۰۰۰ دلار به زن پيتر ميده و ميره…!

زن دوباره حوله رو دور خودش پيچيد و برگشت

پيتر پرسيد: کی بود زنگ زد؟ زن جواب داد: رابرت همسايه مون بود…

پيتر گفت: خوبه… چيزی در مورد ۱۰۰۰ دلاری که به من بدهکار بود گفت؟!!

نتيجه اخلاقی: اگه شما اطلاعات حساس مشترک با کسی داريد که به اعتبار و آبرو مربوط ميشه ، هميشه بايد در وضعيتی باشيد که بتونيد از اتفاقات قابل اجتناب جلوگيری کنيد !!!



درس چهارم :



من خيلی خوشحال بودم !

من و نامزدم قرار ازدواجمون رو گذاشته بوديم والدينم خيلی کمکم کردند دوستانم خيلی تشويقم کردند و نامزدم هم دختر فوق العاده ای بود…

فقط يه چيز من رو يه کم نگران می کرد و اون هم خواهر نامزدم بود…!

اون دختر باحال ، زيبا و جذابی بود که گاهی اوقات بی پروا با من شوخی های ناجوری می کرد و باعث می شد که من احساس راحتی نداشته باشم…

يه روز خواهر نامزدم با من تماس گرفت و از من خواست که برم خونه شون برای انتخاب مدعوين عروسی !

سوار ماشينم شدم و وقتی رفتم اونجا اون تنها بود و بلافاصله رک و راست به من گفت :

اگه همين الان ۵۰۰ دلار به من بدی بعدش حاضرم با تو …………….!

من شوکه شده بودم و نمی تونستم حرف بزنم…

اون گفت: من ميرم توی اتاق خواب و اگه تو مايل به اين کار هستی بيا پيشم…

وقتی که داشت از پله ها بالا می رفت من بهش خيره شده بودم و بعد از رفتنش چند دقيقه ايستادم و بعد به طرف در ساختمون برگشتم و از خونه خارج شدم…!

يهو با چهره نامزدم و چشمهای اشک آلود پدر نامزدم مواجه شدم!!!

پدر نامزدم من رو در آغوش گرفت و گفت: تو از امتحان ما موفق بيرون اومدی…!

ما خيلی خوشحاليم که چنين دامادی داريم و هيچکس بهتر از تو نمی تونستيم برای دخترمون پيدا کنيم به خانوادهء ما خوش اومدی !!!

نتيجه اخلاقی: هميشه کيف پولتون رو توی داشبورد ماشينتون بذاريد !!!





درس پنجم :

يه شب خانم خونه به خونه بر نميگرده و تا صبح پيداش نميشه!

صبح بر ميگرده خونه و به شوهرش ميگه كه ديشب مجبور شده خونه يكی از دوستهای صميميش (مونث) بمونه...

شوهر بر ميداره به ۲۰ تا از صميمی ترين دوستهای زنش زنگ ميزنه ولی هيچكدومشون حرف خانم خونه رو تاييد نميكنن!

يه شب آقای خونه تا صبح برنميگرده خونه. صبح وقتی مياد به زنش ميگه كه ديشب مجبور شده خونه يكی از دوستهای صميميش (مذكر) بمونه...

خانم خونه بر ميداره به ۲۰ تا از صميمی ترين دوستهای شوهرش زنگ ميزنه : ۱۵ تاشون تاييد ميكنن كه آقا تمام شب رو خونهء اونا مونده! ۵ تای ديگه حتی ميگن كه آقا هنوزم خونه اونا پيش اوناست !!!

نتيجه اخلاقی: يادتون باشه كه مردها دوستهای بهتری هستند !





درس ششم :

چهار تا دوست كه ۳۰ سال بود همديگه رو نديده بودند توی يه مهمونی همديگه رو می بينن و شروع می كنن در مورد زندگی هاشون برای همديگه تعريف كنن...

بعد از مدتی يكی از اونا بلند ميشه ميره دستشويی. سه تای ديگه صحبت رو می كشونن به تعريف از فرزندانشون :
اولی: پسر من باعث افتخار و خوشحالی منه. اون توی يه كار عالی وارد شد و خيلی سريع پيشرفت كرد.

