به مناسبت صدوپنجاهمین سالگرد برگردان اشعار خیام به انگلیسی

در اين بخش مي‌توانيد در مورد کليه موضوعات فرهنگي و ادبي به بحث و تبادل نظر بپردازيد

مدیر انجمن: شوراي نظارت

ارسال پست
Captain
Captain
نمایه کاربر
پست: 934
تاریخ عضویت: پنج‌شنبه ۱۶ آبان ۱۳۸۷, ۸:۲۸ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 1043 بار
سپاس‌های دریافتی: 3151 بار

به مناسبت صدوپنجاهمین سالگرد برگردان اشعار خیام به انگلیسی

پست توسط Mardaviz »

   



امسال صد و پنجاهمین سالگرد ترجمه رباعیات عمر خیام توسط ادوارد فیتز جرالد به زبان انگلیسی است.به همین دلیل تصمیم گرفتم بخشی از اشعار خیام را در این جا بیاورم.

امیدوارم مورد توجه دوست داران خیام واقع گردد.ایدون باد


«فیتزجرالد. ادوارد (1809 - 1883 م .). شاعر و مترجم نامدار انگلیسی که در نزدیک وودبریج متولد شد. وی پسر جان پورسل بود و تحصیلات خود را در کیمبریج به پایان رساند. شهرت فراوان او بسبب ترجمه ای است که از رباعیات حکیم عمر خیام کرده است که در سال 1859 م . به چاپ رسید. نیز تعدادی کتاب و نمایشنامه دارد. دو نمایشنامه ٔ سوفوکل را نیز به انگلیسی پرداخته است . نامه های او نیز از نظر ادبی جالب است .(از لغت نامه دهخدا)»
[External Link Removed for Guests]

