هري پاتر يك داستان پر داستان 1

در اين بخش مي‌توانيد در مورد کليه موضوعات فرهنگي و ادبي به بحث و تبادل نظر بپردازيد

مدیر انجمن: شوراي نظارت

ارسال پست
Rookie Poster
Rookie Poster
نمایه کاربر
پست: 36
تاریخ عضویت: پنج‌شنبه 6 فروردین 1388, 4:15 pm
سپاس‌های ارسالی: 21 بار
سپاس‌های دریافتی: 32 بار

هري پاتر يك داستان پر داستان 1

پست توسط ماكياولي »

قسمت اول از مقاله :

من یكی از خوانندگان مجموعه كتابهای هری پاتر و بینندگان فیلم های هری پاتر هستم. مدتی پیش كه تازه خواندن كتاب هری پاتر و قدیسان مرگبار را به پایان رساندم ،به نكاتی برخوردم ، که بهتر دیدم این نکات را به خوانندگان جست و جو گرتقدیم کنم .
شایسته است پیش از هر چیز به خلاصه ی داستان توجه فرمایید :

* هزاران سال پیش در جامعه ساحران چهار جادوگر بزرگ به نام های گودریك گریفندور ، هلگا هافلپاف ، روینا رُوِنكلاو و سالازار اسلیترین به تاسیس مدرسه ای با نام هاگوارتزبرای آموزش سحر اقدام كردند . این چهار جادوگر كه چهار گروه را در مدرسهبه وجود آوردند ، بنا به سلیقه و تفكر خود به آموزش پرداختند . اما درمیان اینها سالازار اسلیترین به این عقیده داشت كه باید جادوگرانی را در مدرسه تعلیم دهیم كه دارای خون خالص جادوگری هستند ، یعنی پدر و مادر آنها جادوگر باشند (وانواع دیگر جادوگران به این صورت است كه : یكی از والدین جادوگر باشد ،یا هیچ یك از والدین جادوگر نباشد و فقط فرزند ساحر متولد شده باشد ) آنسه جادوگر دیگر با عقیده ی وی موافق نبودند بنابراین اسلیترین ازمدرسه خارج شد و قبل از خروج از مدرسه تالاری را در اعماق آن بنا كرد وهیولایی را در آن نهاد و درب تالار را بست ، به امید اینكه روزی نوادهواقعی اش برگردد و با باز كردن درب تالار، مدرسه را از وجود خون ناخالص پاك كند .


* هزاران سال بعد از آن چهار جادوگر ، پسری به نام « تام مارلو ریدل »كه دارای استعداد جادوگری است همراه دیگر محصلین وارد هاگوارتز می شود وسال اول تحصیل خود را آغاز می كند . سالها می گذرد و آن پسر كوچك كه اینكنوجوانی شده ، متوجه می شود كه مادرش جادوگر و پدرش غیر جادوگر بوده و درعین حال از خون مادری اش به سالازار اسلیترین می رسد . او در مدت تحصیلش در هاگوارتز دوستانی را در كنار خود جمع می كند . ‹ تام › برای خلاص شدن از ننگ نام پدرش كه یك غیر جادوگر بوده ، اسم خود را به « لُرد ولدمورت »تغییر می دهد . او یك بار موفق به باز كردن تالار اسرار می شود كه در پیآن دختری به وسیله ی هیولای آزاد شده از تالار ، كشته می شود . تام ریدلاز آنجایی كه زیر نظر یكی از اساتید خود به نام دامبلدور بوده موفق به باز كردن تالار برای بار دوم نمی شود و بعد از مدتی تصمیم به ترك مدرسه می گیرد . سالها بعد ولدمورت به همراه یارانش كه به مرگخواران معروفاند با نیروی سیاه خود به جامعه جادوگری حمله می كنند و با اینكه بامقاومت هایی روبرو می شوند ولی باز به كشتار ادامه میدهند . پیش گویی رخ می دهد كه در آن گفته شده است كه كودكی به دنیا خواهد آمد ، كه ولدمورت را نابود می كند ،ولدمورت در صدد كشتن آن كودك بر می آید و زمانی كه كودك یك سال دارد ،ولدمورت او را پیدا می كند . ولدمورت پدر و سپس مادر كودك را به قتل میرساند . و زمانی كه می خواهد كودك را با طلسم مرگ به قتل برساند ، طلسم بهخودش بر می گردد و او نابود می شود ( به شدت ضعیف می شود ) . جهان جادوگریدوباره روی آرامش را می بیند .