پسرم درس اقتصاد خوند و توی يه شركت بزرگ استخدام شد و پله های ترقی رو سريع بالا رفت و حالا شده معاون رئيس و اونقدر پولدار شده كه حتی برای تولد بهترين دوستش يه مرسدس بنز بهش هديه داد !
دومی: جالبه. پسر من هم مايه افتخار و سرفرازی منه. توی يه شركت هواپيمايی مشغول به كار شد و بعد دوره خلبانی گذروند و سهامدار شركت شد و الان اكثر سهام اون شركت رو تصاحب كرده. پسرم اونقدر پولدار شد كه برای تولد صميمیترين دوستش يه هواپيمای خصوصی بهش هديه داد !!!
سومی: خيلی خوبه. پسر من هم باعث افتخار من شده ...

اون توی بهترين دانشگاههای جهان درس خوند و يه مهندس فوق العاده شد. الان يه شركت ساختمانی بزرگ برای خودش تاسيس كرده و ميليونر شده. پسرم اونقدر وضعش خوبه كه برای تولد بهترين دوستش يه ويلای ۳۰۰۰ متری بهش هديه داد!


هر سه تا دوست داشتند به همديگه تبريك می گفتند كه دوست چهارم برگشت سر ميز و پرسيد اين تبريكات به خاطر چيه؟!

سه تای ديگه گفتند: ما در مورد پسرهامون كه باعث غرور و سربلندی ما شدن صحبت كرديم راستی تو در مورد فرزندت چی داری تعريف كنی؟!
چهارمی گفت: دختر من رقاص کاباره شده و شبها با دوستاش توی يه كلوپ مخصوص كار ميكنه!

سه تای ديگه گفتند: اوه مايه خجالته چه افتضاحی !!!

دوست چهارم گفت: نه! من ازش ناراضی نيستم. اون دختر منه و من دوستش دارم. در ضمن زندگی بدی هم نداره.

اتفاقا همين دو هفته پيش به مناسبت تولدش از سه تا از صميمی ترين دوست پسراش يه مرسدس بنز و يه هواپيمای خصوصی و يه ويلای ۳۰۰۰ متری هديه گرفت !!!

نتيجه اخلاقی: هيچوقت به چيزی كه كاملا در موردش مطمئن نيستی افتخار نكن !!!





درس هفتم :

توی اتاق رختكن كلوپ گلف ، وقتی همه آقايون جمع بودند يهو يه موبايل روی يه نيمكت شروع ميكنه به زنگ زدن.

مردی كه نزديك موبايل نشسته بود دكمه اسپيكر موبايل رو فشار ميده و شروع می كنه به صحبت.

بقيه آقايون هم مشغول گوش كردن به اين مكالمه ميشن ...
مرد: الو؟
صدای زن اونطرف خط: الو سلام عزيزم. تو هنوز توی كلوپ هستی؟
مرد: آره !

زن: من توی فروشگاه بزرگ هستم

اينجا يه كت چرمی خوشگل ديدم كه فقط ۱۰۰۰ دلاره! اشكالی نداره اگه بخرمش؟

مرد : نه. اگه اونقدر دوستش داری اشكالی نداره!
زن: من يه سری هم به نمايشگاه مرسدس بنز زدم و مدلهای جديد ۲۰۰۶ رو ديدم. يكيشون خيلی قشنگ بود قيمتش ۲۶۰۰۰۰ دلار بود !
مرد: باشه. ولی با اين قيمت سعی كن ماشين رو با تمام امكانات جانبی بخری !
زن: عاليه. اوه يه چيز ديگه اون خونه ای رو كه قبلا ميخواستيم بخريم دوباره توی بنگاه گذاشتن برای فروش. ميگن ۹۵۰۰۰۰ دلاره
مرد: خب… برو تا فروخته نشده پولشو بده. ولی سعی كن ۹۰۰۰۰۰ دلار بيشتر ندی !!!
زن: خيلی خوبه. بعدا می بينمت عزيزم. خداحافظ
مرد: خداحافظ
بعدش مرد يه نگاهی به آقايونی كه با حسرت نگاهش ميكردن ميندازه و ميگه: كسی نميدونه كه اين موبايل مال كيه ؟!

نتيجه اخلاقی: هيچوقت موبايلتونو جايی جا نذارين !!!





درس هشتم :

يه زوج ۶۰ ساله به مناسبت سی و پنجمين سالگرد ازدواجشون رفته بودند بيرون كه يه جشن كوچيك دو نفره بگيرن.

