حالا چرا؟

در اين بخش مي‌توانيد در مورد کليه موضوعات فرهنگي و ادبي به بحث و تبادل نظر بپردازيد

مدیر انجمن: شوراي نظارت

ارسال پست
Captain II
Captain II
نمایه کاربر
پست: 338
تاریخ عضویت: دوشنبه ۲۹ تیر ۱۳۸۸, ۱۱:۰۸ ق.ظ
محل اقامت: شيراز
سپاس‌های ارسالی: 337 بار
سپاس‌های دریافتی: 1377 بار

حالا چرا؟

پست توسط ستاره شب تار »

 حالا چرا؟ 
   
 آمدي، جانم به قربانت ولي حالا چرا؟
بي‌وفا حالا كه من افتاده‌ام از پا چرا؟
نوشدارويي و بعد از مرگ سهراب آمدي
سنگدل اين زودتر مي‌خواستي، حالا چرا؟
عمر ما را مهلت امروز و فرداي تو نيست
من كه يك امروز مهمان توام، فردا چرا؟
نازنينا ما به ناز تو جواني داده‌ايم
ديگر اكنون با جوانان ناز كن با ما چرا؟
وه! كه با اين عمرهاي كوته بي‌اعتبار
اين‌همه‌غافل شدن از چون مني شيدا چرا؟
شورفرهادم به پرسش سر به زير افكنده بود
اي لب شيرين جواب تلخِ سربالا چرا؟
اي شب هجران كه يك دم درتوچشم من نخفت
اين قدر با بخت خواب آلود من، لالا چرا؟
آسمان چون جمع مشتاقان پريشان مي‌كند
در شگفتم من نمي‌پاشد ز هم دنيا چرا؟
در خزان هجر گل اي بلبل طبع حزين
خُامشي شرط وفاداري بود، غوغا چرا؟
شهريارا بي‌حبيب خود نمي‌كردي سفر
اين سفر راه قيامت مي‌روي، تنها چرا؟
 



محمدحسين بهجت تبريزي متخلص به شهريار
 
 
با کسی که میتونی زندگی کنی زندگی نکن

با کسی زندگی کن که بدون اون نمیتونی زندگی کنی
Novice Poster
Novice Poster
نمایه کاربر
پست: 72
تاریخ عضویت: جمعه ۱۴ اسفند ۱۳۸۸, ۲:۲۳ ق.ظ
سپاس‌های ارسالی: 553 بار
سپاس‌های دریافتی: 153 بار

Re: حالا چرا؟

پست توسط e.g »

شاید زیبا ترین شعر یا زیباترین اشعار شهریار هست :P ملومه خوش ذوقی :razz: :smile:
به امیدی که رسد روزی و در سایه عدل..............

گرگ گوید ندریمو برّه گوید بچریم!!!!! تصویرتصویر تصویر
ارسال پست

بازگشت به “شعر و ادبيات”