* پسرك یك ساله كه هری پاتر نامدارد ، توسط جادوگران نماینده خیر به خاله اش سپرده می شود . هری پاتربزرگ می شود و در سن یازده سالگی به مدرسه جادوگری می رود و در مدت تحصیلدوستان و دشمنانی پیدا می كند . هری پاتر در مدت تحصیل بارها مانع ازقدرتمند شدن دوباره ی ولدمورت می شود ( كتابهای یك و دو ). ولی بالاخرهولدمورت پس از سیزده سال در برابر چشمان هری پاتر ، قدرتمند می شود ( كتابچهار ) . با اینكه هری ، بارها به جامعه جادوگری می گوید كه ولدمورت بازگشته ، ولی هیچ كس جز معدودی از جادوگران از جمله دامبلدور كه مدیر مدرسهی جادوگری است و همچنین حامی هری می باشد این موضوع را قبول نمی كند .نبرد كوتاهی میان دامبلدور و ولدمورت رخ میدهد( دروزارتخانه ) و از آنجایی كه وزیر برای چند ثانیه ولدمورت را می بیند ،بازگشت ولدمورت را تایید می كند ( كتاب پنج ) . وزیر جادوگری عوض می شود ،پس از مدتی نبردی در هاگوارتز ( مدرسه جادوگری ) رخ میدهد كه طی آندامبلدور ( حامی هری )كشته میشود ( كتاب شش ) . هری و دوستانش در جهتوظیفه ای كه دامبلدور به آنان واگذار كرده دیگر به مدرسه نمی روند ، و ازسوی دیگر ولدمورت وزارتخانه ی جادوگری را تحت كنترل می گیرد ، و آموزش راكنترل میكند و در برخورد با خون ناخالص جادوگری بسیار اهتمام می ورزدبالاخره هری برای مبارزه به مدرسه باز می گردد ، معلمین طرفدار هری ،مدرسه را از وجود طرفداران ولدمورت خالی و هاگوارتز را جبهه ی مقاومت میكنند ، مرگخواران به مدرسه حمله می كنند و جنگ در می گیرد بالاخره هری وولدمورت در مقابل هم قرار می گیرند و ولدمورت به دست او كشته می شود (كتاب هفت ) .
این خلاصه ای بود از داستان هری پاتر كه با درج شماره كتاب آن را عرضه نمودم .
تصویر
داستانهری پاتر كه از چند كتاب تشكیل شده ، فراتر از یك داستان معمولی براینوجوانان و جوانان است ! این داستان كه در آن به شدت از قوه ی خیالاستفاده شده و در عین حال همچون اسطوره ها یك سیر منطقی را دنبال می كند دارای محتوایی مخفی و دور از خیال است ، محتوایِ پنهانِ این داستان دارای مضامین تاریخی و واقعی می باشد .
بهعبارت دیگر داستان هری پاتر ، داستانی است خیالی درباره سحر و جادو ،جامعه ی جادوگری ، رویارویی خیر و شر ، محبت و كینه ، عشق و سرخوردگی ؛ولی این داستان به ظاهر خیالی دارای چندین لایه ی معنایی است كه سطحیترین لایه ی آن ، كه برای همه قابل درك است ، همان مضامینی بود كه ذكركردم . وباید دانست كه لایه های پنهان داستان به طور ناخودآگاه در ذهنخواننده نقش می بندد و در جای خود نمود می كند .
در اینجا به شرحاین لایه های پنهان پرداخته ام تا خوانندگانِ محترمِ مجموعه كتابهای هریپاتر ، بدانند كه چه هدفی با نوشتن این داستان طولانی و درعین حال مجذوبكننده ، دنبال شده است . [ در قسمت اول مقاله تنها لایه ی تاریخی داستانبررسی می شود و در قسمت های بعدی دیگر سطوح در داستان مورد بررسی قرار میگیرد]

لایه اول : لایه ی تاریخی

خانمرولینگ چند رخ داد تاریخی را در لایه ای نسبتا طولانی از این داستان قرارداده است . حوادثی كه در تاریخ معاصر اروپا رخ داده است :
تصویر
1. با اقدام آلمان در سال 1914 ، جنگ جهانی اول شروع شد كه كُشتار زیادی در پی داشت .
  1. o ولدمورت به جامعه ی جادوگری حمله كرد . در این جنگ هم از طرف خوبی و خیر وهم از طرف بدی و شر كشته های زیادی در جهان باقی می ماند .( اولین حمله یولدمورت ، که هری کودک است )
2. آمریكا اگر چه اززمان شروع جنگ ، هم پیمان متفقین بوده ، اما مدتی بعد یعنی در سال 1917رسما با قوای تازه نفس ، به نفع متفقین وارد جنگ شد كه در نتیجه حدود یكسال بعد از ورود آمریکا به جنگ ، آلمان شكست خورد و اثری از شكوه آلمانباقی نماند .
  1. o طبق پیشگویی كه در داستان ذكر شده: « پسری به دنیا می آید كه باعث نابودی ولدمورت می شود» ، ولدمورت درصدد یافتن آن كودك بر می آید و زمانی كه ، آن پسر یك ساله را پیدا می كند(
    یك سال از ورود آمریكا به جنگ می گذرد
    ) با طلسم مرگ بهاو حمله می كند ولی طلسم به خود ولدمورت بر می گردد ( هر اقدام آلمانبرعلیه آمریكا ، بر ضد خودش تمام می شود ) و ولدمورت نابود می شود ، برخیمی گویند كه او مرده ولی برخی دیگر می گویند كه فقط ضعیف و ناتوان شده است.
3. آلمان پس از جنگ اول جهانی در صدد رشد و تجدید قوا برآمد ولی فشار های پیمان ورسای و كشور های اروپایی مانع از آن می شود .
  1. o ولدمورتسعی می كند كه دوباره قدرتمند شود ولی با مقابله ی هری پاتر ( با پشتوانهی دامبلدور = مدیر مدرسه جادوگری هاگوارتز ) روبرو می شود ، كه این مطلبدر دو كتاب یك و دو كاملا مشهود است ؛( هری پاتر و دامبلدور در اینجا نمادمتفقین هستند .)
تصویر
4. آدولفهیتلر در راس حزب نازی در تلاش بود كه در انتخابات مجلس آلمان ، حزب نازیكرسی های بیشتری بدست آورد و همچنین قصد داشت ، به مقام صدارت اعظمی آلمانبرسد و این اقدامات هیتلر در راه كسب قدرت پس از سیزده سال پس از شكستآلمان در جنگ جهانی اول (1918 ) شدت یافت( یعنی سال 1931 ، این زمان هیتلرو هم حزبیانش در صدد رسیدن به قدرت هستند ) و بالاخره حزب نازی درانتخابات مجلس موفق می شود و مدتی بعد هم هیتلر به صدارت اعظمی آلمان میرسد (1933) . انگلستان و در راس آن چمبرلن نخست وزیر انگلستان به اینماجرا اهمیت نداد و توجهی به این جنب و جوش هیتلر نكرد ولی افرادی درانگلستان و آمریكا بودند كه از این تحركات سیاسی آلمان نگران بودند و یكیاز آن سیاستمداران انگلیسی چرچیل بود .
  1. o ولدمورتدر برابر چشمان هری پاتر ، پس از سیزده سال ضعف و دوری از جهان جادوگری ،دوباره قدرتمند می شود . ( ولدمورت پس از 13 سال قدرتمند می شود = آلماندر 1918 ضعیف می شود و در حدود 1931كه هیتلر در حال قدرت گرفتن است ، آلمان رو به قدرتمند شدن می رود ) (باید در نظر داشت كه خانم رولینگ نمی توانسته دقیقا سالها را ذكر كند و یامدت زمان های ضعف و قدرت ولدمورت را بیان كند زیرا كه این كار باعث لطمه
    تصویر
    دیدناصل داستان و سیر منظم آن می شود و باید بدانیم كه داستان ها و یا فیلمهایی كه به طور كامل سفارشی و برای كنایه به مطلبی هستند ، بسیار رسوا میباشد و آنقدر كه داستان هری پاتر مشهور و مقبول شده نمی توانست مقبول شود، برای نمونه می توان به فیلم ضد ایرانی 300 اشاره كرد كه از آغاز تاپایان بر ضد فرهنگ غنــی ایران است و همان طور كه می دانیـم فقط مدتی غوغابه پا كرد و بلافاصله تاریخ مصرفش به پایان رسید . ) ولدمورت در كتاب چهار، نماد آلمان قیام کرده برای رسیدن به قدرت، می باشد . هری پاتر پس ازبازگشت به سوی دامبلدور كه در راس جبهه ی خیر است و به عبارتی نماد شعور جمعی جامعه ی انگلستان است، به او می گوید كه ولدمورت برگشته ( آمریكا به جامعه ی اروپا می گوید كهدر آلمان تغییرات مهمی در حال وقوع است ) و دامبلدور این سخن را باور میكند . ولی برخی از جادوگران كه در راس آنها وزیر جادوگری است این سخن راباور نمی كنند ( چمبرلن نخست وزیر انگلستان توجهی به قدرت گرفتن آلمان نمیكرد . )
5. تلاش هیتلر برای بدست آوردن قدرت ادامهدارد و او در سال 1933 صدر اعظم آلمان می شود . پس از ملحق شدن اتریش وچكسلواكی به خاك آلمان به دست هیتلر ، اروپاییان متوجه خطر آلمان هیتلریشدند ،نخست وزیر انگلستان (چمبرلن ) از خواب غفلت بیدار شد والبته جامعهاروپا در راه الحاق كشور مورد نظر هیتلر یعنی لهستان سنگ اندازی كردند .

