ماه من ، غصه چرا ؟!

در اين بخش مي‌توانيد در مورد کليه موضوعات فرهنگي و ادبي به بحث و تبادل نظر بپردازيد

مدیر انجمن: شوراي نظارت

ارسال پست
Captain
Captain
نمایه کاربر
پست: 356
تاریخ عضویت: سه‌شنبه ۸ خرداد ۱۳۸۶, ۶:۳۵ ب.ظ
محل اقامت: Victoria, Australia
سپاس‌های ارسالی: 6778 بار
سپاس‌های دریافتی: 2887 بار

ماه من ، غصه چرا ؟!

پست توسط noora »

 ماه من ، غصه چرا ؟!  
 
 تصویر  
 
 ماه من ، غصه چرا ؟!  
 آسمان را بنگر ، که هنوز، بعد صدها شب و روز  
 مثل آن روز نخست 
 گرم وآبي و پر از مهر ، به ما مي خندد ! 
 يا زميني را که، دلش ازسردي شب هاي خزان  
 نه شکست و نه گرفت ! 
 بلکه از عاطفه لبريز شد و  
 نفسي از سر اميد کشيد  
 ودر آغاز بهار ، دشتي از ياس سپيد  
 زير پاهامان ريخت ، 
 تا بگويد که هنوز، پر امنيت احساس خداست ! 
 ماه من غصه چرا !؟!  
 تو مرا داري و من  
 هر شب و روز ،  
 آرزويم ، همه خوشبختي توست ! 
 ماه من ! دل به غم دادن و از ياس سخن ها گفتن  
 کارآن هايي نيست ، که خدا را دارند ... 
 ماه من ! غم و اندوه ، اگر هم روزي، مثل باران باريد  
 يا دل شيشه اي ات ، از لب پنجره عشق ، زمين خورد و شکست، 
 با نگاهت به خدا ، چتر شادي وا کن  
 وبگو با دل خود ،که خدا هست ، خدا هست !        تصویر  
  او هماني است که در تار ترين لحظه شب، راه نوراني اميد 
 نشانم مي داد ... 
 او هماني است که هر لحظه دلش مي خواهد ، همه زندگي ام ، 
 غرق شادي باشد .... 
 ماه من ! 
 غصه اگر هست ! بگو تا باشد ! 
 معني خوشبختي ، 
 بودن اندوه است ...! 
 اين همه غصه و غم ، اين همه شادي و شور  
 چه بخواهي و چه نه ! ميوه يک باغند  
 همه را با هم و با عشق بچين ... 
 ولي از ياد مبر، 
 پشت هرکوه بلند ، سبزه زاري است پر از ياد خدا 
 و در آن باز کسي مي خواند ، 
 که خدا هست ، خدا هست  
 و چرا غصه ؟ چرا !؟! 
هرچه مردم نا آگاه تر بمانند زمان درک این نکته که ثروت خودشان به خودشان هدیه شده طولانی تر خواهد بود
ارسال پست

بازگشت به “شعر و ادبيات”