وقتی توی پارك زير يه درخت نشسته بودند يهو يه فرشته كوچيك خوشگل جلوشون ظاهر شد و گفت: چون شما هميشه يه زوج فوق العاده بودين و تمام مدت به همديگه وفادار بودين من برای هر كدوم از شما يه دونه آرزو برآورده ميكنم!
زن از خوشحالی پريد بالا و گفت:

! چه عالی! من ميخوام همراه شوهرم به يه سفر دور دنيا بريم

فرشته چوب جادوييش رو تكون داد و پوف! دو تا بليط درجه اول برای بهترين تور مسافرتی دور دنيا توی دستهای زن ظاهر شد !
حالا نوبت شوهر بود كه آرزو كنه .

مرد چند لحظه فكر كرد و گفت:

… اين خيلی رمانتيكه ولی چنين بخت و شانسی فقط يه بار توی زندگی آدم پيش مياد

! بنابراين خيلی متاسفم عزيزم آرزوی من اينه كه يه همسری داشته باشم كه ۳۰ سال از من كوچيكتر باشه
زن و فرشته جا خوردند و خيلی دلخور شدند. ولی آرزو آرزوئه و بايد برآورده بشه.

فرشته چوب جادوييش رو تكون داد و پوف! مرد ۹۰ سالش شد !!!

نتيجه اخلاقی: مردها ممكنه زرنگ و بدجنس باشند ، ولی فرشته ها زن هستند !!!





درس نهم :

: يه مرد ۸۰ ساله ميره برای چك آپ. دكتر ازش در مورد وضعيت فعليش می پرسه و پيرمرد با غرور جواب ميده
هيچوقت به اين خوبی نبودم. تازگيا با يه دختر ۲۵ ساله ازدواج كردم و حالا باردار شده و كم كم داره موقع زايمانش ميرسه

نظرت چيه دكتر؟!
دكتر چند لحظه فكر ميكنه و ميگه: خب بذار يه داستان برات تعريف كنم. من يه نفر رو می شناسم كه شكارچی ماهريه.

اون هيچوقت تابستونا رو برای شكار كردن از دست نميده. يه روز كه می خواسته بره شكار از بس عجله داشته اشتباهی چترش رو به جای تفنگش بر ميداره و ميره توی جنگل!

همينطور كه ميرفته جلو يهو از پشت درختها يه پلنگ وحشی ظاهر ميشه و مياد به طرفش شكارچی چتر رو می گيره به طرف پلنگ و نشونه می گيره و ….. بنگ! پلنگ كشته ميشه و ميفته روی زمين!!!
پيرمرد با حيرت ميگه: اين امكان نداره! حتما يه نفر ديگه پلنگ رو با تير زده!
دكتر يه لبخند ميزنه و ميگه: دقيقا منظور منم همين بود !!!

نتيجه اخلاقی: هيچوقت در مورد چيزی كه مطمئن نيستی نتيجه كار خودته ادعا نداشته نباش !!!
Captain II
Captain II
نمایه کاربر
پست: 330
تاریخ عضویت: شنبه 27 مرداد 1386, 6:25 pm
سپاس‌های ارسالی: 3 بار
سپاس‌های دریافتی: 37 بار

پست توسط limo_torosh »

امریکا اگه لاتی ...........
 تصویر 
Captain II
Captain II
نمایه کاربر
پست: 330
تاریخ عضویت: شنبه 27 مرداد 1386, 6:25 pm
سپاس‌های ارسالی: 3 بار
سپاس‌های دریافتی: 37 بار

پست توسط limo_torosh »

 زن و مرد از ديدگاه علم شيمي  


زن از ديدگاه علم شيمي:



اين عنصر كمتردر طبيعت به صورت آزاد يافت مي شود و بيشتر به صورت يك



تركيب يا ماده اي چون انيدريد تبلور و سولفات خود بيني درمنازل يافت مي گردد







طرز تهيه :



براي تهيه اين عنصر بايد مقداري اكسيد اسكناس ونيترات كاديلاك هشت ظرفيتي



را در يك ويلا مخلوط كرده و پس از مدتي گاز سولفور عشوه متصاعد مي شود.



در نتيجه به صورت رسوب در ته ويلا باقي مي ماند ; البته از زبان چرب و نرم



هم مي توان به صورت كاتاليزور استفاده كرد.