تصویر
  1. o ولدمورتقدرتمند شده و برای قدرت بیشتر تلاش می كند ( در كتاب 5 مشهود است ) ،نبردی بین ولدمورت ( هیتلر ) و دامبلدور ( جامعه اروپا ) رخ می دهد و ایننبرد كه بیشتر یك زور آزمایی است ( تلاش هیتلر برای الحاق لهستان به شیوهی قانونی ) بالاخره بی نتیجه به پایان می رسد و ولدمورت متوجه می شوداین نبرد بی فایده است ، و از مقابل دامبلدور می رود ( هیتلر به ایننتیجه می رسد كه نمی تواند مانند دو كشور اتریش و چكسلواكی ، لهستان رابه راحتی ، بدست آورد . )
  2. در آخر این نبرد كه در وزارتخانه رخداده ، جادوگران به همراه وزیر جادوگری وارد وزارتخانه می شوند و وزیر دریك نگاه كوتاه ولدمورت را می بیند . و قدرت گرفتن ولدمورت را تایید می كند. ( چمبرلن به اشتباه خود پی برد ، و متوجه شد ، كه هیتلر در صدد توسعهقلمرو بوده ؛ البته همان طور كه می دانید توسعه قلمرو كاری است كهانگلستان سالها در پی آن بوده و بعد از اینكه ، از این كار دست كشیده- وباز آن هم به دلایل سیاسی نه برای راحتی ملت های تحت سلطه - دوست ندارداین اقدام را دیگر ملت ها انجام دهند ، زیرا قدرت گرفتن دیگر كشور هاخارج از تحمل انگلستان است . )
6. قدرت نماییهیتلر آغاز شده و تحركات نظامی او ادامه می یابد . حمله به لهستان آغاز میشود . مدتی بعد چرچیل به جای چمبرلن نخست وزیر انگلستان شد ، باید دانستكه قدرت انگلستان در آن زمان تقلیل
تصویر
یافتهو وقتی فرارسید كه جای این كشور استعمارگر كهن را كشور قدرتمندی بگیرد والبته این از مدت ها پیش اتفاق افتاده و آمریكا جای انگلستان را در صحنهجهانی گرفته بود .
  1. o حملات توسط ولدمورت و یارانش شروعمیشود . وزیر سحر و جادو عوض می شود ، و‹ اسكریمجور › بجای ‹ فاج › میآید و این همان جابجایی چرچیل با چمبرلن است . به هاگوارتز (هاگوارتز ،نمادی ازمكان هایی است كه مورد تعرض هیتلر قرار گرفت ) حمله می شود ودامبلدور به دست اسنیپ – از مرگخواران سابق - كشته می شود ( كتاب 6 ).این در حالی است كه در كتاب 7 می خوانیم كه دامبلدور ( نماد انگلستان ) مدتها قبل به وسیله ی طلسمی ضعیف شده ، و خودش به اسنیپ گفته كه تو مرابكش چون من مرگ را انتخاب كرده ام ( و این همان جابجایی قدرت جهانی ،آمریكا با انگلیس است كه با رضایت انگلیس انجام شد .) و بارها در اینمجموعه كتابها از قول یاران دامبلدور برای یكدیگر نقل شده كه دامبلدورگفته : امید ما هری پاتر است . و این همان انتقال قدرت به آمریكا است واز نگاه متفقین پیروزی به دست آمریكا محقق می شود ( كتاب 6 ).
7. هیتلرپس از به قدرت رسیدن ، به نظم بخشیدن امور پرداخت و این شامل آموزش هم شد. او آموزش را سازمان دهی كرد و تحت كنترل گرفت . از سوی دیگر علاقه یزیاد هیتلر به خون خالص آریایی چیزی بود ، كه اكثریت مردم درباره ی آن میدانند . او در عزل و نصب مقامات و سران كشوری و لشكری اصل و ریشه و بهعبارتی خون آریایی را در نظر گرفت .
  1. o در سراسرداستان هری پاتر درباره ی علاقه ولدمورت به خون خالص جادوگری صحبت شده ودر كتاب 7 ، جامعه جادوگری نماد جامعه ی آلمان در نظر گرفته شده و وزارتجادوگری هم نماد دولت آلمان است . در این كتاب نوشته شده كه ولدمورتافرادی را در وزارت جادوگری بر سر كار می گذارد كه به نوعی با او همراههستند و همچنین درباره اصل و ریشه كاركنان وزارتخانه بررسی می شود ،همچنین آموزش در هاگوارتز به وسیله ی دست نشانده های ولدمورت كنترل می شود.