چند که رنگ و روی زيباست مرا چون لاله رخ و چو سرو بالاست مرا

معلوم نشد که در طربخانه خاک نقاش ازل بهر چه آراست مرا



چون در گذرم به باده شویید مرا تلقين ز شراب ناب گویید مرا

چوخواهید به روز حشر یابید مرا از خاک در میکده جوييد مرا



ای چرخ فلک خرابی از کینه تست بیدادگری پیشه ديرينه تست

ی خاک اگر سينه تو بشکافند بس گوهر قیمتی که در سینه تست



می خور که به زیر گل بسی خواهی خفت بی مونس و بی رفيق و بی همدم و جفت

زنهار به کس مگو تو اين راز نهفت هر لاله که پژمرد نخواهد بشکفت



مهـتاب بــه نـور دامـن شـب بـشکافت می نوش دمی خوش تر از اين نتوان یافت

خوش بــاش و بـينديش که مـهتاب بسی اندر سر گور یک به یک خـواهد تافت



از منزل کفر تا به دين يک نفس است وز عالم شک تا به یقین یک نفس است

ایـن یـک نفس عـزیز را خـوش مـیدار کز حاصل عمر ما همین یک نفس است



اين کهنه رباط را که عالم نام است آرامگه ابلق صبح و شام است

بزمی است که وامانده صد جمشید است گوريست که خوابگاه صد بهرام است



امروز که نوبت جوانی من است می نوشم از آن که کامرانی من است

عیبم نکنيد گرچه تلخ است خوش است تلخ است از آن که زندگانی من است



بسیار بگشتيم به گرد در و دشت اندر همه آفاق بگشتيم بگشت

کس را نشنيديم که آمد زين راه راهی که برفت ، راهرو باز نگشت



دنيا ديدی و هر چه ديدی هيچ است و آن نيز که گفتی و شنيدی هيچ است

سـرتاسـر آفـاق دویـدی هیـچ است و آن نيز که در خانه خزيدی هيچ است



نيکی و بدی که در نهاد بشر است شادی و غمی که در قضا و قدر است

با چرخ مکن حواله کاندر ره عقل چرخ از تو هزار بار بيچاره تر است



چون آمدنم به من نبد روز نخست وین رفتن بی مراد عزمی ست درست

بر خیز و میان ببند ای ساقی چست کاندوه جهان به می فرو خواهم شست



از مـن رمقی بـسعی سـاقی مانده است وز صحبت خلق بی وفایی مانده است

از بـاده دوشــین قــدحی بـيش نــمـاند از عـمر نـدانم که چه باقی مانده است



گردون نگری ز قد فرسوده ماست جیحون اثری ز اشک آلوده ماست

دوزخ شرری ز رنج بیهوده ماست فردوس دمی ز وقت آسوده ماست



دوران جهان بی می و ساقی هیچ است بی زمزمـه نـای عـراقی هیـچ است

هر چند در احــوال جــهان می نگرم حاصل همه عشرت است و باقی هیچ است



با باده نشین که ملک محمود این است وز چنگ شنو که لحن داود این است

از آمــده و رفتـه دگـر یاد مـکـن حالی خوش باش زانکه مقصود این است



فردا علم نفاق طی خواهم کرد با موی سپید قصد می خواهم کرد

پيمانه عمر من به هفتاد رسید اين دم نکنم نشاط کی خواهم کرد



ای بس که نباشیم و جهان خواهد بود نی نام ز ما و نه نشان خواهد بود

زين پيش نبوديم و نبد هیچ خلل زين پس چو نباشيم همان خواهد بود



این قـافـله عـمر عجب می گذرد دریاب دمی که با طرب می گذرد

ساقی غم فردای حریفان چه خوری پیش آر پیاله را کـه شب می گذرد



وقـت سحر است خیز ای مایـه ناز نرمک نرمک باده خور و چنگ نواز

کانها کـه بجـایند نــپایند کسی و آن ها که شدند کس نمیآيد باز



مرغی دیدم نشسته بر باره توس در چنگ گرفته کله کیکاوس

با کله همی گفت که افسوس افسوس کو بانگ جرس ها و کجا نال ه کوس



هنگام سپیده دم خـروس سحری دانی که چرا همی کند نوحـه گری

یعنی که نمودند در آیـینه صبح کز عمر شبی گذشت و تو بی خبری



ــــــــــــــ

نوشته شده توسط:مرداویز.م
Work hard in silence
Let your success
Be your noise
Captain
Captain
نمایه کاربر
پست: 934
تاریخ عضویت: پنج‌شنبه ۱۶ آبان ۱۳۸۷, ۸:۲۸ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 1043 بار
سپاس‌های دریافتی: 3151 بار

Re: به مناسبت صدوپنجاهمین سالگرد برگردان اشعار خیام به انگلیسی

پست توسط Mardaviz »

 [FONT=Times New Roman]زندگی نامه خردمند بزرگ عمر خیام  
[External Link Removed for Guests]

[FONT=Times New Roman]حکیم عمر خیام (خیامی) در سال 439 هجری (1048 میلادی) در شهر نیشابور و در زمانی به دنیا آمد که ترکان سلجوقیان بر خراسان، ناحیه ای وسیع در شرق ایران، تسلط داشتند. وی در زادگاه خویش به آموختن علم پرداخت و نزد عالمان و استادان برجسته آن شهر از جمله امام موفق نیشابوری علوم زمانه خویش را فراگرفت و چنانکه گفته اند بسیار جوان بود که در فلسفه و ریاضیات تبحر یافت. 

تلاشها
خیام در سال 461 هجری به قصد سمرقند، نیشابور را ترک کرد و در آنجا تحت حمایت ابوطاهر عبدالرحمن بن احمد , اثربرجسته خودرادر جبر تألیف کرد. خیام سپس به اصفهان رفت و مدت 18 سال در آنجا اقامت گزید و با حمایت ملک شاه سلجوقی و وزیرش نظام الملک، به همراه جمعی از دانشمندان و ریاضیدانان معروف زمانه خود، در رصد خانه ای که به دستور ملکشاه تأسیس شده بود، به انجام تحقیقات نجومی پرداخت. حاصل این تحقیقات اصلاح تقویم رایج در آن زمان و تنظیم تقویم جلالی (لقب سلطان ملکشاه سلجوقی) بود. در تقویم جلالی، سال شمسی تقریباً برابر با 365 روز و 5 ساعت و 48 دقیقه و 45 ثانیه است. سال دوازده ماه دارد 6 ماه نخست هر ماه 31 روز و 5 ماه بعد هر ماه 30 روز و ماه آخر 29 روز است هر چهارسال، یکسال را کبیسه می خوانند که ماه آخر آن 30 روز است و آن سال 366 روز است هر چهار سال، یکسال را کبیسه می خوانند که ماه آخر آن 30 روز است و آن سال 366 روز می شود در تقویم جلالی هر پنج هزار سال یک روز اختلاف زمان وجود دارد در صورتیکه در تقویم گریگوری هر ده هزار سال سه روز اشتباه دارد.


بازگشت به خراسان
بعد از کشته شدن نظام الملک و سپس ملکشاه، در میان فرزندان ملکشاه بر سر تصاحب سلطنت اختلاف افتاد. به دلیل آشوب ها و درگیری های ناشی از این امر، مسائل علمی و فرهنگی که قبلا از اهمیت خاصی برخوردار بود به فراموشی سپرده شد. عدم توجه به امور علمی و دانشمندان و رصدخانه، خیام را بر آن داشت که اصفهان را به قصد خراسان ترک کند. وی باقی عمر خویش را در شهرهای مهم خراسان به ویژه نیشابور و مرو که پایتخت فرمانروائی سنجر(پسرسوم ملکشاه) بود، گذراند. در آن زمان مرو یکی از مراکز مهم علمی و فرهنگی دنیا به شمار می رفت و دانشمندان زیادی در آن حضور داشتند. بیشتر کارهای علمی خیام پس از مراجعت از اصفهان در این شهر جامه عمل به خود گرفت.