خواص فيزيكي:



از جنس بسيار حساس مي باشد و به سرعت تحت تاثير محيط و احساسات قرار



مي گيرد , اگر مقداري اسيد خشونت و كربنات سوز آور ديگري به نام هوو به



آن اضافه كنيم , فورا ذوب شده و به صورت اشك روان مي گردد و اصلا ميل



تركيب شدن با عنصر مرد را ندارد. اما به محض استفاده از كاتاليزور لبخند



آنچنان با اين عنصر تركيب مي شود كه جدا شدني نيست !







خواص شيميايي :



بعضي از انواع اين عنصر ميل شديدي براي تركيب شدن با نيترات پودر



سولفات دارند كه پس از تركيب شدن با اين مواد نسبتا قابل تحمل مي شوند.



بعضي از انواع اين عنصر با خورده شيشه همراه است و خاصيت شوهر



آزاري شديدي دارند.







مرد از ديدگاه علم شيمي :





اين عنصر اكثر در طبيعت به صورت آزاد و علاف يافت مي شود. ارزان بودن



اين عنصر به درصد فراواني زياد آن بر مي گردد. اين عنصر گاهي به صورت



يك تركيب با ماده اي چون سولفيد حسادت و سولفات روي ( از نوع سنگ پاي



يافت شده در معادن قزوين ) در خيابان يافت مي گردد. اين عنصر به علت واكنش



پذيري زياد همواره بايد زير نظر نگه داري شود.







طرز تهيه :





براي تهيه اين عنصر بايد واكنش هاي شيميايي پيچيده اي را متحمل شد. ابتدا



مقداري اكسيد اسكناس و نيترات زوريم 6 ظرفيتي را در مقداري سنگ پاي



قزوين حل كرده و سپس در مدتي گاز ادعا و سولفور قپي از آن متصاعد مي شود



در نتيجه به صورت رسوب روي ديواره سنگ پا باقي مي ماند,البته از دمپايي



و وردنه هم مي توان به صورت كاتاليزور استفاده كرد.







خواص شيميايي :




بعضي از اين انواع اين عنصر ميل شديدي براي تركيب شدن با نيترات زل و



سولفات روغن كله پاچه دارند. نوعي ديگر از اين عنصر به علت اندكي ته چهره



وآب اكسيژنه پيوند محكمي با خورده شيشه مي دهد و داراي خاصيت موذيگري و



همسر آزاري شديدي هستند كه براي خالص كردن اين عنصر كافي است آن را در



يك سيستم سربسته مثل آشپزخانه قرار داد و با استات قابلمه مخلوط كرد.







نكته كنكوري :




در صورت كمبود امكانات آزمايشگاهي از قبيل دمپايي وردنه مي توان از حرارت



1500 درجه جيغ فرابنفش براي ذوب اين عنصر استفاده كرد كه در اين صورت



رسوب به صورت موش در آمده و داراي قابليت مفتول شدن هم مي باشد. نكته



ديگر اين كه براي اطمينان از كم شدن خورده شيشه و سولفات روي در اين عنصر



مي توان تا 3بار آن را با كابل برق 100 ولت الكتروليز نمود.





نكته 100 درصد كنكوري :



به علت وجود كربنات هوش و اندكي اكس شيطنت در عنصر زن ،عنصر مرد

مجدداٌ به صورت هويج رسوب مي كند و از آن بخار عشق و عاشقي متصاعد



مي شود كه البته به محض يك برخورد مؤثر ديگر به سرعت با آن هم الكترون



شده و قضيه يارو....به صورت2o از آن آزاد مي شود.





  انجمن شيميدان هاي رنج كشيده ؟ !
Captain II
Captain II
نمایه کاربر
پست: 330
تاریخ عضویت: شنبه 27 مرداد 1386, 6:25 pm
سپاس‌های ارسالی: 3 بار
سپاس‌های دریافتی: 37 بار

پست توسط limo_torosh »