تصویر
8. آلماندر دو جبهه در جنگ بود و سرانجام هم از این دو جبهه مورد هجوم قرار گرفت .یاری زیاد آمریكا به متفقین باعث شد تا آلمان در جنگ جهانی دوم شكست بخورد. یكی از دلایل بزرگ شكست آلمان تمركز ندادن نیرو ها در یك جبهه بود .هیتلر با ایجاد چند جبهه ( شرق و غرب آلمان و همچنین آفریقا ) یكی ازعوامل شكست خود را به دست خود ایجاد كرد .
  1. o یارانولدمورت به دستور او به هاگوارتز حمله می كنند و جنگ سختی در می گیرد واین جنگ در حالی است كه ولدمورت در گوشه ای در حال تماشا می باشد و بهصحنه ی جنگ وارد نشده (عدم تمركز قدرت در جبهه نبرد دیده می شود ) و ازآنجایی كه هنوز هری پاتر به دلایل ذكر شده در كتاب ( یافتن و نابودی دوهوراكسس باقی مانده ) آماده نبرد ، نبود ، اگر ولدمورت از غرور خود كم میكرد ، با یك حمله برق آسای خود به هاگوارتز می توانست شخصا جنگ را به نفعخود تمام كند . ولی این غرور باعث شد كه او زمانی تصمیم به حمله بگیرد كهدیگر این حمله آن تاثیر قبلی را كه می توانست داشته باشد ، نداشت ( هریپاتر آماده نبرد با او شده بود ) . سرانجام ولدمورت در مقابل هری پاترقرار می گیرد (در داستان ، هری پاتر در جنگل به نزد ولدمورت می رود ولی مااین رویارویی را در نظر نداریم زیرا به نظر من این بخش برای تكمیل سیرمنطقی داستان آمده ، ما رویارویی پایانی ولدمورت و هری پاتر را كه در
    تصویر
    هاگوارتزرخ می دهد ، در نظر داریم ؛ که البته در زمان رویارویی هری پاتر باولدمورت در جنگل شاهد این هستیم که ولدمورت هری را به ظاهر می کشد ولیخودش هم کمی از حال می رود ، و این را می توان به نوعی همان حملات به ظاهرموفقیت آمیز آلمان نازی بر ضد متفقین دانست که سطحی بود و هیچ نتیجه اینداشت ، چرا که در داستان می بینیم که هری به ظاهر ، وانمود به مردن میکند ) و این در حالی است كه از چند جبهه ی دیگر به یاران ولدمورت حملهشده ( موجودات افسانه ای جنگل ممنوعه – سنتور ها _ از پشت سر ، و جن هایخانگی هاگوارتز از سوی دیگر ) . ولدمورت در دوئلی كوتاه با هری پاتر ،كشتهمی شود ( این نماد حمله ی عظیم آمریكا به آلمان است كه باعث شد آلمان درمدتی كوتاه نابود شود ) .
  2. در هنگام دوئل می بینیم که هری پاتربا طلسم خلع سلاح با ولدمورت مقابله می کند که باعث می شود که طلسمولدمورت به سوی خودش برگردد و او بمیرد . و البته نکته ای در این بخشنهفته که آن را ، در لایه ای دیگر ، بررسی می کنم .
نکته ی قابل توجه در این لایه این است که زمانی که ولدمورت طلسمش به خودش بر می گردد ، چوب جادوی بزرگ که در
تصویر
دستش است به هوا پرتاب می شود و در اینجا است که با چنین توصیفی از خانم رولینگ رو برو می شویم :
  1. چوباز دست ولدمورت پرتاب شد ، چرخید و چرخید تا به دست اربابی ... رسید کهآمده بود تا بالاخره مالکیت کامل آن را در اختیار بگیرد .
این چوب نماد « قدرت جهانی » است که از دست آلمان خارج و به دست آمریکا افتاد ، و چنان این صحنه توصیف شده که انگار از هری پاتر در جهان فردی بهتر وجود ندارد !
همان طور که می بینید ، خانم رولینگ چطور یک واقعه تاریخی را در دل داستان جا داده است !!

