داستان های عارفانه

در اين بخش مي‌توانيد در مورد کليه موضوعات فرهنگي و ادبي به بحث و تبادل نظر بپردازيد

مدیر انجمن: شوراي نظارت

ارسال پست
Major I
Major I
پست: 5234
تاریخ عضویت: پنج‌شنبه ۲۵ خرداد ۱۳۸۵, ۲:۴۷ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 1747 بار
سپاس‌های دریافتی: 4179 بار
تماس:

داستان های عارفانه

پست توسط ganjineh »

اثبات خدا:
از بيان مبارك امام جعفر صادق عليه السلام است كه تخم مرغى را در دست گرفت و جواب عبدالله ديصانى را كه به حضرتش عرضه داشت :
«دلّنى على معبودك» تقرير مى فرمود و خبر در اوايل كتاب توحيد اصول كافىجناب ثقة الاسلام كلينى - رضوان الله عليه - منقول است .(1) يعنى اين (تخممرغ ) قلعه اى است پوشيده از هر طرف . مر او را پوستى ستبر است و زير آنپوست ستبر، پوست نازكى است و زير پوست نازك طلاى مايع (زرده تخم مرغ ) ونقره آب شده (سفيده تخم مرغ )، نه طلاى روان با نقره آب شده مى آميزد و نهنقره آب شده با طلاى روان . پس اين تخم مرغ به حال خود است نه مصلحى از آنخارج شده است تا از صلاح آن خبر دهد و نه مفسدى در آن داخل شده است تا ازفساد آن آگاهى دهد. كس نداند كه براى نر آفريده شده است يا براى ماده .شكافته مى شود و مرغانى بسان طاوسان رنگارنگ از آن به در مى آيند. آيابراى آن مدّبرى مى بينى ؟ (يا آن كه خود به خود چنين مى شود).(2)
*************
1)اصول كافى، ج 1، ص 63، به اعراب راقم .
2 )هزار و يك كلمه - 1، ص 434 - 433.
مرکز انجمنهای تخصصی گنجینه دانش
[External Link Removed for Guests]
مرکز انجمنهای اعتقادی گنجینه الهی
[External Link Removed for Guests]
Major I
Major I
پست: 5234
تاریخ عضویت: پنج‌شنبه ۲۵ خرداد ۱۳۸۵, ۲:۴۷ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 1747 بار
سپاس‌های دریافتی: 4179 بار
تماس:

Re: داستان های عارفانه

پست توسط ganjineh »

چوپان و اثبات وحدانیت خدا:

سرچشمه علماء و فضلاء امام فخرالدّين رازى عليه الرّحمة ادا مى نمايد كه :
هفتاد و دو دليل جهت وحدانيّت رب جليل تأمل نموده بودم و روز تعطيلسيركنان به دامن كوهسارى چون نسيم بهارى گذر كردم شبانى را ديدم كهگوسفندان مى چرانيد، با خود گفتم كه من عمرى به دلايل و برهان عقلى بروحدانيت معبود پى برده ام و علم واجب تعالى حاصل كرده ام و هنوز در درياىحیرت«ما عرفناك » گرفتارم و از انديشه« لا احصى ثناء عليك » دل افگار، آيااين شبان روزى رسان خود را به چه كيفيت مى شناسد و آفريننده خود را چگونهمى داند؟ پيش شبان رفته گفتم : خداى خود را چگونه مى شناسى ؟
گفت : چنان كه فرد و بى مانند است .
گفتم : اگر به تو كسى گويد كه خداى دو تواند بود، هيچ دليلى دارى كه رفع اين سخن نمايى و پرده از وحدانيت حق بگشايى ؟
گفت : اين چوب شبانى را چنان بر سر آن كس مى زنم كه سرش دو مى شود و مغزشچون سخنش پريشان مى گردد. و من هيچ دليلى چنين قاطع و برهانى چنين ساطعنيافتم كه بيخ شجر اعتقادش در زمين دل پاى محكم كرده بود كه به صرصر دلايلعقلى از جاى نمى رفت و عرق نمى گشود.(1)
***
1) هزار و يك كلمه ، ج 2، ص 343.
مرکز انجمنهای تخصصی گنجینه دانش
[External Link Removed for Guests]
مرکز انجمنهای اعتقادی گنجینه الهی
[External Link Removed for Guests]
Major I
Major I
پست: 5234
تاریخ عضویت: پنج‌شنبه ۲۵ خرداد ۱۳۸۵, ۲:۴۷ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 1747 بار
سپاس‌های دریافتی: 4179 بار
تماس:

Re: داستان های عارفانه

پست توسط ganjineh »

مشاهده خداوند قبل از قیامت:
ابوبصير مى گويد كه به حضرت امام صادق عليه السلام گفتم : در مورد خداى تعالى آگاهم كن كه آيا مؤ منان روز قيامت او را مى بينند؟
فرمود: آرى ، و پيش از روز قيامت هم ديده اند.
گفتم : كى ؟
فرمود: وقتى كه به آنها گفت: «ألست بربّكم قالوا بلى» ؛ آيا من پروردگارتان نيستم ؟ گفتند: آرى ، هستى.(1)
بعد مدتى ساكت شد و آن گاه فرمود: مؤ منان در دنيا پيش از روز قيامت هم مى بينند؛ آيا تو همين الان او را نمى بينى ؟
ابوبصير مى گويد: گفتم : فدايت شوم ! اين حديث را از جانب شما نقل بكنم ؟
فرمود: نه ؛ زيرا اگر آن را بگويى ، جاهل به معنايى كه تو قايل هستى ، آنرا انكار مى كند و بعد اين تشبيه و كفر به حساب مى آورد، و منظور رؤ يت باچشم نيست ؛ خدا بزرگ تر از چيزى است كه مشبهان و ملحدان وصف مى كنند.(2)
*********
1- )اعراف / 173.
2- )رساله حوله الرؤ يه ، ص 139 - 138.
مرکز انجمنهای تخصصی گنجینه دانش
[External Link Removed for Guests]
مرکز انجمنهای اعتقادی گنجینه الهی
[External Link Removed for Guests]
ارسال پست

بازگشت به “شعر و ادبيات”