خيام

در اين بخش مي‌توانيد در مورد کليه موضوعات فرهنگي و ادبي به بحث و تبادل نظر بپردازيد

مدیر انجمن: شوراي نظارت

ارسال پست
New Member
پست: 12
تاریخ عضویت: جمعه 12 تیر 1388, 10:59 am
سپاس‌های ارسالی: 2 بار
سپاس‌های دریافتی: 12 بار

خيام

پست توسط spart »

[SIZE=150]حكيم ابولفتح غياث الدين عمربن ابراهيم خيام نيشابوري دانشمند يگانه وشاعر بزرگ انديش ايراني در نيشابور ديده بجهان گشود بايد گفت دليل مشهور شدن اوبه نام خيام شغل پدر او كه خيمه دوزي بود بوده است اين مرد بزرگ به همه فنون ومعلومات زمان خود محيط داشته ودر فلسفه ورياضيات وهيئت ونجوم تخصص ومهارت داشته است چنان بود كه او به همراه هفت تن ديگر به تغيير واصلاح تقويم جلالي پرداخت وزمينه بوجود امدن تقويم شمسي امروز را بوجود اورد كتاب هاي اودر نجوم ورياضيات تا قرن هاي متماديدر دانشگاه هاي داخل وخارج تدريس ميشد هرچه از بزرگي اين اديب وارسته بگوييم باز مقدمه اي بيش نيست امروزه رباعيات خيام در ايران وجهان مورد توجه زياد قرار گرفته چنان كه در كشورهاي غربي در جمله پر فروشترين كتاب هاي خارجي است خيام در سنه 520 هجري قمري در نيشابور چشم از جهان گشود وارامگاه او هر روز ميزبان دوستداران او از نقاط مختلف دنياست من در اينجا رباعياتي از ايشان را مي اورم اگر كاستي در اين نوشته هست از تمام دوستداران ايشان ميخواهم كه مرا ببخشند
[COLOR=#4f6128]مائيم و مي ومطرب و اين كنج خرابات
جان ودل وجام وجامه پر درد شراب
فارغ زاميد رحمت و بيم عذاب
آزاد ز خاك و باد واز آتش وآب
****
اي مرد خرد حديث فردا هوس است
در دهر زدن لاف سخنها هوس است
امروز چنين هركه خردمند كس است
داند كه همه جهان همين يك نفس است
****
اين يك دو سه روزه نوبت عمر گذشت
چون آب به جويبارو چون باد به دشت
هرگز غم دو روز مرا ياد نگشت
روزي كه نيامده است وروزيكه گذشت
****
از من رمقي به سعي ساقي مانده است
وز صحبت خلق بي وفايي مانده است
از باده ي نوشين قدحي بيش نماند
از عمر ندانم كه چه باقي مانده است
****
چون لاله به نوروز قدح گير به دست
با لاله رخي اگر ترا فرصت هست
مي نوش بخرمي كه اين چرخ كهن
ناگاه ترا چو خاك گرداند پست
****
چون نيست ز هر چه هست جز باد به دست
چون هست بهرچه هست نقصان وشكست
انگار كه هرچه هست در عالم نيست
پندار كه هر چه نيست در عالم هست
****
درياب كه از روح جدا خواهي رفت
در پر ده اسرار فنا خواهي رفت
مي نوش نداني از كجا آمده اي
خوش باش نداني به كجا خواهي رفت
****
ساقي گل و سبزه بس طربناك شده است
درياب كه هفته دگر خاك شده است
مي نوش وگلي بچين كه تا در نگري
گل خاك شده است و سبزه خاشاك شده است
****
عمري است مرا تيره و كاريست نه راست
محنت همه افزوده و راحت كم وكاست
شكر ايزد را كه آنچه اسباب بلاست
ما را زكس دگر نميبايد خواست
****
مي خوردن وشاد بودن آئين من است
فارغ بودن زكفر دين دين من است
گفتم به عروس دهر كابين تو چيست
گفتا دل خرم تو كابين من است
****
چون عمر بسر رسد چه شيرين و چه تلخ
پيمانه چو پر شود چه بغداد وچه بلخ
مي نوش كه بعد از من وتو ماه بسي
ازسلخ به غره آيد واز غره به سلخ
****
آنكس كه زمين و چرخ و افلاك نهاد
بس داغ كه او بر دل غمناك نهاد
بسيار لب لعل وزلفين چو مشك
در طبل زمين وحقه خاك نهاد
****
افسوس كه نامه جواني طي شد
وان تازه بهار زندگاني دي شد
آن مرغ طرب كه نام او بود شباب
فرياد ندانم كه كي آمد كي شد
****
با اين كه شراب پرده ما بدريد
تا جان دارم نخواهم از باده بريد
من در عجبم ز مي فروشان كيشان
به زان چه فروشند چه خواهند خريد
****
تا راه قلندري نپويي نشود
رخساره به خون دل نشويي نشود
سودا چه پزي تا كه چو دل سوختگان
آزاد به ترك دنيا نگويي نشود
****
كم كن طمع از جهان و ميزي خرسند
وز نيك و بد زمانه بگسل پيوند
مي در كف و زلف دلبري گير كه زود
هم بگذرد و نماند اين روزي چند
****
گرچه غم ورنج من درازي دارد
عيش و طرب تو سرفرازي دارد
بر هر دو مكن تكيه كه دوران فلك
در پرده هزار گونه بازي دارد
****
گويند هرآن كسان كه با پرهيزند
ز انسان كه بميرند چنان برخيزند
ما با مي و معشوقه از انيم مدام
باشد كه به حشرمان چنان انگيزند
****
هم دانه ي اميد به خرمن ماند
هم باغ و سراي بي تو من ماند
سيم وزر خويش از درمي تا بجوي
با دوست بخور گر نه به دشمن ماند
****
ياران موافق همه از دست شدند
درپاي اجل يكان يكان پست شدند
خورديم ز يك شراب در مجلس عمر
دوري دو سه پيشتر زما مست شدند
****
ايدل غم اين جهان فرسوده مخور
بيهوده نه ي غمان بيهوده مخور
چون بوده گذشته ونيست نابوده پديد
خوش باش غم بوده ونا بوده مخور
*******



  
Rookie Poster
Rookie Poster
پست: 47
تاریخ عضویت: دوشنبه 20 مهر 1388, 8:08 pm
سپاس‌های دریافتی: 14 بار

Re: خيام

پست توسط naeemeh123 »

از دی که گذشت هیچ از آن یاد مکن

فردا که نیامدست فریاد مکن


بر نامده و گذشته بنیاد مکن

حالی خوش باش و عمر بر باد مکن


خیام
[External Link Removed for Guests]
ارسال پست

بازگشت به “شعر و ادبيات”