  مهم :

  در كتاب گفته شده كه چهار جادوگر مدرسه هاگوارتز را بنا كردند كه نام آنها به این صورت نوشته شده : گودریك گریفندور - هلگا هافلپاف - روینا رونكلاو - سالازار اسلیترین .اگر دقت كنید می بینید كه خواننده پس از خواندن این اسامی به این نتیجه میرسد كه هر اسم و فامیل با یك حرف الفبایی شروع می شود ، خواننده در ذهنخود مُخفف اسامی را می سازد : گودریك گریفندور GG – هلگا
تصویر
هافلپاف HH - روینا رونكلاوRR – سالازار اسلیترین
 

  و ناگهان خواننده متوجه می شود كه مخفف نام آخری SS است كه با معادل كردن این واژه با سازمان امنیتی آلمان نازی كهاس اس (ss) نام داشت به این نتیجه می رسد كه همان طور كه اسلیترین فردظالمی بوده ، سازمان اس اس نیز یك سازمان مخوف بوده . این هم شیوه ایدیگر برای زنده کردن یاد یک سازمان اطلاعاتی است که به تاریخ پیوسته ؛سازمان اس اس مَخوف ترین سازمان امنیتی زمان خود بوده و مانند سازمان هایاطلاعاتی كنونی غَرب ، كشتار بسیار و زندانیان بسیاری داشته است .
نکته ی جالب دیگر این است که نشانی که بر پیشانی هری ازاولین حمله ولدمورت به جا مانده ، همچون نشان صاعقه است ، و در فیلم هایهری پاتر هم این نشان را به وضوح می بینیم ، که به صورت یک s شکسته است ؛ علامت سازمان اس اس آلمان نازی دو s شکسته است که کنار هم قرار دارد !!؛ ولی این یادآوری برای چه لازم است ؟ چرا خانم رولینگ به این كار دست زده ؟

تصویر
چرا باید یک واقعه تاریخی را به این دقت در قالب یک داستان جا داد ؟!

چرا باید در ناخداگاه خواننده تاثیر این چنینی گذاشت ؟!

همانطور كه ملاحظه كردید ، خانم رولینگ با قلم جادویی خود سعی كرده هم سیرمنطقی داستان به هم نخورد ( همان طور كه دیدیم جامعه جادوگری در یك جاجامعه ی اروپا را ترسیم می كند و در مقطعی كوتاه جامعه ی آلمان را ترسیممی كند و یا وزارت جادوگری در جایی دولت انگلیس را نشان می دهد و در جاییهم دولت آلمان را ) و هم یك موضوع تاریخی را در لابه لای واژه های اینداستان قرار دهد . ولی چرا این موضوع تاریخی از دل تاریخ بیرون كشیده شدهو در پوششی جذاب به مردم جهان عرضه شده ؟
آیا قصد زنده نگه داشتن یك اتفاق تاریخی كه به نحوی با موضوع هولوكاست ارتباط دارد در نظر بوده ؟
آیاهدف از آوردن این لایه ، اشاره به عاملینِ به وجود آورنده ی هولوكاست نیست، تا از این رهگذر ، به نحوی غیر مستقیم به هولوكاست اشاره كند ؟
آیا هدف زنده کردن یاد و داستان هولوکاست نیست ؟
در ادامه این مقاله با لایه ی تحلیل شخصیت ها در متن آشنا می شوید و نکات جالب دیگری را می خوانید.
[HR]
نویسنده و محقق: سید علیرضا واعظ موسوی - بر گرفته از تبیان
Rookie Poster
Rookie Poster
نمایه کاربر
پست: 36
تاریخ عضویت: پنج‌شنبه 6 فروردین 1388, 4:15 pm
سپاس‌های ارسالی: 21 بار
سپاس‌های دریافتی: 32 بار

Re: هري پاتر يك داستان پر داستان 1

پست توسط ماكياولي »

قسمت دوم از مقاله [External Link Removed for Guests]
تصویر
لایه ی تحلیل شخصیت ها
یكیدیگر از لایه هایی كه باید به آن در این داستان توجه كرد چند بعدی بودنشخصیت های این داستان است . البته این بخش ، یك بخش تكمیلی است برای لایههای دیگر داستان :

 • هری پاتر :