خیام و علم ریاضیات
دستاوردهای علمی خیام برای جامعه بشری متعدد و بسیار درخور توجه بوده است. وی برای نخستین بار در تاریخ ریاضی به نحو تحسین برانگیزی معادله های درجه اول تا سوم را دسته بندی کرد، و سپس با استفاده از ترسیمات هندسی مبتنی بر مقاطع مخروطی توانست برای تمامی آنها راه حلی کلی ارائه کند. وی برای معادله های درجه دوم هم از راه حلی هندسی و هم از راه حل عددی استفاده کرد، اما برای معادلات درجه سوم تنها ترسیمات هندسی را به کار برد؛ و بدین ترتیب توانست برای اغلب آنها راه حلی بیابد و در مواردی امکان وجود دو جواب را بررسی کند. اشکال کار در این بود که به دلیل تعریف نشدن اعداد منفی در آن زمان، خیام به جوابهای منفی معادله توجه نمی کرد و به سادگی از کنار امکان وجود سه جواب برای معادله درجه سوم رد می شد. با این همه تقریبا چهار قرن قبل از دکارت توانست به یکی از مهمترین دستاوردهای بشری در تاریخ جبر بلکه علوم دست یابد و راه حلی را که دکارت بعدها (به صورت کاملتر) بیان کرد، پیش نهد. خیام همچنین توانست با موفقیت تعریف عدد را به عنوان کمیتی پیوسته به دست دهد و در واقع برای نخستین بار عدد مثبت حقیقی را تعریف کند و سرانجام به این حکم برسد که هیچ کمیتی، مرکب از جزء های تقسیم ناپذیر نیست و از نظر ریاضی، می توان هر مقداری را به بی نهایت بخش تقسیم کرد. همچنین خیام ضمن جستجوی راهی برای اثبات "اصل توازی" (اصل پنجم مقاله اول اصول اقلیدس) در کتاب شرح ما اشکل من مصادرات کتاب اقلیدس (شرح اصول مشکل آفرین کتاب اقلیدس)، مبتکر مفهوم عمیقی در هندسه شد. در تلاش برای اثبات این اصل، خیام گزاره هایی را بیان کرد که کاملا مطابق گزاره هایی بود که چند قرن بعد توسط والیس و ساکری ریاضیدانان اروپایی بیان شد و راه را برای ظهور هندسه های نااقلیدسی در قرن نوزدهم هموار کرد. بسیاری را عقیده بر این است که مثلث حسابی پاسکال را باید مثلث حسابی خیام نامید و برخی پا را از این هم فراتر گذاشتند و معتقدند، دو جمله ای نیوتن را باید دو جمله ای خیام نامید. البته گفته می شودبیشتر از این دستور نیوتن و قانون تشکیل ضریب بسط دو جمله ای را چه جمشید کاشانی و چه نصیرالدین توسی ضمن بررسی قانون های مربوط به ریشه گرفتن از عددها آورده اند.


خیام و علوم دیگر
استعداد شگرف خیام سبب شد که وی در زمینه های دیگری از دانش بشری نیز دستاوردهایی داشته باشد. از وی رساله های کوتاهی در زمینه هایی چون مکانیک، هیدرواستاتیک، هواشناسی، نظریه موسیقی و غیره نیز بر جای مانده است. اخیراً نیز تحقیقاتی در مورد فعالیت خیام در زمینه هندسه تزئینی انجام شده است که ارتباط او را با ساخت گنبد شمالی مسجد جامع اصفهان تأئید می کند. تاریخنگاران و دانشمندان هم عصر خیام و کسانی که پس از او آمدند جملگی بر استادی وی در فلسفه اذعان داشته اند، تا آنجا که گاه وی را حکیم دوران و ابن سینای زمان شمرده اند. آثار فلسفی موجود خیام به چند رساله کوتاه اما عمیق و پربار محدود می شود. آخرین رساله فلسفی خیام مبین گرایش های عرفانی اوست. اما گذشته از همه اینها، بیشترین شهرت خیام در طی دو قرن اخیر در جهان به دلیل رباعیات اوست که نخستین بار توسط فیتزجرالد به انگلیسی ترجمه و در دسترس جهانیان قرار گرفت و نام او را در ردیف چهار شاعر بزرگ جهان یعنی هومر، شکسپیر، دانته و گوته قرار داد. رباعیات خیام به دلیل ترجمه بسیار آزاد (و گاه اشتباه) از شعر او موجب سوء تعبیرهای بعضاً غیر قابل قبولی از شخصیت وی شده است. این رباعیات بحث و اختلاف نظر میان تحلیلگران اندیشه خیام را شدت بخشیده است. برخی برای بیان اندیشه او تنها به ظاهر رباعیات او بسنده می کنند، در حالی که برخی دیگر بر این اعتقادند که اندیشه های واقعی خیام عمیق تر از آن است که صرفا با تفسیر ظاهری شعر او قابل بیان باشد. خیام پس از عمری پربار سرانجام در سال 517 هجری (طبق گفته اغلب منابع) در موطن خویش نیشابور درگذشت و با مرگ او یکی از درخشان ترین صفحات تاریخ اندیشه در ایران بسته شد.

از:اقلام دات کام
Work hard in silence
Let your success
Be your noise
ارسال پست

بازگشت به “شعر و ادبيات”