زندگی تاس خوب آوردن نیست، تاس بد را خوب بازی کردنه
---------------------------------------------------------------------------------------------
جملات رمانتيک ويژه پيچوندن : - آرزوي من خوشبختي توست، با من باشي يا نباشي فرقي نميکنه!! - خودم هم نمي دونم چيکار ميخوام بکنم.نميخوام تو به آتيش من بسوزي!!! - تو هم خوشگلي،هم باهوشي،هم زرنگي.. .آدمهايي خيلي بهتر از من گيرت مياد!! - ما مدلهاي ذهنيمون با هم فرق ميکنه!! هيچ پروسيجري براي تلفيق اين دو مدل نداريم!! - تاکيد مداوم بر برخي جملات شريعتي:"اگر عشق دوام يابد،به ابتذال ميکشد

---------------------------------------------------------------------------------------------
جیگرم، نفسم، همسرم، همدستم، همپام، همدلم درد می کنه. دکتر خوب سراغ نداری؟
---------------------------------------------------------------------------------------------
زندگي بدون عشق مساويست با...جمعه بدون يانگوم
---------------------------------------------------------------------------------------------
رتبه اول کنکور رو مياره بهش ميگن چه کار کردي؟ ميگه روزي 25 ساعت درس مي خوندم!!!! ميگن مگه ميشه؟ ميگه آره: صبح يک ساعت زود تر بيدار مي شدم
---------------------------------------------------------------------------------------------
5حقيقت زندگی:
1 تو نمي توني همه ي دندوناتو با زبونت لمس کني
2 . همه ي احمق ها بعد از خوندن حقيقت اول اونو امتحان مي کنن
3 . حقيقت اول يه دروغه
4 . الان تو لبخند زدي چون يک احمقي
5 . به زودي اين اس ام اس و براي يه احمق ديگه هم ميفرستي
Captain II
Captain II
نمایه کاربر
پست: 330
تاریخ عضویت: شنبه 27 مرداد 1386, 6:25 pm
سپاس‌های ارسالی: 3 بار
سپاس‌های دریافتی: 37 بار

پست توسط limo_torosh »

چگونه با کلاس شويم


اگر شما ذاتا انسان با کلاسي هستيد که هيچ! در غير اين صورت بايد از هر
فرصتي براي نشان دادن اين موضوع استفاده کنيد. شايد باورتان نشود، ولي
شما مي‌توانيد از جراحت خود نيز براي کلاس گذاشتن استفاده کنيد. فقط
کافيست جواب‌هاي زير را با اندکي قيافه موجّه بيان کنيد:

اگر شصت پاي شما زير اجاق گاز گير کرده و شما آن را باندپيچي کرده‌ايد،
هر گاه علت آن را از شما جويا شدند بايد جواب دهيد: موقع تکان دادن
پيانوي بابام، پام مونده زيرش!

اگر صورت شما بر اثر جوشکاري، زير آفتاب سوخته بايد بگوييد: از اسکي
آخر هفته نمي‌تونم بگذرم!

اگر به خاطر تک‌چرخ زدن با موتور براوو جلوي مدرسه دخترانه به زمين
خورده‌ايد در جواب بايد بگوييد: با موتور هزار داداشم تو جاده چالوس
تصادف کرديم!

اگر انگشت دست شما به ماهيتابه پيازداغ چسبيده علت آن را چنين بيان
کنيد: ديشب با قهوه جوش اينجوري شد!

اگر بر اثر ضربه چکش ناخن شما شکسته بايد بگوييد: به سيم گيتارم گير
کرده!

اگر بر اثر زد و خورد در صف روغن کوپني زير چشم شما کبود شده جوابتان
اين باشد: چند روز پيش توپ تنيس به صورتم خورد!

اگر صورت شما بر اثر خوردن خرماي خيرات و چاي و شيريني، مملو از جوش
شده علتش را چنين وانمود کنيد: خواهرم از هلند، شکلات زيادي آورده!

اگر ميني بوس شما در جاده خاکي چپ کرد و حسابي مجروح شديد بسيار عصباني
بگوييد: الکي مي‌گن زانتيا ايربگ داره!

اگر کف دست شما به قوري سماور چسبيد بگوييد: حواسم نبود ميله شومينه
زيادي داغ شد!

