پیامبر

در اين بخش مي‌توانيد در مورد کليه موضوعات فرهنگي و ادبي به بحث و تبادل نظر بپردازيد

مدیر انجمن: شوراي نظارت

ارسال پست
Captain
Captain
نمایه کاربر
پست: 356
تاریخ عضویت: سه‌شنبه 8 خرداد 1386, 6:35 pm
محل اقامت: Victoria, Australia
سپاس‌های ارسالی: 6778 بار
سپاس‌های دریافتی: 2887 بار

پیامبر

پست توسط noora »

 پیامبر


جبران خلیل جبران، حسین الهی قمشه ای (مترجم)  
 تصویر 

  بيامبر نوشته جبران خليل جبران ترجمه دكتر حسين اللهي قمشه اي ، قصه بيام آوري است كه روزي با كشتي در ساحل شهري به نام اورفاليس بياده مي شود . ناخدا و ملاحان كشتي با او عهد مي كنند كه دوازده سال بعد اورا در همين ساحل سوار كنند و به زادگاهش بازگردانند . بس از دوازده سال كشتي او در موعد مقرر باز مي گردد و هنگام وداع با مردم فرا مي رسد ، او در اين آخرين ديدار در پاسخ به سوالاتي كه اصناف گوناگون مردم از او مي كنند آنچه را از لطايف معرفت از هاتف خلوتهاي خويش شنيده است براي ايشان باز مي گويد . 

 به همه دوستان ، پيشنهاد مي كنم كه اين كتاب رو بخونيد! واقعا تاثير گذار و زيبا ست ! 
 بخشهايي از اين كتاب را در اين تاپيك قرار مي دهم : 


 *آموختن*  

 آنگاه آموزگاري برخاست و از آموختن برسيد ؟  
 بيامبر گفت:  
  نمي تواند شما را چيزي بياموزد مگر آنچه را كه نيم خواب در فجر آگاهي شما آرميده است .
آموزگاري كه در سايه معبد ميان بيروانش قدم مي زند از گنج دانش خويش به آنها چيزي نمي دهد ، بلكه عشق و ايمانش را با آنها  
  مي كند  
  اموزگار براستي خردمند باشد ، از شما نمي خواهد كه به خانه معرفت او داخل شويد ،بلكه شما را به آستان انديشه خودتان بار مي دهد .  
  شناس را شايد كه با شما از فهم خويش در اسرار فضا سخني گويد اما ، هيچ نشايد كه فهم خويش را به شما ببخشد .  
  خنيانگر تواند كه موسيقي افلاك را بر شما زمزمه كند ، اما نتواند شما را گوشي بخشد كه آن زمزمه را در يابيد و نه به شما حنجره اي عطا كند كه ان موسيقي را زمزمه كنيد  
  كس كه در علم اعداد استاد است ممكن است با شما از قلمرو كميت ها سخن گويد اما، نمي تواند شما را بدان اقليم رهنمون شود .  
 زيرا آدمي نمي تواند بالهاي خيال و چشم شهود خويش را به ديگري وام دهد ! و چنانكه هر يك از شما در علم خداوند جايگاهي خاص داريد ! همچنين بايد كه معرفت شما از خداوند و درك شما از اسرار زمين خاص شما باشد!. 
هرچه مردم نا آگاه تر بمانند زمان درک این نکته که ثروت خودشان به خودشان هدیه شده طولانی تر خواهد بود
Captain
Captain
نمایه کاربر
پست: 356
تاریخ عضویت: سه‌شنبه 8 خرداد 1386, 6:35 pm
محل اقامت: Victoria, Australia
سپاس‌های ارسالی: 6778 بار
سپاس‌های دریافتی: 2887 بار

Re: پیامبر

پست توسط noora »

 *دوستي*  




 تصویر 





و آنگاه جواني گفت اي حكيم مهربان از دوستي سخن بگوي . تصویر

پيامبر گفت :
دوست شما همان دعاي شماست كه مستجاب شده است .
مزرعه شماست كه در آن با عشق دانه مي كاريد و با شكر درو مي كنيد
سفره طعام و شعله آتشدان شماست .
زيرا با گرسنگي نزد او مي آييد و در كنارش آرامش مي جوييد .
وقتي دوست شما از ضمير خويش سخن مي گويد ، شما را نه هراس آن باشد كه گوييد ، ((چنين نيست )) و نه دريغ باشد كه گوييد ، ((آري چنين است )).

و هنگامي كه او سكوت مي كند قلب شما از گوش كردن به آواي قلب او باز نمي ايستد زيرا در اقليم دوستي همه انديشه ها ، همه آرزوها و انتظارات بي هيچ كلمه اي به دنيا مي آيند و ميان دو دست تقسيم مي شوند، با شادي و نشاطي كه در زبان نمي گنجد .

وقتي از دوست جدا مي شويد غمي به دل راه نمي دهيد ، زيرا آنچه را كه شما در او بيش از همه دوست مي داريد اي بسا كه در جدايي بهتر در چشم شما جلوه كند ، چنانكه كوه نورد وقتي از دشت به كوه مي نگرد آنرا بهتر مي بيند .

و خوشتر آنكه در دوستي هيچ مقصودي در ميان نباشد مگر آنكه روح شما ‍ ژرفتر و عظيم تر شود .
زيرا اگر عشق در پي چيزي جز كشف اسرار عشق باشد ، به حقيقت عشق نيست بلكه ، دامي است كه آدمي مي گسترد و در آن صيدي جز كالاي بيهوده نمي افتد .و بگذار بهترين بخش هستي تو از آن دوستت باشد .


اگر او درياي وجودت را هنگام جزر آب ديده است ، بگذار در مد آب نيز آنرا تجربه كند .
زيرا اگر دوستت را بدان خاطر بخواهي كه ساعات خود را در صحبت او بر باد دهي ، بهره آن دوستي چه خواهد بود ؟

پس در صحبت او ساعاتي را بجوي براي زيستن ( نه براي كشتن ).


زيرا دوست براي آن است كه نياز تو برآورد نه تهي بودنت راپر كند .

و بگذار كه در پيوند شيرين دوستي خنده و شادي باشد و شريك شدن در لذتهاي يكديگر .

زيرا در شبنم نكته هاي ظريف و كوچك دل آدمي صبح خود را مي يابد و تازه و با طراوت مي شود .


دوستان در هواي صحبت يار زر فشانند و ما سر افشانيم (سعدي )



بخشي از كتاب پيامبر نوشته جبران خليل جبران ترجمه حسين الهي قمشه اي
هرچه مردم نا آگاه تر بمانند زمان درک این نکته که ثروت خودشان به خودشان هدیه شده طولانی تر خواهد بود
ارسال پست

بازگشت به “شعر و ادبيات”