یغما گلرویی ( شاعر ، ترانه سرا ، مترجم و...)

در اين بخش مي‌توانيد در مورد کليه موضوعات فرهنگي و ادبي به بحث و تبادل نظر بپردازيد

مدیر انجمن: شوراي نظارت

ارسال پست
Major
Major
نمایه کاربر
پست: 657
تاریخ عضویت: پنج‌شنبه ۲۸ تیر ۱۳۸۶, ۱۰:۲۲ ق.ظ
سپاس‌های ارسالی: 211 بار
سپاس‌های دریافتی: 73 بار

یغما گلرویی ( شاعر ، ترانه سرا ، مترجم و...)

پست توسط unknown20 »

یغما گلرویی شاعر ، ترانه سرا ، مترجم جوان و از نظر من به لحاظ شخصیتی و طرز فکر انسانی متفاوت است ، من زیاد به شعر علاقه نداشتم ولی چند سال پیش با شنیدن چند ترانه به متن اشعارشون علاقه مند شدم و پیگیری کردم وفهمیدم که شاعر این ترانه های بی نظیر کسی نیست جز یغما گلرویی!

فکر میکنم بهترین راه برای آشنایی با این شاعر از زندگی نامه گرفته تا آثار مراجعه به وبسایتش باشه ، از دوستان علاقمند به شعر و ادبیات و افکار تازه خواهش میکنم به این آدرس مراجعه کنند .

[External Link Removed for Guests]

 [External Link Removed for Guests]گفتم: «بمان!» و نماندی![External Link Removed for Guests]
رفتی،
بالای بام آرزوهای من نشستی و پایین نیامدی!
گفتم:
نردبان ترانه تنها سه پله دارد:
سکوت و
صعودُ
سقوط!
تو صدای مرا نشنیدی
و من
هی بالا رفتم، هی افتادم!
هی بالا رفتم، هی افتادم...
تو می دانستی که من از تنهایی و تاریکی می ترسم،
ولی فتیله فانون نگاهت را پایین کشیدی!
من بی چراغ دنبال دفترم گشتم،
بی چراغ قلمی پیدا کردم
و بی چراغ از تو نوشتم!
نوشتم، نوشتم...
حالا همسایه ها با صدای آواز های من گریه می کنند!
دوستانم نام خود را در دفاترم پیدا می کنند
و می خندند!
عده ای سر بر کتابم می گذارند و رؤیا می بینند!
اما چه فایده؟
هیچکس از من نمی پرسد،
بعد از این همه ترانه بی چراغ
چشمهایت به تاریکی عادت کرده اند؟
همه آمدند، خواندند، سر تکان دادند و رفتند!
حالا،
دوباره این من و ُ
این تاریکی و ُ
این از پی کاغذ و قلم گشتن!

گفتم : « - بمان!» و نماندی!
اما به راستی،
ستاره نیاز و نوازش!
اگر خورشید خیال تو
اینجا و در کنار این دل بی درمان نمی ماند،
این ترانه ها
در تنگنای تنهایی ام زاده می شدند؟●
 
ارسال پست

بازگشت به “شعر و ادبيات”