اگر موها و ابروهاي شما در چهارشنبه‌سوري سوخت جواب دهيد: بچه همسايه
را از ميان شعله‌هاي آتش بيرون کشيدم !
جوک
نكته كنكوري: راستي، شما اينقدر بي كلاس بوديد كه اين مطلب را تا آخر
خونديد؟)
Captain II
Captain II
نمایه کاربر
پست: 330
تاریخ عضویت: شنبه 27 مرداد 1386, 6:25 pm
سپاس‌های ارسالی: 3 بار
سپاس‌های دریافتی: 37 بار

پست توسط limo_torosh »

به یارو میگن اگه حالت تهوع بهت دست بده چیکارمی کنی میگه باهاش دست نمی دم
---------------------------------------------------------------------------------------------
مثبت انديشي يعني اينكه اگر يه گنجشك روي سرت چلقوز كرد، خوشحال باشي از اينكه گاوها پرواز نمي‌كنند!
---------------------------------------------------------------------------------------------
مرد به سرعت به خانه امد و فریاد زد عزیزم ساکتو ببند .من همین الان ۱۰ میلیون دلار برنده شدم . زن : ساکها رو برای ساحل ببندم یا کوه . مرد : مهم نیست فقط ساکتو ببندو از جلو چشام دور شو
---------------------------------------------------------------------------------------------
به پشه ميگن: چرا زمستون پيداتون نيست؟؟؟ ميگه: نه اينکه تابستونا خيلي برخوردتون خوبه
---------------------------------------------------------------------------------------------
حیف نون زنگ ميزنه پيتزا سفارش ميده، مسئول سفارش ميگه: به نام؟ ميگه: خدا
---------------------------------------------------------------------------------------------
فرق دختر با پسر :دخترا با 1000 آرزو با يه پسري دوست ميشن پسرا با يه آرزو با 1000 تا دختر دوست ميشن
---------------------------------------------------------------------------------------------
مردای اروپایی یه زن دارن یه دوست دختر
زنشونو بیشتر دوست دارند
مردای آمریکایی یه زن دارن یه دوست دختر
دوست دخترشونو بیشتر دوست دارند
مردای ایرانی یه زن دارند صد تا دوست دختر
خاک بر سرا ننه هاشون بیشتر دوست دارند
---------------------------------------------------------------------------------------------
یک مقام آگاه آمریکایی فاش کرد: الیاس به آنها گفته ایران در حال ساخت بمب اتمیست.
---------------------------------------------------------------------------------------------
اگه خواستی یک کسی یه عاشقه همنفسی عمرشو حیرونت کنه جونشو قربونت کنه . . .جون مادرت رو ما یکی حساب نکن!!!!
---------------------------------------------------------------------------------------------
تفاوت پسران و دختران: دغدغه هاي يه پسر جوان - کار ندارم - پول ندارم - سربازي نرفتم - ماشين و خونه ندارم - و ... دغدغه هاي يه دختر جوان - لاک ناخنم پاک شده - مهري سرويس طلا خريده - دختر خاله ام ماشين داره - مامان غذاي خوب نمي پزه - عروسکم رو هنوز نخوابوندم - و ... عجب دنياي باحالي
Captain II
Captain II
نمایه کاربر
پست: 330
تاریخ عضویت: شنبه 27 مرداد 1386, 6:25 pm
سپاس‌های ارسالی: 3 بار
سپاس‌های دریافتی: 37 بار

پست توسط limo_torosh »

۱.دخترا اصلا بيني ها شون رو عمل نمي کنن



۲. هيچ وقت موهاشون رو طلايي نمي کنن مادر زادي مش شده است





4. هيچ وقت به هم ديگه چپ چپ نگاه نمي کنن واز حسودي نمي ترکن





5. تمام طلا جواهراشون اصل اصله





6. هرگز قبل از ازدواج ابر هاشون رو بر نمي دارن عمرا بردارن کي گفته بر مي دارن نه بابا بر نمي دارن که مرتبش مي کنن





7. بي اجاز ه بابا مامان هيچ وقت بيرون نمي رن





8. به بهانه کتابخونه يا درس خوندن با دوستشون که با يه پسر نمي رن بيرون باورکنين





9. انقدر خواستگار دارن که نمي دونن به کدوم جواب بدن





10. هميشه سر به زيرن اصلا به غريبه ها نگاه نمي کنن (کاش فقط نگاه بود )





11. بعد ازدواج تازه مي فهمن حروم شدن تفلي ها خونه بابا شون همه چي داشتن





12. چشماشون رو اصلا لنز نمي زارن رنگش مادر زادي سبز و آبيه و خاکستري بنفش وزرد و قرمز
ارسال پست

بازگشت به “شعر و ادبيات”