  در نمایی بسیار سطحی جادوگری است كه نماد شر ، را به دفعات نابود می كند . ولی ابعاد دیگر این شخصیت عبارت است از :
یك ناجی :
هری پاتر نماد یك ناجی است كه وظیفه اش نجات جامعه است . در سر راه بهكمال رسیدن این ناجی موانعی است كه این موانع در برخورد های تند و آزاردهنده ی خاله و شوهر خاله و پسر خاله اش دیده می شود . این ناجی كه از سویمربیان ماهری تربیت می شود امیدی است برای نجات جهان .
این منجیهمچون حضرت موسی در یک محیط ناخواسته بزرگ می شود ( خانه خاله ی هری ) وهمچون مریم مقدس ، گاه برای رهایی از دست فشار اطرافیانش ( شوهر خاله یخشنش ) باید روزه ی سکوت بگیرد . این منجی مانند دیگر منجیان و دیگرقهرمانان تاریخ ، باید پالایش شود ؛ او باید تنها لکه ی آلوده در خود راکه باعث آشفتگی و عصبانیت های گاه و بی گاهش می شود ( انرژی پلیدی که درزمان کودکی به طور ناخواسته از ولدمورت گرفته است ) را از خود بیرون کند واین تنها با یک خودکشی داوطلبانه ( در کتاب 7= زمانی که او در جنگل رو درروی ولدمورت قرار می گیرد ) صورت می گیرد و او از این پس پاک به حساب میآید !
آمریكا :
همان طور كه در لایه قبلی توضیحدادیم هری پاتر در نمایی دیگر ، نماد آمریكا است . كه سعی در نجات جهان ازظالمین دارد . در این داستان گفته شده كه هری پاتر در برخورد با ولدمورت ( در یك دید كلی نماد دشمنان آزادی و در یك نمای كوچكتر نماد آلمان است . ) كمیاز قدرت او را به طور غیر ارادی می گیرد ( جادوی سیاه ) و این نشان می دهدكه آمریكا رگه هایی از ظلم را در برخورد خود با جوامع اعمال می كند ولیهمان طور كه داستان سعی در القای آن دارد این خشونت و ظلم ، به صورت غیرارادی از سوی آمریكا ( ناجی ) نشان داده می شود . و همان طور كه در داستانبه صورت
تصویر
بسیارواضح بیان شده ، هری پاتر از جادوی خلع سلاح استفاده می كند و با این طلسماست كه در نبرد های خود پیروز می شود ( و در داستان از قول یاران دامبلدورنقل شده كه این جادو به نوعی امضا و مشخصه هری پاتر است ) در حالی كهولدمورت و یارانش بیشتر از طلسم مرگ استفاده می كنند . این نشان دهنده ی گفتار آمریكا است كه می گوید ما برای خلع سلاح به كشور ها حمله می كنیم و قصدمان فقط خلع سلاح است .
ونكته ای دیگر كه باید به آن توجه كنیم این است كه هری پاتر در ابتدای سالدر زمان گروه بندی ، وقتی كلاه گروه بندی می خواست او را به گروه اسلیترینبفرستد ، هری چندین بار گفت كه اسلیترین نه ، و این همنشان می دهد كه آمریكا با اینكه دارای قدرت زیادی است ، طرف ظلم را انتخابنكرده و به صورت آگاهانه طرف خوبی و خیر را انتخاب كرده ! و این هم نوعیخلاص شدن آمریكا از زیر فشار افكار عمومی را به دنبال دارد . زیرا اینلایه ی داستان به همراه دیگر لایه ها در ذهن خواننده قرار می گیرد و دربخش ناخداگاه ذهن فرد خواننده اثر می گذارد !
ولی بهتر است سوالی در اینجا طرح شود : چرا پاتر ؟ چرا خانوم رولینگ چنین فامیلی را برای او انتخاب کرده ؟
  1. پاتردر زبان لاتین به معنای پدر می باشد . و این شاید اشاره ای به این دارد که، همه ی اقدامات آمریکا پدرانه و از روی دلسوزی است ![به علاوه نام هرینیز مخفف دو نام است یا مخفف هنری یا مخفف هرولد . معنای لغوی هنری، رئیسخانه و معنای لغوی هرولد ، رئیس ارتش است و هری پاتر می تواند ترکیبی ازریاست ، قدرت ، محبت و جنگاوری باشد ]
  2. یکسِبقه ی تاریخی هم می توان برای واژه پاتر پیدا کرد و آن در امپراطوری رومباستان است ( قبل از میلاد ) که عده ای اشراف وجود داشتند که به خود لقبپاترسین می دادند ؛ و این به معنای پدران است ، یعنی این افراد پدران ملتهستند .


 • دامبلدور ( مدیر مدرسه هاگوارتز ) :

  این شخصیت هم دارای لایه های معنایی است :
تصویر
یك حامی بزرگ :

بهتناسب زمان دامبلدور نماد یك حامی قدرتمند است برای ناجی آینده ( هری پاتر) ولی باید دانست اگر چه او دارای وظایف سنگینی است و همچنین دارای قدرتزیادی است که هری پاتر به او به دید یک الگو می نگرد ، ولی هیچ وقت نمیتواند جای ناجی را بگیرد و فقط و فقط ناجی می تواند نجات دهنده ی جامعهباشد . حامی از او مراقبت می كند و زمینه را برای رشد او فراهم می كند ودر زمان مناسب هم از كنار او می رود .

اُسقف :
در زمانهایی خاص دامبلدور با كمك چهره ای كه از او در داستان توصیف شده نقش یكاسقف را بازی میكند ، او با لباس های بلند و خاصی و با ریش سفید و بلندشدر مدت زمانی كه در داستان حضور دارد همچون یك اسقف به ارشاد دیگران میپردازد و نمونه های این ارشاد ها و راهنمایی ها را تحت عنوان سخنرانی هایدامبلدور در متن داستان داریم یعنی دامبلدور به ظاهر سخنرانیِ اول سالتحصیلی را انجام می دهد یا در جمع معلمین جادوگری صحبتهایی می كند ولیدر باطن به ارشاد آنان پرداخته و حتی بعضی از سُخنان او منحصر به داستاننیست بلكه توصیه هایی است كه در ذهن خواننده نقش می بندد و خواننده به طورناخداگاه آنان را در زندگی واقعی خود به كار می گیرد .
قدرت انگلستان :
دامبلدور همچون انگلستان است كه نقش پدری آمریكا را بازی می كند و او رابه سوی رشد سوق می دهد و در زمانی هم كه قدرت خودش كم می شود صحنه را بهآمریكا ( هری پاتر ) می سپارد .

 • اسنیپ ( مرگخوار توبه كرده ) :

