من به خال لبت ای دوست گرفتار شدم...!

در اين بخش مي‌توانيد در مورد کليه موضوعات فرهنگي و ادبي به بحث و تبادل نظر بپردازيد

مدیر انجمن: شوراي نظارت

ارسال پست
Captain
Captain
نمایه کاربر
پست: 3309
تاریخ عضویت: شنبه 10 آذر 1386, 5:59 pm
سپاس‌های ارسالی: 3096 بار
سپاس‌های دریافتی: 11996 بار

من به خال لبت ای دوست گرفتار شدم...!

پست توسط Mil@d »

من به خال لبت ای دوست گرفتار شدم چشم بیمـار تـو را دیـدم و بیمار شدم

فارغ از خود شدم و كوس اناالحق بزدم همچو منصور خریدار سر دار شدم

غم دلدار فكنده است به جانم، شررى كه به جان آمدم و شهره بازار شدم

درِ میخانه گشایید به رویم، شب و روز كه من از مسجد و از مدرسه، بیزار شدم

جامه زهد و ریا كَندم و بر تن كردم خرقه پیر خراباتى و هشیار شدم

واعظ شهر كه از پند خود آزارم داد از دم رند مى آلوده مددكار شدم

بگذارید كه از بتكده یادى بكنم من كه با دست بت میكده بیدار شدم


--------------------------------------------------------------------------
-------------------------------------------------------------------------

تو كه خود خال لبی از چه گرفتار شدی تو طبیب همه ای از چه تو بیمار شدی

تو كه فارغ شده بودی ز همه كان و مكان دار منصور بریدی همه تن دار شدی

عشق معشوق و غم دوست بزد بر تو شرر ای كه در قول و عمل شهره بازار شدی

مسجد و مدرسه را روح و روان بخشیدی وه كه بر مسجدیان نقطه پرگار شدی

خرقه پیر خراباتی ما سیره توست امت از گفته در بار تو هشیار شدی

واعظ شهر همه عمر بزد لاف منی دم عیسی مسیح از تو پدیدار شدی

یادی از ما بنما ای شده آسوده ز غم ببریدی ز همه خلق و به حق یار شدی
  بی  
Captain II
Captain II
نمایه کاربر
پست: 495
تاریخ عضویت: یک‌شنبه 25 تیر 1385, 7:49 pm
محل اقامت: tabriz.khiabane shamse tabrizi
سپاس‌های ارسالی: 10 بار
سپاس‌های دریافتی: 96 بار
تماس:

Re: من به خال لبت ای دوست گرفتار شدم...!

پست توسط padshah »

يادش بخــــــــــــــــــــير
اين شعر رو تو كلاس سوم ابتدايي همراه با گروه سرود مدرسه خودمون اجرا كرديم. خيلي هم خوب از اب در اومد. ميلاد جان ممنون :razz:
کد نمایش پرچم کوچک:
تصویر

کد نمایش پرچم و عکس کوچک دکتر:
تصویر
ارسال پست

بازگشت به “شعر و ادبيات”