  است كه در كتاب شخصیت او به زیبایی توصیف شده . او دارای شخصیت دوگانه است و به قول كتاب دوم یعنی در زمانی كه دارد اسنیپ را كه ، به همراهدامبلدور و فلیچ و هری پاتر در دفتر دامبلدور جمع شده اند توصیف می كند ،بیان می کند که :
« نصف بدنش توی سایه و تاریكی و نصف دیگرش در روشنایی نور شمع ها قرار داشت » .
تصویر
همانطور كه می بینیم تصویری كه به طور خواسته یا ناخواسته ترسیم شده ، نشاندهنده مرموز بودن اسنیپ است ، او مرگخواری است كه در اواسط جنگ اول به طورمخفی با دامبلدور ارتباط برقرار می كند و به او اطلاعات می دهد و در مدتزمان 13 سالی هم كه ولدمورت ضعیف بود ، او در كنار دامبلدور كار می كرد وبه عبارتی توبه كرده بود ولی در عین حال ارتباطش را با مرگخواران دیگر حفظمی كند ، او در زمان برگشتن ولدمورت به طرف او می رود ولی به طور ظاهریو بعد از مرگش به دست ولدمورت ، معلوم می شود كه او همان زمان كه توبهكرده ، این توبه ، توبه ای واقعی بوده و با دامبلدور همراه بوده و برای اوكار می كرده .
o اسنیپ در یك نگاه می تواند
كشور ایتالیا
باشدكه در اوایل جنگ جهانی اول ، از حلقه ی جبهه متحدین گسست و به متفقینپیوست ( همكاری اسنیپ با دامبلدور در زمان حمله ی اول ولدمورت ) . و درنگاه دیگر می تواند
كشور شوروی
باشد كه در جنگ جهانی دوم باهیتلر پیمان عدم تجاوز بست ولی درصدد حمله به آلمان بود ( اسنیپ ، در زمانقدرت گرفتن دوباره ولدمورت در عین حال كه با او همراه شد ولی در واقع بادامبلدور بود ) كه در این حال هیتلر از این قصد شوروی مطلع شد و پیش دستینمود و به شوروی حمله كرد كه باعث حیرت شوروی شد ( در كتاب 7 می خوانیمكه ولدمورت به وسیله ی مارَش ، اسنیپ را می كُشد ، البته باید به هماننكته ای كه در ابتدای این مقاله اشاره شده است ، توجه كرد ، كه خانمرولینگ برای اینكه نمی خواسته سیر منطقی داستان ناقص شود این لایه ها راتا جایی كه امكان دارد در درون این داستان قرار داده ! )
لایه ی بی خدایی
یكی دیگر از مباحثی كه باید در این داستان به آن توجه شود ، فقدان وجود خدا تا آخر داستان است كه نشان دهنده ی انسان محوری و توجه به وجود محوریت انسان است. و این نكته بارها و بارها دیده می شود به عنوان مثال دامبلدور بارها میگوید امید ما به هری پاتر است و یا ما لحظه ای را در این داستان نمیبینیم ( به جز آخر داستان و آن هم برای خالی نبودن عریضه ) كه از خدا طلبكمك شود و هر امداد و كمكی كه رخ می دهد از سوی دوستان و حامیان به یكدیگراست : یاری دوستان هری به او در اواخر کتاب یک ، كمك دامبلدور به هری درتالار اسرار ( كتاب دو ) ، و یا همراهی دوستان هری و به ویژه هرمیون درکتاب سه ، كمك ارواح والدین هری به او در زمان برخوردش با ولدمورت درقبرستان (كتاب چهار ) و ... از این قبیل می باشند ، البته در آخر داستانذكر شده است كه هری پاتر با امید به خدایِ آسمان ( یا لفظ امید به آسمان ها به کار رفته ) به ولدمورت حمله می كند . كه این می تواند نشان دهنده ی آن باشد كه امید
تصویر
همه به هری پاتر و امید هری پاتر ( آمریكا ) هم به خدا می باشد یعنی دروازه ی رسیدن به خدا ، هری پاتر است واین همان دین گرایی دولتمردان و سیاست مداران آمریكایی است كه فقط ایمانرا از سوی خود می دانند و در راه رسیدن به آن تلاش می كنند (مسیحیان تجدیدحیات یافته ). البته چند اشكال در اینجا وارد است :
اول اینكه ازآنجایی كه ، تا قبل از انتشار كتاب 7 بحثی در گرفته بود در مورد انسانمحوری و توجه نكردن خانم رولینگ به وجود خدا در داستان ، شاید آوردن اینجمله « با امید به خدای آسمان » برای پایان دادن به این بحث بوده تا بهاهل فكر نشان دهد كه به وجود خداوند در داستان پرداخته شده است .
امابا آوردن این جمله در اواخر داستان یك نكته ی دیگر به چشم می خورد . و آناین است كه : چرا گفته شده خدایِ آسمان ، به بیان دیگر چرا از (یای) نسبتاستفاده شده . این یادآور چند خدایی و وجود الهه های چند گانه در حوزهتمدن غرب است . لازم به ذكر است كه غرب در حال رجوع به عصر اسطوره های خوداست كه همان عصر پیش از مسحیت است . این موضوع بارها و بارها در عناصرفیلم های گذشته ی ساخته شده توسط غرب دیده شده است .
خانم رولینگمی توانست بجای این واژه ( خدای آسمان ) ، واژه هایی مانند : خدای آسمانو زمین و یا خدای توانا و یا خدای قدرتمند استفاده كند كه این اسامی صفاتخدا را كه در ذات اوست نشان می دهد ؛ پس استفاده از چنین بیانی ، مشكوكاست .
• قرار دادن این لایه در داستان باعث می شود كه ذهن خواننده با تبلیغاتِ محسوس آمریكایی ها و صهیونیست ها راحت تر ، همراه شود .
ادامه دارد...
[HR]
نویسنده : سید علیرضا واعظ موسوی- برگرفته از تبیان
New Member
پست: 4
تاریخ عضویت: پنج‌شنبه 24 مرداد 1387, 2:04 pm
سپاس‌های ارسالی: 5 بار
سپاس‌های دریافتی: 2 بار

Re: هري پاتر يك داستان پر داستان 1

پست توسط amingolbon »

خیلی بد بینانه نیست :-( :-(
Rookie Poster
Rookie Poster
نمایه کاربر
پست: 36
تاریخ عضویت: پنج‌شنبه 6 فروردین 1388, 4:15 pm
سپاس‌های ارسالی: 21 بار
سپاس‌های دریافتی: 32 بار

Re: هري پاتر يك داستان پر داستان 1

پست توسط ماكياولي »

amingolbon نوشته شده:خیلی بد بینانه نیست :-( :-(


درود بر شما كه نظر دادي .
تا دوستان ديگر چه بگويند .
Major II
Major II
نمایه کاربر
پست: 307
تاریخ عضویت: پنج‌شنبه 21 دی 1385, 1:06 pm
سپاس‌های ارسالی: 1216 بار
سپاس‌های دریافتی: 249 بار

Re: هري پاتر يك داستان پر داستان 1

پست توسط mohammad tomcat »

به نظر من تحلیلی فوق العاده زیبا و دقیق و هوشمندانه بود.
منتظر ادامه اش هستیم
ممنون
Rookie Poster
Rookie Poster
نمایه کاربر
پست: 36
تاریخ عضویت: پنج‌شنبه 6 فروردین 1388, 4:15 pm
سپاس‌های ارسالی: 21 بار
سپاس‌های دریافتی: 32 بار

Re: هري پاتر يك داستان پر داستان 1

پست توسط ماكياولي »

mohammad tomcat نوشته شده:به نظر من تحلیلی فوق العاده زیبا و دقیق و هوشمندانه بود.
منتظر ادامه اش هستیم
ممنون


ممنون كه نظر دادي .
Captain I
Captain I
نمایه کاربر
پست: 720
تاریخ عضویت: دوشنبه 3 دی 1386, 9:27 pm
محل اقامت: God Knowz
سپاس‌های ارسالی: 212 بار
سپاس‌های دریافتی: 225 بار
تماس:

Re: هري پاتر يك داستان پر داستان 1

پست توسط Justice »

  ,
من قسمت اول رو خوندم و تازه داره کم کم دستگیرم می شه که هری پاتر . . . . :D
مرسی تحلیل واقعا عالی است .

قسمت دوم رو هنوز وقت نکردم بخونم :grin:
تصویر
Rookie Poster
Rookie Poster
نمایه کاربر
پست: 36
تاریخ عضویت: پنج‌شنبه 6 فروردین 1388, 4:15 pm
سپاس‌های ارسالی: 21 بار
سپاس‌های دریافتی: 32 بار

Re: هري پاتر يك داستان پر داستان 1

پست توسط ماكياولي »

Justice نوشته شده:  ,
من قسمت اول رو خوندم و تازه داره کم کم دستگیرم می شه که هری پاتر . . . . :D
مرسی تحلیل واقعا عالی است .

قسمت دوم رو هنوز وقت نکردم بخونم :grin:



قربونت كه وقت گذاشتي و خوندي . تصویر تصویر تصویر تصویر تصویر تصویر تصویر تصویر
حداقل به حق كپي من اعتنا كردي . تصویر تصویر تصویر تصویر تصویر



خق احترام به نويسنده مقاله ، كه بنده خدا زحمت كشيده جاي خود
Rookie Poster
Rookie Poster
نمایه کاربر
پست: 36
تاریخ عضویت: پنج‌شنبه 6 فروردین 1388, 4:15 pm
سپاس‌های ارسالی: 21 بار
سپاس‌های دریافتی: 32 بار

Re: هري پاتر يك داستان پر داستان 1

پست توسط ماكياولي »

نظر ديگه نبود
Rookie Poster
Rookie Poster
نمایه کاربر
پست: 36
تاریخ عضویت: پنج‌شنبه 6 فروردین 1388, 4:15 pm
سپاس‌های ارسالی: 21 بار
سپاس‌های دریافتی: 32 بار

Re: هري پاتر يك داستان پر داستان 1

پست توسط ماكياولي »

دوستان ديگر نظرشون چيه ؟ :smile:
Major
Major
نمایه کاربر
پست: 618
تاریخ عضویت: دوشنبه 28 بهمن 1387, 1:28 pm
سپاس‌های ارسالی: 1938 بار
سپاس‌های دریافتی: 1909 بار

Re: هري پاتر يك داستان پر داستان 1

پست توسط pedmehr »

به نظر من کمی دور از واقعیته ...همه چیز تو این دنیا بهم به گونه ای ربط داره ... بخوایم بشینیم حساب کنیم میبینیم سریال های مستربین هم شبیه بعضی چیزا هست ... شاید هیچکدوم از اینها در ذهن نویسنده نبوده و فقط تفسیر باقی مردمه . ولی خب به هر حال ذهن بیداری میخواد . تفسیر جالبی بود
در روح و جان من میمانی ای وطن
Captain
Captain
نمایه کاربر
پست: 934
تاریخ عضویت: پنج‌شنبه 16 آبان 1387, 8:28 pm
سپاس‌های ارسالی: 1043 بار
سپاس‌های دریافتی: 3151 بار

Re: هري پاتر يك داستان پر داستان 1

پست توسط Mardaviz »

درود

البته تفسیرهای این چنینی بیشتر سلیقه ایست،ولی نادیده نیز نمیتوان گرفت. (کسانی که نماد شناسی مطالعه نموده اند ،تفسیرهای بهتری را میتوانند ارائه دهند.به عنوان مثال «جغد» در فیلم ،یکی از نمادهای یهودیت است[نماد آزادی]) و بسیاری نکته های ریز و درشت که تنها نمادشناسان میتوانند به آن پی ببرند.
و بسیاری از مردم علاقه ای به این گونه تفسیرها از خود نشان نمیدهند،و تنها دوست دارند از فیلم و جلوه های ویژه اش لذت ببرند.
آنچه در این فیلم بیشتر به چشم میخورد،نمادهای یهودی است.مانند سه گانه ماتریکس (شهر زیون[صهیون].و....و تداعی آن شعر معروف:بر کنار فرات نشستیم و به یاد صهیون گریستیم)
Work hard in silence
Let your success
Be your noise
ارسال پست

بازگشت به “شعر و ادبيات”